تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۰۰۸۷۹

اتاق فرمان دموکرات‌ها

ترجمه و گردآوری: هرمز برادران مقدمه: مرحله کادرسازى و مهره چینى دموکرات ها: انتخابات هفتم نوامبر، دموکرات هاى حاشیه نشین را دوباره به متن سیاست آمریکا کشاند. نتیجه ظاهرى انتخابات اخیر این بود که کنگره از کف اختیار جمهوریخواهان خارج شده است اما پیام واقعى این حادثه آن بود که عصر رهبرى نومحافظه کاران بر سیاست هاى آمریکا به سر آمده است. دموکرات ها اکنون خیز بلند خود را براى خارج کردن مهم ترین خاکریز قدرت یعنى کاخ سفید از سیطره رقیب آغاز کرده اند. اردوى دموکرات ها در حال حاضر سرگرم سازماندهى یک رقابت و چالش بزرگتر است تا در مواجهه اى با تیم گرداننده امور امنیتى وسیاسى به سوى انتخابات 2008راه کشد. بى گمان دراین میدان که کارزارى سخت تر از سه شنبه سیاه جمهوریخواهان است، دموکرات ها باید استراتژى جایگزینى خویش براى دکترین ناکارآمد جمهوریخواهان عرضه کنند، در وهله دوم نگاهها به سمت کادر رهبرى و شبکه تصمیم گیران این جناح دوخته خواهد شد و این که اردوى دموکرات ها چه کسانى را براى تصدى کرسى هاى تأثیرگذار وزارت خارجه خانم رایس، معاونت ریاست جمهورى دیک چنى، شوراهاى امنیت استفان هاوس و نمایندگى سازمان ملل جان بولتون و مدیریت اتاق مشاوران، رئیس جمهور آماده کرده اند. از این رو «ترکیب رهبران» در دور جدید بازگشت دموکرات ها به عرصه قدرت از مسائل قابل تأمل براى تحلیلگران روابط بین الملل است. گو اینکه سیاست جهانى واشنگتن برآیندى از آرا و خواسته هاى گروهها، جناح ها و مؤسسات عدیده اقتصادى، نظامى و سیاسى است اما در نهایت چهره ها و تیم رهبران نقش غیرقابل انکارى در هدایت و پیشبرد این سیاستها ایفا مى کنند. نقش حلقه مدیران در عرصه نومحافظه کاران بیش از هر برهه دیگرى به اوج رسید. افکار عمومى جهان به عینه دریافتند که چگونه طیف نومحافظه کاران افراطى درون کاخ سفید دو نهاد ارتش و دیپلماسى را در راستاى تفکرات سیاسى خویش به کار گرفتند. بنابراین سؤال روشن ناظران سیاسى این است که به راستى اگر دموکرات ها بناى تغییر مسیر سیاست هاى آمریکا را دارند با تکیه بر اندیشه کدام متفکران و بر اراده چه عناصرى مى خواهند این کار بزرگ را به انجام رسانند. به عبارتى کاندیداى آنها براى عهده دارى کرسى برنامه ریزى و یا کنترل نو محافظه کارانى مثل ریچارد پرل، پل ولفوویتز یا مدیرانى نظیر جان بولتون، دونالد رامسفلد، دیک چنى و کاندولیزا رایس کیست؟ نخستین گمانه زنى رسانه هاى آمریکایى حاکى از این بود که حزب دموکرات در سازماندهى شبکه تصمیم گیران خود به جذب و به کارگیرى دوباره برخى استراتژیست هاى نام آشنا مثل زبیگینو برژینسکى، برنت اسکوکرافت اقبال نشان داده است و درصدد بهره گیرى از آنان در کنترل جنگ طلبى ساکنان فعلى کاخ سفید هستند. نشریه نیوزویک در پى پیروزى دموکرات ها از این تصمیم درون حزبى دموکرات ها خبر داد. برپایه گزارش این نشریه دموکرات ها علاوه بر دو چهره مذکور، آنها حول نقش یک دموکرات متقدم به نام جیمز بیکر حساب باز کرده اند. دیپلماتى که اگرچه مدتى را در همسویى با جمهوریخواهان به سر برد اما در این سالها کوشیده است نقش یک مشاور مؤثر را بر کل جریان تصمیم گیرى واشنگتن در بحران هاى بین المللى ایفا کند. اما پس از گروه سیاستگذاران در حلقه مدیران اجرایى و ستادى دموکرات ها، برنامه خود را با سه چهره اى که نامشان درصدر لیست برندگان انتخابات مطرح شد پیش مى برند، هیلارى کلینتون که سایه حضور رئیس جمهور پیشین آمریکا (بیل کلینتون) در مجلس سنا و محافل تصمیم گیر آمریکا شناخته مى شود و پس از کسب یک پیروزى قاطع بر سناتورهاى جمهوریخواه براى سکونت درکاخ سفید در سال 2008آماده مى شود. هرى ریدکه دموکرات ها بنابر تجارب زیاداو در تصمیم گیرى هاى مهم، ریاست سنا را به او سپرده اند و نانسى پلوسى که امروز در نقش نخستین زن رئیس مجلس نمایندگان و چهره محبوب دموکرات ها ظاهر شده است. نکته قابل توجه در برنامه کادرسازى دموکرات ها تاکتیک بدیعى است که آنها براى جذب چهره هاى معتدل و به اصطلاح خوش خیم جمهوریخواهان براى پست هاى کلیدى حکومت آمریکا به کار بسته اند. نخستین نشانه هاى این تاکتیک در پالسى که دموکرات ها به جانب یک رجل جمهوریخواه (اسکوکرافت) و یک چهره انشعابى دموکرات ها (بیکر) فرستادند نمایان است. گروه بین‌الملل

آلترناتیوى براى دیک چنى
شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره اى ایالات متحده بیش از آن که شکست حزب جمهوریخواهان باشد، شکست نومحافظه کاران ساکن کاخ سفید و طیف تندروى درون کابینه بوش است. دونالد رامسفلد وزیر دفاع بوش که سابقه دو جنگ ناکام افغانستان و عراق را در کارنامه دارد نخستین قربانى بزرگ شکست جمهوریخواهان در انتخابات سه شنبه گذشته بود. تحلیلگران امور آمریکا معتقدند پس از رامسفلد افرادى چون جان بولتون و... نیز به زودى از سمت خود کنار خواهند رفت اما به نظر مى رسد آنچه بیش از همه مورد توجه دموکرات ها قرار گرفته تغییر دیک چنى معاون رئیس جمهور آمریکا که از وى به عنوان طراح اصلى و مغز متفکر طیف جنگ طلبان دوره کاخ سفید یاد مى شود، است . بسیارى از سیاستمداران کهنه کار آمریکا ادامه حضور افرادى چون دیک چنى و رامسفلد و حتى کاندولیزا رایس را در محور کابینه بوش، ادامه روند غیرمنطقى سیاست خارجى آمریکا بخصوص در مناطق مهمى مثل خاورمیانه مى دانند. با استعفاى رامسفلد اینک دیک چنى درسیبل انتقادات و حملات دموکرات ها قرار گرفته و قاعدتاً افرادى نیز از سوى دموکرات ها براى جانشینى وى و معرفى وى به بوش در نظر گرفته شده اند. در رأس افراد مطرح براى جانشینى دیک چنى نامى به چشم مى خورد که براى آمریکایى ها چندان غریبه نیست و وى کسى نیست جز «برنت اسکوکرافت» مشاور امنیت ملى آمریکا در زمان ریاست جمهورى جرالد فورد و جرج بوش. اسکوکرافت اگرچه یک جمهوریخواه است اما انتقادات فراوانى به سیاست هاى آمریکا بخصوص در عراق دارد.
اسکوکرافت کیست؟
برنت اسکوکرافت در 19مارس 1925متولد شد. وى در دوره ریاست جمهورى جرالد فورد و بوش پدر مشاور امنیت ملى آمریکا بود. اسکوکرافت همچنین در دوره ریاست جمهورى ریچارد نیکسون مشاور نظامى وى بود. اسکوکرافت در فاصله سال هاى 2005- 2001رئیس بخش مشاورین امنیتى جرج بوش بود.
وى پیش از پیوستن به کابینه بوش، رئیس بنیاد کیسینجر نیز بود. اسکوکرافت همچنین رئیس مؤسسه «گروه اسکوکرافت» است که توسط وى تشکیل شده است.
کارکرد «گروه اسکوکرافت» برخلاف تمامى مناصبى که اسکوکرافت تاکنون بر عهده داشته، به امورى چون مشاور بازرگانى و... خلاصه مى شود.
اسکوکرافت برهه اى را در سمت رئیس نیروى هوایى ارتش ایالات متحده و سپس به سمت مشاور امنیت ملى آمریکا منصوب شد.
اسکوکرافت همچنین در دانشگاه نظامى آمریکا و آکادمى نیروى هوایى ارتش آمریکا تدریس کرده است.
اسکوکرافت اگرچه عضو حزب جمهوریخواه آمریکا است اما چه در زمان حمله ایالات متحده به عراق و چه پس از آن ازمخالفین ومنتقدین جدى این حمله بود و جریان منتقد جنگ عراق را در درون حزب جمهوریخواه هدایت مى کرد. اسکوکرافت اما در مقابل از حامیان حمله آمریکا به افغانستان بود و آن را واکنشى در مقابل تروریسم مى دانست. بوش پدر درسال 1991مدال افتخار آزادى را به وى اهدا کرد. اسکوکرافت همچنین در سال 1993در کاخ باکینگهام از دستان ملکه الیزابت مدال افتخار دریافت کرد.
اسکوکرافت همچنین کتابى را با نام «دنیاى انتقال یافته» منتشر کرد که به ذکر خاطرات و جریانات درون کاخ سفید در زمان پایان جنگ سرد و فروپاشى شوروى در اوایل دهه 90پرداخت. وى بدون تردید همواره از مردان پشت صحنه سیاست خارجى ایالات متحده بوده است و سالها حضور در مناصب امنیتى درون کاخ سفید و نیروى هوایى ارتش ایالات متحده از وى چهره اى کارآزموده ساخته است. اسکوکرافت در عین حال پیرو یکى از فرقه هاى مسیحیت به نام مورمون است. وى متأهل و همسر وى مارین هورنر اسکوکرافت است. حاصل ازدواج اسکوکرافت یک دختر است.
جیمز بیکر
جیمز آدیسون بیکر یک دیپلمات و سیاستمدار آمریکایى است که متولد 28آوریل 1930است. او در دوره ریاست جمهورى رونالد ریگان رئیس ستاد کارمندان رئیس جمهور، و در دوره دوم ریاست جمهورى ریگان، از سال 1985تا 1988وزیر خزانه دارى بود. بیکر در دوره جورج بوش پدر وزارت خارجه آمریکا را برعهده داشت.
این سیاستمدار در هوستون به دنیا آمد و در رشته حقوق تحصیل کرد. وى ابتدا یک دموکرات بود اما بعدها به حزب جمهوریخواه پیوست و سال 1970در رقابت هاى انتخاباتى سنا از جورج اچ دبلیو بوش شکست خورد.
بیکر سمت هاى متعددى را تجربه کرد تا اینکه در سال 1989در دوره ریاست جمهورى جورج اچ دبلیو بوش به وزارت خارجه رسید و از سال 1992تا 1993رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید بود.
بیکر در ایجاد اتحادى متشکل از 34کشور که در جنگ اول خلیج فارس به همراه آمریکا مى جنگیدند نقش فعالى ایفا کرد، در اواخر ،2003رئیس جمهور از وى خواست تا در سیاستگذارى براى عملیات آمریکا در جنگ عراق مؤثر واقع شود. او همچنین فرستاده ویژه رئیس جمهور به سایر کشورها براى حل مسأله بدهى هاى عراق بود.
در پنجم ژانویه ،2006بیکر در نشست وزراى سابق دفاع و خارجه آمریکا که به منظور بحث و گفت وگو پیرامون سیاست خارجى آمریکا طراحى شده بود شرکت کرد. در ماه مارس 2006کنگره تشکیل گروه مطالعاتى عراق را اعلام کرد و بیکر در کنار لى همیلتون دموکرات ریاست این گروه را عهده دار شد. در ماه سپتامبر امسال مطبوعات اعلام کردند که بیکر درباره عراق به جورج بوش مشاوره مى دهد یک ماه پیش نیز روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که بیکر رئیس کمیسیونى است که درباره گزینه هاى آمریکا در عراق به رئیس جمهور مشاوره مى دهد. بیکر بر این باور است که آمریکا به جز ادامه مسیر فعلى در عراق گزینه هاى دیگرى هم مى تواند اختیار کند. بیکر در گروه مطالعاتى عراق به همراه همکارانش مى کوشد که نگاه جدیدى به عراق داشته باشد و انتظار مى رود که این گروه اندکى بیش از انتخابات اخیر کنگره آمریکا نتایج تحقیقات خود را اعلام کند. جیمز بیکر علاوه بر اینها، در شوراى مشاوران براى اتاق بازرگانى آمریکا و آذربایجان فعالیت مى کند و بنابراین روابط نزدیکى با آذرى ها دارد. بیکر که پدر 8 فرزند است مؤسس انستیتو جیمز بیکر است. فرداى انتخابات هفتم نوامبر که به شکست جمهوریخواهان منجر شد، رسانه هاى آمریکا از حضور دوباره بیکر در تیم سیاستگذاران کاخ سفید خبر دادند، برپایه این گزارش ها، بیکر در حلقه استراتژیست هاى آمریکایى قابلیت آن را دارد که جایگزین چهره هاى تندرو جمهوریخواهان شود. چنانکه نیوزویک در گزارشى نوشت، جورج بوش با دعوت دوباره بیکر به اتاق تصمیم گیرى کاخ سفید در صدد است تا از نقش او هم به عنوان یک پل ارتباطى براى برقرارى تعامل با دموکرات ها بهره گیرد هم این که به خواسته محافل منتقد درخصوص اصلاح سیاست هایش در بحران عراق پاسخ دهد.
هرى رید
هرى میسون رید، دوم دسامبر 1939به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زمینه حقوق پى گرفت. وى پیش از آنکه پا به دنیاى سیاست بگذارد به نوادا رفت و در آنجا وکیل شد. او عضو حزب دموکرات و سناتور ارشد نواداست. انتظار مى رود که پس از پیروزى دموکرات ها در انتخابات 2006کنگره، رید رهبر اکثریت سنا شود.
هرى رید در سیاست آمریکا، ابتدا به عضویت مجمع ایالتى نوادا درآمد و سپس در انتخابات سنا شرکت کرد اما از رقیب خود آلن بایبل شکست خورد. تا سال 1980نوادا تنها یک عضو در مجلس نمایندگان آمریکا داشت اما به دلیل رشد جمعیت در دهه 1970ناحیه دوم نیز به این ایالت افزوده شد و نوادا داراى دو نماینده شد. بدین ترتیب هرى رید در سال 1982توانست در انتخابات سراسرى به راحتى پیروز و وارد مجلس نمایندگان شود. علاوه بر این، او دو دوره (1983 تا 1987) در مجلس نمایندگان حضور داشت.
هرى رید در سال 1986به سنا راه یافت و در سال هاى 1992، 1998و 2004بار دیگر راهى سنا شد. در سال ،1999وى به عنوان معاون رهبر اقلیت سنا و دست راست تام راچل رهبر اقلیت سنا از ایالت داکوتاى جنوبى انتخاب شد. در سال 2001هنگامى که رشته کنترل سنا موقتاً به دست دموکرات ها افتاد هرى رید به سمت معاونت اکثریت سنا رسید و در سال 2002باز هم معاون رهبر اقلیت شد.
در 16نوامبر ،2004هرى رید به مقام رهبرى دموکرات هاى سنا و رهبرى اقلیت سنا رسید. هرى رید در سال 2005دچار یک سکته خفیف شد و به توصیه همسرش «لندرا» به پزشک مراجعه کرد اما به دلیل آنکه با 3روز تأخیر مطبوعات را در جریان گذاشت با جنجال هاى زیادى مواجه شد.
اول نوامبر 2005 هرى رید خواستار غیرعلنى شدن جلسه سنا شد. در آن جلسه از ابهام در اطلاعات مربوط به سلاح هاى کشتار جمعى عراق سخن به میان آمد. پت رابرتس رئیس کمیته اطلاعات سنا در ژوئیه 2004وعده داده بود که سوء استفاده جورج بوش از اطلاعات ناقص مربوط به عراق در حمله به این کشور را بررسى مى کند اما وى در این زمینه کوتاهى کرد و هرى رید در جلسه غیرعلنى سنا به شدت از او انتقاد کرد.
هرى رید در ماه مارس 2006گفت: «حضور نیروهاى آمریکا در عراق بیش از حضور ما در جنگ جهانى دوم شده است. وى در ماه مه نیز با شناسایى زبان انگلیسى به عنوان زبان ملى آمریکا مخالفت کرد و آن را پیشنهادى نژادپرستانه نامید.
در ماجراى جک آبراموف لابى گر، نام هرى رید به عنوان یکى از افرادى که از آبراموف کمک مالى دریافت کرده است، مطرح شد. اما او گفت که تماس هاى وى با آبراموف و کمک هایى که از او دریافت کرده، قانونى بوده است. وى این ماجرا را «رسوایى جمهوریخواهان» نامید. هرى رید در زمینه مسائل اجتماعى نیز داراى دیدگاه هاى ویژه اى است. او از مخالفان سقط جنین است و در سال 1994در تصویب قانونى که محدودیت هاى جدید براى حامیان سقط جنین در نظر مى گرفت سهم به سزایى داشت. هرى رید در مه 2005در کانون توجه مطبوعات قرار گرفت. او در جمع گروهى از دانش آموزان گفت: «پدر جورج بوش آدم عجیبى است. به نظر من او یک بازنده است». او بعداً به خاطر تبعات این اظهاراتش عذرخواهى کرد. نکته قابل تأمل دیگر درباره هرى رید آنکه او با موافقتنامه تجارت آزاد به ویژه NAFTA مخالف است و تمایلى به کاهش مالیات ندارد. هرى رید در فیلم «ترافیک» یک نقش جزیى داشت.
زبیگنیو برژینسکى
زبیگنیو کازمیرز برژینسکى، 28مارس 1928در ورشو پایتخت لهستان به دنیا آمد. وى بخشى از سال هاى جوانى اش را در فرانسه و آلمان سپرى کرد و سپس به کانادا رفت. برژینسکى در رشته علوم سیاسى تحصیل کرد و سرانجام از دانشگاه هاروارد دکتراى علوم سیاسى گرفت. پس از آن به تدریس در هاروارد پرداخت و بعد از آن در دانشگاه کلمبیا رئیس انستیتوى جدیدى در امور کمونیسم شد. برژینسکى در سال 1958شهروند آمریکا شد و در سال هاى دهه 1960مشاور کندى و جانسون بود. او همواره در صف مخالفان با شوروى سابق بود و نیروى نافذ در تلاش هاى دولت جانسون براى نزدیک شدن به شرق اروپا محسوب مى شود. در سال هاى پایانى ریاست جمهورى جانسون، برژینسکى مشاور سیاست خارجى هوبرت هامفرى معاون جانسون شد.
در سال 1973برژینسکى به عنوان نخستین مدیر کمیسیون همه جانبه منصوب شد. این کمیسیون گروهى متشکل از رهبران سیاسى و تجارى و دانشگاهیان آمریکا، اروپاى غربى و ژاپن بود که هدف آن تقویت روابط میان این 3 منطقه بود. جیمى کارتر هم عضو این کمیسیون بود بنابراین هنگامى که به ریاست جمهورى رسید برژینسکى را به عنوان مشاور امنیت ملى و خود برگزید.
برژینسکى از مخالفان سیاست خارجى به سبک نیکسون ـ کیسینجر بوده است. وى در دوره کارتر، بر روابط شرق و غرب متمرکز شد و عمدتاً به روابط شمال ـ جنوب و مسائل حقوق بشر مى پرداخت. او یک بازیکن طرفدار همکارى گروهى بود و بنابراین به ایجاد رابطه با سایر کشورها علاقه نشان مى داد. برژینسکى بر توسعه بیشتر روابط چین و آمریکا تأکید مى کرد و طرفدار موافقتنامه کنترل تسلیحات با مسکو بود و همانند رئیس جمهور و سایروس ونس وزیر وقت خارجه معتقد بود که آمریکا به جاى یکجانبه گرایى باید در دیپلماسى خود به دنبال همکارى بین المللى باشد.
در فضاى سال هاى پرالتهاب 1979و 1980که تسخیر لانه جاسوسى آمریکا، حمله شوروى به افغانستان و بحران هاى عمیق اقتصادى به وجود آمده بود دیدگاه هاى ضدشوروى برژینسکى جلب نظر کرد و توانست هواداران بسیارى را گرد او فراهم آورد. اما این مسأله نتوانست به بیمارى دولت کارتر پایان دهد. برژینسکى در سیاست خارجى به عنوان چهره اى واقع گرا مطرح شده و بسیارى او را آلترناتیو دموکرات ها در برابر هنرى کیسینجر جمهوریخواه مى دانند. او در سال هایى که در ساختار حکومت آمریکا بود حول مسأله حقوق بشر تلاش هاى خود را سازماندهى مى کرد.
برژینسکى پس از کنار کشیدن از تشکیلات حکومتى آمریکا به نویسندگى، تدریس و مشاوره روى آورده است و همواره یکى از مشاورها و استراتژیست هاى پشت صحنه سیاست خارجى آمریکا محسوب مى شد.
از دید ناظران، برژینسکى در کنار کیسینجر یکى ازمنابع تغذیه تفکرات دستگاه دیپلماسى آمریکاست، براى دموکراتها او نقش یک تکیه گاه فکرى را دارد و نسل جدید سیاستمداران این جناح امیدوارند که پس از به دست گرفتن کنگره و کاخ سفید دوباره از این مرجع فکرى خویش بهره گیرند.
هیلارى کلینتون
هیلارى رودهام کلینتون متولد 26اکتبر ،1947سناتور ارشد نیویورک است که سوم ژانویه 2001به سنا راه یافت و هفتم نوامبر 2006نیز فرصت دیگرى براى ماندن در سنا پیدا کرد.
او همسر بیل کلینتون رئیس جمهور پیشین آمریکاست و پیش از این یک وکیل بود. او درکاخ سفید کوشید که فارغ از آن که بانوى سیاستمدار آمریکا محسوب مى شود، دیدگاههاى خاص خود را نیز بیان کند. بنابراین در مسائل فرهنگى چهره اى جنجالى است. با این اوصاف، هیلارى مستقیماً در سیاست آمریکا دخیل بوده است. اکنون که دموکرات ها کنترل کنگره را دردست گرفته اند هیلارى کلینتون به محتمل ترین کاندیداى دموکرات در انتخابات ریاست جمهورى سال 2008مبدل شده است.
وى دانش آموخته علوم سیاسى است و در مدرسه حقوق ییل عضو هیأت تحریریه مجله حقوقى دانشگاه بود. او در 8 سالى که به عنوان بانوى سیاست پیشه آمریکا بوده در این نقش فعالیت هاى سیاسى اندکى داشت و عمدتاً در زمینه حقوق زنان و مسائل کودکان فعال بوده است. زمانى که به سنا راه پیداکرد کوشید تا روابط خود را با سناتورهاى هردو حزب دموکرات و جمهوریخواه گسترش دهد و هم اکنون در پنج کمیته مهم سنا عضویت دارد. پس از حملات 11سپتامبر، مسأله امنیت ملى در اولویت برنامه هاى وى قرارگرفت و براى افزایش قابلیت هاى امنیتى آمریکا دربرابر تهدیدهاى تروریستى کوشش کرد. او از عضویت خود در کمیته سرویس هاى مسلح سنا براى حمایت قاطعانه از حمله نظامى به افغانستان استفاده کرد و وضعیت زنان افغان در دوره طالبان را موردتوجه قرارداد.
هیلارى کلینتون با خروج نیروهاى آمریکایى از عراق مخالف است و براین باور است که خروج زودهنگام از عراق آن را به یک کشور شکست خورده مبدل مى کند. او از این نظر حامى بوش است اما با برنامه هاى بوش براى کاهش مالیات به شدت مخالفت مى ورزد.
هیلارى کلینتون همواره تلاش کرده تا زیرساخت هاى آموزشى، اشتغال و فناورى آمریکا را مستحکم سازد. اما در برنامه هاى خود چندان موفق نبوده است. او در سال 2000وعده داد که در صورت راهیابى به سنا
200هزار شغل ایجاد کند. اما تاکنون در نیویورک بیش از 170هزار شغل از دست رفته است. او پس از توفان ویرانگر کاترینا درصدد برآمد تا با ایجاد یک کمیسیون دلایل ناکامى دولت در رویارویى با این حادثه را بررسى کند.
طبق یک نظرسنجى که گالوپ در مه 2005انجام داد، 54درصد از پاسخ دهندگان هیلارى کلینتون را یک لیبرال، 30درصد وى را به عنوان یک میانه رو و 9 درصد او را به عنوان یک محافظه کار معرفى کردند. وى از تمایل خود براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى آمریکا در سال 2008سخن گفته است و در سال جارى نیز همواره موضوع گمانه زنى هاى رسانه ها در این زمینه بوده است.
تاکنون هیچ زنى از سوى یک حزب بزرگ آمریکایى براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى کاندیدا نشده است و اگر هیلارى برکرسى رقابت ریاست جمهورى 2008بنشیند، او عنوان نخستین زن داوطلب براى رهبرى کاخ سفید را ازآن خود خواهدکرد.
هیلارى در فرداى شکست جمهوریخواهان در انتخابات هفتم نوامبر اعلام کرد که این پیروزى دموکراتها مقدم و زمینه پیروزى بزرگ آنها در رقابت ریاست جمهورى 2008خواهدبود.
نانسى پلوسى
نانسى پاتریشیا دالساندرو پلوسى متولد 26مارس ،1940اکنون در جایگاه رهبرى اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا نشسته است. او پیش ازاین رهبر اقلیت این مجلس بود اما پس از پیروزى دموکرات ها در انتخابات میان دوره اى 7 نوامبر 2006به عنوان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا ایفاى نقش خواهدکرد. پلوسى نخستین زنى است که ریاست مجلس نمایندگان آمریکا را برعهده مى گیرد.
پدر وى نماینده مریلند در کنگره آمریکا بود و به دلیل آنکه در فضایى سیاسى رشد کرد در سنین پایین وارد عرصه سیاست شد و به دموکرات ها گرایش پیداکرد. پلوسى دوم ژوئن 1987به کنگره راه یافت و از آن هنگام 8 بار در انتخابات کنگره پیروز شده است. درواقع، او این پیروزى ها را به دلیل نبودن یک رقیب سرسخت جمهوریخواه به دست آورده است.
پس از اعتراض هاى میدان تیان آنمن در سال ،1989پلوسى به هواخواهى جنبش دموکراسى چین درآمد و به شدت ازحکومت جمهورى خلق چین انتقاد کرد. شاید به همین دلیل بود که برخى محافل خاور دور رهبرى او بر جناح پیروز دموکراتها را نشانه اى از سردى روابط آینده واشنگتن و پکن تلقى کرده اند.
پلوسى در سال 2001به معاونت رهبر اقلیت دموکرات مجلس نمایندگان انتخاب شد و این نخستین بارى بود که یک زن به چنین عنوانى مى رسید. در سال 2002دیک گفارد رهبر اقلیت مجلس نمایندگان از عنوان خود استعفا داد تا نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهورى شود.
بنابراین پلوسى جانشین وى در مقام رهبرى اقلیت مجلس شد.
پلوسى با آنکه یک کاتولیک است، اما از سقط جنین در آمریکا حمایت مى کند و خواهان حمایت مقام هاى مذهبى از سقط جنین است. او سعى مى کند خود را حامى حقوق زنان نشان دهد و همواره کوشیده است که زمینه را براى تأمین مالى سازمان هاى سقط جنین فراهم سازد. با آن که کشاورزى در ایالت وى کالیفرنیا پررونق نیست اما پلوسى از آن حمایت مى کند. علاوه بر این، پلوسى معتقد است که در صورت لزوم، باید مالیات ها را افزایش داد تا بودجه دولت براى پیشبرد برنامه هاى خود تأمین شود. پلوسى حامى همیشگى بودجه متوازن بوده است. او در عین حال مى کوشد خود را مدافع آزادى هاى مدنى و آزادى بیان معرفى کند. پلوسى طرفدار جدایى کلیسا و حکومت است. پس از حملات 11سپتامبر پلوسى از هزینه هاى دولت در امور دفاعى حمایت هاى فراوانى به عمل آورد.
با این حال، وى به شدت با دادن مجوز به بوش براى حمله به عراق مخالف بود و حتى به همراه برخى نمایندگان مجلس از بوش خواست تا استراتژى معینى براى موفقیت در عراق در پیش گیرد و یک جدول زمانى براى خروج از عراق تعیین کند. افزون بر این، پلوسى مى گوید: براى آموزش و پرورش اهمیت فراوانى قائل است و از افزایش بودجه آموزش و پرورش حمایت مى کند. وى همچنین طرفدار توسعه تکنولوژى هاى جدید براى کاهش وابستگى آمریکا به نفت خارجى و نیز کاهش تأثیرات زیست محیطى سوخت هاى فسیلى است. دوستانش، پلوسى را مدافع حقوق مهاجران نیز مى شناسند و درهمین راستا او اخیراً با ساخت دیوار حائل درمرز آمریکا با مکزیک به منظور مقابله با ورود غیرقانونى مهاجران مکزیکى به آمریکا مخالفت کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات