تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۰۱۰۲۴
فعالان سیاسی در گفت‌وگو با کارگزاران بررسی کردند

احزاب به سمت جبهه فراگیر حرکت می‌کنند


مرجان توحیدی
انتخابات 24 آذر با تمام فراز و فرودهایی که داشت به پایان رسید؛ اصلاح طلبان ائتلاف کردند و اصولگرایان از وحدت بازماندند. اصلاح طلبانی که پس از چند دوره اختلاف بالاخره توانستند چهره منسجمی از خود در انتخابات نشان دهند، اکنون در میان خود به بحث برسر این موضوع می پردازند که ائتلاف را چگونه تداوم بخشند. درحقیقت ساختاری که جریان های سیاسی باید در قالب آن به ادامه فعالیت بپردازند، در میان اصلاح طلبان و اصولگرایان به محل بحث تبدیل شده است. به همین دلیل چندی است که بحث ایجاد حزب فراگیر یا سازمان و جبهه فراگیر در محافل سیاسی مطرح است. شاید ائتلاف ایجاد شده در میان اصلاح طلبان سرآغاز بحث هایی از این دست باشد. از سوی دیگر اصولگرایانی که در انتخابات اخیر از وحدت بازماندند، مهمترین دغدغه شان بازگشت به وحدت و رسیدن به نقطه ای مشترک در میان چندگانگی های درونی این جریان است. فعالان دو جناح اکنون به این مسئله می اندیشند که حزب یا جبهه ای فراگیر باید نیروهای جریان متبوعشان را مدیریت کند و یا همین تکثر و تعدد احزاب و گروه ها قادر است در ادامه مسیر نیز آنها را به اهداف خود نائل کند.
در این میان البته نظر فعالان هر دو جناح با یکدیگر متفاوت است. برخی از اصلاح طلبان معتقدند، «چند صدایی» شعار اصلاحات است. بنابراین تجمیع نیروها تحت لوای یک تفکر و اندیشه چندان با شعار اصلاحات سازگار نیست. از سویی دیگر فعالان این جناح بر این امر معتقدند که چند صدایی نباید به تک رونی و گاه خودخواهی نیروها در تصمیم گیری های کلان منجر شود. این درحالی است که اصولگرایان ساختار جبهه فراگیر را برای ایجاد وحدت در میان خود ترجیح می دهند و تکثر احزاب را باتوجه به شرایط کنونی جامعه میزان غیرمطلوب ارزیابی نمی کنند.
درهرحال باید این نکته را درنظر داشت که وحدت درهر جریانی و به هر شکلی، به عنوان تسهیل کننده عمل کرده و جریان سیاسی را سریع تر به مقصود خود می رساند. اگرچه ائتلاف ها و یا شکل پایدارتر آن یعنی ساختاری نظیر جبهه، بهتر می توانند علاوه بر تجمیع سه نیروها زیر یک سقف حول منافع مشترک حزبی به مسیر خود ادامه دهند. ساختار جبهه این امکان را فراهم می آورد تا احزاب درعین اینکه به فعالیت های حزبی خود می پردازند و از آن بازنمی مانند، حول اهدافی که مورد قبول همه گروه های همفکر در جبهه است، جمع شده و در مقاطع حساس نظیر انتخابات به راحتی تصمیم بگیرند. این مسئله در تقابل با چند صدایی است و نه در تقابل با فعالیت های حزبی.
جامعه ایران دوحزبی می‌شود؟
برخلاف گذشته نه چندان دور ایران که جامعه سیاسی شاهد ظهور و فعالیت جریان های مختلف در درون خود بود که به لحاظ مبانی اعتقادی نیز با یکدیگر متفاوت بودند؛ هم اکنون دو جریان عمده در کشور وجود دارد. جریان اصلاح طلب و جریان اصولگرا.
پس از مباحثی که درپی انتخابات 24 آذر و ایجاد حزب یا سازمان فراگیر در محافل سیاسی مطرح شد، این سوال ایجاد می شود که آیا این دو جریان قابلیت تبدیل شدن به دو حزب عمده در کشور را دارند و یا اینکه احزاب متعدد موجود در این دو جریان توانایی نمایندگی و مدیریت آرا و افکار عمومی را دارا هستند. به اعتقاد هدایت آقایی از اعضای کارگزاران با تصمیم گیری های مکانیکی نمی توان الگویی برای جامعه سیاسی ایجاد کرد. وی در گفت وگو با کارگزاران می گوید؛ اگر به ریشه های فکری خود رجوع کنیم، شاهد دو تفکر در سطح جامعه سیاسی خواهیم بود. نخست، تفکری که بر مبنای مردم سالاری و اتخاذ تصمیمات دموکراتیک است. به عقیده این گروه، تصمیمات اساسی در جامعه مدیران و حاکمانی که اتخاذ می کنند که خواستگاه هایشان، مردم است. به گفته آقایی چنین طرز تفکری در جبهه اصلاحات نمود بیشتری دارد.
آقایی می افزاید؛ نقطه مقابل این طرز تفکر، گروهی هستند که چندان به رای و نظر مردم اعتقاد ندارند. چنین تفکری بیشتر در میان اصولگرایان دیده می شود. وی چنین ادامه می دهد؛ ما می توانیم یک سازمان دوقطبی را در امور سیاسی تشکیل بدهیم که بدین طریق از پراکندگی نیروها نیز جلوگیری کنیم. آقایی می افزاید؛ با تشکیل این دو سازمان، جریان ها باتوجه به اینکه از تابلوی رسمی برخوردارند، می توانند مسائل را مطرح کنند. اما اینکه چنین مسئله ای به دو حزب تبدیل شود؛ قابل بحث است.
به اعتقاد آقایی ایجاد تشکیلات این چنینی و به تعداد زیاد گاه ممکن است نیروهای یک جریان را مقابل یکدیگر قرار دهد. فاطمه راکعی از اعضای مشارکت اما در این باره نظر دیگری دارد. وی در گفت وگوی خود با کارگزاران می گوید؛ به هیچ وجه معتقد نیستم حالا که تجربه ائتلاف را پشت سر داریم به سمت ایجاد یک حزب بزرگ نظیر «حزب فراگیر اصلاحات» حرکت کنیم. به اعتقاد راکعی، شعار اصلاح طلبان چند صدایی و احترام به دیده ها و سلایق مختلف است که این سلایق به راحتی در قالب یک حزب نمی گنجند.
راکعی در ادامه می افزاید؛ لزومی ندارد سلیقه ای که مهدی کروبی در اداره کشور دارد، عینا آقای هاشمی یا خاتمی هم پیرو آن باشند. در همین حال آقایی در این باره می گوید؛ جریان اصلاح طلبی به اشخاص وابسته نیست. تفاوت اصلاح طلبی و محافظه کاری هم در همین نکته است. اشخاصی نظیر کروبی، خاتمی و هاشمی در جریان اصلاحات هر یک به اندازه نقش خود در صحنه حضور می یابند اما اینگونه نیست که تمام جریان در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری وابسته به این اشخاص باشند. در جریان اصلاحات رای، همان تفکر اکثریت است.
راکعی در ادامه گفت وگوی خود با کارگزاران می افزاید؛ تعدد احزاب به سازندگی واقعی کشور کمک می کند. همچنین نقد دیدگاه ها و عملکردهای احزاب توسط احزاب دیگر با تکثر امکان پذیر است. راکعی می افزاید؛ ما به وحدت در عین تکثر احزاب معتقد هستیم. احزاب باید در صحنه های مختلف کشور حاضر باشند، حرف خود را بزنند و سلیقه خود را تبلیغ کنند. اما آنچه که به ائتلاف معنی می دهد، این است که احزاب بتوانند در مواقع حساس نظیر انتخابات گردهم آمده و درخصوص موارد متعدد نظیر آزادی بیان، مطبوعات و... بیانیه واحد بدهند. لطف الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران نیز با تاکید بر نقش وحدت در تحقق آرمان های جریان های سیاسی کشور به کارگزاران می گوید؛ تعدد احزاب اشکالی ندارد اما باید به سمت وحدت و ائتلاف حرکت کرد. چنانچه احزاب براساس قانون حرکت کرده، از تابلو و شناسنامه برخوردار باشند و خود را ملزم به پاسخگویی کنند، وجودشان و تعددشان منعی ندارد. به گفته فروزنده، در شرایط کنونی جامعه سیاسی، شرایط جامعه برای تعدد احزاب مهیاتر از ایجاد یک یا دو حزب فراگیر است.
جبهه فراگیر عملی است
اگرچه در میان فعالان اصلاح طلب و اصولگرا درباره ایجاد حزب یا سازمان فراگیر اختلاف نظر وجود دارد، اما عقیده بیشتر فعالان سیاسی بر این است که نزدیک شدن به ساختار «جبهه» در شرایط فعلی کشور مناسب تر است. شاید حضور احزاب متعدد در کشور نخستین و مهمترین دلیل اینگونه اظهارنظر فعالان سیاسی باشد اما این نکته وجود دارد که آیا ایجاد جبهه فراگیر عملی خواهد شد و یا به اختلاف می انجامد؟ راکعی، آقایی و فروزنده پاسخ تقریبا یکسانی به کارگزاران می دهند. هدایت آقایی معتقد است که چنین مسئله ای عملی است. آقایی در توضیح سخنش می گوید؛ من در رابطه با نقد دوستان در این خصوص باید بگویم که ما یک حق داریم، حق شخصی و نیز حق دفاع از مصالح مشترک. اگر مبنا را حق شخصی قرار دهیم، باید به تعداد افراد جامعه، حزب داشته باشیم. اما این نکته که چنین طرز تفکری در صورت ورود به صحنه سیاسی می تواند با تکروی موفق ظاهر شود یا خیر؟ محل بحث است. به عقیده آقایی مصلحت این است که برای کار جمعی باید از حق شخصی کوتاه آمد. اگر قرار باشد در قبال موضوعی، افراد مواضع شخصی متعددی اتخاذ کنند، گاه ممکن است در این مواضع انحرافاتی وجود داشته باشد که در صورت ازدیاد این انحرافات، زاویه اختلاف ها بزرگ شده و نیروهای یک جریان را در مقابل هم قرار دهد و آن را به چند شاخه تبدیل کند. باید از مقداری حق شخصی خود در جهت منافع عمومی گذشت کنیم. فاطمه راکعی نیز با بیان اینکه من ساختار جبهه را می پسندم با بیان مثالی چنین می گوید؛ ما قصد داریم تمام احزاب اصلاح طلب و طرفدار دموکراسی را در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر جمع کنیم. تنها شرط مان نیز این است که احزاب در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند، لذا احزاب عضو حق انتقاد از یکدیگر را نیز دارند. بنابراین تداوم ائتلاف خود به تشکیل «جبهه» منجر خواهد شد. ولی اگر بخواهیم جبهه به غرب تبدیل شود، این مسئله با تنوع و تکثری که در کشور موجود است، محقق نخواهد شد. فروزنده هم در این باره می گوید؛ هر جریانی چه اصلاح طلب و چه اصولگرا یک استراتژی برای خود دارد. این استراتژی البته بهتر است برمبنای وحدت نیروها باشد.
حزب فراگیر یا جبهه؟
مردم در انتخابات اخیر نشان دادند که به احزاب و البته لیست های آنها اعتماد دارند. به این معنی که مردم چندان از آنچه در فضای سیاسی و حزبی کشور می گذرد غافل نیستند. اما این نکته که احزاب برای جلب نظر اکثریت مردم باید به سمت ساختاری مثل حزب فراگیر حرکت کنند مثل حزب جمهوری اسلامی و یا به سمت تشکیل جبهه واحد بروند نظیر جبهه اصلاحات و یا پیروان خط امام و رهبری و ... .، نکته ای است که فعالان سیاسی نظرات گوناگونی درباره آن می دهند. اما از میان این نظرها، اکثریت حرکت به سمت جبهه فراگیر را ترجیح می دهند. هدایت آقایی با ذکر یک مثال می گوید؛ در انتخابات برای تهیه لیستی 15 نفره، 80 گروه اصلاحات می توانستند 80 لیست 15 نفره ارائه دهند. اما افراد با استدلال و گفت وگو از سهم خود گذشتند. در واقع افراد و احزابی که در یک سازمان و واحد سیاسی رقابت می کنند، می توانند با روشی دموکراتیک تصمیم بگیرند.
آقای می افزاید؛ مطلوب این است که احزاب و گروه ها به حزب فراگیر تبدیل شوند. به اعتقاد آقایی این پراکندگی سیاسی اگر در قالب دو یا چهار حزب فراگیر به وحدت برسند. افکار عمومی نیز از سردرگمی نجات می یابند. اما راکعی می گوید؛ مردم و سیاستمداران ما با توجه به تجارت گذشته، تجربه خوبی از احزاب فراگیر ندارند. به اعتقاد راکعی مردم به دلیل سلایق مختلفی که دارند ترجیح می دهند که به احزاب مختلف گرایش داشته باشند تا اینکه همه حول یک محور و یا یک حزب فراگیر جمع شوند.
لطف الله فروزنده نیز معتقد است در حال حاضر شرایط ایجاب می کند که به سمت ایجاد یک جبهه فراگیر در هر جناح حرکت کنیم. به اعتقاد فروزنده، احزاب همزمانی که به فعالیت حزبی می پردازند باید بتوانند در مواضعی که برای همه آنها مقصد یکسان محسوب می شود، ائتلاف ایجاد کنند.
از برآیند صحبت های فعالان سیاسی چنین برمی آید که فضای حزبی کشور، فضای متکثری است. جامعه حزبی ایران با تکثر احزاب دست و پنجه نرم می کند. البته تعدد گروه های سیاسی هم محاسن و معایب خاص خود را دارد. فارغ از این محاسن و معایب اما جامعه سیاسی ایران از ابتدا با تجربه تکثر احزاب مواجه بوده اند. هرچند در برخی شرایط حزبی فراگیر به طور مقطعی توانست بسیاری از نیروهای فعال سیاسی موجود را در خود جای دهد، اما به مرور زمان اختلاف دیدگاه ها در این احزاب فراگیر به انشقاق و جدایی نیروها انجامید. نمونه آن پس از انقلاب اسلامی، انشقاق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا روحانیت مبارز به مجمع روحانیون و یا تعطیلی حزب جمهوری اسلامی و نمونه هایی از این دست بود.
بنابراین رسیدن به تجربه های نظام های دوحزبی یا حداقل چند حزبی با احزاب بزرگ و فراگیر چندان در ایران میسر نیست. ایجاد ائتلاف یا جبهه و سازمان اما با استقبال احزاب و گروه های سیاسی در مقاطع خاص روبه رو شد. لذا آنچه از زمزمه های اخیر مبنی بر حرکت احزاب به سمت ایجاد تشکلی فراگیر به گوش می رسد، این تشکل فراگیر باید ساختاری شبیه ساختار جبهه داشته باشد نه حزب. جبهه بر مبنای منافع مشترک حزبی شکل می گیرد اولویت اما در تشکیل حزب، منافع افرادی است که گرد هم جمع شده اند که معمولا این منافع، اهداف شخصی افرادی است که حزب و یا سازمان را تشکیل داده اند. البته منافع رهبر حزب و اولویت های این فرد بر اهداف و تعیین و خط مشی حزب غالب است. بنابراین سازماندهی تمام سلایق و افکار و عقیده های مختلف غالب یک حزب فراگیر بزرگ اگر ناممکن نباشد، کاری سخت است که شاید نتیجه آن جز انشقاق نیروهای تشکیل دهنده حزب نباشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات