ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
امروزه گویى که هنوز چیزى به نام «انقلاب کبیر فرهنگى» در کشور چین وجود نداشته است و جوانان این کشور هم هیچ یاد و خاطره اى از آن ندارند. در حال حاضر با نگاهى به روزنامه ها، کتابفروشى ها و تلویزیون در پکن، این فراموشى کاملاً به چشم مى آید. انقلاب فرهنگى در میان نسل زیر 25سال چین هم تنها مفهومى مبهم را تداعى مى کند. حزب کمونیست چین همه تلاش خود را به کار گرفت تا این رویداد تاریخى را از حافظه جمعى ملت پاک و محو گرداند. دوایر تبلیغاتى این کشور هم رسانه هاى چینى را از پرداختن به مسئله انقلاب فرهنگى آن هم به دلایل امنیتى به شدت منع کرده اند. امروز هیچ کس در چین حق ندارد از پدیده اى که «مائوتسه تونگ» در ماه مه چهل سال پیش استارت آن را زد و آن را انقلاب کبیر فرهنگى نامید، یاد کند. مخاطبان رسانه هاى چین به ویژه کسانى که به نسل هاى پیشین تعلق دارند، با شگفتى هر چه تمامتر به این مسئله مى نگرند زیرا همه رسانه هاى حزبى چین نه تنها در مورد چهلمین سالگرد این انقلاب سکوت کامل اختیار کردند بلکه همه شماره هاى روزنامه ها در آن روز پر از تبلیغات جدید و متنوع در مورد مسائل تفریحى و طنزآمیز شده بود.
ظاهراً قرار است سال 2006 در چین، سال جشن و پایکوبى به خاطر هشتاد و پنجمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست این کشور باشد (روز اول جولاى). پس از آن نوبت به جشن هاى هفتاد و پنجمین سالگرد آن لشکر کشى بزرگ در ماه اکتبر فرا مى رسد. دولت پکن امیدوار است تا به قول خودش با «زنده نگه داشتن ابدى یادگارهاى انقلاب» و برگزارى جشن هاى متعدد و به بهانه هاى مختلف، مسئله انقلاب فرهنگى از خاطرهها محو شود.
هراس از زنده شدن برخى نکات و رخدادهاى تاریخى چین، ابعادى به شدت بزرگ و عجیب درمیان دولتمردان این کشور پیدا کرده است. تا چندى پیش تنها یادآورى تاریخ 4ژوئن1989یعنى تاریخ رویداد تلخ کشتار میدان صلح آسمانى یک تابو به شمار مى آمد، اما حال یادآورى چهلمین سالروز انقلاب فرهنگى نیز سردمداران چین را به شدت وحشت زده مى کند. در ماه مه سال1966دبیرکل وقت حزب کمونیست چین یعنى مائوتسه تونگ در حضور 76تن از رهبران حزب و در جریان نشست دفتر سیاسى حزب، آغاز فاجعه اى را که در نوع خود تا آن زمان سابقه نداشت، اعلام کرد؛ فاجعه اى به نام انقلاب فرهنگى. در شانزدهم ماه مه همان سال نیز مائو دستور کتبى مبنى بر اجرایى شدن انقلاب فرهنگى را صادر کرد. پس از آن بود که اول توپخانه تبلیغاتى حزب کمونیست به راه افتاد. در 18ماه مه فرمانده ارتش چین یعنى «لین بیائو» از مائو به عنوان پیشوایى آسمانى که سایه اش بر آن کشور گسترده است، یاد کرد. در 28ماه مه پیروان وسینه چاکان حزب، «گروه هادیان انقلاب فرهنگى» را تاسیس کرده و به صورت ظاهرى اداره امور کشور را به دست گرفتند. در اول ژوئن همان سال این گروه فراخوانى جهت انقلاب فرهنگى را اعلام کرد و از همه روزنامه هاى حزبى و طرفداران حزب خواست تا «براى شکار شیاطین ضد انقلاب» همکارى کنند.
نسل جوان چین از آن ده سال پر از قتل و ترور که در ماه مه 1966آغاز شد و با مرگ مائوتسه تونگ در سپتامبر 1976پایان گرفت، هیچ تصور خاصى در ذهن ندارد. حتى دانشجویان دانشگاه پکن نیز هنگامى که در مورد رویداد انقلاب فرهنگى از آنها پرسیده مى شود، شانه اى تکان مى دهند و مى گویند: «اطلاعى ندارم.» آنها نمى دانند که دانشگاه منحصر به فردشان زمانى یکى از به اصطلاح تک خال هاى بازى قدرت مائو با رقباى سیاسى اش بوده است. از همین دانشگاه بود که به اصطلاح انقلابیون جوان گاردهاى سرخ به سراسر کشور اعزام مى شدند تا عملیات خود بر علیه دشمنان سیاسى را به مورد اجرا بگذارند.
در 25ماه مه 1966شخص مائو در دانشگاه پکن حضور پیدا کرد و ضمن متهم کردن مدیران دانشگاه به تحریک دانشجویان، فریادى از خشم کشید و گفت: «این ستاد فرماندهى دشمن را بمباران کنید! » اما کوتاه زمانى پس از مرگ مائو، حزب کمونیست چین دست به کار آن شد تا مسئولیت مشترک دیگر اعضاى حزب و مائو را در ارتباط با این جنایات بى شمار، به گردن «گروهک هاى رادیکال چپ» از جمله همسر رهبر فقید چین بیندازد. در سال 1986بود که این حزب تصمیم گرفت تا خط بطلانى بر گذشته خشونت بار خود بکشد. و آن را یکسره به فراموشى بسپارد. اما لیبرال هایى چون «هو یائو بانگ» دبیرکل حزب کمونیست چین در آن زمان مانع این تصمیم دیگر اعضاى کادر رهبرى بودند. هو آشکارا از انقلاب فرهنگى به عنوان فاجعه اى در حد یک جنگ داخلى یاد مى کرد، جنگى که به خاطر آن یکصد میلیون نفر تحت تعقیب گروه هاى فشار بودند.
اما حتى او هم وادار به سکوت شد و به خاطر همین فاش گویى ها بود که هو یائو بانگ در پایان سال 1986به جرم «تبلیغ به نفع لیبرالیسم» از رهبرى حزب کمونیست چین خلع شد. اما رهبرى مدرن و قرن بیست و یکمى چین هم مانند همیشه از بحث هاى انتقادى و علنى در مورد پیامدهاى اصلاحات اقتصادى سرمایه دارى و آموزه ها و تجربه هاى حاصل از به اصطلاح انقلاب فرهنگى مائو طفره مى رود و از آن ابا دارد. ماه مارس گذشته دبیرکل حزب کمونیست چین یعنى «هوجین تائو» به صورت رسمى دستور داد «این بحث ها را تمام کنید.» بحث هاى مورد نظر وى در واقع مخالفت هایى بود که مخالفان سر سخت خط مشى خصوصى سازى و به قول خودشان مشاجرات بر سر حراج اقتصاد چین در خارج و چند قطبى شدن جامعه و بى عدالتى در لواى مجادلات سوسیالیستى مطرح مى کردند. «ژنگ کوئینگ هونگ» معاون رئیس جمهور و مدیر مدرسه عالى حزبى نیز هرگونه بحث و یادآورى در مورد گذشته ها و به ویژه در مورد انقلاب فرهنگى را ممنوع اعلام کرد زیرا به زعم وى و دیگر رهبران چین، این گونه بحث ها و احیاى گذشته ها مى تواند به ثبات و پایدارى سیاسى در چین لطمه وارد سازد.
اما با وجود همه این ممنوعیت ها، عده اى از اندیشمندان چینى در محافل کوچک و خصوصى در مورد آن دوران پر از خشونت و وحشت به بحث و گفت وگو پرداختند. آنها به مانند سال هاى قبل با عده اى از عوامل انقلاب فرهنگى در چهل سال پیش، ملاقات هایى داشتند، یعنى همان کسانى که تا به امروز در هیچ دادگاهى و محکمه اى براى جوابگویى به خاطر اعمالشان در آن دوران حاضر نشده اند. البته انتشار علنى مفاد این گفت وگوها و ملاقات ها در داخل چین به هیچ وجه امکان پذیر نیست، اما وب سایت هایى که به زبان چینى و در هنگ کنگ منتشر مى شوند، امکان دسترسى به آنها را ممکن ساخته است. یکى از فلاسفه چینى مقیم هنگ کنگ به نام «یویو» حاصل تحقیقات و نظریات شانزده تن از دانشمندان علوم اجتماعى و سیاسى چین را که در ماه مارس گذشته و در محافل خصوصى خود در پکن در مورد رویدادهاى1966تا 1976به بحث و تبادل نظر پرداخته بودند، گردآورى کرده و در اینترنت قرار داده است.
«ایوژیا اوبو» دگراندیش و رئیس انجمن قلم چین که خود مقیم پکن است، مى گوید: «جالب اینجاست که انقلاب فرهنگى در داخل چین اتفاق افتاد اما امروزه تحقیقات در مورد آن در خارج از کشور انجام مى گیرد.» این اندیشمند مخالف دولت چین، از ممنوعیت یادآورى و تحقیق در مورد فاجعه اى به نام انقلاب فرهنگى به عنوان «فاجعه اى دیگر در ادامه آن فاجعه» یاد مىکند.
از نگاهى دیگر
چین مدرن، امروزه فاصله بسیار زیادى با دوران موسوم به انقلاب فرهنگى دارد. با این حال چهلمین سالروز آغاز آن پاکسازى ها که به انحاى مختلف صدها هزار انسان را قربانى خود کرد، از سوى حزب کمونیست به سکوت برگزار شد. در کتابفروشى هاى منطقه «پانجى یوآن» در پکن که به فروش کتاب هاى قدیمى اختصاص دارد، چندین کتاب کوچک و قرمز رنگ به چشم مى خورد. بسیارى از این کتاب ها دیگر به هیچ کارى نمى آیند و کسى هم به آنها توجه نمى کند. شعارهایى چون: «با اسلحه شرافت و تلاش همه با هم متحد شویم.» هم گویى به زمان هایى بس دور تعلق دارد. این کتاب هاى کوچک و سرخ رنگ زمانى نماد انقلاب فرهنگى به شمار مى آمد و از آن به عنوان انجیل مائو یاد مى شد و صدها میلیون شهروند چین آنها را مطالعه مى کردند. یکى از فروشندگان این کتاب ها و به عبارتى این انجیل هاى مائو، به شدت طرفدار رهبر فقید چین و نویسنده این کتاب ها است و مى گوید: «مائو مرد بزرگى بود که اساس چین نوین را بنیاد گذاشت.»
کمى بیش از چهل سال پیش در 16ماه مه سال ،1966مائو آغاز انقلاب فرهنگى را به صورت رسمى اعلام کرد. نقطه آغازین ظاهرى این حرکت در واقع مقاله اى بود که در یکى از روزنامه هاى حزبى منتشر شد، مقاله اى که یک تئاتر را که ظاهراً در انتقاد از مائو به روى صحنه رفته بود، به شدت محکوم مى کرد. این به اصطلاح پاکسازى ها از دانشگاه شروع شد و به سرعت گستره اى بسیار فراتر پیدا کرد. گروه هایى از جوانان متعصب طرفدار مائو به سراسر کشور اعزام گشتند تا به گفته خودشان جمهورى خلق چین را از شر وجود منحرفین پاک سازند. منظور از منحرفین بیش از هر چیز افراد دانشگاهى و روشنفکران و دگراندیشان بودند. البته ناگفته نماند که این گاردهاى سرخ مائو تنها به پاکسازى این قشر از جامعه نپرداختند بلکه میلیون ها نفر از مردم عادى نیز تحت شکنجه قرار گرفته و تبعید شدند و بعضاً به قتل رسیدند. مائو در سال 1969به صورت رسمى پایان انقلاب فرهنگى را اعلام کرد. البته تاریخ نگاران پایان عملى این رویداد تلخ را همزمان با مرگ مائو در سال 1976عنوان مىکنند.
سالروز این رخداد شوم در افکار عمومى چین را گویى هاله اى از سکوتى مرگبار فرا گرفته است. به نوشته یکى از روزنامه هاى چینى زبان که در هنگ کنگ منتشر مى شود، به رسانه هاى چین از سوى دولت این کشور دستور اکید داده شده است که در مورد انقلاب فرهنگى و یا سالروز آن مطلبى منتشر نکنند. اساتید دانشگاه هاى چین هم به هیچ روى حق اظهارنظر در مورد انقلاب فرهنگى را ندارند و این ممنوعیت حتى در مورد آن دسته از استادان چینى که در خارج از کشور مشغول به تدریس هستند نیز صدق مى کند. جالب آنکه هر کس در صدد یافتن مطلبى در مورد انقلاب فرهنگى در بزرگترین موتور جست وجوگر اینترنتى چین یعنى «بایدو دات کام» هم باشد، به صورت اتوماتیک ارتباطش قطع مى شود و البته پیش از قطع ارتباط این جمله بر روى صحنه کامپیوتر نقش مى بندد: «این جست وجو غیرقانونى است.» و همین مسئله ثابت مى کند که آنچه مقامات چین به عنوان قانونمندسازى اینترنت از آن یاد مى کنند چیزى جز سانسور مطالب اینترنتى نیست که در این شش ماهه اخیر هم شدت بیشترى به خود گرفته است.
از نظر ناظران امور سیاسى در پکن شدت گرفتن این به اصطلاح قانونمندسازى اینترنت و مطبوعات در مجموع با هفدهمین نشست عمومى حزب کمونیست چین که قرار است در پاییز آینده تشکیل شود، بى ارتباط نیست. دبیر کل حزب یعنى «هوجین تائو» در صدد تغییراتى وسیع در رده هاى بالاى حزب است و از همین رو مى خواهد از هر گونه ناآرامى احتمالى پیشگیرى کند. این سکوت اجبارى حکایت از این واقعیت دارد که حتى رهبران امروزى جمهورى خلق چین نیز آمادگى لازم براى واکاوى جزئیات پدیده اى تاریخى به نام انقلاب فرهنگى را ندارند. شاید علت این مسئله این باشد که اعتراضات نهان و آشکار و دنباله دار مردم چین دقیقاً پس از مرگ مائو و تغییر خط مشى جانشین وى یعنى «دنگ شیائو پینگ» شروع شد. دنگ شیائو پینگ که خود یکى از قربانیان انقلاب فرهنگى بود و در آن دوران محکوم به کار اجبارى در یکى از کارخانه هاى دور افتاده چین شده بود، پس از رسیدن به قدرت میلیون ها نفر از مردمى را که با احکام سران انقلاب فرهنگى در زندان یا در تبعید بودند، آزاد و از آنان رفع اتهام کرد.
این جانشین مائو در اقدامى دیگر، پنج سال پس از مرگ بنیانگذار چین کمونیست رسماً از انقلاب فرهنگى به عنوان «ده سال فاجعه» یاد کرد و گناه اصلى آن ده سال را متوجه شخص مائو دانست. با این حال ظاهراً از دولت و حزب کمونیست چین هنوز هم وقت رسیدن و پرداختن به این مسائل نرسیده است و واقعیت هم این است که حتى پس از مرگ مائو به این سو اتفاق چندانى در سپهر سیاسى چین به وقوع نپیوسته است تا بتوان با فراغ خاطر به موضوعات تاریخى چون انقلاب فرهنگى پرداخت. هنوز هم جنازه مومیایى شده مائو در میدان صلح آسمانى پکن قرار دارد و هنوز هم تمثال وى زینت بخش دروازه ورودى شهر ممنوعه است و هنوز هم کتابفروشان دوره گرد چینى از فروش انجیل مائو پول درمىآورند.