* آقاى افروغ، باتوجه به بیانات مقام معظم رهبرى درباره شکل گیرى ناتوى فرهنگى این پدیده را داراى چه شاخصه ها ومولفه هایى مى دانید؟
** دنیاى کنونى، دنیاى مصاف نرم افزارانه فرهنگى است و در این عرصه کسانى که در علم و فلسفه حرف اول را بزنند برنده هستند،به نظر من باید متوجه این نبرد نرم افزارانه بود.
مقوله ناتوى فرهنگى عرصه هاى مختلفى دارد، گاه خود فرهنگ مورد نظر است که در این وادى بحث جدایى سیاست و فرهنگ و پیوستگى آنها مطرح مى شود، اما در هر عرصه اى چه فرهنگى و چه سیاسى ما با یک وجه نرم افزارانه و یک بحث سخت افزارانه روبه رو هستیم که من فکر مى کنم باید کاملاً نسبت به جنبه هاى نرم افزارانه و سخت افزارانه براى مقابله با این پدیده آگاهى داشته باشیم.
البته تلقى مقام معظم رهبرى به این شکلى که بیان شد نرم افزارانه یا سخت افزارانه نبود بلکه این نگاه خاصى است که من معتقدم که با حرکت به سمت آن مى توانیم به یک روش قابل قبول دست یابیم.
* اگر ممکن است در این خصوص کمى مصداقى تر صحبت کنید؟
** علم و تکنولوژى که در غرب وجود دارد پدیده هایى خاص هستند که اساساً اصالت را به معرفت حسى مى دهند به این معنا که غربى ها مسایل عقلى و شهودى را هم موضوع معرفت حسى قرار مى دهند، این نشان مى دهد که از علم غربى تا یک حدى مى توان استفاده کرد؛ علم غربى به این شکل از فرهنگ دیگر جوامع غافل است و عنایتى به مسایل تعلیم و تربیت ندارد. در عرصه فناورى هم همینطور است، به همین دلیل ما باید مبانى هستى شناختى، انسان شناسى، خداشناسى و جامعه شناسى خود را مشخص کنیم و سپس وارد مرحله بعد شویم.
* ناتوى فرهنگى دقیقاً اشاره به چیست و عناصر و اجزاى آن در بستر چه گفتمانى حاصل مى شود؟
** ببینید این امر اشاره به یک مقوله زیربنایى یا روبنایى است و بنده از باب تقریب ذهن مباحث نرم افزارى و سخت افزارى را مطرح کردم. در کشور ما مباحث نظرى و فلسفى حکم فرهنگ را دارد، ناتوى فرهنگى شاید اشاره به تهاجم یا شبیخون فرهنگى باشد. در نگاه عام به فرهنگ و سایر جنبه ها مباحث نرم افزارى حرف اول را مى زند، ما تا تعریفى مشخص از برنامه هاى نرم افزارانه خود نداشته باشیم کار چندانى نمى توانیم انجام دهیم، مساله این است که ناتوى فرهنگى اشاره به برنامه وسیعى دارد که غرب براى پیشبرد برنامه هاى خود در نظر گرفته است ولى ما هنوز تکلیف خود را با خیلى از چیزها روشن نکرده ایم. گاه دم از ایمان و توحید مى زنیم و گاه عملاً آنها را نادیده مى گیریم، در مجموع من مى خواهم بگویم که غرب در برنامه هاى زیر بنایى و الحادى خود هم برنامه ریزى کرده است و ما هنوز حساب خود را با آنها مشخص نکرده ایم.
* جنبش روشنفکرى تا چه اندازه مى تواند براى مقابله با این برنامه وسیع غرب وارد عمل شود؟
** در این حیطه فقط روشنفکرانى که معتقد به ملزومات فضیلت گرایى و حقیقت گرایى باشند مى توانند حرفى براى گفتن داشته باشند. اگر روشنفکر، ساختار گرا نباشد نمى تواند به خوبى دغدغه هاى مقام معظم رهبرى در خصوص تهاجم و شبیخون فرهنگى را درک کند، بنابراین جنبش روشنفکرى براى وارد شدن به موضوع ناتوى فرهنگى باید حقیقت گرا و فضیلت گرا باشد.