محمود رضایی
30 ژوئن 2009، روزی که تمام مردم عراق انتظار آن را میکشیدند، بالاخره فرارسید و مردم عراق که از سال 2003، یوغ اشغال ایالات متحده را بر گردن میدیدند، بالاخره از این حقارت رهایی یافتند و آمریکا که زیر فشارهای شدید داخلی و خارجی قرار داشت در راستای اجرای توافقنامه امنیتی بغداد – واشنگتن نیروهای خود را از شهرها و روستاهای عراق خارج کرد تا مردم عراق پس از سالها تحمل دیکتاتوری صدام معدوم و سپس اشغالگری ایالات متحده اندکی طعم آزادی را بچشند.
بیشک روز 30 ژوئن برای همیشه در تاریخ عراق ثبت خواهد شد و مردم رنجکشیده این کشور سالهای سال این روز را جشن خواهند گرفت؛ روزی که از جانب دولت به عنوان تعطیل رسمی در عراق اعلام شده است.
با این وجود و هرچند مردم عراق اکنون غرق شادی هستند و میکوشند از آزادیای که سالها آرزوی آن را داشتهاند، لذت ببرند اما هنوز نسبت به اهداف ایالات متحده درباره عراق چندان خوشبین نیستند؛ چرا که به هر حال عراق پایگاه بسیار مهمی برای کاخ سفید در مهمترین منطقه جهان (خاورمیانه) محسوب میشود و به نظر نمیرسد، ایالات متحده حاضر باشد به این راحتیها این پایگاه استراتژیک خود را رها کرده و از دست بدهد. این تنها بخشی از نگرانی مردم عراق است. بخشی دیگر از این نگرانیها به احتمال تشدید حملات تروریستی در این کشور مربوط میشود؛ موضوعی که فکر بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده است. دقیقا به همین علت است که در حال حاضر و در شرایطی که کنترل امنیتی تمام مناطق عراق در اختیار نظامیان بومی این کشور قرار دارد، بالاترین سطح تدابیر امنیتی اعمال میشود.
به باور ناظران سیاسی دولت نوریمالکی، نخستوزیر عراق چند ماه بسیار سخت را پیش روی خواهد داشت. ماههایی که اگر بتواند به سلامت از آنها گذر کند، آینده کشور را تضمین کرده است. به نظر میرسد پس از عقبنشینی نیروهای ایالات متحده از عراق، حملات و عملیاتهای انتحاری در این کشور روندی رو به رشد پیدا کند. گروههایی نظیر بعثیها، تکفیریها و القاعده خواهند کوشید، از خلأ موجود که ناشی از خروج نظامیان ایالات متحده است، نهایت بهره را ببرند و ضربات جبرانناپذیری را بر پیکره دولت عراق وارد کنند. در این میان برخی معتقدند، بعثیها عملا از جانب ایالات متحده حمایت میشوند. سران کاخ سفید چندی پیش مسأله بازگشت اعضای حزب منحله بعث به فضای سیاسی عراق را مطرح کردند؛ چیزی که با مخالفت شدید سران عراق از جمله شخص نخستوزیر مواجه شد. به رغم این، کاخ سفید کوشید این نیروها را در قالب به اصطلاح «شوراهای بیداری» مجددا به فضای سیاسی و نظامی عراق بازگرداند. از سوی دیگر طی ماههای اخیر ایالات متحده اقدام به آزاد کردن بسیاری از اعضای حزب بعث کرده بود؛ اقدامی که به تشدید ناامنیها در این کشور کمک بسیاری کرد و بر ناآرامیهای موجود دامن زد. از این رو در حال حاضر بسیاری معتقدند که ایالات متحده با استفاده از نیروهای بعثی خواهد کوشید که ناامنیها را در عراق تشدید کرده و دولت نوریمالکی را عاجز از برقراری امنیت نشان دهد. به هر حال عجز دولت عراق از ایجاد امنیت در کشور، نارضایتیهای داخلی را سبب خواهد شد و این موضوع میتواند عرصه را برای بازگشت احتمالی نظامیان ایالات متحده به عراق، تحت توافقنامهای جدید فراهم کند. در صورت اجرایی شدن این سناریو ایالات متحده به هدف خود یعنی ماندن در عراق دست یافته است و میتواند جریان نفت در منطقه را تحت کنترل داشته و آن را برای غرب تضمین کند. افزون بر این با ماندن در کنار رژیم نامشروع صهیونیستی، میتواند امنیت متحد سنتی خود را تأمین کند و دشمنان قسم خوردهاش نظیر ایران، حزب الله و سوریه را نیز تحت نظر داشته باشد.
جدا از بعثیها که حمایت ایالات متحده را پشت سر خود میبینند، تکفیریها و القاعده نیز بر دامنه حملات خود به نظامیان و غیر نظامیان در روزها و ماههای آتی خواهند افزود و آنها نیز تلاش میکنند از خلأ ناشی از خروج نیروهای نظامی ایالات متحده، بیشترین بهرهبرداری را بکنند. تکفیریها و القاعده نیز همانند بعثیها از خارج از عراق حمایت میشوند. بیانیه شدیداللحنی که چندی پیش نوریمالکی منتشر کرد، ناظر به همین مسأله بود. مالکی در بیانیه خود بشدت از سران کشورهای عربی که جلوی فتاوای ضد شیعی را نمیگیرند انتقاد کرده بود و خواستار مقابله با وهابیونی شده بود که در صدور این فتاوا نقش ایفا میکنند. نخستوزیر عراق تأکید کرده بود که صدور این فتاوا یکی از مهمترین علل ناآرامیها و عملیاتهای انتحاری در عراق محسوب میشود. به واقع مالکی در بیانیه خود کشورهایی نظیر اردن، مصر، امارات و از همه مهمتر عربستانسعودی را هدف گرفته بود. نامه نخستوزیر عراق ناظر بر این مسأله بود که این کشورهای عربی عقبه ایدئولوژیک تکفیریها و القاعده را تأمین میکنند، حال آنکه علاوه بر حمایت ایدئولوژیک، این کشورها حمایتهای مالی و لجستیکی بسیاری نیز از این تروریستها به عمل میآورند و کشوری نظیر عربستان عملا به عراق، تروریست صادر میکند. شاهزادههای سعودی که روابط بسیار نزدیکی با القاعده دارند، از مهمترین منابع مالی این گروه تروریستی محسوب میشوند. حتی در جریان حملات 11 سپتامبر به برجهای دوقلو نیز ایالات متحده، عربستان را به واسطه حمایت از القاعده از اصلیترین متهمان این حمله تروریستی میدانست. اگرچه افشاگریهای بغداد تازگی ندارد و پیش از این هم اسناد و مدارکی برای اثبات نقش طوایف سعودی در حوادث تروریستی عراق منتشر شده بود، ولی دولت مالکی قبلا تا این اندازه بیپرده وهابیها و تکفیریها را عامل این جنایات نخوانده بود و این خود نشان از تشدید فشارهای گروههای تروریستی بر دولت عراق دارد.
به هر حال اعراب و بویژه عربستان در طول 75ماه اشغال عراق، نشان دادهاند که وجود آنارشی را در این کشور بر حضور دولتی شیعی در رأس کار ترجیح میدهند. از این روی تروریستهای خود را به عراق میفرستند تا از طریق برنامهریزی و اجرای عملیاتها و حملات انتحاری، توان دولت شیعی مالکی را در ایجاد امنیت زیر سوال ببرند.
تمام اینها در حالی است که سرنوشت توافقنامه امنیتی نیز کاملا مشخص نشده و هنوز مشخص نیست که این توافقنامه به همهپرسی گذاشته میشود یا اینکه همهپرسی آن به تعویق خواهد افتاد. اساسا عقبنشینی نیروهای نظامی ایالات متحده از عراق به عنوان بخشی از تعهدات آمریکا در توافقنامه امنیتی رخ داد. توافقنامه امنیتی خروج نیروهای آمریکایی از عراق در فاصله ماههای نوامبر و دسامبر 2008 مورد تایید کابینه، پارلمان و شورای ریاست جمهوری قرار گرفت و قرار است 30 جولای 2009 نیز رفراندمی عمومی برگزار شود تا وضعیت این توافقنامه مشخص شود. در حال حاضر یکی از بحثهایی که مطرح است، موضوع به تعویق افتادن این همهپرسی است و هنوز درباره تاریخ قطعی برگزاری این رفراندم تفاهمی میان طرفین حاصل نشده است و بسیاری از منابع نزدیک به دولت عراق اعلام کردهاند که شاید این رفراندم همزمان با انتخابات عمومی در عراق در سال 2010 میلادی برگزار شود.
به واقع برخی از کارشناسان معتقدند از آنجا که احتمال رأی منفی مردم عراق به این توافقنامه وجود دارد، دستهای پشت پرده که به ایالات متحده نزدیک هستند، میکوشند که این همهپرسی را اساسا منتفی یا حداقل به تعویق بیندازند. مطابق این توافقنامه نیروهای نظامی ایالات متحده در حال حاضر ملزم هستند که از شهرها و روستاهای عراق خارج شوند و در پادگانهایی در حاشیه شهرها سکنا گزینند و فقط در وضعیتهای فوقالعاده و در صورت درخواست دولت عراق حق دخالت خواهند داشت. در این مدت و پس از امضای توافقنامه امنیتی نیز نیروهای نظامی ایالاتمتحده عملا موظف بودند که نیروهای بومی عراق را آموزش دهند و خود را نیز برای واگذاری امور به نظامیان عراقی آماده سازند. اخیرا و پس از امضای توافقنامه امنیتی، نیروهای آمریکایی نمیتوانستند بدون مجوز دولت عراق عملیاتی را انجام دهند و در این مدت فرماندهی عملیات نظامی نیز عمدتا برعهده افسران عراقی قرار داشت. حتی آمریکاییها نمیتوانستند هیچ فرد عراقی را بیش از 24 ساعت در بازداشت خود نگه دارند و باید سریعا برای تحویل آنها به نظامیان عراقی اقدام میکردند. این در حالی است که باراک اوباما، رئیسجمهور ایالاتمتحده نیز در اقدامی فراتر از تعهدات آمریکا که در توافقنامه بر آنها تأکید شده است، قول داده که تعداد نیروهای حاضر در پایگاههای نظامی در عراق را تا 50 هزار نفر کاهش دهد. قرار است نظامیانی که از عراق خارج میشوند به افغانستان کوچ کنند و مسؤولیتهای نظامی دیگری در آن کشور برعهده گیرند. در حال حاضر اوضاع افغانستان بشدت ناآرام است و سران نظامی ایالاتمتحده میپندارند که نیازمند افزایش نیروهای خود در کشور افغانها هستند اما به هر حال موعد خروج نهایی و کامل تمام سربازان آمریکایی از عراق 31 دسامبر 2011 اعلام شده است و این زمانی است که دو طرف در قالب توافقنامه امنیتی درباره آن به توافق دست یافتهاند.
به هر حال در شرایط کنونی به نظر میرسد که اگر دولت عراق و نیروهای نظامی این کشور بتوانند فشار حملات ماههای ابتدایی را تحمل کنند و بدون حضور نیروهای نظامی ایالاتمتحده از عهده تأمین امنیت کشور برآیند، دیگر کار سختی در پیش نخواهند داشت، اما در صورتی که عکس این وضعیت رخ دهد، وضعیت عراق در هالهای از ابهام فرو رفته و رو به وخامت خواهد گذاشت.
این در حالی است که درباره تواناییهای نیروهای نظامی بومی عراق نیز تردیدهای زیادی وجود دارد. به رغم آنکه سران نظامی عراق و ایالاتمتحده بارها تأکید کردهاند که نیروهای نظامی این کشور توانایی کامل حفظ امنیت را در عراق دارند، اما تردیدهای جدی در این باره وجود دارد. عدهای این سوال را مطرح میکنند که آیا ارتش عراق که از قومیتهای مختلفی نظیر شیعه، سنی، کرد، ترکمن و... تشکیل شده است، اساسا از انسجام لازم برای مقابله با تروریستها برخوردار است؟
در آن طرف ماجرا باراک اوباما، امیدوار است که با این اقدام نمادین بتواند مقداری وجهه ایالاتمتحده را در جهان و بویژه در میان مردم عراق بهبود بخشد؛ وجههای که پس از اشغالگریها و زیادهخواهیهای بیحد و حصر بوش کوچک چیزی از آن نمانده است.
دولت نومحافظهکار آمریکا در دوره حکومت جورج بوش(پسر)، رئیسجمهور سابق این کشور به بهانه واهی وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و در راستای ادامه جنگ علیه تروریسم که پس از حملات 11 سپتامبر در آمریکا آغاز شد، به عراق حمله کرد. این جنگ ویرانگر نهتنها اهداف اعلام شدهاش را محقق نساخت، بلکه به جای تحقق امنیت و ثبات، این کشور را دستخوش ناامنیها و چالشهای زیادی کرد که قربانیشدن صدها هزار غیرنظامی و حتی بنا به گزارشهای غیررسمی بیش از یک میلیون نفر، یتیم شدن پنج میلیون کودک عراقی، ویرانی ساختارهای زیربنایی و بر افروختن آتش جنگ طایفهای و مذهبی را باید از برجستهترین نتایج ویرانگر این جنگ دانست.
تاثیر منفی این جنگ بر وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عراق تا حدی بود که آمار و ارقام منابع رسمی از متزلزل شدن کانون خانوادهها، ترس و نگرانی برای ازدواج میان جوانان، بیوه شدن هزاران زن عراقی، یتیم شدن میلیونها کودک و شرایط سخت و دشوار معیشتی برای کودکان و نوجوانان عراقی حکایت دارد.
در عرصه سیاسی نیز با وجود تصویب قانون اساسی، تشکیل پارلمان و دولت منتخب و تلاش دولتمردان عراقی جهت نزدیکتر ساختن احزاب سیاسی این کشور به یکدیگر از طریق طرحهایی همچون طرح آشتی ملی، شاهد نوعی از هم گسیختگی سیاسی در عراق هستیم که با توجه به تعدد قومی و مذهبی در این کشور، قانونگذاران آن هنوز نتوانستهاند درباره تصویب قوانین مهمی همچون قانون نفت و گاز به توافق برسند. درباره سیاست خارجی نیز کارشکنی اعراب در برخی از مقاطع سبب شده است که عراق در این عرصه نیز نتواند چندان موفق شود چنانکه حتی بسیاری از این کشورها حاضر به بازگشایی سفارتخانههای خود در عراق نبودند و بتازگی برخی از آنها اعلام کردهاند که حاضر به تبادل سفیر با بغداد هستند. این در حالی است که برخی از قرائن نشان میدهد که ایالاتمتحده در پشت پرده، تصمیمی برای خروج از عراق ندارد. اکنون باید دید آیا آمریکاییها حقیقتا از عراق خارج میشوند یا به نحوی دیگر برای ادامه حضورشان در این کشور بهانهتراشی خواهند کرد. یکی از مهمترین دلایلی که ناظران سیاسی را نسبت به عقبنشینی نظامیان آمریکایی امیدوار نمیکند، اظهار نظر سران پنتاگون است. چندی پیش ژنرال جان کیسی از عدم عقبنشینی زودهنگام نظامیان ایالاتمتحده از عراق سخن گفت.
اخیرا نیز ژنرال رابرت کاسلن، بالاترین مقام نظامی آمریکا در شمال عراق از توافقات مشترک برای ابقای نظامیان اشغالگر در موصل خبر داده و حضور آنها را برای حفظ امنیت شمال عراق ضروری دانسته است. با این همه مقامات عراقی از توانمندی نیروهای ارتش و دستگاههای امنیتی این کشور برای کنترل اوضاع خبر میدهند و حتی صراحتا از آرامش قریبالوقوع پس از خروج اشغالگران سخن به میان آوردهاند. قرار است امنیت بغداد به 120 هزار نظامی عراقی محول شود که این بار بدون حضور و نقش آمریکا به حفظ امنیت بغداد خواهند پرداخت؛ اقدامی که هرچند ممکن است هزینه بسیاری را بر کشور و دولت عراق تحمیل کند، اما میتواند استقلال را برای مردم عراق به ارمغان آورد.
نکته جالب دیگر آنکه عقبنشینی نیروهای نظامی ایالاتمتحده از عراق با تحقیق از سران انگلستان درباره جنگ عراق همزمان شده است؛ موضوعی که به نظر میرسد رسواییهای بسیاری را برای سران این کشور به بار آورد بویژه تونی بلر، نخستوزیر سابق این کشور که 10 سال را در خانه شماره 10 داونینگ استریت گذرانده است بشدت در مظان اتهام قرار دارد. حتی کار به جایی رسید که تونی بلر که یکی از طراحان اصلی جنگ عراق محسوب میشود در اقدامی که خشم خانوادههای سربازان انگلیسی کشته شده در عراق را به دنبال داشت، اعلام کرد، میخواهد جلسات شنود و بررسی مدارک و اسناد جنگ عراق برای اجتناب از عمومی شدن آن به طور مخفی برگزار شود. درخواستی که گوردون براون نیز جرأت نکرد آن را به صورت کامل بپذیرد و موافقتی نصفه و نیمه با آن داشت.
بیشک در حال حاضر آرزوی بسیاری از مردم عراق و حتی مردم جهان محاکمه جورج بوش است؛ کسی که علاوه بر هلاکت بسیاری از نظامیان آمریکایی، بیش از یک میلیون نفر از مردم عراق را نیز با اقدامات زیادهخواهانه خود به خاک و خون کشید.