۲۰۰۲ نوامبر ـ حزب عدالت و توسعه در انتخابات سراسرى به پیروزى رسید. عبدالله گل، معاون حزب نخست وزیر شد.
۲۰۰۲ دسامبر ـ پس از تغییراتى در قانون اساسى ترکیه، اردوغان رئیس حزب عدالت و توسعه امکان حضور در انتخابات را یافت و راه رسیدن وى به نخست وزیرى هموار شد. اردوغان به دلیل برخى محکومیت هاى قضایى از دستیابى به چنین مناصبى محروم شده بود.
۲۰۰۳ مارس ـ پیروزى اردوغان در انتخابات پارلمانى.
استعفاى عبدالله گل از نخست وزیرى. انتخاب اردوغان به عنوان نخست وزیر جدید.
پارلمان زیر نفوذ اسلام گرایان اجازه استقرار نیروهاى آمریکایى در خاک ترکیه براى حمله به عراق را نداد. اما مجوز ورود ترک ها به منطقه کردنشین شمال عراق را صادر کرد.
۲۰۰۳ ژوئن و ژوئیه ـ پارلمان ترکیه براى تسهیل عضویت در اتحادیه اروپا، محدودیت هاى موجود درباره آزادى بیان، حق استفاده از زبان کردى و کاهش نقش نظامیان را در امور سیاسى کشور رفع کرد.
۲۰۰۴ ژانویه ـ ترکیه پروتکل منع مجازات اعدام را امضا کرد.
۲۰۰۴ مه ـ حزب کارگران کردستان (PKK) اعلام کرد، براى مقابله با عملیات هاى ترکیه علیه نیروهایش به آتش بس پایان مى دهد.
۲۰۰۴ ژوئن ـ تلویزیون دولتى ترکیه براى نخستین بار برنامه اى به زبان کردى پخش کرد. ۴ فعال کرد، از جمله لیلا زانا از زندان آزاد شد.
سران ناتو در استانبول گردهم آمدند
۲۰۰۴ سپتامبر ـ پارلمان، اصلاحات مربوط به منع خشونت علیه زنان را به تصویب رساند.
۲۰۰۴ دسامبر ـ سران اتحادیه اروپا توافق کردند مذاکرات با ترکیه براى پیوستن به این اتحادیه را از سال ۲۰۰۵ از سر گیرند. اتحادیه اروپا در عین حال از ترکیه خواست قبرس را به عنوان عضو این اتحادیه به رسمیت بشناسد.
۲۰۰۵ ژانویه ـ لیره جدید ترکیه با ۶ صفر کمتر معرفى شد.
۲۰۰۵ مه ـ پارلمان متمم هاى جدیدى را در زمینه اصلاح قوانین جزایى تصویب کرد. اروپا در واکنش به این مصوبات عنوان کرد که هنوز نگرانى هایى درباره وضعیت حقوق بشر در ترکیه دارد.
۲۰۰۵ ژوئن ـ پارلمان تحت نفوذ اسلام ـ اسلام گرایان بر مخالفت رئیس جمهور با قانون کاهش محدودیت از تعلیم قرآن در ترکیه غالب شد و وتوى نجدت سزر را درباره این قانون شکست.
۲۰۰۵ اکتبر ـ پس از چانه زنى هاى فراوان، مذاکرات رسمى ترکیه با اتحادیه اروپا آغاز شد.
۲۰۰۵ نوامبر ـ خط لوله چند میلیارد دلارى بلواستریم افتتاح شد. این خط لوله، گاز روسیه را از زیر دریاى سیاه به ترکیه انتقال مى دهد.
۲۰۰۶ مارس ـ جنگ بین نیروهاى امنیتى با عوامل پ. ک. ک شدت گرفت، در این درگیرى ها ۱۴ مظنون پ.ک.ک کشته شدند.
۲۰۰۶ مه ـ یک فرد مسلح به سوى عالى ترین دادگاه ترکیه آتش گشود و یک قاضى برجسته را کشت، ۴ نفر دیگر نیز زخمى شدند.
۲۰۰۶ ژوئیه ـ افتتاح رسمى خط لوله نفتى باکو ـ تفلیس ـ جیحون
۲۰۰۶ اوت و سپتامبر ـ بمبگذاران اماکن توریستى در استانبول و برخى مناطق دیگر را هدف قرار دادند. فالکون هاى آزادى کردستان (TAC) مسئولیت برخى از این حملات را برعهده گرفت.
۲۰۰۶ ، ۳۰ سپتامبر ـ پ.ک.ک اعلام آتش بس یک طرفه کرد.
روابط ترکیه واروپا وارد دورانى تازه شده است، دوره اى که مشخصه بارز آن چالش و زورآزمایى است. شاید سخن از چالش راندن در ایام حضور بالاترین مقام اروپاى مسیحى در آنکارا تعجب آور باشد اما واقعیت جز این نیست که منحنى روابط آنکارا با اروپا، روى محور تنش حرکت مى کند. فقط در یک ماه اخیر چند نشست و رایزنى دو طرف برهم خورده است.
فضاى مذاکرات چندین ساله ترکیه با اروپا در روزهاى اخیر چنان به سردى گراییده که تهدیدات بزرگتر مطرح شده است. نمایندگان اردوغان به طرفهاى اروپایى گفته اند کاسه صبر مردم بویژه محافل اسلامى ترکیه از آنچه در دالانهاى مذاکره اروپائیها مى گذرد درحال لبریز شدن است. آنها تأکید کرده اند ادامه این بازى ملال آمیز مى تواند بستر آرام روابط مردان آناتولى با همسایگان غربى را با تلاطم هاى شدیدتر روبرو کند.
از سوى دیگر، جناح اروپایى نیز گویى میل و اراده اى، جز تداوم این تنش ندارد که همچنان و هنوز در کوره این تنش مى دمند.
در حالى که خبر مى رسد آخرین مرحله مذاکرات هیأت ترک با قبرس نشین ها به شکست انجامیده است، دو قدرت اصلى اروپا یعنى آلمان و فرانسه هر کدام به بهانه اى راه مذاکره را برآنکارا بسته نگه داشته اند. اگر این نشانه ها براى قبول هجوم ابرهاى کدورت به آسمان دیپلماسى اروپا و ترکیه کافى نیست این خبر را نیز بر آن مجموعه اضافه کنید که : 25کشور عضو اتحادیه اروپا قرار است در نشست 14 - 15 دسامبر (23 - 24 آذر)، درباره احتمال تعلیق کامل یا موقتى موضوع الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا را که مذاکرات رسمى آن از اکتبر 2005 آغاز شده است، گفت وگو کنند.
بروز این وقایع تند و شتابان که همگى در روزهاى منتهى به سفر پاپ روى داد به این پرسش دامن زد که آیا براستى مرجع مذهبى اروپائیان در سفر جنجالى خود قصدى براى فرونشاندن آتش اختلاف میان این دوپاره اروپایى و آسیایى داشته است و اصولاً او حامل سخن و پیامى براى مصالحه میان دوسوى مدیترانه است؟ سفر پاپ دست کم ناظران رادر این تأمل فرو برده که اتفاقاتى مهم در بستر مناسبات سیاسى اروپا وترکیه در حال وقوع است.
از این روست که پرونده طولانى ترین مناقشه سیاسى ترکیه با اروپا گشوده شده است و تحلیلگران در اروپا و منطقه آسیا در پى پاسخى درخور به علت بروز یک بن بست بى سابقه در مسیر ورود ترکیه به باشگاه اروپایى هستند. شاید مهمترین سؤال این باشد که حلقه مفقوده یا گره کور این پرونده چیست؟
محور و مدار آرزوهاى لائیسم
شاید از آن روز که افسران جوان، حکومتى لائیک بر زادگاه امپراتورى عثمانى بنا کردند، شوق اروپایى شدن در ذهن جمعى از رجال این کشور جوانه زد. مدرنیسمى که بر اراده مصطفى کمال بر این سرزمین سیطره افکند از همان آغاز، رنگ و طعم فرنگ داشت. ژنرالها ابایى از این نداشتند که این آرزوى نهان خویش را به زبان آورند.
تحولى که آتاتورک بیرق آن را برافراشت فقط جابه جایى تابلو ترکیه مسلمان با شناسنامه لائیک نبود و طرح نوگرایى و رنسانسى که افسران جوان وعده آن را داده بودند، تنها این نبود که ترکیه فقط لباس سنت از تن برکند، بلکه مؤسسان آن جنبش و در رأس آن آتاترک به هدف دورتر و بلندترى مى اندیشیدند. هدفى که جایگاه جغرافیایى و حوزه تمدنى جدید براى ترکیه مى جست. مسأله آن روز رجال ترکیه این بود که چگونه مى توان ترکیه غنوده در دامن شرق را به آغوش غرب کشاند.
از دید نسل اول حاکمان ترکیه نوین، تنها یک قدم تا رسیدن به دروازه طلایى اروپاى مدرن باقى بود و فقط یک مجوز ورود لازم بود که رجال لائیک، دوستان مغرور اروپایى را به این باور برسانند که ترکها با انتخاب مرام لائیسم همان انقلاب رنسانس مغربیها را در ترکیه اسلامى خلق کرده اند.
بنابراین در مانیفست مؤسسان رژیم لائیک، الحاق به اروپا یک مسأله استراتژیک بود. اگر بخواهیم نمونه هاى تاریخى براى این قضیه ارائه کنیم این استراتژى تاریخى لائیکها رامى توان با دکترین سنتى روسها براى دستیابى به آبهاى آزاد قیاس کرد. اگر محققان روابط بین الملل تاریخچه بحث الحاق ترکیه به اروپا رافقط تا تولد اتحادیه اروپا مى رسانند اما بذرهاى این فکر را مؤسسان آن کاشته اند، همانها که در سر فکر ایجاد امپراتورى لائیسم و در زبان شعار آرزوى تبدیل این سرزمین به متحد همیشه غرب را داشتند.
بزرگترین تابوى سیاستمداران آناتولى
در هشت دهه اى که از عمر نظام لائیک گذشت براى دولتمردان آنکارا از لیبرالها تا چپگرایان، پیوستن به اروپا یک عقیده راسخ بود. چنان که هیچ وقت از سرلوحه سیاست خارجى آنان خارج نشد. هر دولتى که دراین مدت آمد زمانى را به رایزنى و چانه زنى با طرفهاى اروپایى سر کرد. آرشیو دیپلماسى این کشور مملو از اوراق و اسناد مذاکرات مربوط به الحاق ترکیه به اروپا است.
در سالهایى که گذشت سایه این باورکه ترکیه روزى در کنار اروپا و بر سکوى بازیگران قاره سبز خواهد ایستاد، روز به روز برفرهنگ وسیاست این سامان دامن مى گسترد. بارها این جمله را در نطق مقامهاى آنکارا شنیدیم که راه ترکیه به سوى پیشرفت و توسعه از شاهراه اروپا مى گذرد. اما شگفتى در این بود که موضوع پیوستن ترکیه به اروپا که مى توانست حلقه اى از سیاست مرسوم دولتها باشد، در گذر زمان و با اراده رهبران لائیک رنگ و ماهیت اسطوره به خود گرفت و در جایگاه اصول تغییرناپذیرى همچون ایدئولوژى لائیسم نشست که کسى را یاراى نفى آن نبود.
کمترین عقوبت انکارکنندگان و منتقدان این باور در محکمه اهل سیاست و تبلیغات این بود که با انگ و اتهام خردکننده کهنه پرستى یا ستیز با منافع ملت و میهن روبرو مى شدند. به این ترتیب براى جماعت مسندنشین آنکارا در این سالها، عضویت در باشگاه اروپا، نه راهبردى براى پیشرفت که عین پیشرفت و مدرنیسم پنداشته شد، آنها پایان ضعف ترکیه را در این دیدند که کلید ورود به اروپا را به چنگ آورند.
صورت و باطن یک مناقشه
اروپاییها تاکنون دو رشته موانع سر راه ترکها قرار داده اند: رشته اول، موانع سیاسى است که غالباً از اختلاف سنتى این کشور با گروهى از دول اروپایى ناشى مى شود. این گروه از دولتها، امروز به جناح لابى هاى مخالف در باشگاه اروپایى مشهور
شده اند. در رأس این دولتها یونانیها قرار دارند که رقابت سنتى و اختلاف ارضى خود با آنکارا را به داستان روابط اتحادیه اروپا با ترکیه گره زده اند. پشت سر یونان یا قبرس دوقدرت بزرگ اروپایى ایستاده اند: فرانسویها که پرونده اى از اختلاف بر سر موضوع تنش زاى ارامنه با آنکارا را در آستین دارند و آلمانها که با وجود حضور 4 میلیون اقلیت ترک در کشورشان، از جنگ جهانى دوم -که ترکها براى بازسازى این میراث نازیها به این کشور گسیل شدند - تاکنون با ترکها بر سر مهر نبوده اند.
شاید آنکارا امکان عبور از مانع پاریس و برلین را داشته باشد اما گذشتن از سد قبرس چندان راحت نیست. در این وادى ترکها با حریف عمده اى به نام یونان روبرو هستند، کشورى که نفوذى دیرین بر فرایند امور اروپا دارد. گزارشهاى آخرین نشست طرفهاى اروپایى و ترک نیز مهر تأییدى بر این واقعیت است چنان که طرف قبرسى پس از آنکه زنگ شکست این مذاکرات را به صدا درمى آورد با تکیه بر دیوار قدرت و حمایت اروپا است که همه تقصیرها را به گردن آنکار مى اندازد. سخنگوى دولت قبرس مى گوید: ترکیه با سرسختى و عدم انعطاف در جلسه مشترک وزیران خارجه قبرس و ترکیه با وزیر امور خارجه فنلاند به عنوان رئیس دوره اى اتحادیه اروپا، موجب شکست طرح پیشنهادى فنلاند شد. یا این ادعاى او که ترکیه در این مذاکرات نشان داد که خواهان حل مسأله قبرس نیست و این که قبرس (بخش جنوبى و یونانى نشین) در این جلسه، کاملاً حسن نیت خود را نشان داده بود. دست آخر تهدید مى کند که اتحادیه اروپا باید نسبت به عملکرد ترکیه در قبال قبرس به عنوان یک کشور عضو برخورد مناسبى کند.
قبرسى ها چنان که در این گزارش پیدا است طلبکار و مدعى تعهداتى هستند که ترکیه باید در مقابل اتحادیه اروپا داشته باشد و بر این اساس مى گویند، آنکارا تعهداتى را در قبال اتحادیه اروپا پذیرفته است که باید به آنها عمل کند، البته همه این خواسته ها در قالب بهانه هاى ساده مطرح مى شود چنان که این بار گفتند، ترکیه حاضر به باز کردن بنادر و فرودگاه هاى خود به روى کشتى ها و هواپیماهاى قبرسى نیست.
اما رشته دوم موانع حضور ترکیه در جرگه اروپا، جنس وماهیت فرهنگى دارد این دسته از موانع با آن که پایه و اساس 50سال کشمکش عضویت ترکیه مسلمان در اروپاى مسیحى را شکل مى دهد اما متأسفانه تحت الشعاع اختلاف هاى سیاسى قرار گرفته است.
از این منظر، ترکیه و اروپا دو پاره فرهنگى مجزا هستند که داراى دو ساختار ایدئولوژیک، دوبستر فرهنگى متمایز و دو تاریخ مختلف هستند. درک و دریافت این تمایزها چندان دشوار نیست. از مناره ها و ساجد تا سنتها و ارزشها و آئینهاى اجتماعى، جملگى نمادهاى نمایانى از تفاوت هویت ترکیه مسلمان با اروپاى مسیحى هستند.
این واقعیتى است که همه سیاستمداران اروپا بدان اقرار کرده اند و آخرین بار نیز «اولى رن»، کمیسر اروپا در امور توسعه بر آن اصرار ورزید و گفت: «چنانچه ترکیه در 10یا 15سال آینده به یک کشور اروپایى و مدرن تبدیل شود و ارزشهاى دموکراتیک و دولتى را رعایت کند، مطمئنم که مى توانیم رضایت خاطر اروپایى ها را به دست آوریم و با برگزارى همه پرسى این عضویت را تضمین کنیم.» این سخن را امروز در سفر پاپ از زبان رهبران واتیکان مى شنویم چنان که روزنامه ایتالیایى «کوریره دلاسرا» به نقل از لومباردى، مقام شاخص مسیحى مى نویسد: اگر ترکیه براساس معیارهاى مشخص شده از سوى اتحادیه اروپا عمل کند، چرا وارد این اتحادیه نشود یا آنکه کاردینال «برتونه» نخست وزیر واتیکان در مصاحبه با بخش خبر شبکه دو ایتالیا مى گوید: این آرزو وجود دارد که ترکیه حقیقتاً بتواند شرایط تعیین شده اتحادیه اروپا را براى ورود و ادغام در این اتحادیه محقق کند.
پاسخى تازه به نزاعى کهنه
در گستره روابط بین الملل، مسائل ترکیه واروپا نزاعى کهنه و دیرپاست که سابقه اى به درازاى عمر 50ساله اروپا مى توان براى آن نوشت. اما اکنون زمان پاسخ به این مسأله دیرین، فرا رسیده است که چرا اروپاییها این قدر سر سختى و لجاجت به همسایه مسلمان خود نشان دادند. کمیسر اروپا در آخرین پاسخ خود تضاد ارزشها و عدم تجانس فرهنگى را مسأله اصلى دانست. سخنان اولى رن در حالى مطرح شد که افکارعمومى اروپا، بویژه فرانسه بیش از پیش نسبت به ترکیه منفى شده است تا حدى که مدعى شده اند پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا باید از طریق همه پرسى تأیید شود. اما این یک سوى داستان این مناقشه طولانى است.
سوى دیگر این سکه زمانى نمایان شد که حلقه دوستان حزبى اروپا در کارزار رقابت انتخاباتى از هم پاشیدند. با پایان سده بیستم حیات جریان لائیسم روبه افول مى گذارد. پیکره سیاسى این جریان که در ماجراى پیروزى حزب رفاه اربکان آسیب جدى دیده بود با ظهور نیروى تازه نفس و پرقدرتى به نام عدالت و توسعه در آستانه فروپاشى قرار گرفت.
به قدرت رسیدن دولت اردوغان نسیم یک بازگشت تاریخى را در روح خسته جامعه ترکیه دمید، بازگشت به هویت اسلامى و خاستگاه شرقى. همه امیدهاى جناحى که در پى ساختن یک همپیمان از کشورى شرق تبار براى بلوک غرب بود با شکست لائیکها به کابوس بدل شد. اروپا در فرداى پیروزى اسلامگرایان با این پرسش جدى روبرو شد که چرا سیاستمدارانى که شعار و وعده شان گرفتن کلید عضویت در اروپا بود نتوانستند رأى مردم را کسب کنند و چرا چهره هاى منتقد غرب و اروپا این اندازه محبوبیت و اعتبار گرفتند.
بنابراین براى اروپا و غرب اگر در دوران حاکمیت لائیکها کورسویى از امید به تحقق شرط خویش یعنى تغییر در بنیاد ارزشها و قوانین ترکیه وجود داشت اکنون شانس چنین تغییرى در دوران موسوم به «پسالائیسم» به امرى محال تبدیل شده است.
اساساً پس از سقوط و تضعیف لائیکها، جریانى نبود که قادر به حمل پرچم ایدئولوژى غرب در ترکیه اسلامى باشد. آن همگرایى طولانى و بى حاصل اکنون موج سنگینى از واگرایى را در پى آورده است. این نکته اگر دیروز چون یک هشدار محرمانه از سوى رجال ترک به گوش طرفهاى اروپایى نجوا مى شد اکنون به اعتراضى بلند تبدیل شده است، با رجوعى گذرا به نتیجه آخرین نظرخواهى که از مردم این کشور درباره الحاق به اروپا صورت گرفته است مى توان پاسخ این مسأله را دریافت.
شاید هنوز باشند رجالى که حاضر به پذیرش این واقعیت نیستند که اندیشه اروپایى شدن کم کم به اوهام مى پیوندد اما رشته وقایع این ایام باقى تردیدها را در این عرصه خواهد شکست. لذا اکنون مسأله این نیست که آیا اروپا سرانجام ترکیه را در خانواده خود خواهد پذیرفت یا نه؟ بلکه مسأله این است که آیا مردم و مسلمانان ترکیه پس از سالها تحقیر مجوز طرح دوباره این قضیه را خواهند داد یا نه؟