* بیداری اسلامی چیست؟ چه بعدی از بیداری اسلامی به مثابه یک تحول اجتماعی سراغ دارید؟
** اصطلاح بیداری اسلامی را برخی از متفکران مسلمان برای جهان اسلام به کار بردند و مقصود آنها از بیداری اسلامی بازسازی تمدن اسلامی و یافتن جایگاه شایسته جهان اسلام در جغرافیای سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی جهان معاصر است. البته گاهی میتوانیم فراتر از این سخن بگوییم، یعنی توجهی که جهان امروز به اسلام پیدا کرده، بسیار فراتر از دایره خاص جهان اسلام است. اصطلاح «بیداری اسلامی» 30 سال قبل، از سوی اندیشمندان مسلمان مطرح شد. فرض کنید از شمال آفریقا تا خاور دور، مسلمانان در حال بیدار شدن هستند و بیداری اسلامی در حال شکلگیری است. این اصطلاح همانطور که عرض کردم در دایره مسلمانان مطرح بود و انقلاب اسلامی نقطه عطفی شد در جهانی شدن بیداری اسلامی و باعث شد بسیاری از مسلمانان و شاید همه مسلمانان، توجه ویژهای به اسلام پیدا کنند، که اثرهایش را در کشورهای مختلف و در وجههای مختلف در طول سالهای پس از انقلاب شاهد بودیم.
* چه مصداقهایی برای این مفهوم میشناسید؟
** یکی از نمادهای بیداری اسلامی درجهان، حجاب بود. ممکن است ابتدا به نظر برسد این امر یک مسأله ساده است؛ مثلاً خانمی یک پوشش ویژه را انتخاب میکند. اما در واقع، پوشش نمادی از یک تغییر و تحول بسیار عمیق فرهنگی، فکری و اجتماعی است و اگر میبینیم کشورهای غربی مقابل این مسأله موضعگیری و مخالفت میکنند ـ با همه هزینههایی که در این زمینه میپردازند ـ به این دلیل است که اینها وجوه این مسأله را امروز درک میکنند که بازگشت به حجاب یک پدیده ساده و تغییر پوشش نیست، تغییر بسیاری از چیزها است که یکی از نمادهای آن حجاب است.
10-15 سال پیش، به جنوب تایلند رفتم. جنوب تایلند منطقهای است که مسلمانان در آنجا متمرکز هستند. بیشتر مسلمانان تایلندی سنی هستند هرچند که اسلام در تایلند اول بهوسیله شیعیان معرفی شده است. از آنجا تمام قدرت سیاسی تایلند در اختیار شیخ احمد قرار میگیرد. شیخ احمد اولین شیخالاسلام تایلند بوده و اولین مسجدها را در تایلند تأسیس کرده. اما امروز بیشتر مسلمانان تایلند غیرشیعه هستند و از حدود 75ـ70 میلیون جمعیت تایلند، براساس آمارهای رسمی، 2-3 میلیون مسلمان هستند ولی جمعیت مسلمانان متمرکز در جنوب تایلند بالای 10 میلیون نفر است. 10-15 سال قبل اولین بار بود که به تایلند میرفتم. تا حالا چند بار به آنجا سفر کردهام. تایلند کشوری است که به فساد معروف است. البته خیلی از آن چیزها که گفته میشود صحت ندارد، ولی به هر حال یک سری مسائل هست. با آنکه تایلند کشور بودایی است، زنان محجبه زیادی را میدیدیم. حتی بچههای کوچک، بچههای 4-5 ساله را میدیدیم که همه محجبه از دبستانها خارج میشدند. وقتی در منطقه جنوب، از جاده عبور میکردیم هنگام تعطیلی مدرسه با صفهای طولانی دختر بچههای دبستانی روبهرو میشدیم. یکی از دوستان جدید شیعه ما در آنجا میگفت «اگر شما هر جایی از این منطقه نشانی از حجاب میبینید به دلیل انقلاب اسلامی ایران است، قبل از انقلاب هیچ اثری از حجاب هیچجا نبود؛ حتی بین اهل سنت، بسیاری از کشورهای جهان بهویژه جوانان آنها اشتیاق زیادی دارند که با اسلام عمیقتر و عالمانه آشنا شوند. امروز، مرکزهای آموزش اسلامی چه به صورت حوزهها، چه به صورت دانشگاهها، در سراسر دنیا یکی از مرکزهای مورد توجه جوانان است و این مساله در کشورهای اسلامی، در حال توسعه است. در خاور دور هم مرکزهای آموزش اسلامی پررونقی حتی در روستاها تأسیس شده و جوانان بسیاری در آنجا تحقیق میکنند. این علاقه نشان میدهد اسلام برای مسلمانها اهمیت دارد. اسلامی که در دورهای، بسیاری از گروندگان آن، حتی در خود ایران دینشان را مخفی میکردند. اگر کسی میخواست در دانشگاه نماز بخواند، پنهانی نماز میخواند مبادا دیگران بفهمند و به او بگویند فاناتیک، مرتجع! و از این قبیل اصطلاحهایی که در گذشته به کار میبردند.
بعد از جنبش بیداری اسلامی شاهدیم مسلمانان به اسلام توجه پیدا کردند و دنبال درک آن هستند. امروز مسلمانان به دین خود افتخار میکنند. این افتخار نشانی از بیداری اسلامی است که در جهان احیا شده. یکی از نمادهای این بیداری اسلامی، توجه به معیارهای اجتماعی و سیاسی اسلام است.
یعنی اکنون، بحثهای اسلام از حوزه مباحث عقیدتی یا رفتارهای فردی خارج شده و بحث رفتارهای اجتماعی و حکومت از دیدگاه اسلام پدید آمده به شکلی که گرایش وسیعی به تشکیل حکومتهای اسلامی در جهان پدیدار و جنبشهای متعددی برپا شده. الان در مراکش شاهد جنبش حرکت عدل و احسان هستیم. آقای عبدالسلام یاسین با الهام از امام خمینی(ره)، جمع زیادی از روشنفکران و تحصیلکردگان مراکش را گرد آورده است. او سالهاست سازمانی را با عنوان «جماعت عدل و احسان» ساماندهی کرد.
هدف این سازمان دستیابی به حکومت اسلامی، شبیه به حکومت ایران است. جریانها و جنبشهای مشابه و متعددی در کشورهای جهان مثل ترکیه و حتی آفریقای سیاه وجود دارد. در نیجریه آقای زاک زاکی دنبال تشکیل حکومتی اسلامی است که البته زیر همین فشارها، دولت نیجریه طرحی را با نام طرح شریعت مطرح کرد و در بعضی منطقهها که بیشتر آنان مسلمان هستند، قانون شریعت و قوانین اسلامی را معیار قوانین حکومتی قرار دادهاند. به هر حال، نمونههای بیداری اسلامی در جهان معاصر به شکلهای مختلف بسیار است و این فهرست را میتوان همچنان توسعه داد.
* ظهور جنبش بیداری اسلامی در دنیای اسلام چه نسبتی با اتفاقهای ریز و درشت دنیا دارد؟
** اینکه مسلمانان چگونه به این بیداری رسیدند، دلیلهای مختلفی دارد. میتوانم بگویم عاملی به عنوان عامل جهانی وجود داشت و آن این بود که بشر قرن نوزدهم میلادی که در اثر دستاوردهای علمی مغرور شده بود و فکر میکرد میتواند با دانش خود به همه چیز دست پیدا کند، در قرن بیستم با سرعت بسیار زیادی، دنبال رهایی از دین بود و اعلام کرد دیگر دوران دین به سر آمده. بارها این داستان را گفتهام؛ برتراند راسل که تقریباً 100 سال پیش زندگی میکرد یکی، دو سال قبل از مرگش، در یک سخنرانی در جشن تولد خود اعلام میکند که دیگر دوران دین به سر آمده و نباید توقع داشت که دین مشکلی را حل کند. این حرفها در غرب زیاد بود. نیچه هم از مرگ خدا میگفت و اینکه دوران معنویت در غرب تمام شده. بعد همین انسانی که ادعا میکرد نیازی به دین ندارد، هر چه جلوتر رفت احساس کرد نیازش به دین بیشتر شده.
انسان معاصر کمبود جدی را از نظر دین احساس میکرد. در همین دوران احساس کمبود بود که توجه دوبارهای به دین معطوف شد. در این بین کشورهای اسلامی و پیشگامان اندیشه اسلامی با توجه به فضای تازهای که پدید آمده بود در کشورهای مختلف دست به فعالیتهایی زدند.
آن زمان، هنوز کسی از وقوع حادثهای که در راه بود خبر نداشت و فقط تیزبینان قادر به پیشبینی آینده بودند. بخش مهمی از این فعالیتها در ایران بهوسیله اندیشمندان و متفکران مسلمان حوزوی و دانشگاهی شکل گرفت. این فکرها و اندیشهها در کشورهای مختلف زمینههایی داشت.
مثلاً در بعضی کشورهای پیشرفته اسلامی مثل مصر و الجزایر نمونههایی از این حرکت آغاز شد. در بعضی کشورهای دیگر مثل مالزی هم نوعی از این بحثها شکل گرفت. این تحولات باعث شد بشر بهویژه مسلمانان دوباره به دین توجه کنند.
به تدریج، در جهان اسلام در اثر توجه به شاخصهای اسلام به عنوان یک دین کامل که همه ابعاد انسان را مورد توجه قرار میدهد یک بیداری دینی شکل گرفت و میان مسلمانان این احساس پیدا شد که ما یک گوهری در دست داریم اما از این گوهر بیخبریم. بعد از حادثههایی که در جنگ جهانی دوم شکل گرفت و دوقطبی شدن جهان، دیگر هیچ جایگاهی برای اسلام باقی نماند. هر دو قطب در مخالفت با اسلام توافق داشتند. مسلمانان در این فضای دوقطبی احساس کردند هویت اسلامیشان در خطر است.
از یک سو، احساس نیاز بشر به معنویت و دین و از سوی دیگر فعالیتهای روشنفکران، اندیشمندان و عالمان دینی و مطرح شدن بعضی از ویژگیهای مهم اسلام، دست به دست هم دادند و به تدریج، در جهان اسلام با پیشگامی فرهیختگان جریان بیداری اسلامی شکل گرفت. این جریان باعث توجه مجدد به ارزشها و مفاهیم اسلامی شد و مسلمانان پی بردند باید دنبال جایگاه واقعی خود در دنیا باشند.
* انقلاب اسلامی ایران چه نقشی در بیداری اسلامی جهانی داشت؟
** انقلاب اسلامی و به تعبیر امام(ره) انفجار نور، به جریان اسلامگرایی که به کندی در حال شکلگیری بود شتاب عجیبی بخشید. پس از انقلاب اسلامی راه چند دهه یا بلکه راه چند سده طی چند سال طی شد و همچنان شاهد افزایش این شتاب هستیم. امروز کمتر مسلمانی را میتوان یافت که نسبت به هویت خود اهتمام نورزد یا نسبت به اسلام به عنوان بخش مهمی از زندگی خود توجهی نداشته باشد. حتی در غیرمسلمانان هم اسلام شناخته شده است. چندی پیش، طی سفری در انگلستان، در مسیری که سوار قطار بودم، دختر بچه 7 ساله انگلیسی که کنار من نشسته بود، به من گفت: «شما مسلمانید؟» گفتم: «تو از کجا میدانی؟» گفت: «این لباسی که شما پوشیدید برای علمای اسلامی است.» بچه 7 ساله انگلیسی غیرمسلمان هم امروز میداند که این لباس، لباس علمای اسلام است. معنای این مساله آن است که مفاهیم و ارزشهای اسلامی دیگر از مرزهای مسلمانان گذشته. اگر امروز میبینیم عدهای به طور عمدی به برخی از ارزشها و مقدسات حمله میکنند ـ مثل قضیه دانمارک ـ برای این است که غیرمسلمانها مقابل اسلام احساس خطر میکنند؛ یعنی اسلام با یک روال منطقی در حال توسعه است و آنها به روش منطقی نمیتوانند جلوی این پیشرفت را بگیرند. اسلام به هر جا رسیده و منطق آن مطرح شده غیرمسلمانان مقابلش خلع سلاح شدهاند.
* این عزت اسلامی که میگویید در مجامع رسمی جهانی نمونهای هم دارد؟
** سال 2003 در پارلمان جهانی ادیان بارسلونای اسپانیا وقتی یکی از بزرگترین شخصیتهای فرهنگی اسپانیا میخواست آقای طارق رمضان را که یک فیلسوف مسلمان بود معرفی کند، چنین گفت: «ما امروز میخواهیم به سخنان کسی گوش دهیم که همگی به هدایتها و آموزشهای او نیازمندیم.» طارق رمضان اصالتاً مصری، متولد سوئیس و مقیم فرانسه بود و دفتر فعالیتش هم در فرانسه بود. آن روز آقای طارق رمضان راجع به آزادی سخنرانی کرد. سخنرانی او ترجمه سخنرانی رهبر انقلاب در مورد آزادی بود. دقیقاً ایشان همان مطالب را اما به زبان انگلیسی بیان میکرد. او هیچ ارجاعی به رهبر انقلاب نمیداد و خودش هم شیعه نیست، ولی تمام سخنرانیاش چیزی نبود جز همان فرمایشهای آقا. مورد دیگری در همان روزها برای خود من پیش آمد. آن زمان در سمپوزیوم حقوق بشر در بارسلونا در حاشیه اجلاس پارلمانی ادیان شرکت کرده بودم. با اینکه جزو مدعوین اصلی نبودم بلافاصله دستاندرکاران اجلاس، فضایی فراهم کردند که صحبت کنم. بعد در کمیسیون تخصصی حقوق بشر از دیدگاه اسلام نیز عملاً اداره کمیسیون را در اختیار ما قرار دادند. اگر امروز به اسلام و مسلمانان حمله میشود به دلیل این است که دشمنان احساس میکنند نمیتوانند به طور منطقی با آن مقابله کنند به همین دلیل با ایجاد یک سری حساسیتهای جاهلی، بدوی و قرون وسطایی سعی میکنند دوباره جلوی رشد اسلام را بگیرند!
مثلاً از پیغمبر اسلام، کاریکاتور چاپ میکنند که باعث ناراحتی مسلمانان میشود. بعد که مسلمانان پرچم دانمارک را به نشانه خشم آتش میزنند، دانمارکیها معترض میشوند که پرچم آنها نقش صلیب دارد و آنها هم برای گرفتن انتقام میخواهند قرآن آتش بزنند! آیا این منطقی است؟ آیا این واقعاً معیارهای جهان مدرن امروز است؟ اینها همان رفتارهای قرون وسطایی است که میخواهند جنگهای صلیبی قرون وسطایی راه بیندازند. عدهای را به عنوان حامیان صلیب یک طرف جمع کنند و مقابل مسلمانان صفآرایی کنند.
بسیاری از حرکتهایی که به نام مسلمانان صورت میگیرد توطئههایی است برای اینکه چهره خاصی از اسلام را به جهان معرفی کنند. گروهکهای خلقالساعهای در عراق گروگان میگیرند، افراد بیگناه را مثلاً یک راننده را گروگان میگیرند، بعد با شعار اللهاکبر و با پرچم اللهاکبر سرش را میبرند و بعد فیلمش را برای تمام رسانههای غربی پخش میکنند! کاملاً مشخص است که دستهای پنهانی در کار است تا تواناییهای منطقی اسلام را با این صحنههای احساسی مخدوش کند و به جهان معاصر امکان و فرصت توجه به ارزشها و مفاهیم اسلامی را ندهد.
البته با وجود همه این تلاشها، حساسیت مردم نسبت به اسلام روز به روز افزایش یافته و همین افزایش حساسیت، باعث شده در جاهای مختلف، افراد بیشتر دنبال اسلام بروند و وقتی کمی به اسلام نزدیک شدند متوجه شدهاند که اسلام با تبلیغاتی که میشود فرق دارد و برای همین، بسیاری از آنان خیلی زود به اسلام گرویدهاند.
* فکر میکنید هر حرکتی علیه اسلام انجام شده در نهایت به نفع اسلام و توسعه و تفکر اسلامی تمام شده؟
** بعد از حادثه 11 سپتامبر، وزیر ارشاد سابق به من گفت آمار رسمی نشان میدهد که پس از این واقعه، 100 هزار نفر در سطح دنیا مسلمان شدند! که یقیناً آمار غیر رسمی صدها برابر این مقدار است چون خیلیها که مسلمان میشوند به جایی اعلام نمیکنند. ایشان میگفت: «طی این دوران، قرآن پرفروشترین کتاب جهان بوده است. حتی کتابهای موجود در انباری در انگلستان که از نظر کیفیت چاپ و ترجمه بسیار نامرغوب بوده و سالها در این انبار خاک میخورده، پس از حادثه 11 سپتامبر همگی به فروش رفته است؛ به تعبیر ایشان انبار را جارو کردند! به قدری تقاضای این کتابها افزایش یافته که مسؤول آنها در همه کتاب فروشیهای ایران به دنبال کتابهای انگلیسی، فرانسه، آلمانی و... بوده است تا با خود برای فروش به انگلیس ببرد! تقاضا برای کتابهای اسلامی به ویژه مکتب اهل بیت(ع)، در سالهای اخیر افزایش چشمگیر و بیسابقهای داشته است.» اوایل انقلاب یک بار این مسأله مطرح شد ولی چون هنوز جهان، ظرفیت پذیرش خیلی از ارزشهای اسلامی را نداشت فقط در قشر خاصی تأثیر کرد؛ در قشر برجستهای که حساسیتشان خیلی بالا بود. در سالهای اخیر، بعد از اشغال عراق و بعد از اینکه جایگاه پیروان مکتب اهل بیت به واسطه تبلیغات رسانهای کمکم مورد توجه مردم قرار گرفت و مرجعیت شیعه تأثیر خود را در صحنه عمل اجتماعی نشان داد، توجه به مکتب اهلبیت افزایش بیشتری پیدا کرد. امروز ما با جنبش خاصی در این زمینه روبهرو هستیم؛ یک تقاضای جهانی از سوی مسلمانان و غیرمسلمانان برای آشنایی بیشتر با اهلبیت که این نیز نماد یک بیداری نوین در جهان اسلام است. اکنون، مسلمانان از حد مفاهیم و ارزشهای سنتی مذهبی خود در حال گذر هستند و دوباره در مسیر بازگشت به مفاهیم اصیل اسلامی و تاریخ صدر اسلام حرکت میکنند. یعنی امروز مسأله اصلی در جهان اسلام این است که اهلبیت کی هستند و چه جایگاهی داشتند؟ این یعنی بازگشت به ریشههای اولیه اسلام و صدر اسلام. در اجلاس بارسلونا بر خلاف سایر گروهها و هیأتها، هیأت ایرانی برنامهاش را مشخص نکرده بود. در حالی که همه گروهها برنامه، زمان، مکان و شکل جلسه را از ماهها قبل مشخص کرده بودند. در دفترچه اجلاس که یک کتابچه مفصل 400-300 صفحهای بود منتشر شده بود. آن اجلاس بزرگترین اجلاس تاریخ بود؛ اجلاسی بود که همزمان با آن نزدیک به 20-19جلسه با حضور 50 هزار نفر تشکیل میشد. بر اساس آمار رسمی دستاندرکاران اجلاس، بیش از هشت هزار نفر از چهرههای برجسته و معروف ادیان و مذاهب سراسر دنیا شرکت کرده بودند. پانزده دقیقه قبل از جلسه به ما برنامه را اعلام کردند. تصورم این بود با توجه به تأخیری که پیش آمده کسی در جلسه شرکت نخواهد کرد ولی وقتی جلسه تشکیل شد سالن پر شد با این که آن سالن یکی از سالنهای بزرگ اجلاس بود که در اختیار ما قرار داده بودند. تمام جمعیت تا آخر ساعت ماندند؛ حتی تقاضای تمدید کردند. چند بار زمان جلسه تمدید شد. سؤال اصلی شرکتکنندگان این بود که واقعاً مکتب اهلبیت چیست؟ جایگاهش در جهان اسلام و تفکر اسلامی کجاست؟ بسیاری از این شرکتکنندگان که خواهان معرفی مکتب اهل بیت در جهان بودند مسلمان نبودند.
* فردای جریان بیداری اسلامی کجاست؟ به نظر شما بیداری اسلامی میتواند به یک تحول اجتماعی منجر شود؟
** این بیداری در حال گسترش است و هر چند این فرآیند دشمنان زیادی دارد و تلاشهای زیادی هم برای توقف یا انحرافش صورت میگیرد ولی باز همچنان توسعه پیدا خواهد کرد. تقریباً غرب به این نتیجه رسیده که نمیتواند جلوی گسترش تفکر اسلامی را بگیرد. به همین دلیل بیشتر تلاشش تغییر مسیر این جنبش است و تبدیل مفاهیم اسلامی به مفاهیم بیخطر برای دولتهای غربی. امروز در سطح رسانهای غرب به بعضی بحثها دامن زده میشود، اما چون آنها به این نتیجه رسیدهاند که این روش هم خیلی موثر نیست، کمکم در حال صفآرایی آشکار علیه اسلام هستند. ولی قبل از این که به این مرحله برسند، بحثهایی مثل Euro-Islam و American Islam، اسلام اروپایی یا اسلام آمریکایی را مطرح کردند. وقتی سالهای قبل امام خمینی(ره)، بحث اسلام آمریکایی را مطرح کرد موضوع خیلی خیلی جدی بود، ولی بعدها در سطح رسانههای غرب، اسلام آمریکایی و اسلام اروپایی مطرح شد و هنوز هم مطرح است. منظور آنها از این اسلام، اسلامی است که برای غرب خطری ندارد و با غربیها سازگار است؛ حتی با ضداسلامیترین مفاهیم و غربیترین مفاهیم مثل همجنسبازی هم میتواند سازگار باشد! غربیها روی این قضیه خیلی مانور دادند. در کشورهای مختلف مثل آمریکا، هلند و... انجمن همجنسبازان مسلمان را تشکیل دادند! الآن این افراد در هلند نشریه دارند و در واقع دنبال تحریف اسلام هستند، دنبال نشان دادن چهره دیگری از اسلام هستند. در روش دیگری، آنها سعی کردند بر روی چهرههای منحرف اسلامی سرمایهگذاری کنند که البته نتیجه مطلوب حاصل نشد.
آنها جریانهای انحرافی اسلام را دنبال و از آنها حمایت میکردند اما به محض این که پی میبردند جریان، جریانی سالم است دست از حمایت بر میداشتند و به تخریب آن میپرداختند. یکی از نمونهها همین آقای طارق رمضان بود. در رسانههای غربی خیلی زیاد درباره ایشان ترویج و تبلیغ میکردند چون فکر میکردند که ایشان فردی است که به درد آنها میخورد. کم کم که به حرفهایش گوش دادند تازه فهمیدند که چه میگوید.
دیدند نه، این خیلی به نفع آنها نیست. برای همین وقتی ایشان قرار بود برای یک کار علمی به آمریکا برود، اجازه ورود به وی ندادند و او را با جریانهای تروریستی مرتبط دانستند. البته این تهمتی است که به هر مسلمانی که فکرش با فکر آنها سازگاری ندارد میزنند. حتی شکلگیری جریان القاعده را خود آمریکاییها با همکاری CIA انجام دادند. هدفشان هم این بود که یک چهره بسیار منفی از اسلام را توسط گروهی افراطی عرضه کنند و از طرفی هم بدیلی درست کنند برای مبارزه با آمریکا در کنار ایران که بگویند اگر مسلمانها میخواهند با آمریکا مبارزه کنند غیر از ایرا ن هم جای دیگری هست، مجموعه دیگری هم هست، آنها میتوانند بروند دنبال بنلادن، دنبال القاعده، دنبال طالبان! ولی تمام این تلاشها عملاً شکست خورد. تجربه آمریکا در افغانستان، یک تجربه کاملاً شکست خورده بود، اصلاً آمریکاییها فکر نمیکردند به این موقعیتی که الآن رسیدند، برسند. آنها فکر میکردند که به آسانی بر افغانستان سلطه پیدا میکنند. بعد آن را در منطقه به یک کشور کاملاً غربی تبدیل میکنند که به کانون توسعه تفکر آمریکایی تبدیل شود؛ ولی این طور نشد.
* چرا آنطوری که آنها میخواستند نشد؟
** چون هنوز که هنوز است در سلطه نظامی در افغانستان مشکل دارند چه رسد به بقیه مراحلش! اینها فکر میکردند که با یک حمله نظامی کوتاه مدت، بر عراق مسلط میشوند و مردم عراق هم به سرعت تبدیل میشوند به یک مجموعه غرب زده کامل و شبزندهداریهای بغداد و کابارهها و رقاص خانهها و مرکزهای فساد دوباره احیا میشود و عراق برای توسعه تفکر غربی به قلب تپنده منطقه تبدیل میشود! ولی اصلاً عراق چنین نشد. در اربعین شهید حکیم که به عنوان نماینده شورای عالی مجمع جهانی اهلبیت همراه هیأتی از طرف رهبر انقلاب به عراق رفتم، در بغداد، اکثریت زنان محجبه بودند و تعداد غیرمحجبه بسیار کم بود. این نشان میدهد که تفکر اسلامی، جریان غالب و اصلی است. انتخابات و سایر حوادث نیز نشان میدهد که آمریکاییها در همه محاسباتشان اشتباه کردند. حالا امروز هم که این جار و جنجالها را درباره ایران و بحث انرژی اتمی راه انداختهاند، باز آخرش میگویند که بحث انرژی اتمی ایران، یک بحث سیاسی است و باید با مذاکره حل شود. یعنی دیگر از حمله نظامی صحبتی نمیکنند. تقریباً آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که این کارها هیچ نفعی برایشان ندارد. فکر میکنم در پشت جریانهای آژانس بینالمللی دست صهیونیستها در کار است. این جریان دنبال این است که یک صفآرایی تازهای را بین مسیحیان و مسلمانان ایجاد کند که البته منافعش متوجه صهیونیستها خواهد بود. صهیونیست بینالملل در پی آن است که با ایجاد یک جنگ جهانی دینی، زمینه را برای سلطه جهانی یهود فراهم کند؛ یک جنگ جهانی دینی که یک طرفش مسلمانان باشند و طرف دیگرش مسیحیان؛ یک جنگ صلیبی نوین که صهیونیستها قهرمان و برنده آن خواهند بود. آن وقت است که به نظر خودشان، به آرزوهای بزرگ خود که تسلط بر جهان است، خواهند رسید. اما اگر همه این حادثهها را کنار هم بگذاریم، نشانههای آشکار زمینههای ظهور منجی موعود دیده میشود. البته شما میدانید تفکر منجی و به تعبیر ما امام زمان(عج)، توسط جریانات مختلف در دنیا مطرح میشود. یهود خود یکی از منادیان تفکر آخرالزمانی است و آنها تصورشان این است که ظهور منجیشان بسیار نزدیک است.
مسیحیان خاصی از جمله مسیحیان اونجلین ـ که رئیس جمهور آمریکا و همکارانش نیز عضو این گروه هستند ـ و نئومحافظهکاران هم به دنبال ظهور منجی موعود خود هستند. آنها معتقدند که مسیح میآید و حتی طبق این استدلال با یهود همکاری میکنند که برای ظهور منجی، باید یهود بر منجی سلطه پیدا کند. بنابر این ما باید به سلطه جهانی یهود کمک کنیم تا آن منجی ظهور پیدا کند. سلفیها و وهابیان افراطی نیز از جمله منادیان تفکر آخرالزمانی هستند و بر اندیشه ظهور مهدی(عج) تأکید میکنند که البته تفکر آنها با ویژگیهایی که در روایتهای ما آمده سازگاری و مطابقت دارند.
فقط عمده تفاوت ما با آنها در این است که معتقدیم حضرت متولد شده و غایب است، آنها میگویند در آینده متولد میشود. در این میان پیروان مکتب اهل بیت، در واقع شیعیان اثنیعشری هم منادیان تفکر آخرالزمانی هستند. امروزه در جهان، حتی در صحنه سیاست، حرف اول را معتقدان به آخرالزمان میزنند. صهیونیست بینالملل، قدرت حاکمه آمریکا، وهابیت و پیروان مکتب اهل بیت(ع)، همه و همه منادیان تفکر آخرالزمانیاند. در این میان آن تفکر حق، تفکر اهلبیت(ع)، با همه محدودیتهای انسانی و ابزاری که دارد، با همه مشکلاتی که با آن مواجه است همچنان در حال توسعه است و این ظهور حق است و این حق در حال گسترش است و انشاءالله به ظهور امام زمان(عج) منتهی میشود. بنابر این آینده، آینده بسیار روشنی است. همه ابرها به زودی کنار رفته و خورشید حقیقت طلوع خواهد کرد.
* وظیفه نخبگان حوزههای فکر و عمل در این جریان چیست؟ یعنی چه کارهایی میشود کرد؟
** نخبگان باید با شناخت دقیق از موقعیت موجود و با شناخت دقیق ارزشها و مفاهیم اسلامی، این حرکت شکل گرفته را طوری مدیریت کنند که دستیابی به نتایج در کوتاه مدت و با کمترین هزینه میسر شود. یعنی آنها باید بتوانند مدیریت این جریان را به دست بگیرند. براساس تعبیر امام(ره) که در مورد حوزههای علمیه فرمودند: «باید نبض فرهنگ و تفکر را دست بگیرید و آن را هدایت کنید»، امروز نیز نخبگان جهان اسلام باید این وظیفه و رسالت را بر عهده بگیرند. امروز، فرهنگ و تمدن جهانی سریع تر از نخبگان جهان اسلام پیش میرود و جهتش را انتخاب میکند. یعنی ما از قافله توجه به اسلام و بیداری اسلامی که در حال پیشروی است عقب افتادهایم و روشنفکران و اندیشمندان مسلمان به جای پیشگامی در این سیر و هدایت آن، نهایتاً دنبالکننده این جریان هستند، هنوز ما تا این نقطه فاصله زیادی داریم.
باید روی این مسأله سرمایهگذاری کنیم و این مسؤولیت مهم اندیشمندان جهان اسلام است که پرچمدار این حرکت باشند و حرکتی را که عوامل مختلفی زمینهساز آن شده، تسهیل، تعمیق و تسریع کنند. بزرگترین مسؤولیت حکومتهای مسلمان با توجه به شرایط فعلی، اتحاد، همکاری و ایجاد جبهه مشترک اسلامی است، ایجاد یک صف واحد امت اسلامی با رهبری و تفکر و ارزشهای اسلامی است. مشکل اصلی ما در حکومتهای اسلامی این است که بعضی از آنها متأسفانه اسماً دولت اسلامی هستند! آنها عضو سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی هستند ولی واقعاً پایبندی به اسلام ندارند. امروز با توجه به شرایط فعلی، مسؤولیت اصلی توده مسلمان توجه به دسیسههایی است که دشمنان هر روز شکل تازهای از آنها را اجرا میکنند.