محمدکاظم انبارلویی
بیا اى جان نو داده جهان را بسوزانیم سودا و جنون را
مراگویند بامش از چه سویست از آن سویى که آوردند جان را
از آن که بهار آید زمین را چراغ نو دهد صبح آسمان را
از آن سو که عصایى اژدها شد به دوزخ برد او فرعونیان را
امروز هفدهمین سالگرد عروج ملکوتى مردى را گرامى مىداریم که درخشندهترین آفتاب در جهان معنى و اندیشه معاصر است.
امروز یاد انسانى را گرامى مىداریم که خورشیدى در آسمان عقل ناب و اندیشه پاک الهى است.
امروز به گرامیداشت مردى نشستهایم که چون نورى در میدان علم، عمل و نیز جهاد فى سبیلالله درخشش خیره کننده دارد.
او با “قیام لله” خود به یک ملت عزت، عظمت و سربلندى بخشید.
او “روحالله” بود و با مدد روح الهى به پیکره بىجان یک ملت که خسته از دیکتاتورى شاهان و خیانت روشنفکران و فریب بیگانگان، سرد و یخ زده بود، گرمی، روح، زندگى و حیات ابدى بخشید.
او بود که از کلمه “خون”، از خون “کلمه” و از این دو حماسه و فریاد ساخت.
عصاى معجزهآفرین موساى زمان ما “کلمه” بود و سپس “خون”.
او بود که غلبه “خون” بر “شمشیر” را در عصر ما با بازتولید حادثه بزرگ کربلا و عاشورا عملى کرد.
او از عصر عاشورا و نیمه خرداد آغاز کرد و کار را در همین روز به پایان برد.
او یک جنبش الهى از نوع و جنس جنبشهاى انبیا و اولیا را طراحى و سپس به خوبى عملیاتى کرد و به موحدان عالم، به دینداران جهان فرمود؛ دور از موازین خرد و فطرت است که دین، داراى نظام و رهبرى نباشد و دعوت به یک نظام سیاسى نکند. او مدام نور مىپاشید و فروغ مىآفرید.
مخاطب اصلى او بازوان وضو گرفته خونین در شهرها، بخشها، روستاها و حتى آبادىهاى دور دست بود. همانان که در سالهاى 56 و 57 و 8 سال دفاع مقدس، لحظهاى حضور در صحنه مجاهدت براى خدا را خالى نگذاشتند.
او بود که مفهوم شهید و شهادت را زنده کرد و از آن بابى براى ورود به بهشت ابدى براى یک ملت بپا خاسته، ساخت.
او بود که جوانان، پیران و زنان و حتى کودکان جامعه ما را بر بال فرشتگان نهاد و همه ملت را دعوت فرمود از چشمان زیباى شهیدان نظر کنند به وجهالله.
او بود که حرکت، گرمی، رشد و پیشرفت ملت ما را در مسیرى بىبازگشت و رو به کمال طراحى فرمود.
اکنون 17 سال است در همین مسیر هستیم و گرمى حضور و همنفسى او را در کنار تک تک آحاد ملت حس مىکنیم.
امروز مهمترین وظیفه و فورىترین تکلیف، بازخوانى و بازتولید اندیشههاى امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهورى اسلامى است.
نفوذ کلام او مرزهاى جغرافیایى ایران و منطقه را درنوردیده و در جان میلیونها نفوس مسلمان ریشه دوانده و حتى خارج از جهان اسلام خط سیر اندیشه، آزادیخواهان همه جهان را تعیین کرده است.
امروز باید تفسیرى نو و بدیع از آفتاب نورانى انقلاب اسلامى یعنى خمینى کبیر داشته باشیم؛ جهان ما تشنه چنین تفسیرى است.
خوشبختانه او منطق وچارچوب این تفسیر را معین فرموده است. منطق وچارچوب این تفسیر چیزى جز ولایت نیست.
پاسدار ولایت فقیه باشیم تا این گرمى و حرارت به سردى نگراید. هم او فرمود پاسدار ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبى وارد نشود.