مقدمه
از آنجا که فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و غیرقانونی، جزو واقعیتهای زندگی است، اکثر کشورها تلاش میکنند از طریق تدابیر گوناگون از جمله مجازات عاملان و نیز از میان بردن زمینهها مثل رشد اقتصادی، آموزش و اصلاح قوانین، آن را کنترل کنند.
برای کنترل فعالیتهای اقتصادی یاد شده، جمعآوری آمار و اطلاعات دربارهء عاملان و حجم اقتصاد غیررسمی ضروری است. متاسفانه جمعآوری این گونه اطلاعات بسیار دشوار است زیرا تمامی کسانی که در آن مشارکت دارند تمایلی به شناخته شدن ندارند. بنابراین دولتها برای کنترل اقتصاد غیررسمی و زیرزمینی خود با مشکلات بسیار زیادی روبهرو هستند و بهتر است زمینههای آن از میان برود.
اقتصاددانها برای تحقیق دربارهء اقتصاد غیررسمی، روشهایی گوناگون را مورد استفاده قرار دادهاند. از سوی دیگر دربارهء تعریف این اقتصاد روشهای تخمین حجم آن و اعتبار این روشها، نیز اختلافنظرهایی وجود دارد. با این حال در سرتاسر جهان نشانهها حاکی از آن است که در همهء کشورهای در حال گذار، توسعهیافته و در حال توسعه، حجم فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و زیرزمینی در حال افزایش است و در برخی کشورها این حجم از حجم اقتصاد رسمی فزونتر شده است. واقعیت این است که حجم، علل و پیامدهای فعالیتهای اقتصادی زیرزمینی و غیرقانونی در هر کشور با کشور دیگر تفاوت دارد اما بین این شاخصها شباهتهایی وجود دارد که میتواند برای محققان علوم اجتماعی و اقتصادی و سیاستگذاران که باید دیر یا زود با آن مقابله کنند جالب توجه باشد.
یافتن هر گونه اطلاعات دربارهء این نوع فعالیتها دشوار است. زیرا فعالیتهای یاد شده دقیقائ با هدف پنهان باقی ماندن از دید قانون و دولت صورت میگیرند. از طرف دیگر اگر از یک سیاستمدار، تحلیلگر امور اقتصادی و نظریهپرداز اقتصادی از تعریف اقتصاد غیررسمی یا حجم آن سوال کنید با طیفی گسترده از پاسخها رو به رو خواهید شد.
تعریف اقتصاد غیررسمی
اکثر تحلیلگران و اقتصاددانهایی که قصد دارند حجم اقتصاد سایه را تخمین بزنند با مشکل تعریف این نوع فعالیتها روبهرو هستند. اما یکی از تعاریف مورد اتفاقنظر به این قرار است. تولید کالا و خدمات چه قانونی و چه غیرقانونی که از پیدا بودن آن در تخمین تولید ناخالص داخلی اجتناب میشود. همچنین طبق تعریف دیگر اقتصاد سایه به تمامی فعالیتهای اقتصادی و تجاری گفته میشود که مالیات قانونی خود را پرداخت نمیکنند. بازار فعالیتهای اقتصادی غیررسمی نه تنها شامل فعالیتهای غیرقانونی نظیر دادوستد مواد مخدر و قمار بلکه فعالیتهای قانونی خدماتی و دادوستد کالاست که در آنها درآمد گزارش نمیشود در نتیجه مالیاتی پرداخت نمیشود. این فرآیند از طریق تطهیر پول، پرداخت نقدی و... صورت میگیرد. مبادلات اقتصادی غیررسمی و سایه معمولائ مبادلات نقدی است که قابل پیگیری قانونی از سوی دولتها نیست. در ادبیات اقتصادی، دادوستد کالاهای به سرقت رفته را اقتصاد سایه نمینامند و این گونه مبادلات را بازار سیاه نام مینهند. اقتصاددانهایی که قصد اندازهگیری حجم اقتصاد سایه را دارند معمولائ از حجم پول در گردش به عنوان یک مبنا استفاده میکنند. معمولائ تفاوت بین رشد هزینههای قانونائ ثبت شده (GDP) و رشد نقدینگی در جریان به عنوان رشد حجم اقتصاد سایه و غیررسمی محسوب میشود اما این گونه تخمینها به عوامل بسیار زیادی مربوط هستند و در نتیجه رسیدن به رقمی قطعی دشوار است. کارشناسان معتقدند رشد تجارت آنلاین باعث افزایش حجم اقتصاد سایه شده است. برای مثال شرکت اینترنتی ebay 40 میلیون استفاده کنندهء دایمی دارد که بسیاری از آنها کاربران خارجی و بینالمللی هستند. فروشندگان قانونائ باید مالیات پرداخت کنند اما هیچ گزارشی دربارهء تعداد پرداختکنندگان مالیات در آن وجود ندارد و دولت آمریکا برای اطمینان از مالیات دادن این کاربران سایت یاد شده هرگز تلاشی نکرده است.
در حقیقت میتوان گفت، اقتصاد غیررسمی شامل درآمد گزارش نشده از تولید کالاها و خدمات قانونی چه از مبادلات پولی یا تهاتری است. بنابراین تمام فعالیتهای اقتصادی که اگر گزارش شوند باید مالیات از آنها گرفته شود، در صورت گزارش نشدن جزو فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و سایه محسوب میشوند.
حجم فعالیتهای غیررسمی در کشورهای مختلف جهان
1- کشورهای در حال توسعه
به طور متوسط حجم فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و زیرزمینی در قارهء آفریقا به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی این کشورها حدود 42 درصد است. در این قاره حجم اقتصاد سایه در سه کشور زیمبابوه، تانزانیا و نیجریه به ترتیب 4/59، 3/58 و 9/57 درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست. از سوی دیگر مجمع اقتصاد سایه در بوتسوآنا، کامرون و آفریقای جنوبی به ترتیب 34، 32 و 28 درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست. در مجموع میتوان نتیجهگیری کرد که در این قاره حجم اقتصاد سایه بسیار بالاست و از عمده دلایل خاص این وضعیت میتوان به عدم حاکمیت قدرتمند دولتها، فساد اداری و مالی، نابسامانی اجتماعی، جنگهای داخلی و عدم شفافیت فعالیتهای اقتصادی اشاره کرد.
در قارهء آسیا سه کشور ژاپن، سنگاپور و هنگکنگ کمترین حجم اقتصاد سایه را دارند. در آن سوی این طیف کشور تایلند قرار دارد که حجم اقتصاد سایه در آن 52 درصد تولید ناخالص داخلی است. پس از تایلند، سریلانکا و فیلیپین قرار دارند که حجم اقتصاد سایه در آنها به ترتیب 5/44 و 4/43 درصد تولید ناخالص داخلی است. در میانهء این طیف چین و هند مشاهده میشوند که رقم مربوط به آنها 6/19 درصد و 1/23 درصد است. در ژاپن و سنگاپور حجم اقتصاد سایه به ترتیب 3/11 درصد و 1/13 درصد تولید ناخالص داخلی است. در مجموع حجم اقتصاد غیررسمی در کشورهای در حال توسعهء قارهء آسیا 26 درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست. به این ترتیب مشاهده میشود که کشورهای آفریقا بالاترین حجم، کشورهای در حال توسعهء آسیا حجم متوسط و کشورهای ثروتمند عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی پایینترین حجم اقتصاد سایه را به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلیشان دارند.
در کشورهای آمریکای لاتین، متوسط حجم اقتصاد سایه 41 درصد تولید ناخالص داخلی است. بالاترین حجم در بولیوی با 67 درصد سپس در پاناما با 64 درصد مشاهده میشود. در بین این کشورها، حجم اقتصاد سایه در شیلی پایینترین حد یعنی 8/19 درصد است.
2- کشورهای در حال گذار
در تحقیق حاضر 23 کشور با اقتصاد در حال گذار مورد بررسی قرار گرفتند و مشخص شد متوسط حجم اقتصاد سایه در این کشورها 38 درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست. این حجم در جمهوری گرجستان 3/67 درصد، در جمهوری آذربایجان 6/60 درصد و در اکراین 2/52 درصد تولید ناخالص داخلی این کشورهاست. در بین کشورهای یاد شده جمهوری چک با 1/19 درصد و جمهوری اسلوواکی با 9/18 درصد پایینترین حجم اقتصاد سایه را به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی دارند.