اصغر بالسینی
مدیریت دارایىهاى ارزى کشور و انتخاب یک ترکیب بهینه سبد ارزى با هدف حداکثر ساختن ارزش این دسته از دارایىها یکى از مهمترین وظایف بانک مرکزى به عنوان بالاترین مقام تصمیمگیرنده در این عرصه مىباشد که با توجه به تغییرات مختلفى که در خصوص ارزش ارزهاى گوناگون صورت مىپذیرد به یک مسئله اساسى تبدیل شده است.
واقعیت آن است که طى سالهاى اخیر به دلیل تحولات مختلفى که در عرصه اقتصاد بینالملل صورت پذیرفته و مخصوصا با رواج یورو از سال 1999 میلادی، کاهش ارزش دلار به عنوان یک «ارز غالب»روند شتابندهاى به خود گرفته است و همین مسئله سبب شده تا کشورهاى مختلف با عنایت به کاهش ارزش دارایىهاى ارزى خود تصمیم به ترکیب سبد ارزى ذخایر خود بگیرند که تصمیم احتمالى دولت چین براى تبدیل یک تریلیون دلار از ذخایر ارزى خود به ذخیره طلا و یا یورو و همچنین برنامه بانک مرکزى امارات متحده عربى جهت تبدیل 25 میلیارد دلار از ذخایر خود به یورو تا پایان سالجارى میلادى از جمله آخرین تصمیمگیریها در این زمینه است که قطعا با هدف حفظ ارزش دارایىهاى ارزى خود صورت مىپذیرد.
این امر نشان مىدهد که مختص ساختن ترکیب بهینه سبد ارزى کشور و تغییر احتمالى آن با این هدف که جلوى کاهش بیشتر ارزش دارایىهاى ارزى با کاهش ارزش دلار گرفته شود، مىتواند به عنوان یکى از برنامههاى بانک مرکزى مورد توجه قرار گیرد، مسئلهاى که از طرف کارشناسان مستقل و برخى مسئولان اقتصادى مورد تاکید قرار گرفته است. نکته مهم دیگر آن است که روند فعلى تغییرات در بازار ارزهاى بینالمللى به صورتى است که انتظار مىرود طى سالهاى آتى از قدرت بلامنازع دلار در عرصه تبادلات ارزى به نحو چشمگیرى کاسته شده و ارزهاى دیگر خصوصا یورو جایگزین آن شوند، نتیجه طبیعى این مسئله نیز کاهش قدرت هژمونیک اقتصادى آمریکا در عرصه اقتصاد بینالملل است، قدرتى که طى سالهاى گذشته با تکیه بر حضور پرقدرت دلار به عنوان یک ارز مرجع به دست آمده است. واقعیت آن است که رواج دلار به عنوان یک ارز مرجع در مبادلات مالى بینالملل در دوران پس از جنگ جهانى دوم خصوصا خرید و فروش نفت و همچنین استفاده از این ارز به عنوان یک «ذخیره ارزش» سبب شده تا بسیارى از ناکارآمدىهاى اقتصادى آمریکا پوشش داده شود به طورى که وجود کسرى تراز جارى 500 میلیارد دلارى آمریکا در هر سال، پایین بودن نرخ بهره در این کشور، انتشار بیش از اندازه اوراق قرضه بینالمللى در آمریکا و موارد متعدد دیگر همگى در سایه قدرت بلامنازع دلار در میان ارزهاى دیگر امکان تحقق یافته است و لذا انتظار مىرود با کاهش روزافزون سهم دلار در بازار ارزهاى بینالمللى (که در یک دوره زمانى میان مدت کاملا محتمل به نظر مىرسد) آسیبپذیرى اقتصادى آمریکا نیز افزایش یابد.
با عنایت به واقعیتهاى اقتصادى موجود در عرصه اقتصاد بینالملل و روند فعلى کاهش ارزش دلار در سطح بینالمللى و همچنین شرایط کنونى سبد دارایىهاى ارزی، به نظر مىرسد بررسى ترکیب بهینه این سبد ارزى با اهداف حفظ ارزش دارایىهاى کشور مىتواند مورد توجه برنامهریزان اقتصادى خصوصا بانک مرکزى قرار گیرد.