گروه سیاسی، محمد پهلوانی: تخریب شخصیتها و چهرههاى موثر، به ویژه آنهایى که در برهههاى مختلف در تاریخ انقلاب نقش کلیدى در پیشبرد اهداف نظام ایفا کرده یا مىکنند بىسابقه نیست.
این پدیده ویرانگر، شوم و زشت که حاصل پلشتىها و منحطترین عناصر و مولفههاى ضد اخلاقى است، حاکى از ضعف تخریب کننده یا تخریب کنندگان در برابر حرکت آهنین و مصمم ملت است. روحیه استبدادى در رقابتهاى سیاسی، منحصر دانستن حق و صدق در خود و دیگران را به هیچ نگرفتن، از ریشههاى تخریب شخصیتها است. متاسفانه چندى است این پدیده شوم همچون اوایل انقلاب با سرعت و شدت بیشترى جریان یافته است و گاهى نیز این روند پلید در لباس اصلاحىگری، دفاع از انقلاب و امام(ره) خود را نشان مىدهد و از سکوى عواطف و باورهاى عمومى جامعه (آن هم با برداشتى ناصواب) تیرهاى زهرآگین خود را به قلب مخاطبان نشانه مىرود.
بدون شک، غم انگیزترین تجربههاى تخریب و ترور شخصیتها در بعد کمى و کیفی، مربوط به سالهاى اولیه پس از پیروزى انقلاباسلامى است که در بىرحمانهترین روشها و اشکال دنبال مىشد و طى آن، بزرگانى چون شهید مظلوم بهشتی، ترور شخصیت شدند. تخریبها و ترورها البته منحصر به شهید بهشتى و دیگر چهرههاى روحانى نبود، بلکه عناصر غیر روحانى هم در معرض این پدیده قرار داشتند. گویى این راه را پایانى نیست.
در یک مقایسه تطبیقى مىتوان شاخصههاى مشابه و مشترکى در به کارگیرى روشها و شیوههاى تخریب و ترور شخصیتها میان امروز و اول انقلاب یافت که قابل تامل و تدبر است.
تخریب کنندگان در اوایل انقلاب، فاقد پایگاه مردمى بودند و نیروهاى اصیل انقلاب را که از اعتبار و مقبولیت عمومى برخوردار بودند در هنگام انتخابات به هر شکل ممکن و با واژههاى زشت و سخیف مورد هجوم قرار مىدادند و امروز هم تخریب کنندگان فاقد پایگاه مردمى مستحکم، به هنگام انتخاباتها به همان شیوه تاسى مىکنند.
آن روز، تخریب کنندگان و ترورکنندگان، آرا و افکار و اندیشههایشان با اندیشه و فرهنگ اسلام و مرام حضرت امام(ره) و استوانههاى انقلاب، کاملا در تضاد بود، اما داعیه اسلامىگرى و انقلابى بودن، داشتند. امروزه نیز در مورد تخریب کنندگان شاهدیم که در مراحل مختلف، براى ملت به اثبات رسیده است که تفکر و عمل آنها سنخیتى با اندیشه و سیره عملى حضرت امام(ره) ندارد و افراطیون آنها در طول چند سال حضور گسترده در دولت و مجلس، با آنکه کرارا به حضرت امام(ره) و آرمانهاى ایشان توهین و جسارت شد، (1) اما آنان به خاطر مصالح سیاسى حزبىشان سکوت پیشه کردند و حال، امروزه داعیهدار سینه چاک دفاع از حضرت امام(ره) و خط امام(ره) هستند.
آن روز تخریبکنندگان و ترورکنندگان، انقلابىهاى زجر کشیده و اصیل را متهم به بىتجربگى در عرصه جهانى و داخلى مىکردند و سخت بر آن باور بودند که تنها آنگونه که خود مىاندیشند و سلوک مىکنند، راه صحیح علمى و بر اساس تجربه است. امروز هم تخریب کنندگان با آنکه سالیان سال در عرصههاى مختلف، حضور مشاورهای، مدیریتى و اجرایى داشتهاند و از فرصت و امکانات کافى برخوردار بودهاند تا به قول خودشان تمام راههاى علمى و تجربه شده را براى بهبود وضعیت کشور و نجات ملت از گرفتارىهاى معیشتى و... بکار ببندند (ولى عملا ملت بهبود و رفاه محسوسى را تجربه نکرد)، علیه خدمتگزاران ملت که بنابر تاییدات رهبر معظم انقلاب در تصمیمات و پروژهها از علمىترین و کارشناسىترین شیوهها به لحاظ کیفى و کمى بهره مىبرند مىتازند.
بزرگان کشور و دلسوزان حقیقى انقلاب و امام(ره) تا دیر نشده و همه نظام و انقلاب و آرمانهاى شهدا و امام (ره) آسیب ندیده است و این اخلاق رذیله نهادینه نشده است باید به سرعت با پدیده شوم تخریب و ترور شخصیتها برخورد قاطع نموده و نفس این پدیده را در مورد همه آحاد مردم محکوم کنند وعاملان و حامیان این اندیشه را آگاه و به راه صواب دعوت کنند و ریشههاى آن را در همه ابعاد بخشکانند تا بیش از این سیماى نورانى اندیشه حضرت امام(ره) و خدمتگزاران به نظام و ملت آلوده به این پلشتىها نگردد.(2)