داریوش صفرنژاد
نگاهى به رقابت هاى پشت پرده براى تسخیر کرملینپس از روى کار آمدن ولادیمیر پوتین در روسیه و به دست گیرى قدرت در این کشور توسط وى و تیم همراهش، هدایت امور روسیه در سطح کلان و حاکمیتى از دست نیروهاى پروغرب ( طرفدار غرب) به رهبرى بوریس یلتسین خارج شد. پوتین و گروهش به واسطه شعارهایى که از قبل محور عملکرد خودشان قرار داده بودند با اتخاذ یک موضع محتاط و محافظه کارانه آرام آرام شروع به احیاى نگاههاى پرو شرق نموده و تمامى تلاش خود را طى یک عملکرد درون گرا به بازآفرینى نقش روسیه به صورت مستقل در راستاى پیشبرد مسائل داخلى امور بین المللى و منطقه اى معطوف داشتند.
پوتین طى دو دوره ریاست جمهورى سعى داشته است تا همواره بدون وارد شدن در تنش و جنگ رویارو و حتى پرهیز از ورود به جنگ از نوع سرد ( که در گذشته بر جهان دو قطبى بین بلوک غرب و شرق در جریان بود ) با بلوک غرب ( یعنى آمریکا و هم پیمانانش ) به گونه اى در ظاهر مدارا کرده اما در پشت پرده به شیوه اى دیگر - که خاص پوتین و روحیات فردى وى مى باشد - به رقابت بپردازد.
پوتین در این سالها دستاوردهاى قابل توجهى را نیز در پیشبرد اهداف و مقاصد خود در عرصه هاى گوناگون داخلى و بین المللى داشته است که از جمله آنها مى توان به این موارد اشاره کرد:
- موفقیت عملى در متوقف کردن پروژه گسترش ناتو به شرق
- گسترش تعامل و همکارى در ابعاد گوناگون و به ویژه اقتصادى، بازرگانى، انرژى و. . . با اروپایى ها ( در جهت تقابل با آمریکا)
- تحکیم موقعیت روسیه در گروه جى هشت ( گروه موسوم به هشت کشور صنعتى در جهان) - تثبیت موقعیت روسیه در بحث انرژى به ویژه گاز و به دست گرفتن مونوپل صادراتى در این عرصه
- قدمهاى رو به جلو در همگرایى با جمهورى هاى اتحاد شوروى در قالب جامعه سى آى اس ( جامعه کشورهاى مستقل مشترک المنافع ) و حتى دوجانبه با جمهورى هاى آن در ابعاد مختلف
- بالا بردن ذخایر ارزى روسیه به طوریکه امروز بیش از 300میلیارد دلار ذخیره ارزى دارد - انجام مقدمات ورود به سازمان تجارت جهانى
- کنترل نسبى اوضاع و پروسه جدایى طلبى در برخى مناطق و جمهورى هاى خودمختار در جنوب فدراتیو روسیه و حتى برگرداندن نوک پیکان در برخى از جمهورى هاى خودمختار در قفقاز شمالى و جنوبى به نفع روسیه
- عدم حمایت عملى از آمریکا و هم پیمانانش در حمله به افغانستان و عراق و حتى مناقشات در برخى از نقاط جهان
- تقابل پشت پرده با جریان به راه افتاده توسط حاکمیت و سردمداران آمریکا در مناطق مختلف جهان و کمک به شکل گیرى، تقویت و راه اندازى جریانات پروشرق و سوسیالیستى در برخى از نقاط جهان به ویژه در اروپا و آمریکاى لاتین و...
- بازگرداندن آرامش نسبى سیاسى در روسیه از دوره پس از یلتسین تا به امروز و حرکت در جهت ثبات اوضاع در عرصه هاى مختلف
- و...
البته در این عرصه و طى این مدت شاهد ناکارایى ها و عدم موفقیت نیز در برخى از حوزه ها بوده ایم که از جمله آنها مى توان به این موارد اشاره داشت:
- سیاست محافظه کارى پوتین سبب یکه تازى جورج بوش در عرصه هاى گوناگون سیاسى در جهان شده که از آن جمله مى توان به افغانستان، عراق و برخى موارد دیگر اشاره کرد.
- ملاحظه کارى هاى حکومت روسیه سبب یکه تازى رژیم صهیونیستى اسرائیل ( با پشتیبانى آمریکا ) در تشدید اقدامات خود در تهاجم به فلسطینى هاى مظلوم و حتى تعرض به لبنان شده است.
- در بحث هسته اى ایران و بلواى به راه افتاده در این عرصه نیز ما شاهد ملاحظه کارى هاى بیش از حد روسیه و باج دهى آنها به آمریکاییها بوده و هستیم.
- عملى شدن و وقوع پروژه آمریکایى و غربى انقلاب هاى رنگین در جمهورى هاى گرجستان و اوکراین و موارد دیگرى از این دست در برخى نقاط دیگر جهان
- تخلیه برخى پایگاههاى نظامى روسیه و خارج شدن روسها از برخى مناطق در داخل مجموعه سى آى اس
- عدم توفیق ملموس در برخى مسائل اقتصادى و زیر ساخت هاى اقتصادى کلان در روسیه
- و...
با توجه به اینکه پوتین حداکثر تا یک سال و اندى دیگر مصدر امور را در اختیار خود دارد و به لحاظ قانون اساسى دیگر امکان انتخاب وى براى دوره سوم وجود ندارد لذا از هم اکنون رقابتهاى پشت پرده آغاز شده است.
این رقابتى است میان جناح طرفداران خط مشى پوتین و برخى جناح هاى دیگر در داخل مجموعه حاکمیت و همچنین جناح مقابل آنها یعنى گروههاى پروغرب و آنهایى که از حمایت آمریکا و جریان غرب در روسیه برخوردار هستند که آرام آرام از پس پرده به بیرون آمده و خود را علنا در سطح جامعه و در افکار عمومى مردم روسیه بروز مىدهد.
در این بین طبیعى است که پوتین و همراهانش حداکثر تلاش خود را انجام مى دهند تا نگذارند روند امور از دستشان خارج شده و قدرت به دست گروه دیگرى بیفتد. چه گروههاى رقیب با وى در داخل ( اعم از شاخه هایى از حاکمیت کمونیستها، سوسیالیست ها، مستقل ترها و...) و چه گروههایى که تحت حمایت مستقیم آمریکا و غرب قرار دارند.
چرا که در آن صورت ثبات و روند سیاسى، اقتصادى و... ایجاد شده در روسیه و حتى مافیاى شکل گرفته در این مدت دچار تغییرات جدى شده و حتى در صورت سرکار آمدن جناح پروغرب دچار تغییرات اساسى خواهد شد. با این ترتیب التهابات موجود در گذشته - و به ویژه در اوایل پس از فروپاشى اتحاد شوروى و در اواخر دوران یلتسین - دوباره گریبانگیر روسیه خواهد شد.
در آن صورت این مساله بى شک بر روى تمامى معادلات و جایگاه و موقعیت روسیه در عرصه منطقه اى و بین المللى تاثیر مستقیم خواهد داشت.
از سوى دیگر نیز آمریکا و کلاً اردوگاه غرب به دنبال تحکیم و وسعت بخشیدن به جایگاه و موقعیت خود در روسیه پس از پوتین هستند. در این مسیر آنها نیز بیکار ننشسته و با کمک به شکل گیرى و تقویت جریانات ضد پوتین و پروغرب و شکل گیرى آلترناتیوهاى مختلف سعى در بهره بردارى از فرصت موجود تا زمان برگزارى انتخابات ریاست جمهورى در روسیه به نفع خود را دارند.
بدون تردید در فرصت باقیمانده پیش رو آمریکاییها با محمل ایجاد و برقرارى دموکراسى در روسیه و برگزارى شرایط لازم براى انتخابات آزاد و محمل هاى دیگرى از این قبیل و با تزریق پول و امکانات به شکل گیرى مخالفین پوتین در روسیه دست خواهند زد. آنها در این راه با سعى در جهت جلوگیرى از روى کار آمدن جریانات پروشرق تر در روسیه حداکثر بهره بردارى را به نفع خود کرده و از هیچ اقدامى در این راستا - چه در پشت پرده و چه آشکارا - فروگذارى نخواهند کرد.
یکى از این افراد و جریاناتى که غربى ها در حال سرمایه گذارى بر روى وى به منظور علم کردن او در انتخابات آتى ریاست جمهورى هستند، گرى کاسپاروف شطرنج باز نامى روسیه است.
در واقع آنها قصد دارند تا از شهرت کاسپاروف حداکثر استفاده لازم را در عرصه افکار عمومى و در جهت جلب آن بنمایند.
در این مسیر کاسپاروف مدتى است وارد امور سیاسى شده و اقدام به ایجاد یک تشکیلات مستقل به نام جبهه متحد شهروندان کرده و با استفاده از ائتلاف با برخى گروههاى فعال مخالف پوتین در روسیه اقدام به فعال سازى یک ائتلاف سیاسى علیه پوتین به نام جنبش روسیه دیگر کرده است.
کاسپاروف هم اکنون از مهارت هاى خود در شطرنج بازى در یک بازى جدید سیاسى استفاده مى کند که هدف آن شکست سرسخت ترین رقیب وى یعنى پوتین و طرفداران رئیس جمهورى فعلى است. او اصل محورى خود را بر دمکراسى و ایجاد آن در روسیه عنوان کرده است.
کاسپاروف که پس از خداحافظى از دنیاى شطرنج از سال گذشته وارد سیاست شده است پوتین را دیکتاتورى مى داند که نقش مستبدانه و خودمدارانه او روسیه را در خطر بازگشت به دورانى سیاه قرار داده است.
کاسپاروف 43ساله یکى از بزرگ ترین نام هاى ائتلاف «جنبش روسیه اى دیگر» از گروه هاى اپوزیسیون پوتین است که تلاش مى کند در انتخابات مارس 2008تسلط پوتین بر کرملین را از بین ببرد.
کاسپاروف طى مصاحبه اى با تایمز آنلاین نقش فعلى پوتین در روسیه را با ژنرال پینوشه در شیلى و رژیم هاى کمونیستى که در اروپاى شرقى دچار فروپاشى شدند مقایسه کرده ومى گوید: ما نمى جنگیم که در انتخابات روسیه پیروز شویم بلکه تلاش ما این است که در روسیه انتخابات داشته باشیم.
در حال حاضر باید واژه انتخابات را از فرهنگ گفتارى خود پاک کنیم. در حال حاضر «جنبش ائتلافى روسیه اى دیگر» قصد دارد شرایطى فراهم کند که تحت آن یک نامزد ضد پوتین برگزیده شود. تحقق این امر در برابر پوتین( مردى که بنا بر نظرسنجى ها 80درصد در افکار عمومى مردم روسیه محبوبیت دارد ) کار بسیار سختى است.
برخى ها در روسیه خواهان این هستند که پوتین براى سومین حضور به عنوان رئیس جمهور قانون اساسى را تغییر دهد.
بسیارى هم از فردى حمایت مى کنند که پوتین به عنوان جانشین خود معرفى کند. اما کاسپاروف بر این باور است که شکاف هایى در کرملین وجود دارد و این امر سرانجام یک فرصت را براى حمله به او خواهد داد.
کاسپاروف معتقد است که به رغم سودهاى نفتى، بسیارى از مردم با مشکلات اقتصادى رو به افزایش مواجه هستند که سال آینده به شدت بر سیاست تاثیر خواهد گذاشت.
او معتقد است: اگر دماى سیاسى کمى بالاتر رود ساختار قدرت کرملین از هم مى پاشد و پوتین مجبور است کنار رفته و کس دیگرى را معرفى کند. اگر روسیه اى دیگر تنها شش ماه دیگر متحد بماند شکست خوردگان کرملین روز به روز بیشتر خواهند شد.
نتیجه اینکه:
- میزان موفقیت کاسپاروف و جنبش ائتلافى فوق بستگى به عرض اندام و فعالیتهاى آنها در فرصت یک سال آینده در افکار عمومى مردم روسیه خواهد داشت.
- اما در این مسیر جریان غرب و آمریکا تمامى تخم مرغ هاى خود را صرفا در سبد وى نچیده بلکه بر روى سایر مهره هاى مورد نظر خود نیز حداکثر سرمایه گذارى لازم را خواهد کرد تا روند آتى امور در روسیه از دست پوتین و همراهانش خارج شود.
- البته در این بین پوتین و همراهانش نیز بیکار ننشسته و براى از دست نرفتن منافع شخصى و حزبى و گروهى خودشان هم که شده سعى خواهند کرد اوضاع روسیه و روند آن را به گونه اى هدایت نمایند تا یکى از افراد نزدیک به حاکمیت فعلى در تداوم یافتن راه زمام امور را در دست بگیرد.
*