منظور از سفراى ما، سفیران کشورهاى عربى و مقصود از سفراى آنها، سفیران کشورهاى عبرى است. آن طور که همه مى دانیم سفراى عرب در همه کشورهاى جهان حضور دارند. البته به جز چند کشور عربى که در اسراییل، نماینده ندارند.
سفراى اسراییل نیز در همه جهان حضور دارند نه البته به جز چند کشورى که آنها را به رسمیت نمى شناسند.
معمولا از هر سفیرى درخواست مى شود که «رویکردهاى» سیاسى و فکرى و عقیدتى کشورش را نمایندگى کند. در عین حال در همه سمینارها و همایش ها، بهترین چهره را از کشورش بنمایاند. البته این در صورتى امکان پذیر مى شود که خود سفیر به این باور رسیده باشد که اهداف مورد نظر کشورش را کاملا درک کرده تا این که بتواند به بهترین وجه ممکن آن را به دیگران منتقل کند در غیر این صورت او از انجام هرگونه عملى که داراى ارزش و سود براى کشورش باشد، درمانده خواهد بود.
براى این که موضوع بهتر روشن شود باید گفت که به طور مثال هر سفیرى که نماینده یک کشور اسلامى است فقط در صورتى مى تواند دیگران را به باورهاى کشورش معتقد سازد که خود او، خانواده و اعضاى سفارت کاملا قوانین اسلام را رعایت کنند زیرا دیگران به او از نظر عملى نگاه مى کنند و نه از نظر گفتارى. به طور مثال هر سفیر عربى که نتواند در برابر اشغالگرى صهیونیستى از نظر سیاسى کارى انجام دهد بى شک در ملاحظه موارد کوچک و بزرگ که بتواند در خدمت اهداف کشورش و به سود مقاومت در برابر اشغالگرى صهیونیست ها قرار گیرد، به موفقیتى دست نخواهد یافت.
ما «سیاه نمایى» را آشکارا در دیدگاه هاى سفراى مان شاهد هستیم، در حالى که در مورد سفراى کشور صهیونیستى که اهداف توسعه طلبانه کشورشان را نمایندگى مى کنند، کاملا معکوس است. سفراى کشور صهیونیستى به دلیل همراهى بسیارى از کشورهاى جهان و هم چنین به دلیل ضعف کشورهاى عربى و اسلامى، دلهاى آنان کاملا قرص بوده و آنها با این باور که عرب ها هر چه که بر سرشان آید و هرقدر که در کشورهاى خودشان مورد اهانت قرار گیرند هیچگونه اعتراضى نخواهند کرد، براى کشور خودشان پوششى کاملا مناسب ایجاد مى کنند.
با ذکر چندین مثال تفاوت فاحش میان سفراى عرب و سفراى کشور صهیونیستى از نظر خدمت به کشور و مشخص کردن اهداف، روشن خواهد شد.
روزنامه «الاتحاد» چاپ امارات چند روز پیش خبرى منتشر ساخت که مفاد آن چنین بود، سفیر اسراییل در قاهره از زبان کشورش و به طور رسمى از مصر درخواست کرد که زبان عبرى براى دانش آموزان ابتدایى تدریس شود... شالوم کوهن سفیر اسراییل در مصر گفت این درخواست با توافق نامه «کمپ دیوید» به «توافق نامه صلح» معروف است کاملا منطبق است زیرا در یکى از بندهاى توافق نامه آمده است که میان مصر و اسراییل عادى سازى روابط باید به صورت کامل مطرح شود.
سفیر اسراییل در مصر «حاتم بخشى» کرده و اعلام نمود که کشورش به طور کامل هزینه معلم هاى مصرى که باید براى یادگیرى زبان عبرى و نحوه تدریس آن به اسراییل بروند و همین طور اهداى کتاب هاى درسى را بر عهده خواهد گرفت.
در دنباله خبر آمده: کشور مصر تاکنون به این درخواست هیچ پاسخى نداده است. جداى از سرشت پاسخ باید گفت که مطرح شدن این درخواست در این برهه از زمان، میزان اهانت اسراییل به مصر و کشورهاى عربى را آشکار مى سازد.
همه مى دانیم که صهیونیست ها پیشتر به برخى مواد تدریسى در مقاطع مختلف کشور مصر و دیگر کشورهاى عربى که به موضوع صهیونیست ها اشاره داشتند، اعتراض کرده بودند. آنها مى گفتند که موضوع هاى مطرح شده به قوم یهود اهانت روا مى دارند.
هر شخص مسلمانى مى داند که قرآن کریم و سیره مطهره هر دو درباره جنایت هاى یهود سخن گفته اند و بر همگان کاملا روشن است که تاریخ یهود تاریخ سیاهى است. بنابراین از دیدگاه صهیونیست ها «عادى سازى روابط» به معناى حذف همه نکات از کتاب هاى درسى است زیرا مطرح شدن آنها با توافق نامه صلح جور درنمى آید.
صهیونیست ها هر چه که مى خواهند مطرح مى سازند زیرا آنها به دنبال منافع خود هستند ولى عیب و عار از آن کشورهایى است که درخواست هاى آنان را اجابت کرده اند و اگر اندک شرم باقى نمانده بود همه درخواست هاى آنان را برآورد مى ساختند.
عرب ها و یهودیان مى دانند که توافق نامه صلح، مرده به دنیا آمد و همه از سخن عمروموسى دریافتند که دیگر صلحى وجود ندارد، همه مى دانند که اسراییل تنها استفاده کننده از صلح بود، با این همه اسراییل هنوز هم از ضعف عرب ها بهره جسته و با استناد به صلح ادعایى که وجود خارجى ندارد و از عرب ها باج خواهى مى کنند آیا مصر مى تواند از اسراییل بخواهد که زبان عربى و یا قرآن کریم را در مدارس اسراییل تدریس کند؟
آیا مصر مى تواند که از «اسراییل» بخواهد که تاریخ اسلامى و دین اسلام را در مدارس خود وارونه جلوه ندهد؟
روش تدریس در مقاطع تحصیلى اسراییل، چهره انسان عرب را به شدت سیاه نمایى کرده، آیا مصر با استناد به توافق نامه صلح مى تواند از اسراییل بخواهد که چهره انسان عرب را درست جلوه دهند؟
نه فقط از آن موارد چیزى مشاهده نکرده ایم بلکه از سفیر مصر در تل آویو چیزى نشنیده ایم که از اسراییل بخواهد آن را انجام دهد و بر آن اصرار ورزد.
آنچه که از مصر خواسته مى شود از هر کشور عربى که با این موجودیت اشغالگر رابطه دارد نیز باید خواسته شود.
روزنامه الشرق الاوسط چند روز پیش خبرى منتشر کرد که مفاد آن چنین بود: هیات دیپلماتیک اسراییل در هند از مقامات شهر بمبئى خواستند که رستورانى که مالکانش بر آن نام «صلیب هیتلر» گذارده بودند و تصویر هیتلر و صلیب شکسته را نیز آویزان کرده اند تغییر دهند.
کنسول صهیونیست ها در بمبئى دلیل این درخواست را چنین توضیح داد: هیتلر به هیچ وجه نباید مورد تکریم قرار گیرد چون طبق ادعاى آنها علیه یهودیان جنایت هاى زیادى مرتکب شده است. کنسول در ادامه مى گوید: احساسات یهودیان بسیار لطیف است و دیدن تصویر هیتلر موجب جریحه دار شدن احساسات آنها مى گردد. او در ادامه مى گوید: جریحه دار شدن احساسات یهودیان در ردیف انجام جرایم علیه آنهاست.
کنسول حتى نام رستوران ها را دنبال مى کند و نام رستوران ها براى او و امثال او موجب ناراحتى است ولى او کشته شدن هزاران فلسطینى و لبنانى به دست صهیونیست ها را نادیده مى گیرد و گویى که اجساد آنها براى خانواده هایشان و براى همه عرب ها و مسلمانان، موجب ناراحتى و اذیت و آزار نیست.
این کنسول گفتار خود در مورد آزادى هاى مطبوعاتى را فراموش مى کند و این در حالى است که آنها از طریق رسانه هایى که در اختیار دارند به همه مسلمانان اهانت کرده و اقدامات کینه توزانه بروز مى دهند.
بار دیگر مى گوییم، آنها هر آنچه را که حق تشخیص مى دهند و اهدافشان را تامین مى کند انجام مى دهند ولى این پرسش باقى مى ماند: سفراى عرب چه نقشى خواهند داشت؟ و چرا آنها ساکت مانده اند؟
اقدامات سفراى صهیونیستى نه فقط در کشورهاى عربى بلکه در کشورهاى غربى نیز به شدت در حال انجام است. اصولا آنها بر این باور هستند که هر هیات دیپلماتیک که نتواند اهداف خود را محقق سازد نه ارزشى دارد و نه احترامى.
البته بایدبدانیم که در صورتى مى توان احترام دیگران را جلب کرد که خود به اصول و عقاید آن کشور احترام بگذاریم.
سفراى عرب باید نمایندگان بسیار عالى براى کشورهاى خود باشند. آموختن حتى از صهیونیست ها عیب و عار نیست بلکه عیب و عار آن است که ببینیم دشمنان ما براى تحقق اهدافشان دست به هر کارى مى زنند و ما ساکن باقى مانده ایم گویى که هیچ چیز براى ما اهمیت ندارد.
درگیرى ما با یهودیان به پایان نرسیده حتى اگر برخى از صلح با آنها سخن به میان آورند، آنها این صلح را پیش از تولد، به قتل رساندند و تا زمانى که ما همچنان ضعیف باشیم به آن اصلا توجهى نخواهند داشت. حقى که مورد حمایت قرار نگیرد همانند قدرتى است که ارزشى نداشته باشد. و تا زمانى که وضعیت چنین باشد بر هر کسى که عرب ها و مسلمانان را نمایندگى مى کند و در هر موقعیتى که قرار دارد و با هر وسیله اى که در اختیار دارد واجب است که در برابر گسترش صهیونیست ها مقاومت کند و بر نشر ارزش هاى اسلامى و اظهار تمسک به حق عربى در سیر سرزمین عربى پافشارى کند.