اسدالله افشار
کارنامه بشر در هزاره سوم میلادی و در هنگامه شکوفایی تکنولوژیک بویژه در عرصه علم ارتباطات که حاکمیت ملی را به کمک مبانی علم حقوق بین الملل به چالش طلبیده، هنوز خشونت دست از دامان بشریت نکشیده است و هنوز میلیاردها دلار برای تجهیز ارتشهای مدرن هزینه می شود تا رویای امنیت جمعی محقق شود.
کارنامه بشر در اعمال خشونت سازمان یافته و مبارزه با آن پرفراز و نشیب است . دهها انقلاب، صدها کودتا، و جنگ جهانی و دهها جنگ رهایی بخش نشانگر نیاز به تقویت مبانی عقلی، عملی و جمعی مبارزه با خشونت و پیگیری صلح جهانی است.
باید امیدوار بود که توسعه علم ارتباطات و تدوین مبانی حقوقی برای افزایش ضریب امنیت شهروندان در فرآیند جهانی شدن به خشکاندن ریشه های خشونت و شکل گیری «جبهه جهانی ضد خشونت» منجر شود.
اولین قربانی خشونت:
هابیل اولین قربانی خشونت است . انسان در هزاره سوم میلادی در بازخوانی پرونده خشونت هنوز قابیل را نماد اولین بهره برداری نامشروع از قدرت و توسل به خشونت به یاد می آورد.
برمبنای روایت ها و مستندات تاریخی رفتار قابیل با خشونتهای سازمان یافته قرنهای بعد تفاوتهای بسیار فاحش دارد. به همین دلیل نمی توان بدون در نظر گرفتن مبانی فکری، آموزه های دینی، ملی و کالبدشکافی ناهنجاری های اجتماعی ناشی از فقدان ساختارهای امنیتی به بررسی این مقوله پرداخت.
بررسی تاریخی خشونت در عین حال بدون کنکاش در تحولات ساختاری و نظری نظام های سیاسی سنتی و مدرن هم ممکن نیست. چرا که این تحولات هر چند به نهادینه شدن و تضمین رعایت حقوق ملت ها منجر شده و از دامنه خشونت کاسته است اما به خلاف آن از عرصه زندگی مدنی و خصوصی بشریت ختم نشده، زیرا هنوز منازعه بررسی قدرت در جهان ادامه دارد.(1)
خشونت و ناامنی شهری:
موضوع خشونت و ناامنی شهری یکی از چالش های جدی جوامع می باشد که نظر بسیاری از صاحب نظران را در فرآیند تحلیل، تفسیر و ریشه یابی آن به خود معطوف نموده است . مهمترین خصیصه عصر جدید و قرن بیست و یکم گسترش ارتباطات و فزونی سرعت در انتقال انگاره های فرهنگی در جوامع می باشد (چه مثبت و چه منفی.)
خشونت و ناامنی شهری در مفهوم امروزین خود بیشتر زاییده صنعتی شدن جوامع و گسترش شهرها و تبلور کلانشهرها می باشد. امنیت عمومی مبهم و پیچیده است، این مفهوم در سیر حیات خود دائما دچار تحول شده و از مفهومی به مفهوم دیگر تغییر یافته است . در دیدگاه سنتی، امنیت معطوف به تامین فضایل و حفاظت از عاملان آن می شد و انسان منفعلانه خود را می بایست با قالب فضایل و دیدگاه فرهیختگان تطبیق می داد.
در دیدگاه مدرن، امنیت معطوف به قدرت و تامین زندگی امن و مرفه انسان و حفاظت از عاملان آن یعنی متخصصان و صاحب نظران می شود و نسبت به دیدگاه پست مدرنیسم معطوف به معنا در زندگی انسانی و تاکید بر لذت گرایی و معناگرایی اراده و خلاقیت انسانی است . و بالطبع پیچیده شدن مفهوم امنیت در دیدگاه اخیر باعث گردیده که برای تامین و تحکیم آن عدم انعطاف و به کارگیری شیوه ها، ابزار و متدهای مختلف را شاهد باشیم تا قبل از هر چیز با شناسایی و شناخت عوامل ناامنی و تهدید کننده نسبت به مقابله و برخورد با آن عوامل و کاهش احساس ناامنی عمومی اقدام نماییم.مباحث خشونت شهری، جرایم حاشیه نشینی و ارتباط بین گسترش شهرک های حومه و حاشیه نشینی با افزایش جرایم و بزهکاری ها و تشکیل مناطق ممنوعه در اطراف شهرهای بزرگ و کلانشهرها از جمله مباحث مهمی است که تقریبا به صورت یکسان در جوامع اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه مشاهده می گردد.
خشونت سرمنشا تمامی بحرانها:
در بحرانهایی که هم اکنون در گستره جهان سایه سهمگینی افکنده است ، آنچه بیش از همه، دیده می شود. مسئله خشونت است و خشونت هم اکنون به منزله سرمنشاء تمامی بحرانها و هرج و مرج ها به شمار می رود. در مقابل این پدیده نامیمون، جوامع بشری برای ادامه حیات شرافتمندانه خود نیاز به محیط و فضایی سالم و ایمن دارند، جامعه ای که در آن نظم باشد، ضوابطی اندیشیده حکومت کند، جلوی عقده سازی ها، ناامنی ها و اضطرابها گرفته شود و همین ضرورت، پایه و اساس بروز و ظهور قوانین و مقررات موضوعه و تشکیل نهادها و سازمانهای امنیتی را به اشکال و صور گوناگون سبب می گردد.نظر و عقیده کلیه جامعه شناسان و محققان درباره جامعه و بقای آن بر دو پدیده اساسی یعنی «قانون» و «نظم » استوار است .اشاره شارع مقدس اسلام به دو نعمتی که از دیدها پنهان است و چون زایل گردد قدرشان ظاهر می شود یعنی: صحت بدن و آرامش جامعه ، نیز موید همین امر است . از نظر فقهی نیز امنیت برای مسلمانان واجب کفایی شناخته شده است زیرا در هر شرایط باید عده ای در حد کفایت به انجام این وظیفه مهم بپردازند تا جامعه اسلامی بتواند به حیات معنوی و مادی خود و به تبع آن در مسیر رشد وشکوفایی ادامه دهد.(2)
واژه امنیت از دیدگاه ارزشی اسلام مفهوم گسترده ای را شامل می گردد و ابعاد آن از محدوده حفاظت از قدرتهای نظامی، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشور، به منظور تثبیت حکومت در امور داخلی و خارجی و جلوگیری از اقدامات غیرقانونی فراتر رفته ، صیانت از مصالح جامعه اسلامی راضمن حراست از مقدسات مذهبی ، جان ، مال ، آبرو، حیثیت و اعراض مردم در قبال هرگونه تعرض و تجاوز با اجرای احکام الهی ، تمسک به انجام واجبات و اجتناب از محرمات و منهیات را در بر می گیرد. لذا هر دو پدیده یعنی : «خشونت » به عنوان آفت و «امنیت» به عنوان نیاز حیاتی جوامع انسانی ، ریشه در تاریخ به قدمت تاریخ تمدن ملل عام دارند.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.