حسن خیاطی
با نزدیک شدن به سال 1390 که سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در مصر خواهد بود بحث جانشینی فرعون مصر نیز پررنگ تر می شود.
برنامه موروثی کردن ریاست جمهوری برای خاندان مبارک سالهاست که تدوین شده و هر روز که می گذرد دولت قاهره زمینه را برای اجرایی کردن آن فراهم تر می نماید.
مبارک که در سال 1360 پس از اعدام انقلابی انورسادات خائن به دست شهید خالد اسلامبولی و افسران مسلمان و وفادار به آرمانهای اسلامی ارتش مصر برکرسی ریاست جمهوری نشست در حالیکه اکنون از سن 83 سالگی نیز پا را فراتر نهاده مانند بسیاری از حکام عرب حاضر به از دست دادن این کرسی نیست. اما از آنجا که اربابان آمریکایی اش از مدتها پیش تلاش خود را برای تعیین جایگزین وی و فراهم ساختن زمینه های انتقال قدرت آغاز کرده اند ناچار است به فرامین صادره تمکین نموده و اطاعت نماید. با این حال وی و اربابان استعمارگرش درصدد موروثی کردن حکومت سه دهه ای فرعون مصر و انتقال قدرت به خاندان او هستند.
در این رابطه هفته قبل روزنامه مصری «الشروق الجدید» به نقل از یکی از نمایندگان پارلمان مصر نوشته بود که «مبارک» تصمیم به انحلال پارلمان مصر گرفته و این تصمیم را بزودی به مرحله اجرا خواهد گذاشت . به گفته این مقام پارلمانی مصر ظاهرا دستور انحلال مجلس از سوی مبارک به فتحی سرور رئیس مجلس مصر نیز ابلاغ شده ولی وی در حال بررسی چارچوبهای قانونی صدور دستور انحلال پارلمان است تا به این وسیله مساله را از حالت دستوری خارج و به نحوی قانونی جلوه داده و به توجیه آن بپردازد.
دوره مجلس الشعب (مجلس ملی) مصر به طور رسمی در پایان سال آینده خاتمه خواهد یافت ولی ظاهرا حزب حاکم در مصر تمایل به برگزاری انتخابات پارلمانی زود هنگام به منظور آماده شدن برای برگزاری انتخابات پیش از موعد ریاست جمهوری را در سر می پروراند.
تحلیلگران سیاسی از 2 نفر به عنوان گزینه های مطرح برای جانشینی مبارک نام می برند. این 2 نفر عبارتند از: 1 ـ «عمر سلیمان» رئیس سازمان اطلاعاتی مصر و از چهره های شاخص و تاثیر گذار در فضای سیاسی این کشور که طی سالهای گذشته خدمات بسیاری را برای خاندان مبارک برعهده داشته وطی این سالها با نیت به دست آوردن موافقت فرعون مصر و اربابان آمریکایی او هر آنچه از او خواسته اندرا انجام داده است. 2 ـ «جمال مبارک» فرزند 44 ساله حسنی مبارک فرعون مصر.
در مورد گزینه اول یعنی عمر سلیمان عملا امکان جانشینی وی با توجه به زمینه سازیهای انجام یافته منتفی شده است. براساس مواد اصلاح شده قانون اساسی مصر در سال 1384 حزب واجد شرایط برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری تنها یک نامزد می تواند داشته باشد بطوریکه یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری رهبری حزب را در اختیار گرفته باشد. در واقع به همین علت بود که «جمال مبارک» سال گذشته به جای پدرش ریاست حزب ملی دمکراتیک مصر که همان حزب حاکم در این کشور است را بر عهده گرفت و عملا زمینه حضور وی در انتخابات فرمایشی سال 1390 فراهم گردید.
از آن گذشته احزابی می توانند در انتخابات مصر شرکت کنند که 5 سال از فعالیت آنها گذشته باشد. و از آنجا که با توجه به وفاداریهای سلیمان به دولت مبارک تاسیس حزب جدید توسط او هم غیر ممکن است و هم در صورت تاسیس سابقه لازم تازمان برگزاری انتخابات را نخواهد داشت لذا انتخاب وی از سوی حزب حاکم به عنوان تنها نامزد این حزب برای ریاست جمهوری با وجود «جمال مبارک» بسیار بعید است.
بنابراین حکومت مصر و اربابان آمریکایی مبارک زمینه های لازم برای یک انتخابات فرمایشی و جایگزین کردن فرد مورد نظر خود به جای فرعون مصر را فراهم کرده اند. در واقع آمریکایی ها بدنبال فردی هستند که مانند مبارک پدر بدون هیچ چون و چرایی فرامین آنها را در منطقه به اجرا درآورد. فردی مانند انورسادات خائن و حسنی مبارک که پس از امضای قرار داد ننگین کمپ دیوید و شکستن قبح سازش با اسرائیل به مهره کلیدی آمریکا در منطقه تبدیل و سیاستهای منطقه ای آنان در خاورمیانه را به طور کامل به اجرا گذاشتند.
گذشته از این آمریکایی ها در عمل تمایلی به ایجاد تغییر در موقعیت فعلی مصر و سیاستهایی که دولت حسنی مبارک دنبال می کند ندارند و برای آنها فرقی نمی کند که از میان جمال یا سلیمان کدام یک جانشین آینده فرعون مصر باشند اما این جانشینی برای خاندان مبارک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحلیلگران معتقدند جمال به آن دلیل که از خاندان مبارک به شمار می رود بدون شک بیشترین شانس برای جانشینی را دارد و این در حالی است که همین تحلیلگران در عین حال پنهان نمی کنند که مردم مصر واقعا از خاندان مبارک خسته شده و هیچ علاقه ای به استمرار حکومت آنان بر کشورشان ندارند. علاوه بر آن نداشتن سابقه مدیریتی یا نظامی و کم تجربه بودن جمال از نظر سیاسی مردم مصر را نسبت به آینده کشورشان بسیار نگران تر می کند.
در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی هیچ اهمیتی به تجربه و سوابق افراد نمی دهند و همین که فردی مانند مبارک بتواند نقش دلال صهیونیست را ایفا و اهداف آنها را تامین نماید برایشان کافیست و تا زمانیکه سران کشورهای عربی در نقش نوکران حلقه بگوش آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارند جابجایی چند مهره دردی از مشکلات و مصائب را منطقه حل نخواهد کرد.