حدیث امروز اصلاح طلبان روایتى است از خلاصه شدن دلمشغولى ها و فعالیت آنان در حاشیه هاى فربه.
گروههاى دوم خردادى که یک سالى است هبوط کرده اند به انسداد نظرى و گفتمانى از یک سو و ضعف عملى و کارآمدى از جانب دیگر گرفتار آمده اند. بى گمان این اعوجاج نظرى و عملى هر دو زخمى شده اند بر پیکره نیمه جان آنان. البته نه، ضعف عملى و کارآمدى دردى عمیق تر و سخت را بر جان و دل اینان افکنده است.
زمانى که اصلاح طلبان در جزر و مد دافعه و جاذبه همدیگر را جذب و طرد مى کردند و دایره اى بسته از همنامان و همخواهان یکدیگر براى قدرت فراهم آورده بودند گرانیگاه اصلاحات همچنان در اختیار تکنوکرات هاى آنان بود و بخش هاى سنتى نه بهره اى از تصمیم داشتند و نه ریاست.
زنگ رقابت هاى انتخاباتى نهم که به صدا درآمد بى شک اصلاح طلبان از آنى که بودند جدا شدند و بخش هاى سنتى وتکنوکرات آنان هر یک کاندیدایى اختیار کردند؛ شیخ مهدى کروبى و مصطفى معین.
انتخابات تمام شد و شیخ مهدى کروبى با کسب 5میلیون راى در انتخابات آن هم بیشتر از کاندیداى حزبى تکنوکرات اصلاح طلبان براى خود وزن و شانى بالاتر مى یافت که گرانیگاه اصلاحات را به خود معطوف دارد و این گونه بود که مهدى کروبى با تشکیل حزب اعتمادملى و سازمان دادن به نیروهاى خود گستره اى از نیروها را در سطح استان ها به خود متمایل ساخت و اینچنین شده است که در آستانه انتخابى دیگر رنگ و رخسار شادمانى را از سایر گروههاى دوم خرداد ربوده است.
اما در این میان آن چه که اهمیت مى یابد نحوه تقابل گروههایى همچون مشارکت با حزب نوپاى اعتمادملى مى باشد. سرآمدان و تصمیم سازان حزب مشارکت زمانى که کروبى را مُصر به لیدر بودن یافتند در ابتدا اگر چه با استراتژى نزدیکى با وى به مصالحه درآمدند و لیکن طرد آنان از سوى کروبى اینان را به استراتژى دیگرى رهنمون ساخت.
عدم وفادارى هاى درون تشکیلاتى در حزب مشارکت، گسیختگى درونى، پریشانى نظرى و عملى و تمایل نیروهاى استانى به حزب اعتمادملى این طیف را هم اینک به صورت نامحسوس به اتخاذ استراتژى «دعوت آشکار» و «تخریب پنهان» سوق داده است.
اینان سعى مى کنند براى وادار ساختن کروبى به ائتلاف و بهره گیرى از تشکیلات سازمان یافته وى در دو جهت «فشار تمامى گروههاى دوم خردادى براى دعوت از کروبى» و «ایجاد انشعاب در تشکیلات وى» را رقم بزنند. به بیان دیگر گروههاى دوم خردادى امیدوارند با فشار گروهها بتوانند کروبى را به ائتلاف وادار کنند و در صورت عدم موفقیت با انشعاب در تشکیلات وى سازمان کروبى را با خود همراه سازند.
هم اینک این تاکتیک به دو شکل در حال پیگیرى است:
1- همراه ساختن برخى از اعضاى دفتر سیاسى حزب اعتمادملى به دلیل داشتن علقه هاى مشترک با افرادى در مشارکت.
2- به کنترل گرفتن بخش رسانه اى حزب اعتمادملى.
از دیگر سو به نظر مى رسد مهدى کروبى نیز براى محور شدن و به دست گرفتن زمام اموراصلاح طلبان دو راه پیش روى خود دارد:
الف- تمکین به نظرات گروههاى دوم خردادى و کسب موقعیتى فراگیر اما شکننده.
ب- اعلام استقلال و پرداخت هزینه هاى آن.
بى گمان انتخابات شوراها که زمانى قریب به دو ماه را نشان مى دهد تصمیم کروبى و سرنوشت گرانیگاه اصلاحات را به نمایش خواهد گذاشت که آیا وى ضعف نادر بودن مردعمل در جبهه اصلاحات را ترسیم خواهد ساخت؟ آیا وى موفق خواهد شد گرانیگاه اصلاحات را در جبهه سنتى نگاه دارد و آیا این شیخ توان ادامه مقابله را با آن چه که براى آن حزب تشکیل داده، خواهد داشت. بى گمان زمان، پاسخ این پرسش ها را به وضوح به نمایش خواهد گذاشت.