تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۰۰۹۱۰

طبقه متوسط و انتخابات


سعید لیلاز
طبقه متوسط یک مفهوم اقتصادی - اجتماعی دارد و یک مفهوم فرهنگی که هر دو این مفهوم در ایران به هم آمیخته اند. به دلیل اینکه هم پوشی کامل ندارند. به عنوان مثال؛ قشر کارمند و بخش خصوصی امکان دارد که از لحاظ اقتصادی جزو قشر متوسط ایران محسوب نشوند، ولی به لحاظ فرهنگی، از ابتدا یکی از مبانی جدی و پایه های محکم طبقه متوسط را در ایران تشکیل می دهند.پدیده طبقه متوسط در ایران، پدیده خیلی قدیمی نیست. اساسا یک پدیده مدرن است که از دهه 1340 شکل گرفته و بهبود درآمدهای نفتی باعث شکل گیری این طبقه در ایران شده است.
در واقع از نظر من پدیده طبقه متوسط در ایران، پدیده ای لاغر است که قدرتمند شدنش را مدیون انقلاب اسلامی است. هم از لحاظ تعداد و هم از نظر کیفیت و قدرت خرید اقتصادی. یعنی یکی از وظایف جدی و رسالت تاریخی و حیاتی انقلاب، ایجاد یک طبقه متوسط بسیار نیرومند و مسلط از لحاظ اجتماعی - اقتصادی و هم از لحاظ فرهنگی بوده است. اساسا سیاست ها و جهت گیری های جمهوری اسلامی چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ تاکتیکی این بوده که طبقه متوسط را در ایران شکل داده و نقش مسلط تعیین کننده به آن ببخشد.
برای مثال مطابق جدیدترین آمارگیری ها نزدیک 70 درصد جمعیت ایران در مناطق شهری زندگی می کنند. در حالی که این امر تا قبل از انقلاب و در آستانه آن برعکس بود.یعنی فقط 30درصد مردم در شهرها زندگی می کردند.از لحاظ فرهنگی نیز گروه های متعلق به طبقه متوسط، به طرز غیرقابل مقایسه ای افزایش یافته است. البته من معتقدم نه از لحاظ انسجام، ولی از لحاظ تعداد و کیفیت بدون تردید طبقه متوسط در ایران با آن ویژگی ها و مشخصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که ما می شناسیم، بزرگ ترین و جدی ترین گروه اجتماعی ایران است.
اگرچه الزاما این گروه به همان اندازه بزرگ بودن و کیفی بودنش انسجام ندارد، زیرا اصطلاح طبقه متوسط یک اصطلاح گنگ عام است و محدوده و مرزهای آن بسیار نامشخص است.گرچه تعریف طبقه متوسط مبهم است و نمی توان روی آن اتفاق نظر پیدا کرد، ولی در ذهن من طبقه متوسط دارای مشخصاتی است که عبارتند از، نخست اینکه به طور عمده مردم شهرنشین هستند، دوم اینکه به لحاظ درآمدی سطح معیشت طبقه متوسط دهک های 3 تا 8 درآمدی جامعه ایران است.متاسفانه طبقه متوسط عمدتا در ایران، منافعش به صورت کارمندی با منافع دولت گره خورده است و تعداد زیادی از آحاد این طبقه در بدنه دولت جمع شده اند.
ولی در یکی دو دهه اخیر و با تنوع بیشتری که این طبقه توانسته است در منطقه شهری و بخصوص منابع درآمدی و اشتغال خودش بدهد، مثلا الان شاغلان را در بخش اداری، خرده فروشان و شاغلان آزاد خرده فروش در مغازه ها که گفته می شود به ازای هر 10 نفر ایرانی یک مغازه وجود دارد، همه این افراد در حال حاضر جزو طبقه متوسط محسوب می شوند.الان طبقه متوسط در جامعه ما، به دو دلیل حاضر به مشارکت سیاسی نیست. دلیل اول عمدتا در سایه رشد نفتی در کشور از سال 1379 به بعد است که باعث شد رشد اقتصادی ایران نسبتا خوب باشد.
در واقع این رشد اقتصادی توانسته است، بسیاری از کاستی های جامعه ایرانی به ویژه کاستی های مربوط به طبقه متوسط را بپوشاند و پر کند. در وهله دوم نیز از لحاظ اجتماعی، فشاری که جناح راست یا افراطی نظام جمهوری اسلامی ایران در تمام دهه 1370 از لحاظ دخالت در زندگی خصوصی به طبقه متوسط ایران و به ویژه در مناطق شهری وارد می کرد، در 3 الی 4 سال اخیر به شدت کم شده است. از آنجا که طبقه متوسط در ایران، عمدتا از باب پاسخگویی به فشارها و به عنوان واکنش وارد صحنه سیاست می شود و نه به عنوان تعیین سرنوشت خود، بنابراین نرخ مشارکت طبقه متوسط در انتخابات و در سیاست ورزی در ایران طی سال های اخیر به شدت کاهش یافته است.
اگر طبقه متوسط در فاصله 28 خرداد تا 3 تیر 1384 واقعا به صحنه سیاسی آمده بود، آرایش سیاسی ایران در حال حاضر به شدت با آنچه که اکنون هست، تفاوت داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات