تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۰۰۸۱۲

پایان خوش‌شانسى‌هاى مردم آمریکا


هفته نامه آمریکایى نیوزویک در گزارشى نوشته است: آمریکا پس از قرن ها خوش شانسى هم اکنون شانس خود را از دست داده و دولت جرج بوش باعث از بین رفتن اعتبار و وجهه چند قرن گذشته آمریکایى ها شده است.
«مایکل هرش» نویسنده این گزارش نیوزویک که روز شنبه در سایت اینترنتى این هفته نامه منتشر شد، نوشت: اینکه مردم آمریکا تا چه اندازه خوش شانس بوده اند که در لحظات حیاتى تاریخ از رهبرانى بسیار قدرتمند برخوردار بوده اند به موضوعى بسیار محبوب در سیستم آموزشى مردم آمریکا تبدیل شده است و این مسأله را از زمانى که به عنوان یک کودک وارد مدارس مى شویم، شنیده ایم.
ما بسیار خوش شانس بودیم که نخستین رئیس جمهورى آمریکا مردى درستکار به نام «جرج واشنگتن» بود که با رد قدرت هاى سلطنتى که به وى پیشنهاد شده بود، از جمهورى حمایت کرد.
همچنین بسیار خوش شانس بودیم در زمانى که آمریکا در حال از هم پاشیدن بود رئیس جمهورى همچون «آبراهام لینکلن»را انتخاب کردیم و در دهه هاى1930و1940نیز فردى همچون «فرانکلین روزولت» را داشتیم.
بسیار خوش شانس بودیم که یک فروشنده لباس مردانه ورشکسته شده به نام «هرى ترومن» به هنگام آغاز جنگ سرد هدایت آمریکا را برعهده داشت و پس از آن نیز بسیار خوش شانس بودیم که هنگام پایان جنگ نیز یک بازیگر سینمایى به نام «رونالد ریگان» توانست به خوبى جنگ را پایان دهد.
«زمانى این ضرب المثل وجود داشت که خداوند نگهدار مست ها، کودکان و آمریکا است البته مسأله اى که وجود دارد این است که شانس در نهایت به اتمام مى رسد و این همان مسأله اى است که براى مردم آمریکا رخ داده است.
باتوجه به اینکه مردم آمریکا روز سه شنبه براى شرکت در انتخابات میان دوره اى کنگره در پاى صندوق هاى رأى حاضر خواهند شد، باید و باید با این واقعیت مواجه شویم که در تمامى طیف هاى سیاسى به افرادى بد اقبال تبدیل شده ایم. تاریخى ترین بدشانسى مردم آمریکا اتفاقى بود که پس از روز انتخابات ریاست جمهورى سال 2000رخ داد و تنها 537رأى ایالت فلوریدا باعث روى کار آمدن جرج بوش شد، بدون توجه به اینکه «ال گور» چه رئیس جمهورى مى توانست باشد، هم اکنون بسیار دشوار است که نتوان اینگونه نتیجه گیرى کرد که بوش فردى اشتباه بود که در یک زمان اشتباه حاضر شده بود.
شاید بوش در نوعى جنگ دیگر مى توانست موفق تر عمل کند ولى در لحظه اى از تاریخ که ما شاهد ماهرانه ترین تهدید جهان بودیم، زمانى که ما به چیزى بیش از اراده براى استفاده از نیروى نظامى یعنى رهبرى واقعاً پر استعداد ( که از قبل دشمن ناشناس خود را به خوبى مورد مطالعه قرار دهد) نیاز داشتیم، ما به رهبرى دست یافتیم که به عدم آگاهى خود افتخار مى کرد. لذا در چنین وضعیتى بوش در نهایت گروه القاعده، صدام و تمامى شبه نظامیان اسلامى را با اسامه بن لادن در یک گروه قرار داد او به این گروه کوچک که در افغانستان حضور داشتند و جاى دیگرى براى فرار نداشتند حمله کرد و به این ترتیب این گروه را در سراسر جهان پراکنده ساخت و این نیروها به یک تهدید نسلى اسلامى تبدیل شدند.
آمریکا در زمانى که به سیستم مشارکت بین المللى احتیاج داشت به رئیس جمهورى دست یافت که تنها مى خواست یک «کابوى» باشد.بوش در دور نخست ریاست جمهورى خود با عصبانیت و قلدرى عمل کرد و به این ترتیب حیثیت آمریکا را که با دقت زیادى در نیم قرن گذشته به دست آمده بود از بین برد و در زمانى که آمریکا شدیداً به حمایت جامعه جهانى احتیاج داشت، کشور خود را منزوى کرد و پرداخت میلیاردها دلار بدهى را برعهده نسل کنونى و نسل هاى آینده این کشور باقى گذاشت. بوش با از بین بردن منابع، حیثیت و اعتبار خود در عراق هم اکنون به اندازه اى ضعیف و منزوى شده که نمى تواند آنگونه که باید با تهدیدات مقابله کند و این همان چیزى است که ما آن را بدشانسى مى نامیم. بوش فردى را مسئول «مبارزه علیه تروریسم» کرده است (دونالد رامسفلد) که خود نشانگر آن است مردم آمریکا نمى توانستند از این بدشانس تر باشند زیرا در زمانى که ما به هماهنگ کننده اى ماهر احتیاج داشتیم که سازمان هاى مختلف دولتى را که در مسأله امنیت ملى دست داشتند، با هم متحد سازد یعنى تنها راهى که مى توانیم به اهداف خود در روند پیچیده ضد تروریسم و بازسازى کشور دست یابیم، دقایقاً کارى خلاف آن را انجام داد.
لذا به این ترتیب دونالد رامسفلد بجاى بهبود بخشیدن روندهاى درون سازمانى وضعیت آن را بدتر ساخت.او بخاطر اینکه نخواست مأموریت از بین بردن طالبان و القاعده را به سازمان سیا واگذار کند، نابودى آن ها را به تعویق انداخت و وزارت امور خارجه را نیز از روند بازسازى عراق و بحث کنوانسیون هاى ژنو خارج کرد.
هفته گذشته نیز «استوارت بوون» (Stuart Bowen) بازرس کل عراق در گزارشى جدید اعلام کرده بود پنتاگون در مورد فعالیت «تیم هاى بازسازى استانى» با وزارت امور خارجه به خوبى همکارى نمى کند، حال آنکه دولت آمریکا زمانى به شدت به این تیم ها اتکا مى کرد.
جرج بوش همچنین گفته است باوجودى که تعداد زیادى از اعضاى حزب جمهوریخواه و حتى کارکنان کاخ سفید خواسته اند او رامسفلد را فوراً از سمت خود کنار بگذارد، چنین کارى نخواهد کرد.
هرچند این نیز خود نوعى بدشانسى است،ولى باید به این مسأله اعتراف کرد که بدشانسى مردم آمریکا در حال حاضر دو حزبى است زیرا اخیراً مطلع شدیم که حزب دموکرات نیز از توانایى هاى لازم براى مبارزه با تروریسم برخوردار نیست.در همین حال رهبران حزب دموکرات نیز اندک اندک در حال درک این مسأله هستند که «هیلارى کلینتون» که همه پول هاى آنها را به خود جذب مى کند قادر به پیروز شدن در انتخابات نیست.
چنانچه دموکرات ها بتوانند کنترل یکى از مجالس کنگره آمریکا را به دست آورند، دلیل آن این نخواهد بود که مردم آنها را دوست دارند بلکه علت آن این است که آنها دیگر نمى توانند تحمل کنند جمهوریخواهان بر کشور حکومت کنند.
لذا اصلاً تعجب انگیز نیست که همه در حال صحبت کردن از «باراک اوباما» آمریکایى آفریقایى تبار باشند و این درحالى است که او تنها کمتر از دو سال است که مشغول به کار شده است، پس مى توان گفت که ما قطعاً به شانس احتیاج داریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات