بسماللهالرحمنالرحیم
خبرگزاری های داخلی و خارجی ضمن مثبت ارزیابی کردن مذاکرات دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان با خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا از توافق بر سر ادامه این مذاکرات خبر داده اند. براساس همین اخبار این مذاکرات قرار است هفته آینده ادامه یابد.
طرفین مذاکره نیز بعد از پایان گفتگوهای مفصلی که دو دوره آن حدود 8 ساعت طول کشید ارزیابی مثبتی داشتند. دکتر لاریجانی گفت : پیشرفتی سازنده داشتیم به نقطه نظرات مشترکی رسیده ایم و بسیاری از سوتفاهمات رفع شده است . سولانا نیز گفت : ما پیشرفت حاصل کرده ایم و میخواهیم این مسیر را ادامه دهیم و قصد داریم هفته آینده با یکدیگر دیدار کنیم .
در همین حال خبرگزاری های خارجی اعلام کرده اند ایران تعلیق غنی سازی در حین مذاکرات را پذیرفته و مقصود دو طرف از « پیشرفت » همین است . این خبر را طرف ایرانی تکذیب کرده و اعلام نموده است ایران بازگشت به تعلیق را منتفی میداند. اگر این تکذیب درست باشد مقصود از « پیشرفت » که طرفین مذاکره از آن سخن گفته اند همچنان در ابهام است و جا دارد سئوال شود : مقصود از « پیشرفت » در مذاکرات سولانا با لاریجانی چیست؟
غربی ها و به عبارت روشن تر کشورهای 1 +5 معتقدند ایران باید تعلیق را به عنوان پیش شرط مذاکرات بپذیرد. مقصود از تعلیق در اینجا اینست که ایران کلیه عملیات غنی سازی را تعطیل کند تا زمینه برای مذاکره فراهم شود. این همان چیزی است که ایران بارها اعلام کرده است بهیچوجه آنرا نخواهد پذیرفت .
شکل دیگر تعلیق همانست که خبرگزاریهای غربی این روزها مطرح می کنند یعنی درحالیکه مذاکرات جریان دارد همزمان با مذاکره ایران عملیات غنی سازی را متوقف نماید. نام این نوع تعلیق را « تعلیق حین مذاکره » گذاشته اند. البته اگر کمی دقت شود این نوع تعلیق هیچ تفاوتی با « تعلیق قبل از مذاکره » ندارد. زیرا اگر قرار باشد مذاکره مثلا روز اول فلان ماه آغاز شود « تعلیق قبل از مذاکره » روز قبل از آن صورت میگیرد ولی « تعلیق حین مذاکره » همان روز. به عبارت دیگر فقط یک روز میان این دو نوع تعلیق تفاوت وجود دارد. از طرف دیگر در این هر دو نوع تعلیق توقف عملیات غنی سازی تا زمانی که مذاکره ادامه دارد ادامه خواهد داشت ...
نوع دیگر تعلیق اینست که فقط بخشی از عملیات غنی سازی متوقف شود و قسمت های دیگر ادامه یابد و البته این توقف نیز تا زمانی که مذاکره ادامه دارد ادامه داشته باشد. این نوع تعلیق نیز با تعلیق های نوع اول و دوم در نتیجه تفاوتی ندارد. زیرا آنچه در عملیات غنی سازی اهمیت دارد نتیجه ایست که از آن گرفته میشود و محصولی است که بدست میآید.
هنگامی که بخشی از غنی سازی متوقف شود محصولی بدست نخواهد آمد و در واقع عملیات غنی سازی صورت نمیگیرد.
از آنجا که هنوز اطلاع دقیقی درباره مقصود از پیشرفت در مذاکرات لاریجانی ـ سولانا دردست نیست نمیتوان گفت اصولا سخنی درباره یکی از این سه نوع تعلیق در مذاکرات وین مطرح شده است یا نه . با اینحال تردیدی وجود ندارد که نوع اول تعلیق (پیش شرط مذاکره ) قاطعانه از نظر جمهوری اسلامی ایران مردود است . نوع دوم (تعلیق حین مذاکره ) نیز از آنجا که با نوع اول تفاوت ماهوی ندارد بهیچوجه قابل پذیرش نیست . در مورد نوع سوم تعلیق (تعلیق بخشی از عملیات غنی سازی ) هم هر چند ممکن است افرادی نظر مثبت داشته باشند ولی تردید نباید کرد که این نوع تعلیق نیز پذیرفتنی نیست و به همان دلیل که اشاره شد تفاوتی با نوع اول و دوم ندارد.
نکته مهم اینست که غربی ها اکنون در پی وادار ساختن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش تعلیق هستند و اگر تعلیق پذیرفته شود از آنجا که زمان آن به زمان مذاکره وصل است یکبار دیگر پرونده اتمی دچار سرنوشتی خواهد شد که مهار آن از دست ما خارج خواهد بود. اگر مواضع ما که میگوئیم کلیه اقدامات فناوری هسته ای ما براساس قانون بوده و انحرافی در آن پیش نیامده و این حق قانونی کشور ماست که از چرخه سوخت برخوردار باشد هیچ دلیلی برای پذیرش تعلیق از هر نوعی که باشد وجود ندارد. ما با پذیرش تعلیق حتی از نوع سوم آن در واقع به سه سال قبل عقب گرد خواهیم کرد و این چیزی است که با هیچیک از معیارهای عقلی منطبق نیست . ما نباید چیزی را که آزموده ایم و زیان های آنرا نیز دیده ایم بار دیگر بیازمائیم . به یاد داشته باشیم که من جرب المجرب حلت به الندامه .
راه صحیح اینست که بر معیارها و اصول خود تکیه کنیم و مطمئن باشیم خدای قادر منان حمایت های خود را به ما ارزانی خواهد داشت .