پرویز اسماعیلی
جایگاه ویژه جهان اسلام، تهدیدها و فرصت ها به بهترین شکل در پیام رهبر معظم انقلاب به کنگره حج نمود داشت. بررسى و تحلیل ابعاد این پیام مهم، که حکایتگر دردها و آرزوهاى مسلمانان جهان است، مهمترین وظیفه نخبگان مسلمان در عصر کنونى است، از جمله باید گفت:
1- مهمترین استراتژى جهان سلطه در برابر دنیاى اسلام طى قرن گذشته، مهار از طریق روش هاى قهرآمیز و توطئه هاى خشونت محور بوده است. «سرکوب حرکت هاى آزادیخواهانه، ایجاد و حمایت از حکومت هاى مستبد، غارت منابع طبیعى، نابودسازى منابع انسانى و عقب نگه داشتن مسلمانان از قافله دانش و فناورى» محور دشمنى استعمارگران طى قرن گذشته بوده است.
2- موج نوین بیدارى اسلامى که از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى آغاز گردیده، تحولات فراوانى را در دهه هاى گذشته درون کشورهاى اسلامى رقم زده است، تحولاتى که همه آن ها یا مانعى مهم در برابر نقشه هاى سلطه جویانه غرب بوده است و یا این که اساساً رویکرد آن ها و به طور مشخص امریکا را به شکست کشانده است.
اگر امریکا و انگلیس طى قرن گذشته فقط با حضور افرادى وابسته و حاکمانى خود فروخته، اجراى امیال خود را تضمین شده مى دانستند، امروز شاهد آن هستیم که حتى با اشغال و حاکمیت نظامى کامل نیز قادر به تسلط بر مسلمانان نیستند.
لشکرکشى و استقرار حدود 300هزار سرباز امریکایى در افغانستان و عراق به اذعان متفکرین غربى نتیجه اى کاملاً مخالف با رویکرد کاخ سفید به دنبال داشته است. در انتخابات و تدوین قانون اساسى در افغانستان و عراق مردم این کشورها به مزدوران داخلى امریکا کمترین اقبال را نشان دادند. در فلسطین و بعد از دهه ها تبلیغ سازش و کوتاه آمدن در برابر اسرائیل، مردم راه مقاومت را برگزیدند و اعلام داشتند که هزینه هاى آن را هم خواهند داد. در لبنان و بعد از هفته ها، هنوز مردم حامى اندیشه مقاومت دست از تحصن نکشیده اند و خواستار ترک دولت از سوى عوامل نفوذى امریکا در لبنان هستند. حمایت امریکا از اتیوپى براى لشکر کشیدن علیه اسلامگرایان سومالى نیز حکایتگر همین مساله است که نظام سلطه در جهان کنونى با درک رشد روزافزون بیدارى اسلامى در صدد جلوگیرى از حوزه نفوذ و واکنش آن است.
3- جمهورى اسلامى ایران مهم ترین الگوى حرکتى است که سیاست هاى نظام سلطه را به چالش مى کشد.
نگاهى به روابط جهان امروز، به ویژه آنچه در دنیاى اسلام مى گذرد به خوبى نشان مى دهد که ایران اسلامى به تنهایى در سه دهه گذشته با مقاومت در برابر سیاست هاى منطقه اى امریکا به کنترل و مهار آن و یا حداقل تحمیل تاخیر دراین سیاست ها موفق شده است.« دوران تازه» اى که آثار پرشمار خود را به تازگى وارد صحنه نموده است. طبعاً اگر نوع رهبرى در ایران اسلامى را در سایر کشورهاى مسلمان شاهد بودیم، و اگر ملل اسلامى به اندازه ملت ایران امکان حضور در صحنه را مى یافتند، جهان استکبار پس از قرن ها تاراج منابع مادى و معنوى مسلمانان با سرعت بیشترى به عقب نشینى وادار مى شد.
اگر اینگونه میشد، بیتردید دنیای اسلام با توان ژئواستراتژیک خود اولین نقش را در تعیین معادلات جهانی ایفا میکرد.
اکنون به یقین دنیای اسلام در واپسین گامهای این فرآیند است. حتی تحلیلها و نوشتههای نخبگان کشورهای منطقه گواه این است که نقش رهبری فکری این در ملتهای اسلامی فرآینده است و دولتهای این کشورها نیز نباید با این جنبش فکری ملت خود چالش کنند.
4- در موقعیت خطیر فعلی، نظام سلطه جهانی به این نتیجه رسیده است که رویکرد قهرآمیز در برابر دنیای اسلام فرجام عکس میدهد. دلیل این مساله نیز رشد تفکر ناب دینی و رواج بیدارگری فرهنگی به تاخت و تاز مستکبران در کشورهای اسلامی در سده گذشته بوده است. از همین روست که اکنون دشمنان اسلام توطئه سیاسی و فرهنگی را برای سست کردن باورهای مسلمانان در اولویت برنامههای خود قرار دادهاند.
بیتردید رسانه در موقعیت فعلی بیشترین کارآیی را برای آمریکا و صهونیسم جهانی دار است و آنها تلاش دارند با سوء استفاده از ضعف رسانهای ملل اسلامی چتر توطئه فرهنگی و سیاسی خود را به تدریج بر آنها مسلط کنند. به همین خاطر هم وظیفه نخبگان فکری و سیاسی مستقل در جهان اسلام برای آگاهسازی و زمینهسازی امت واحده اسلامی اهمیت ویژهای یافته است و تاسیس و حمایت از رسانهها در ابعاد فراگیر از اولویت استراتژیکی برخوردار شده است.
«ناتوی فرهنگی» بر توطئههای نرمافزاری، رسانهای و فرهنگی استوار بوده و مقابله با آن نیز به ابزار مشابه و مقابله به مثل روشنگرانه محتاج است. «دوران تازه» در جهان اسلام مهمترین وظیفه را بر دوش نخبگان متعهد فرهنگی و رسانهای نهاده است.