علی شیرازی
یک جریان برای خدشه وارد کردن در سلامت انتخابات دهم ریاست جمهوری، از زمستان 1387 در کشور فعال شد. هدف این جریان اجرای طرح انقلابی مخملین شبیه انقلاب نرم گرجستان در ایران بود.
مقام معظم رهبری در تاریخ 1/1/1388 در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علیبن موسیالرضا(ع) درباره این جریان هشدار دادند و فرمودند: “انتخابات به فضل الهی و به حول و قوه الهی انتخابات سالمی است. من میبینم بعضیها در انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کردهاند به خدشهکردن. این چه منطقی است؟ این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه انتخابات در طول این 30 سال انجام گرفته است- در حدود 30 انتخابات- مسؤولان وقت در هر دورهای رسماً متعهد شدهاند و صحت انتخابات را تضمین کردهاند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه میکنند، مردم را متزلزل میکنند، تردید ایجاد میکنند؟“
به رغم هشدارهای حضرت آیتا... خامنهای به این جریان، ماجرا ادامه یافت و آقایان کروبی و میرحسین موسوی- دو کاندیدای اصلاحطلب انتخابات دهم- دست به تشکیل کمیتهای به نام “کمیته صیانت از آراء” زدند(1) و آن کمیته در نامهای نوشت: “انتخاباتی میتواند نمایانگر اراده را‡ی دهندگان باشد که اولیترین عنصر خویش یعنی سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد.”(2)
خاتمی نیز وارد صحنه شد و در دیدار با اعضای گروه موسوم به ستاد 88 گفت: “وقتی میگوییم انتخابات باید به درستی برگزار شود، یکی از همین موارد آن هم همین است. فوراً ما را متهم نکنند که میگوییم در انتخابات تقلب میشود و آراء جابهجا میگردد. اگر آن مسائل هم باشد، موضوعات دیگری هم مهم است و طبعاً کسانی که بر سر صندوقها حاضر هستند و نقش تعیینکننده دارند، باید حتیالامکان انسانهای بیطرفی باشند که ما شک داریم افراد بیطرفی بتوانند بیایند.”(3)
این یک روی سکه بود. دانیل کالینگرت، معاون مدیریت برنامههای “خانه آزادی”، بنیاد سیاسی وابسته به سازمان سیا در مقالهای با حمله به شورای نگهبان، در تشریح دستورالعمل سازمان سیا برای صیانت از سلامت انتخابات نوشت: “مشارکت مخالفان در ستاد برگزاری انتخابات بر اجرای قوانین و مقررات انتخاباتی تاثیر مثبت دارد. داشتن نماینده در ستاد برگزاری انتخابات برای احزاب مخالف بسیار ضروری است. همچنین برای دیدهبانی موثر رایگیری، احزاب مخالف، و سازمانهای بیطرف باید ناظران آموزش دیده را به طور گسترده در تمام شعبههای رایگیری و در تمام مراکز شمارش آراء در سراسر کشور بگمارند.”(4)
این دستورالعمل به طور مدام از زبان برخی مدعیان اصلاحات در داخل کشور تکرار شد. همانها که اساس را بر تغییر قرار داده و شعارهای خود را در انتخابات بر همین اساس طراحی کرده بودند.
خاتمی به هنگام آمدن موسوی به صحنه رقابت انتخاباتی، طی بیانهای به نفع وی کنارهگیری کرد و در آن بیانیه بر تغییر تاکید نمود.
شعار کروبی، موسوی و اصلاحطلبان حامی آنان؛ از جمله مشارکتیها، کارگزارانیها و مجاهدین انقلابی نیز بر تغییر بنا نهاده شد. هدف همین بود که با شعار «تغییر» احمدینژاد را کنار بزنند و چون میدانستند که آرای آنان پایینتر از رقیب اصولگرا است، داد از تقلب و عدم سلامت انتخابات زدند.
روزنامه اعتماد ملی- روزنامه حزب کروبی- در تاریخ 11/12/1387 نوشت: “اصلاحطلبان به دلیل بضاعت اندک در نبرد رسانهای با رقبای محافظهکار بخت بالایی برای جلب افکار عمومی نخواهند داشت.”
برای به کرسی نشاندن اصلاحطلبانی که از استقبال عمومی بهرهای نداشتند، رابرت گیتس نیز وارد گود شد و پس از دیدار با حسنیمبارک در مصر گفت: “اگر تهران به تغییرات بیاعتنا بماند، مقامات آمریکا موضع سختی در پیش خواهند گرفت.”(5)
ابراهیم یزدی- دبیرکل نهضت به اصطلاح آزادی- هم برای پیشبردن این سناریو وارد صحنه شد و در روزنامه اعتماد ملی نوشت: “وعدههای انتخاباتی نامزدها را باید در دو بعد مورد توجه قرار داد. بعد اول تاثیرات فوری این وعدهها بر جو سیاسی کشور در راستای تغییرات ضروری است.”(6)
خانم مهر انگیزکار- عضو سلطنتطلب و پشت پرده طیف گستردهای از نشریات زنجیرهای و سرمقاله نویس روزنامه رستاخیز- مطلب را تبیین کرد و طی مقالهای در سایت روز آنلاین نوشت: “شخصیتهای حاضر در صحنه (انتخابات) حرفهایی میزنند که تازگی دارد. حرفها با قد و قواره نامزدها و محدودهای که باید در آن کار کنند، نمیخواند. تازگی حرفها و حدیثها چنان است که بدون امیدواری نسبت به اجرای آن موج ایجاد میکند. هرگز نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری این چنین صریح سخن نمیگفتند و به کجرویهای یکدیگر اشاره نمیکردند. هرگز نامزدی به احتمال تقلب در انتخابات اصرار نمیورزید و برای ایجاد کمیته صیانت از آرای مردم و پیشگیری از تقلب خطر نمیکرد... هراندازه بدبین و دلزده باشیم، نمیتوانیم این رویدادها را ناگفته بگذاریم و بگذریم... با وجود دغدغههای فکری هنوز پرتو امیدی سوسو میزند.”(7)
پس از این تلاشها، ماجرای تشکیل کمیته صیانت از آراء که از سوی برخی از اصلاحطلبان طراحی و پیشنهاد شده و با مخالفت شدید دلسوزان نظام مواجه شده بود، وارد مرحله جدیدی شد. هاشمی رفسنجانی یکی از فرزندان خود را راهی این کمیته کرد. مهدی هاشمی به عنوان نماینده وی انتخاب شد تا در جلسات کمیته شرکت کند. علیرضا بهشتی و محتشمیپور از طرف میرحسین موسوی و کرباسچی و الویری از جانب مهدی کروبی برای حضور در کمیته فوقالذکر انتخاب گردیدند.(8)
برخی برای مخالفت با احمدینژاد وارد این گود شدند. اما هدف دستهای پنهان، براندازی نرم و زیر سوال بردن نظام جمهوری اسلامی بود. غافلانی در این دام گرفتار شده بودند و گاه حرف دشمن از زبان آنان زده میشد.
کروبی پرده را کنار میزند و میگوید: “به خاطر عملکرد ناصواب دولت فعلی همه کسانی که در جامعه مخالف یکدیگر بودند، امروز با هدف تغییر متحد شدهاند.”(9)
بسیاری از افراد مسألهدار در ستاد کروبی و میرحسین موسوی گرد هم آمده بودند و هدفشان تنها کنارگذاشتن احمدینژاد نبود. نیش زبانها متوجه نظام بود. در راستای همین هدف بود که کروبی گفت: “احساس میکنیم جمهوریت نظام یعنی آنچه مدنظر خبرگان قانون اساسی و امام بود، درحال تغییر است.”(10)
زیرسوال بردن جمهوریت نظام، در ادامه بحث تقلب در انتخابات صورت میگرفت. جنگروانی برای رسیدن به هدف، شدیدتر می شد. نظرسنجیها نشان میداد با همه این تلاشها، مردم اقبالی به اصلاحطلبان ندارند. آمریکاییها نیز به این واقعیت اعتراف کردند.
برای تسلط بر این جو، یک برنامه گسترده آغاز گردید.
خاتمی گفت: “ایدهآل طرف مقابل این است که شرکتکننده در انتخابات کم باشد، چون همه آنها میدانند رای آنها سقف دارد و بالاتر نمیرود.”(11)
مصطفی ایزدی در مقالهای با عنوان «سکوت انتخاباتی محافظهکاران» در روزنامه اعتماد نوشت: «جناح راست یا همان مدعیان اصولگرایی، مجموعه آرای ثابتی دارد و نزدیک به یکسوم آرای واجدین شرایط با یکی دو میلیون کم و زیاد است. این آرا تقریباً تعریف شده و تکلیفی، امسال هم نه تنها بالا نمیرود بلکه به دلیل انتقادات گستردهای که در پیکره جناح راست درباره عملکرد دولت نهم وجود دارد، مجموعه آرای دو کاندیدای جناح راست، افت قابل ملاحظهای خواهد داشت. در این شرایط آقایان از افزایش آرای مردم هرسناک هستند.»(12)
همه این حرفها برای تکمیل زمینهسازی پروژه طرح دروغین تقلب در انتخابات تعریف شده بود. سایت نوروز در تاریخ 17/2/1388 پروژه دیگری را رقم زد: “برابر با یکی از جدیدترین نظرسنجیها، آرای موسوی صعود چشمگیری داشته و در برخی استانها حتی دو برابر احمدینژاد است.”(13)
پس از حرفهای خاتمی و ایزدی، این پروژه شدیدتر شد. تیتر اول روزنامههای اصلاحطلب جنگ روانی شدیدی را آغاز نمود.
- اسرار، 16/3/88: محمد هاشمی: احمدینژاد میداند رای نمیآرود
- مردمسالاری، 17/3/88: بلندگوهم قطع بشه، موسوی اول میشه
- مردمسالاری، 18/3/88: آرای اصولگرایان به سمت میرحسین موسوی در حرکت است
- صدای عدالت، 19/3/88: موسوی با 21میلیون رای پیروز انتخابات
- صدای عدالت، 20/3/88: محسن رضایی از احمدینژاد جلو زد
- صدای عدالت، 20/3/88: میرحسین موسوی با 54 درصد در دور اول انتخابات پیروز خواهد شد
در کنار این جنگ تبلیغاتی، بحث تقلب در انتخابات نیز بحث روز و تیتر اول همین روزنامهها شد!
- صدای عدالت، 18/3/88: ابراز نگرانی از تخلفات گسترده در انتخابات
- حیات نو،18 /3/88: رئیس کمیته صیانت از آرای موسوی و کروبی در نامهای به دبیر شورای نگهبان از تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگرانی کرده و انجام اقدامات مقتضی را خواستار شدند.
- اعتماد ملی، 18/3/88: فردا شب همه بیداریم، این شاید نقطهای باشد که نه تنها همه اصلاحطلبان، بلکه عموم مردم نیز به آن میرسند. نگرانی از آنچه در شبهای انتخاباتی رخ میدهد، تازگی ندارد.
این حرف اعتماد ملی درحالی بود که همین روزنامه در تاریخ 11/12/87 نوشته بود: «اصلاحطلبان بخت بالایی برای جلب افکار عمومی نخواهند داشت.»
پروژه جنگروانی باید وارد فاز جدیدی شود. این خواست استکبار جهانی و دشمنان جمهوری اسلامی ایران است. سایت ضدانقلابی گلوبال که همسویی آشکار با سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دارد، مطلب را شفافتر میکند و خواستار ریختن اپوزیسیون به خیابانها در اعتراض به تقلب در انتخابات میشود.(14)
ستاد موسوی از وزارت کشور درخواست میکند تا مجوز برپایی جشن پیروزی بگیرد. هنوز چند روز به انتخابات مانده است.
در کوران رقابت انتخاباتی، بنیاد سوروس که مسؤولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهدهدار بود، از طریق انیستیتو جامعه باز و با استفاده از افکارسنجی، پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام میکند. اما پس از انتخابات، نتایج شمارش آراء، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دلالت می کرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات، ائتلاف تروئیکای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات کرد. ائتلاف تروئیکا که از طریق رسانههای آمریکایی و اروپایی حمایت میشد، هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواند.(15)
همه تلاشها برای تکرار انقلاب مخملین در ایران فراهم است! شواهد مطلب را روشنتر میکند. یکی از چهرههای برجسته جریان دوم خرداد اواخر سال 1387 در تماس با پادشاه یکی از کشورهای عربنشین هماهنگی لازم را جهت حمایت آن چهره از کاندیدای دوم خرداد انجام میدهد. این چهره در این تماس ضمن دادن قولهایی به برخی کشورهای عربی، خواستار حمایت مالی از کاندیداهای اصلاحطلب در ایران میشود. همچنین رایزنی با اوباما، جهت پیگیری پروژه تغییرات نرم در ایران را خواستار می شود.
وی همچنین در این تماس گفته اگر تغییرات نرم در ایران شروع شود؛ اوباما با یکسری حرکات در منطقه باعث تقویت اپوزیسیون داخلی خواهد شد.(16)
ارتباط این جریان با بیگانگان شفافتر میگردد. نوع حرکت اصلاحطلبان در ادامه کار، تشابه تکرار سناریوی گرجستان را برای اهل بصیرت به یقین مبدل میسازد. در صبح روز رایگیری، موسوی پیروزیاش را اعلام میکند! غروب جمعه 22/3/88 و در حالی که هنوز رایگیری تمام نشده، خاتمی به موسوی تبریک پیروزی میفرستد!
نزدیک به 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت میکنند. این حضور در 30 سال گذشته سابقه ندارد. احمدینژاد با رایی بیش از 5/24 میلیون مجدداً به ریاست قوه مجریه برگزیده می شود.
فریاد تقلب در انتخابات بلند میشود. اصلاحطلبان مردم را برای حضور در خیابان دعوت میکنند. آشوبگران وارد ماجرا میشوند. منافقین و گروهکها از غرب کشور و عراق به تهران میآیند. اتوبوسها، مساجد و اماکن دولتی را به آتش میکشند و به سوی مردم گلوله شلیک میکنند.
مقام معظم رهبری در پیامی به مناسبت انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری هشدار میدهند: «گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونههایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند. به همه آحاد مردم و به ویژه جوانان عزیز که سرزندهترین نقشآفرینان این حادثه شورانگیز بودند، توصیه میکنیم کاملاً هوشیار باشند. همواره باید شنبه پس از انتخابات، روز مهربانی و بردباری باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران دیگر نامزدها محترم، از هرگونه رفتار و گفتار تحریکآمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.»(17)
مدعیان اصلاحات به این هشدار توجه نمیکنند. میرحسین موسوی یک روز پس از انتخابات و در روز شنبه 23/3/88 در پیامی مینویسد: «اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهم که تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهیم شد.»
مقام معظم رهبری میرحسین موسوی را میخواهند و به وی تاکید میکنند: «در دورههای قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها، مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.»(18)
پس از آن حضرت آیتا... خامنهای در جمع نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره ریاست جمهوری از کاندیداها میخواهند که با صراحت اعلام کنند خواستار تشنج نیستند و مجدداً تاکید کردند که اشکالات به انتخابات باید از مجاری قانونی پیگیری شود.(19) این حرفها در گوش میرحسین موسوی و برخی دیگر از مدعیان اصلاحات اثر نمیکند.
میرحسین موسوی در ایام تبلیغات انتخاباتی میگوید: «در این ایام بارها گفتهام در غیاب قانون و در شرایطی که مردم به بیقانونی عادت کنند و انگیزه خود را از دست بدهند، امکان رفتن به قهقرا برای آن کشور بسیار محتمل خواهد بود. یکی از تفاوتهای دوران پیش و پس از انقلاب همین مساله رعایت قانون است.»(20)
وی درباره ولایت فقیه نیز در همان ایام میگوید: «ولایت فقیه همواره جامعه ما را از کودتاها و دیکتاتوریها حفظ کرده و این قطعاً عقیده سیاسی بنده است. بدون ولایت فقیه به فرصتهای امروز نمیرسیدیم. ممکن است بعضیها نظر مرا قبول نداشته باشند ولی این نظر من نسبت به ولایت فقیه است و به آن متعهد و پایبند هستم.»(21)
گویا همه این حرفها برای جلب و جذب آرای اصولگرایان است. موسوی هرگز به ولایت پایبند نماند و هرگز از مجرای قانونی کار را دنبال نکرد. وی همچنین برطبل اغتشاش کوبید و پس از همه اندرزهای حکیمانه مقام معظم رهبری، در تاریخ 27 خرداد 1388 طی بیانیهای نوشت: «ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن براساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلبهای فضاحتبار انتخابات پیشین را تضمین کند.»!!
کروبی هم همین راه را رفت و بر ابطال انتخابات اصرار ورزید. مجمع روحانیون مبارز، مشارکتیها و سازمان مجاهدین نیز همین روال غیرقانونی را پیگرفتند. مردم به خیابان فرا خوانده شدند و گاه همه را به اعتصاب عمومی فرا خواندند!
روزهایی چند اغتشاش و بلوا بالا گرفت. شکها به یقین تبدیل شد. شاید در دیدار خاتمی با یک هیات آمریکایی که وابسته به یکی از نهادهای امنیتی ایالات متحده است، ادامهی کار طراحی شده است! این ملاقات پیش از انتخابات در مصر انجام شد.(22)
آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا به حمایت از آشوبگران برخاستند. عدهای را به ادامهی تجمعهای خیابانی دعوت کردند.
اوباما- رئیس جمهور آمریکا- به طور جدی وارد گود شد و گفت: “ما در پشت سر کسانی که به شکل مسالمتآمیز به دنبال عدالت هستند، ایستادهایم!”(23)
مجلس نمایندگان امریکا نیز به حمایت از آشوبطلبان برخاست.(24)
فدائیان خلق، حزب توده، جبههی ملی، نهضتآزادی، رادیو فردا- ارگان رسمی سازمان سیا- خواستار ابطال انتخابات شدند.
سایت صهیونیستی ایران گلوبال- نزدیک به وزارت خارجهی اسرائیل- نوشت: «ما در شرایط فعلی راهی جز استفاده از مستمسکی به نام موسوی نداریم.»(25)
رضا پهلوی- فرزند شاه معدوم- نیز از حرکتهای اغتشاشگران و همچنین شخص میرحسین موسوی حمایتکرد و گفت: «راه او با مسیر موسوی و دوستانش که از جمله افرادی بودند که پدرش را از تخت پایین آوردند، هم اکنون به یک تقاطع مشترک رسیده است.»(26)
شاید همین حمایتها، موسوی را برای ایجاد آشوب مصممتر کرد و هر روز بیانیه میداد و عدهای را دعوت به اغتشاش میکرد! اما این دعوتها، اثر چندانی نداشت. خیلیها از او برگشتهاند. ماجراهای پشت پرده رو شده است. ایران، گرجستان ، اوکراین و قرقیزستان نیست.
مقام معظم رهبری در روز جمعه 29/3/1388 در خطبهی دوم نماز جمعه فرمودند: «چند تا از وزرای خارجه و روسای دولتهای، چند تا کشور اروپایی و آمریکا حرفهایی زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابانها بریزند... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد... این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است. یک سرمایهدار صهیونیست آمریکایی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانهها و در بعضی مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید؟ مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.»(27)
ایران اسلامی همچنان پایدار خواهد ماند و زشتی این ماجرا برای غافلان و معاندان میماند. با این رفتار غیر اخلاقی، اعتماد مردم به نظام عوض نمیشود. اگر هم برخی روزهایی چند با دروغ، عدهای را فریب دادند، امروز کارهای خلاف قانون آنها برای همگان روشن شده است. حمایت دشمنان ایران از این افراد، چهرهی آنان را زشتتر نموده است. مردم ایران با امریکا و انگلیس دشمنند و این دشمنی تا وصف درندگی در وجود آنها است؛ به دوستی تبدیل نمیشود. امروز نقاب نفاق اوباما هم کنار گذاشته شد. هم شعار تغییر اوباما کارگر نبود و هم شعار تغییر اصلاحطلبان آن چنان از پرده برون افتاد که همراهی آنان با اوباما را مصمم کرد.
با همه این غفلتها و خیانتها، باز هم اگر کسی توبه کند و به دامان ملت و انقلاب برگردد؛ راه باز است. اما فریبکاران بدانند که ملت فهیم ایران راه خود را یافته است. دیگر گول این بازی خوردهها را نمیخورد و با حمایت از ولایت فقیه، یک گام از مسیر قانونی عقبتر نمیرود.
مولایمان در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی فرمود: «من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مصر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.»(28)
اصلاحطلبان این حرف را برای همیشه از گوش خود بیرون کنند که با زور و فشار و اغتشاش نمیتوان بر این کشور حاکم شد. دیگر دستها رو شده است. بیش از این خود را اذیت نکنند. مردم بیدار ایران با رهبر قاطع و شجاع خود، جلوی همهی بیقانونی میایستند و هر زورگو را سر جای خود مینشانند.
بدنه مستحکم نظام هرگز با این خراشها سست نمیشود. جمهوری اسلامی ایران با همه ارزشهایش ماندنی است. بهتر آن است که به جای روی خوش نشان دادن به بدخواهان نظام، به دامان ملت برگردیم و چونان قبل، همه در یک صف برای اعتلای نظام اسلامی تلاش کنیم و به رضایت پروردگار، به پاسخگویی در فردای قیامت و عزت جمهوری اسلامی ایران فکر کنیم. یقیناً عزت دو سرا در این روش است و با حرکت در مسیر مستقیم الهی، هر رهرو این راه، ماندگار خواهد شد.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.