تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۰۰۶۷۰

لبنان به ارتشی جدید نیاز دارد


پتر فیلیپ
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

دولت لبنان درصدد است پس از عقب نشینی نیروهای اسرائیل از جنوب این کشور، سربازان خود را در آن منطقه مستقر کند، اما بعید به نظر می رسد که نیروهای ارتش لبنان برای انجام چنین ماموریتی از آمادگی لازم برخوردار باشند.گزارش های موجود در سایت اینترنتی رسمی ارتش لبنان، بیش از هر چیز به اخبار و گزارش های پلیسی شباهت دارد: رانندگی بدون گواهینامه، قاچاق مواد سوختی، زد و خورد، تخلف از قانون، تیراندازی، معافیت از سربازی، دزدی، قاچاق مواد مخدر، فحشا و حمله به گشتی های نظامی مهمترین اخبار و گزارش هایی است که می توان در این سایت نظامی خواند.حتی در حال حاضر یعنی چند روز پس از برقراری آتش بس میان حزب الله لبنان و اسرائیل نیز تفاوتی نسبت به قبل در این سایت مشاهده نمی شود. ارتش لبنان در تمام مدتی که نیروی هوایی اسرائیل بخش هایی از بیروت را با خاک یکسان می کرد، هیچ تحرکی نداشت. البته چند نفری از افراد این ارتش در جریان این بمباران ها کشته شدند که آن هم بیشتر از هر چیز از بدشانسی آن چند نفر بود. در این وب سایت از این چند کشته نظامی لبنان به عنوان شهدای جنگ علیه اسرائیل نام برده شده است و این در حالی است که ارتش منظم و 60 هزارنفری لبنان در این جنگ اصولا دخالتی نداشت.و جالب اینجاست که در کتاب های مربوط به ارتش لبنان اولین وظیفه این ارتش و نیروهای مسلح لبنانی و هر ارتش دیگری دفاع در مقابل تجاوز بیگانه تعریف شده است. وظیفه ارتش لبنان در جنگ اخیر هم این بود که در وهله اول باید در مقابل اشغالگری و تهاجم ارتش اسرائیل مقابله می کرد و سپس به حفظ منافع کشور همت می گماشت.
البته این ارتش هیچ کدام از این وظایف را انجام نداد اما حال وقت آن رسیده است که تغییراتی در این وضعیت ایجاد شود: نیروهای ارتش لبنان باید در چارچوب برنامه ای منظم در جنوب این کشور مستقر شده و در واقع به کمک یک نیروی مسلح بین المللی اقتدار دولت مرکزی را در آن منطقه اعمال کنند. در تاریخ هفتم آگوست امسال اعضای دولت «فواد سنیوره» در نشستی ویژه تصمیم گرفتند تا 15هزار سرباز ارتش لبنان را به مناطق مرزی تحت کنترل شبه نظامیان حزب الله اعزام کنند.اما کاملا معلوم است که این تصمیم دولت لبنان بدون آینده نگری در مورد مناطق جنوبی این کشور گرفته شده و از نقطه ضعف بزرگی برخوردار است: نیروهای مسلح لبنان نه می خواهند و نه اصولا در موقعیتی هستند که قادر به خلع سلاح و بیرون راندن حزب الله در حال حاضر مسلط در جنوب لبنان باشند.
حزب الله نه فقط از سوی شیعیان لبنان به عنوان بزرگترین نیروی مقاومت حمایت می شود بلکه هر گونه اقدام خشونت آمیز علیه این گروه می تواند منجر به جنگی تازه و داخلی شود.مسئله مهم دیگری که برای اثبات این واقعیت می توان به آن اشاره کرد اینکه اکثریت رده های پایین ارتش لبنان از سربازان و افسران شیعه تشکیل شده است و این عده حتی درصورت اضطرار هم حاضر نمی شوند علیه حزب الله اسلحه بکشند.اما دلیل دیگر برای اثبات اشتباه دولت لبنان در این مورد این است که اصولا ارتش لبنان ضعیف تر از آن است که بخواهد در مقابل حزب الله قد علم کند و جالب اینجا است که نه فقط دولت لبنان بلکه اسرائیل هم در مورد قدرت حزب الله اشتباه کرد و آن را دست کم گرفت. و بدین ترتیب این پرسش به ذهن می رسد که اصولا این ارتش در آن منطقه به چه کار می آید و چه کاری می تواند انجام دهد بودجه سالیانه در نظر گرفته شده برای ارتش لبنان چیزی نزدیک به نیم میلیارد دلار است در حالی که بودجه ارتش اسرائیل در سال گذشته 45/9 میلیارد دلار بوده است. ارتش لبنان فاقد نیروی هوایی است و تنها از تانک های سبک و یک نیروی دریایی کوچک و ناکارآمد برخوردار است و مهمتر از آن هیچ کدام از این افراد ارتش از آموزش کافی نیز برخوردار نیستند.
پس از خروج نیروهای سوریه از لبنان، مدت خدمت یک ساله سربازی به نصف کاهش یافت و قرار بر این شد که طرحی جدید برای سازمان و فعالیت های ارتش در نظر گرفته شود که البته در این میان حمله اسرائیل به خاک این کشور همه این طرح ها را برهم زد. اما آنچه مسلم است اینکه افراد این ارتش به هیچ عنوان از آموزش های لازم بهره ای ندارند. ضعف های ارتش لبنان بیش از آنکه ناشی از اهمال کاری باشد، ریشه در ویژگی های منحصر به فرد این کشور دارد. لبنان کشوری است با ترکیب جمعیتی متنوع و گوناگون، بدین صورت که در این کشور اقوام شیعه، سنی، دروزی و گروه های مختلف مسیحی زندگی می کنند و در چنین حالتی کسی علاقه ای به داشتن یک ارتش قوی ندارد. بر پایه قانون اساسی لبنان، فرماندهان ارشد ارتش از میان افسران مسیحی برگزیده می شوند و در عمل این عده در موقعیت های مختلف از یک یا چند گروه خاص پشتیبانی کرده و گاه پیش آمده است که در خلال درگیری ها، همان گروه مورد حمایت خود را درهم شکسته اند. بدین ترتیب کاملا روشن است که مثلا سربازان شیعه هرگز علاقه ای به فرمانبرداری از فرماندهان مسیحی خود ندارند. در چنین وضعیتی حتی در صورت افزایش حمایت های خارجی از نیروهای مسلح لبنان، نمی توان در کوتاه مدت انتظار تغییراتی چشمگیر داشت. اصولا کمک های خارجی در نظر گرفته شده برای این ارتش هرگز برای ایجاد تغییر در آن کافی نیست. به عنوان مثال ایالات متحده آمریکا در نظر دارد کمکی یازده میلیون دلاری به ارتش لبنان پرداخت کند و این در حالی است که آمریکا سالیانه میلیاردها دلار به ارتش اسرائیل کمک مادی می کند و با این حال نتوانسته است تغییر مثبتی در ارتش آن کشور پدید آورد.
دولت آلمان هم برای آموزش نیروهای مسلح لبنان اعلام آمادگی کرده است اما این کار هم دستاورد مثبتی برای این ارتش نخواهد داشت زیرا آلمان با این تصمیم در واقع فقط می خواهد کاری تبلیغی را در یگان های بین المللی که در آینده در لبنان مستقر می شوند انجام دهد و از اقدامات مستقیم خودداری کند. بدین ترتیب نیروهای مسلح لبنان در آینده نیز کارهایی را انجام خواهند داد که مدت ها است بدان مشغولند یعنی انجام رژه و کارهای نمایشی در جشن ها و البته نشانه ای از حضور چیزی به نام دولت مرکزی در لبنان. البته بسیاری از کشورها در جهان هستند که از ارتش خود جز در چنین مواردی استفاده ای نمی کنند و مردم آن کشورها هم در خوشبختی و رفاه به سر می برند، اما لبنان جزء این کشورهای خوشبخت نیست. این کشور نیاز به ارتشی قدرتمند، مصمم و کارآمد دارد و این همه ویژگی هایی است که نیروهای مسلح فعلی لبنان از آن بی‌بهره‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات