نعیم شرافت
بنیامین زئب (تئودور) هرتسل روزنامه نگار و فعال سیاسى و نویسنده یهودى الاصل اتریشى که جنبش سیاسى صهیونیسم را راه انداخت، در سال ۱۹۸۶ در نخستین کنگره جهانى یهودیان اعلام کرد که هر آن کس در جهان یهودى است باید به زادگاه خود یعنى اسراییل برگردد. همان سرزمینى که در تورات از آن به عنوان محل حکومت موسى یاد شده است. تا چند سال گذشته نیز همواره اخبار ادعاى صهیونیست ها مبنى بر تاسیس دولت مستقل اسراییل را مى شنیدیم. اما این روزها جنس این ادعا تغییر کرده است. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل در مراسم بزرگداشت هرتسل در دو ماه گذشته اعلام کرد که همه باید به اسراییل یهودى اعتراف کنند. دولتى که خاص یهودیان و محل قرارگاه آنان است. در بیانیه رسمى تل آویو نیز بیان مى شود که اسراییل دولت یهودیان است که از خاکشان رانده شدند و امروز بازگشته اند. در این نگاه جدید، یهود دیگر یک دین نیست بلکه یک نژاد به حساب مى آید. موسى نیز دیگر یک پیامبر نیست بلکه رهبر یک جریان سیاسى است که به دنبال تاسیس دولتى مستقل برخاسته و تورات هم کتابى آسمانى نیست، بلکه سندى است بر واقعه تاریخى سکونت یهود در اسراییل.
این در حالى است که هیچ کدام از رهبران دینى یهود، تورات را سند تاریخى نمى دانند و داستان هاى آن را صرفاً عبرت آموز و آموزنده تلقى مى کنند و امروز اسراییل از جهانیان مى خواهد به این خرافه ها اعتراف کنند، به یاد آن روز که کلیساى کاتولیک از همه مى خواست به مسطح بودن زمین اعتراف کنند. این ادعاى اسراییل در حالى بیان مى شود که بزرگترین مورخ یهود در حال حاضر یعنى «شلوموساند» استاد تاریخ دانشگاه تل آویو و نویسنده کتاب مشهور «پدیده ملت یهود» در کتابش مى گوید که هیچ گاه یهود به سرزمین اسراییل بازنگشته چرا که هیچ گاه از آن خارج نشده است. امروزه در کتاب هاى دوره ابتدایى، کودکان رژیم صهیونیستى مى آموزند که بنا بر افسانه اى مسیحى، خداوند خواست تا یهودیان را به جرم مصلوب کردن مسیح جریمه کند، پس آنان را در قرن اول میلادى از سرزمین اسراییل اخراج کرد.
اما شلوموساند برخلاف این افسانه مى گوید که دلیل شیوع دین یهود از جزیره العرب تا آفریقا و اروپا نه مهاجرت، بلکه تحول دینى مردمان بود. همچنین این نویسنده ادامه مى دهد که چگونه است یهودیان خارج شده از اسراییل، هم اکنون در اروپا با موهایى قرمز و پوستى سفید مى باشند؟ جواب تنها یک چیز است و آن هم گرایش مردم اسراییل از یهودیت به مسیحیت و سپس اختلاط با مسلمانان و مهاجران عرب است. پس فلسطینى امروز همان یهودى دیروز است.
البته دولت اسراییل با تاسیس رشته تاریخ یهود در تمام دانشگاه هاى اسراییلى و نشر افسانه هاى عهد عتیق به دنبال کم رنگ کردن گفته هاى شلوموساند است. از جمله این افسانه ها این است که یهودیان، سازندگان اهرام ثلاثه مصرند که به رهبرى موسى از دریاى سرخ عبور کردند و در مقابل حکومت متمدن مصر، به دنبال تشکیل حکومتى بزرگ با آیین یهود بودند. این در حالى است که هیچ کدام از مورخان علم و تمدن مصر، این داستان را نمى پذیرند. پس نه دولتى یهودى پیش از این بوده و نه اخراجى صورت گرفته است. این ادعاى جدید ناشى از همان جریان سیاسى صهیونیستى هرتسل است که به دنبال ایجاد یک دولت بزرگ یهودى است تا بتواند تمامى یهودیان پراکنده دنیا را در یک جا جمع کند.
جالب آنکه براى توجیه ادعاى خود این گونه سؤال مى کنند: «چگونه است که تمامى دولت هاى منطقه به یک دین رسمى پایبندند همچون مصر ولى اسراییل حق آن را نداشته باشد؟» این جا یک مغلطه بزرگ صورت گرفته است. اول آنکه چگونه مصر را به عنوان دولتى متمدن با نظام سیاسى کهن که در تاریخى مشخص و مستند به اسلام گرویده را با اسراییل که تنها براساس تجمیع طایفه هاى یهودى پراکنده در دنیا که فقط در چند سال اخیر گردهم آمده اند، مقایسه مى کند و دوم آنکه اگر در قانون اساسى مصر بر دین رسمى اسلام تاکید مى شود به این معنا نیست که مصر فقط دولت مسلمانان است. در حالى که اسراییل دولت یهودى را این گونه تعریف مى کند که حق هر یهودى است که از سراسر جهان به اسراییل بیاید و از حقوق شهروندى و شناسنامه اى برخوردار شود و هرکس غیریهودى هرچند بومى منطقه باید اخراج شود. پس این سخن آنان کاملاً فرافکنى است و هیچ جاى دفاع ندارد. پس اسراییل به اینجا باید برسد که نمى توان براساس یک افسانه، دولتى یهودى را تعریف و همه را مجبور به پذیرش آن کرد. جالب آنکه قانون وضع مى کنند که هرکس از ساکنان اسراییل اگر به دولت یهودى اعتراف نکند به یک سال زندان محکوم مى شود. کلیساى کاتولیک هم براى اثبات نظریه زمین مسطح چه خون ها و چه کشته هایى را که فدا نکرد، اما امروز همه مى دانند که زمین گرد است.