تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۰۰۹۷۰

آمریکا و تعارض واقعیت و غرور در عراق


‌امیر محبیان
فردریک کاگان نویسنده موسسه آمریکن اینترپرایز از موسسات وابسته به محافظه‌کاران تند رو آمریکا چندى پیش نوشت:
“ پیروزى در عراق هنوز یک گزینه است. آمریکا ، کشورى با 300 میلیون نفرجمعیت و با تولید ناخالص داخلى 12 تریلیون دلار و بیش از یک میلیون سرباز و تفنگدار مى‌تواند کنترل عراق کشورى به اندازه کالیفرنیا با جمعیت 25 میلیونى و تولید ناخالص داخلى زیریکصدمیلیارد دلار را مجددا بدست بگیرد. پیروزى درعراق براى امنیت آمریکا حیاتى است شکست منجر به نبردهاى منطقه‌ای؛ فاجعه بشرى و افزایش تروریسم درجهان مى‌شود.”
وى سپس دیدگاههاى موجود در بین موافقان خروج آمریکا ازباتلاق عراق را چنین دسته‌بندى مى‌کند:
“. سه نوع اقدام پیشنهاد شده است که همگى آنها به شکست خواهد انجامید:
* خروج سریع نیروها: این رویکرد به سرعت شکست خواهد خورد. نیروهاى امنیتى عراق کاملا متکى به حمایت آمریکا مى‌باشند. اگر نیروهاى آمریکایى اکنون ازعراق خارج شوند آنها سقوط خواهند کرد، یک جنگ داخلى تمام‌عیار در این کشور راه خواهد افتاد که احتمالا به سرعت تمام منطقه رادر بر خواهد گرفت .
* دخالت دادن همسایگان عراق: این رویکرد نیزشکست مى خورد. اهداف اصلى خشونت و منابع نیروى انسانى و منابع لازم براى طرفهاى درگیر درداخل عراق است. همسایگان عراق خشونتها را ترغیب مى‌کنند و نمى‌توانند آنها را متوقف کنند.
* افزایش قابل ملاحظه مربیان: این رویکرد نیز به سرعت نمى تواند موفق باشد. برداشتن نیروهاى آمریکایى از گشت زنى و جایگزین کردن آنها به عنوان مربى منجر به افزایش خشونتها خواهد شد، افزایش خشونتها ، اراده باقى مانده آمریکا براى جنگیدن را ازبین خواهد برد و بر چرخه خشونت‌هاى فرقه‌اى درعراق خواهد افزود به طورى‌که ارتش عراق نیز قادر به کنترل آن نخواهد بود.”
کاگان آنگاه با طرح یکسرى راهکارهاى افراطى مبتنى بر درگیرى بیشتر در پایان توصیه مى‌کند:
“ رئیس جمهور باید خواستار افزایش چشمگیر در قدرت و تعداد نیروهاى زمینى بشود. این افزایش براى حفظ روحیه نیروهاى درگیر حیاتى است. رئیس جمهور باید شخصا از جوانان آمریکایى بخواهد براى جنگ در نبرد سرنوشت‌ساز این دوران داوطلب شوند. امروز شکست درعراق نیاز به قربانیان بسیار بیشتر درشرایط بسیار نومیدکننده‌تر در فردا دارد . درحال حاضر مصمم بودن درپیروزى قدرت آمریکا رابه دوستان و دشمنان ما در سراسر جهان نشان خواهد داد.”
واقعا چه عواملى باعث شده است که محافظه‌کاران تندرو، تندروانه تر از گذشته خواهان دخالت گسترده‌تر شدن حضور آمریکا در عراق شده و بهترین سیاست را “فرار به جلو” بدانند؟
نیک مى دانیم که انتخابات میاندوره‌اى کنگره آمریکا در تاریخ 7 نوامبر به حاکمیت تک حزبى در واشنگتن پایان داد. براى اولین بار از سال 1994، مجلس نمایندگان آمریکا تحت کنترل دمکراتها قرار گرفت. همین طور مجلس سنا نیز با اکثریتى کم رنگ در اختیار دمکراتها قرار گرفت. نارضایتى مردم آمریکا از جنگ در عراق به همراه رسوایى‌هایى با محوریت فساد در میان اعضاى حزب جمهوریخواه مهمترین عوامل راى دادن مردم به نفع دمکراتها بود. روز بعد از انتخابات به نظر مى رسید که بوش قبول کرده که دیدگاه تازه اى نسبت به جنگ در واقع مورد نیاز است. تصمیم او براى جایگزین کردن رابرت گیتس به جاى دونالد رامسفلد به عنوان وزیر دفاع را اکثرا در همین راستا تفسیر مى کنند.
از همین رو بعضى از تحلیلگران معتقدند که با کنگره جدید تحت کنترل دمکراتها، تغییرات در دولت بوش و گزارش گروه مطالعه عراق بنظر مى رسد سیاست خارجى آمریکا و بخصوص سیاست این کشور در قبال عراق دستخوش تغییراتى شود.
شاید طرح بیکر- همیلتون پاسخى به همین انتظارات بود هرچند که روزنامه دى ولت آلمان بدرستى تاکید مى‌کند که بر خلاف انتظارات بسیارى که از گزارش کمیسیون بیکر- همیلتون مى رفت بنظر مى‌رسد که این گزارش بجز تکرار پاره اى حقایق چون: گرفتار شدن آمریکا در باتلاق عراق، لزوم بازبینى در تعداد نفرات حاضر آمریکایى در عراق، سپردن وظایف عمده امنیتى به دولت عراق و آغاز بدون فوت وقت مذاکره با گروههاى درگیر (بجز القاعده) صرفا حاوى یک واقعیت جدید است و آن این گوشزد به دولت عراق است که آمریکا فقط در صورتى که دولت عراق بتواند در چهارچوب زمانى تعیین شده روى پاى خود بایستد مى‌تواند برنامه زمان‌بندى خروج نیروهایش از عراق را بطور دقیق اجرا کند.
لذا آنچه که محافظه کاران تندرو آمریکایى به عنوان واقعیت فراروى خود دارند ؛ اصل گزارش بیکر - همیلتون نیست بلکه این واقعیت آن است که بعضى از محاسبه‌گران آمریکایى در گزارش‌هایشان گفته بودند؛ نویسندگان این گزارش‌ها که پیش از این پیش بینى کرده بودند هزینه جنگ عراق به دو تریلیون دلار مى‌رسد اکنون بیان مى‌کنند که عدد 2 تریلیون دلار بسیار پائین به نظر مى رسد. آنها مى‌گویند هزینه‌هاى جنگ اعم از مالى و جانى با سرعت بیشترى از تخمین‌هاى آنها پیشى گرفته است و هزینه‌هاى خوراک مسکن حمل و نقل و تجهیز نیروهاى آمریکایى هزینه بازسازى و... تنها بخشى از این هزینه‌ها است .
هزینه‌هاى پزشکى و مزایاى از کار افتادگى کهنه سربازان یکى از عوامل اصلى این هزینه‌هاى بلند مدت است .بر اساس برآوردهاى منابع آمریکایى امروزه عملیات در عراق حدود 10 میلیارد دلار در ماه هزینه در بر دارد روى هم رفته وزارت دفاع آمریکا مخارج سالیانه مربوط به هزینه‌هاى جنگى را تا چند میلیارد دلار افزایش داده است . به عقیده نویسندگان گزارش‌هاى مرتبط با هزینه جنگ عراق در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن که نیروهاى آمریکایى تا سال 2010 به کشور بازگردند هزینه بودجه‌اى عملیات عراق نزدیک به 1 تریلیون دلار خواهدرسید. کل هزینه‌هاى جنگ از جمله هزینه‌هاى بودجه‌اى اجتماعى و اقتصاد کلان احتمالا از 2 تریلیون دلار فراتر خواهد رفت . البته در این ارزیابى‌ها هزینه‌هایى که سایر کشورها چه به صورت مستقیم و غیرمستقیم متحمل شده‌اند محاسبه نشده است .
همچنین هزینه‌هاى ناملموسى وجود دارد همچون توانایى کاهش یافته براى پاسخ به تهدیدات امنیت ملى در هر جایى از جهان. اعتبار آمریکا به طرز بدى با جنگ عراق خدشه‌دار شد . ماندن در عراق مستلزم متحمل شدن هزینه‌هاى زیادى مى‌باشد. از همین رو مردم آمریکا اکنون برخلاف محافظه‌کاران تندرواز خود مى‌پرسند:آیا این مخارج و ضررها و دردها به سودش مى‌ارزد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات