تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۰۰۷۱۸
در گفت‌وگو با دکتر علی بیات بررسی شد

مهندسی فرهنگی در حکومتداری امام علی(ع)

جواد صبوحی مقدمه: «سلونی قبل أن تفقدونی»: صدای درخواست علی (ع) که با تضرع، از مردمش می خواست تا ازعلم و معرفتش سرشار شوند، در میان همهمه حاضران گم شد! پنهان شد! و پس از آن با سؤال بی ربط و بی محتوای شخص کوته فکری از دست رفت! تمام شد! فقط اثری از آن در کتابهای تاریخی بجای ماند، تا در سالهایی دور و در روزگاری دیگر، دانشمندی سنی مذهب چون «ابن ابی الحدید» بگوید: «این ادعایی است که در طول تاریخ فقط شخصیتی مثل علی (ع) کرده است و می‌تواند بکند». همانا او از انسانهای متکامل و رشد یافته است که ضمن رعایت اصل اعتدال و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط درگرایش به یکی از این جنبه ها، همه ابعاد وجودی خویش را در حد اعلای خود پرورش می دهد. به گواهی تاریخ، علی (ع) در رشته های گوناگون از علوم عقلی و نقلی، طبیعی و ماوراء الطبیعه، ریاضیات و اخلاقیات و اقسام فنون و حرفه های دیگر تخصص داشته است. اشاره به ویژگیهای فرهنگی حکومت علی(ع) می تواند ما را با زوایای مختلفی از حضور و جلوه گری فرهنگ در این نظام حکومتی که به حق یکی از بارزترین نظامهای حکومتی عصر حاضر است، آشنا کند. درباره این موضوع با دکترعلی بیات، عضو هیأت علمی دانشکده الهیات دانشگاه تهران گفتگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:

* آقای دکتر اگر اجازه بدهید، گفت و گویمان را با طرح این سؤال از خدمتتان آغاز کنم که اساساً نظام فرهنگی جامعه زمان حکومت امام علی(ع) چه ویژگیهایی را در خود داشت که نظامهای پیشتر از آن نداشتند و از آن بی‌بهره بودند؟
** ویژگیهای نظام فرهنگی دوره خلافت امام علی(ع) را می توان چنین برشمرد: نخست اینکه سیاست فرهنگی امام آن بود که جامعه را بر بنیان مبانی و ارزشهای اسلامی ـ عربی متحول سازد و به تعبیر دیگرتفکر عربی ـ اسلامی را بر فضای فکری ـ فرهنگی جامعه بگستراند وآن را جایگزین تفکر اسلامی ـ عربی که از منظر فرهنگ قومی ـ قبیله ای عربی به اسلام می نگریست سازد.
ویژگی دیگر این نظام، التزام علمی و عملی به ارزشهای الهی ـ انسانی چون عدالت، مساوات، تقوا، زهد، مردمداری، ساده زیستی، خدمتگزاری و... بود که از آموزه های قرآنی و سنت نبوی نشات می گرفت. ویژگی دیگر چنین نظامی، تمسک به سیره تعلیم و تربیت پیامبر(ص) و احیای آن بویژه در جنبه روش معلمات دینی است که به تربیت انسان و جامعه خردورز، هوشمند و خود باور و خودجوش در فهم و قبول مسؤولیتهای انسانی اهتمام داشت و مع الاسف این سیره و راه و روش تحت الشعاع اجتهادهای شخصی و تامین مصالح و منافع فردی، خاندانی و قبیله ای قرار گرفته بود. برای این نظام می توان ویژگیهای دیگری نیز بر شمرد که می توان به بازگرداندن جامعه به آموزه های غنی معنوی و اخلاقی قرآن کریم و متقین در اسوه شخصیت پیامبر (ص)، مبارزه با شبهات فکری و کجرویهایی که از اصول و ارزشهای اعتقادی و احکام دینی صورت گرفته بود و نکته دیگر مبارزه با دنیا گرایی و رفاه طلبی و زیاده خواهیهای اعراب که در نتیجه فتوحات، درهای مال و ثروت فراوان به روی آنان گشوده شده بود، اشاره کرد.علاوه بر همه اینها می توان مقابله جدی با بازگشت ارزشها و فرهنگ اشرافیت قبیله اعراب در جامعه و حکومت نوپای اسلامی را برای این ویژگیها ذکر کرد.
* آیا شما بافت جامعه و ویژگیهای بومی و منطقه ای را نیز در طراحی نقشه جامعه علوی تأثیرگذار و دخیل می‌دانید؟
** ببینید،همان طور که می دانیم جامعه شیعی (علوی) در عراق به مرکزیت کوفه شکل گرفت، نه در حجاز و به طور کلی جزیرة العرب؛ و این امری تصادفی نبود، بلکه ویژگیها و زمینه های تاریخی جزیرة العرب و عراق و ماهیت و بافت اجتماعی،فرهنگی و جاذبه های اقتصادی و تنوع دیدگاهها و گرایشهای فکری و سیاسی هر یک در فرآیند و روند جهت گیری تاریخی آنها تأثیر کامل داشت.عراق از دیرباز از موقعیت ژئوپلیتیکی، جغرافیایی، اقتصادی،اجتماعی و سیاسی خاصی برخوردار بود. کانون پیدایش نخستین تمدنهای بشری و خاستگاه ظهور ادیان توحیدی و آسمانی و سنتهای علمی و جریانهای فرهنگی و محل پیدایش جوامع و دولتهای گوناگون وتلاقی اقوام و ملل مختلف بود. از این رو، در همه جنبه های حیات اجتماعی، فرهنگی، دینی، مذهبی، سیاسی و... بافت یکنواختی نداشت و تحت تأثیر سنت و اعتقاد و فرهنگ و نظام و سازمان اجتماعی و سیاسی واحدی قرار نداشت، درست برخلاف جزیرة العرب که به مرکزیت حجاز و مدینه مقارن بعثت پیامبر اکرم(ص).
به همین دلیل، مدینه پس از رسول خدا(ص) به دلیل سنت مداری عربی ـ اسلامی نتوانست در نوگراییهای فکری و سیاسی و مجادله های کلامی و رقابتهای فرقه ای نقشی ایفا کند. از این رو، علی(ع) بافت و زمینه های اجتماعی و فکری سیاسی مدینه را برای پی ریزی جامعه و حکومت نوپای شیعی مناسب ندید و مرکز خلافت را از آنجا به شهر کوفه در عراق منتقل ساخت؛ شهری که پس از پیدایی در یکی از مهمترین مناطق جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن روزگار به قبة الاسلام رأس اهل اسلام، گنج ایمان، حجةالاسلام و شمشیر خدا توصیف شد. پس، تشیع اندیشه ای نبود که بخواهد در جامعه ای با بافت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی محض چون مدینه پدید آید و رشد و گسترش یابد و اقیانوس پر تلاطمی چون عراق را با همه تنوع می‌طلبید.
* امام در پایه ریزی این جامعه از کدام معماران و مهندسان فرهنگی و با چه ویژگیهایی بهره برد؟
**امام برای پایه ریزی جامعه ای منطبق بر اصول و ارزشهای اسلامی انسانی در نگاهی کلی از کسانی بهره می گرفت که به حقایق دینی آگاه بودند و تعهد و پایبندی خود را در مقام تجربه به اثبات رسانده و این مهمترین معیار امام در جذب نیروهای انسانی برای سپردن مسؤولیتها به آنان بود. متناسب با واقعیات اجتماعی و گونه شناسی عناصر فرهنگی عصر زندگی و خلافت امام(ع) گروهها و شخصیتهای مختلف با ویژگیهای خاص وجود داشتند: اول: سابقون در اسلام که بر اصول اولیه اسلام یعنی عبودیت و بندگی خداوند و پیروی از سنت و سیره پیامبر(ص) باقی مانده بودند. دوم پیشگامان غزوات و جنگهای عصر پیامبرند که صادقانه و خالصانه در راه خدا جهاد کرده بودند، نه به طمع قدرت و ثروت. گروه دیگر از نسل و طبقه دوم جامعه اسلامی یعنی تابعان بودند، از کسانی چون مالک اشتر که برخوردار از شرافت اعتقادی بودند و نه شرافت قبیله ای و نسبی. اینان توانمندیها و کارآمدیهای خود را قبلاً در عرصه عمل (جنگهای فتوح) و مجادلات و رقابتهای سیاسی ـ فکری به اثبات رسانده بودند.
* آیا در چنین جامعه ای برای سامان دادن به امور، ما با تشکیلاتی چون شوراهای فرهنگی و نظام برنامه ریزی دستگاههای فرهنگی مواجه می‌شویم؟
** البته در آن عصر نمی توان از شوراهای فرهنگی و سازمانها و دستگاههای فرهنگی به مفهوم امروزی به عنوان نهادهای حکومتی سخن گفت، اما متناسب با بافت و نظام اجتماعی و حکومتی آن روزگار طبقه قراء (قاریان قرآن) برجسته ترین و شاخص ترین گروه فرهنگی ـ اجتماعی شناخته شده هستند. قرآن مهمترین و اصلی ترین ماده علمی، فکری و آموزشی آنان بود که از تعالیم آن الهام گرفته بودند و براساس همان تعالیم در همه عرصه های فکری، سیاسی، عبادی در جامعه و نیز در برابر خلفا موضع گیری می کردند. قراء خود در روند رویدادهای تاریخ سیاسی اسلام و در جریان شکل گیری فرقه ها و مذاهب اسلامی و نیز در آموزشهای علوم قرآنی چون علم قرائت، تفسیر و... به دسته ها و گروههایی چند با رویکرد و جهت گیریهای مختلف سیاسی و فرهنگی تقسیم می شدند. به طور کلی، می توان گفت طبقه قاریان برجسته ترین و اصلی ترین گروه فرهنگی تأثیرگذار در جامعه حداقل طی دو تا سه قرن نخست هجری بخصوص تا اواسط قرن اول بودند که بررسی و توجه بیشتری را در مطالعات حیات فرهنگی صدر اسلام می‌طلبد.
نکته حایز اهمیت اینکه، علی(ع) نه فقط به عنوان قاری قرآن یا حافظ و جامع قرآن که آگاه ترین افراد به حقایق و تفسیر و تاویل قرآن کریم بود.
* آثاری که از آن به عنوان «جلوه های فرهنگ جامعه علوی» یاد می شود، در چه قالبهای قابل ذکرند؟
** جلوه های نشر آثار فرهنگی جامعه علوی متناسب با ساختار عمومی زندگی اجتماعی، وضعیت تعلیم، امکانات، روشها و شیوه ها مشخص می شود. با توجه به برخورداری جامعه روزگار صدر اسلام از فرهنگ شفاهی و شنیداری و نه کتابی می توان گفت حجم عمده و قابل توجهی از تعالیم فرهنگی علی(ع) در قالب خطبه ها، کلمات قصار، گفت و گوها، وصایا، مناجاتها و نیایشها از طریق سینه به سینه منتقل و بعدها بر اوراق کتابها ثبت شد. نامه ها و فرمانهای حکومتی امام علی(ع) نیز جلوه گاه دیگری از آموزه ها و آرمانهای آن حضرت است. مجموعه این سخنان و نامه ها که در اثر گرانقدر نهج البلاغه سید رضی گرد آمده است و بعد ها توسط عالمان و اندیشمندان مسلمانی چون ابن ابی الحدید و ابن هیثم و دیگران مورد شرح و تفسیر قرار گرفته است، تأثیر عمیق و سازنده ای در جنبه های مختلف عرفانی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، علوم قرآنی مسلمانان بر جای گذاشته است.
تربیت دهها و صدها راوی حدیث که به نقل و کتابت سخنان آن حضرت می پرداختند از مظاهر فعالیتهای فرهنگی امام به شمار می رود. جز موارد فوق آشنایی موالی ایرانیان با شخصیت و سیره رفتاری، سیاسی، عرفانی، دینی و اجتماعی آن حضرت که نشر و گسترش فرهنگ شیعی را میان ایرانیان در پی داشت، از جلوه های عملی نشر فرهنگ علوی است.
* الگو و طرحی که امیرالمؤمنین برای حکومت خود معماری نمود، در چه زمانی طراحی و چگونه اجرا شد؟
** بدون شک، امام علی(ع) الگوی حکومتی خود را وامدار الگوی حکومتی رسول خدا(ص) بود و طراحی آن هم طی 23 سال عصر نبوت در ذهن و ضمیر آن حضرت نقش بسته بود. اما اینکه طرح حکومتی امام چگونه اجرا شد، به روند حوادث و رویدادهای پس از رحلت بر می گردد، بنابر روند تاریخ اسلام، امام(ع) برای اجرای طرح حکومتی خود با وقفه ای 25 ساله مواجه شد. همه دستاوردهای فرهنگی مثبت و منفی این دوره 25 ساله زمینه ساز بسیاری از طرحها و تفسیر و تعلیم و جهت گیریهای فرهنگی امام گردید. به عبارت دیگر، امام متناسب با همه شرایط و مقتضیات و متغیرات فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی آن دوره به اجرای طرح حکومتی خود پرداخت. بنابراین، باید از منظر واقع نگری تاریخی به مطالعه و بررسی و تحلیل و تعلیل سیاستهای آرمانگرایانه امام نگریست.
* امام، سازه ها و ابزار لازم فرهنگی را برای شکل دادن به چنین جامعه ای از کجا و از چه منابعی فراهم آورد؟
** مهمترین سازه های فرهنگی امام برای شکل دادن به جامعه علوی تعالیم اسلامی مندرج در قرآن و سنت و اجتهاد مبتنی بر نص پیامبر(ص) بود. نیروها و گروههای اجتماعی با هویت و اصالت دینی آن دوره همچون صحابه پیامبر(ص) ـ اعم از مهاجر و انصار ـ تابعان به احسان و قراء ابزارهایی بودند که امام برای تحقق سیاستها و هدفهای فرهنگی خود از آنها بهره می‌گرفت.
* در طرح ریزی این جامعه چه موانع و دشواریهایی وجود داشت و آیا نمادهایی از هجمه فرهنگی بیگانه را می توان در این دوره هم سراغ گرفت؟
** طبعاً تعریف و تثبیت هر طرح نو فکری و فرهنگی با مقاومتها و نیروهای باز دارنده مواجه می شود و دشواریهایی را به وجود می آورد. اما مهم این است که بتوان با دیدی تاریخی ماهیت، انگیزه ها و اهداف و خاستگاه جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی و مهمتر از همه فرهنگی این نیروهای بازدارنده را شناسایی کرد. اگر مقصود شما از نمادهای هجمه فرهنگی بیگانه، بیگانگان خارج از جغرافیا و قلمرو فرهنگی اسلام است، باید عرض کنم خیر . زیرا در این دوره چالشها و کشمکشها و درگیریهای جدی نظامی و سیاسی و حتی فرهنگی مسلمانان با دشمنان یعنی دو امپراطوری ایران و روم شرقی به پایان رسیده بود، اما با به خلافت رسیدن علی(ع) چالش و کشمکش جدی و شدیدی در درون جهان فرهنگی اسلام آغاز شد، بنابر این باید دشواریها و موانع معارض با سیاستها و اهداف فرهنگی امام را در درون جامعه نوپای اسلامی جست نه در خارج از آن.
* این گروههای معارض را چه کسانی رهبری می‌کردند؟
** در راس معارضان و مخالفان فرهنگ علوی، پاسداران اشرافیت و فرهنگ قبیله ای یا همان رهبران قبایل جای داشتند. آنان از دو گروه متمایز تشکیل می شدند. گروه نخست کسانی بودند که از سوابق و امتیازهای اسلامی بهره ای نداشتند؛ نه در زمره مهاجران به شمار می رفتند و نه انصار و حتی از تابعان بودند و همچون عصر پیش از اسلام به اعتبار و جایگاه و نفوذ قبیله ای خویش متکی خود بودند. گروه دوم، کسانی بودند که در طبقه صحابه- اعم از مهاجران و انصار- جای داشتند و تا اندازه ای از تعالیم قرآنی و سنت نبوی متأثر بودند و یا تابعانی بودند که گرچه عصر نبوت را درک نکرده بودند در نتیجه فراگیری تعالیم اسلامی از نسل صحابه تمایلات و کششهای دینی داشتند اما همچنان خواسته و ناخواسته، آگاهانه و یا ناآگاهانه به دلیل وابستگیهای قبیله ای و نیز برخورداری از حمایت و پشتیبانی قبیله ای در موضع گیریها و دسته بندیهای سیاسی ـ اجتماعی به شدت تحت تأثیر انگیزه ها و تمایلات قبیله ای قرار می گرفتند. دلیل و علت مخالفت و موضع گیریهای آنان در برابر علی(ع) آن بود که سیاستهای فرهنگی و اجتماعی آن حضرت را در تضاد و تعارض با قدرت، اشرافیت و موقعیت و امتیازهای خاص قبیله ای خود می‌دیدند.
* کنترل تولیدات فرهنگی در این جامعه بر چه مبنایی شکل می گرفت، آیا نهاد خاصی متولی این امر بود؟
** امامت و ولایت با مفهوم خاص شیعی آن محور و مبنای همه تفاسیر، تعالیم و تولیدات فکری ـ فرهنگی در آن دوره و پیروان مذهب شیعه (حقه) در دوره های بعد بود. بنابراین، طبیعی است که نهاد یا مرجعیت امامت (معصوم) نه تنها مجری که معلم و مفسر و تولید کننده فرهنگ ناب اسلامی بوده است.
* آقای دکتر از حضورتان در این گفت‌وگو سپاسگزاریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات