ناکامی های سیاست خارجی جمهوریخواهان حاکم بر کاخ سفید در مورد جمهوری اسلامی ایران، بحران عراق و شکست تاریخی اسرائیل در برابر حزب الله لبنان، دولت بوش را با چالش جدی مواجه کرده است. بر این فهرست می توان نام های کره شمالی، افغانستان، فلسطین و... را اضافه کرد.
چندی قبل وزیر خارجه آمریکا در مدرسه روابط خارجی دانشگاه جرج تاون اظهار داشت: «اکنون دوره ای فوق العاده برای نقش آفرینی آمریکا فراهم آمده است که در تاریخ سابقه نداشته است. سیاست آمریکا، رهبری جهان برای رشد حرکت های دموکراسی خواهی(!) در سراسر جهان است...» برای این منظور، دولت آمریکا در سال 2007 بودجه ای معادل 3 میلیارد دلار در 23 کشور جهان در نظر گرفته که این البته علاوه بر بودجه برنامه هایی همچون حمایت از مبادلات آموزشی و فرهنگی، بورسیه های تحصیلی، مبارزه با تروریسم، ایجاد مؤسسات دموکراتیک سازی(!) در خاورمیانه و سایر بودجه های آشکار و پنهان سرویس های اطلاعاتی و خرابکاری ایالات متحده در دیگر کشورها و واحدهای سیاسی مستقل است. آیا روند جریانات مطابق میل و خواسته نومحافظه کاران است؟
چنانچه این روزها به اخبار آمریکا دقت شود با اطلاعات جالبی مواجه می شویم. روی گردانی و سرخوردگی بخش قابل توجهی از مردم نسبت به سیاست های دولت بوش تنها یکی از ردیف های ناملایمات جمهوری خواهان حاکم به حساب می آید. هر چه زمان به طرف انتخابات کنگره پیش می رود، بر افشای شکست های گروه جرج بوش نیز افزوده می شود. در این میان دموکرات های این کشور به ویژه روی عراق به عنوان نقطه برجسته افتضاح استراتژیک جمهوریخواهان دست می گذارند. آنها نیز معتقدند دولت بوش، آمریکا را وارد مردابی کرده که هر روز بیشتر در آن فرو می رود. توصیه هایی که این روزها بیشتر به نومحافظه کاران می شود این است که کاخ سفید بیش از این وارد عرصه های چالش انگیز و پرخطر نشود، چرا که شرایط برای جبران ناکامی ها و شکست های پیش گفته به هیچ وجه مهیا نیست. سیاهی فرو ریختن ارتش اسرائیل در مقابله با حزب الله، حتی با تصرف کامل لبنان و چند کشور دیگر هم برطرف نمی شود؛ هر چند این نیز رویای کودکانه ای بیش نیست. انتفاضه فلسطین، که هر روز قوی تر از قبل، سنگ نفرت خود را بر پیشانی اشغالگران نشانه می رود. حتی، با ترور و دستگیری همه رهبران مبارزه، از حرکت بازنمی ایستد. فاصله خواسته ها و آرزوهای آمریکا با تهران به حدی است که در پایان چیزی جز چهره ای مضحک از ایالات متحده بر جای نمی ماند و... اما در پس پرده، گویا حزب دموکرات می کوشد حرکتی نوین را آغاز کند.
مخاطرات سیاست های دولت بوش نمی تواند بدون پیامدهای منفی در انتخابات کنگره باشد. افزایش اعتراضات به گروه جنگ افروز کاخ سفید، تغییرات در سیاست خارجی و بخصوص تحرکات نظامی و بالاخره تغییر الگوی رفتار استراتژیک آمریکا از اقدامات مستقیم به سوی اقدامات غیرمستقیم و تردید در سیاست های یکجانبه گرایی در ارتباط با بحران های بین المللی و منطقه ای را به دنبال خواهد داشت. به این مسئله تعدادی از شرکای آمریکا نیز پی برده اند.
ادامه سیاست های مدبرانه و توأم با عزت و استقلال جمهوری اسلامی ایران، تکیدگی هر چه بیشتر سیاست های غیرمنطقی واشنگتن را در پی خواهد داشت. بداخلاقی ها، تحریم ها و هرگونه زد و بندهای سیاسی آمریکا و شرکاء، آب در هاون کوبیدن است.