1. تقریبا 10.6 میلیون شهروندی که در سال 2005 رای ندادند، در این انتخابات تصمیم گرفتند رای بدهند.
2. از 6.3 میلیون شهروندی که در سال 2005 به رفسنجانی رای دادند.
3. از 10.4 میلیون شهروندی که در سال 2005 به کاندیداهای اصلاحطلبان رای دادند.
برای بررسی جزئیات اینکه افزایش حمایتهای احمدینژاد چگونه بوده، نمودار شماره 3 ، شکل آراء انتخابات سال 2009 به تفکیک استانها را نشان میدهد. این شکل افرادی که به اصولگرایان، رفسنجانی و اصلاحطلبان در سال 2005 رای دادند و همچنین آنهایی که اصلا در این سال رای ندادند را نشان میدهد. حال فرض شود که انتخابات سال 2005 دوباره تکرار خواهد شود. این نشان میدهد که در 10 استان از 30 استان که با رنگ دیگری مشخص شده، احمدینژاد به تمامی رایهای جدید، تمامی رایهای رفسنجانی و همچنین بیش از 44 درصد آراء اصلاحطلبان سابق نیاز خواهد داشت.
این مهم است که اکثر اینها استانهایی هستند که روحانی اصلاحطلب (مهدی کروبی) رای زیادی در سال 2005 در آنها رای زیادی کسب کرده بود و حامیان سابق وی به طور حساب شده احتمالا به میرحسین موسوی (آنچنان که انتظار میرفت) رای ندادند و به احمدینژاد گرایش پیدا کردهاند.
این تفسیر با توجه به رابطه میان درصد آراء کروبی در یک استان و گرایشها به سوی احمدینژاد درست به نظر میرسد. البته به نظر اکثر اصلاح طلبان این شرایط بسیار بعید است. کروبی یک اصلاحطلب مشهور و شناخته شده است که دیدگاههایش در مورد آزادیهای سیاسی و فرهنگی، مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی با دیدگاههای احمدینژاد متفاوت است و عملا مخالف یکدیگر هستند.
حامیان احمدینژاد معتقدند که آراء روستاییان که به احمدینژاد در سال 2009 رای دادهاند به همان دلایلی که به کروبی در سال 2005 رای دادند به احمدینژاد رای دادهاند.
در حالی که اکثر مفسران قبل و پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران این را مطرح کردند که احمدینژاد در مناطق روستایی بسیار محبوب است و اینکه این نشاندهنده سطح بالای حمایتها از وی است اما اطلاعات انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 این موضوع را تایید نمیکند. بلکه این را تایید میکند که آرایی که احمدینژاد در سال 2005 بدست آورد، اکثرا از مناطق شهری و حومه شهری بوده است. نمودار ذیل نشاندهنده سطح حمایتها از احمدینژاد است
این موضوع با این حقیقت تایید میشود که جمعیت شهرنشینی ایران نیز شامل اقلیتهای قومی لرها، بلوچها، کردها و عربهاست. این اقلیتهای قومی-نژادی سابقه رای دادن به اصلاحطلبان و رای دادن به گروههای نژاد خود را دارند. در واقع آنها بخش مهمی از آراء خاتمی در سال 1997 و 2001 بوده و تعداد زیادی از آنها در سال 2005 به کروبی و مصطفی معین رای دادند. با این حال اطلاعات انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 حاکی از این تغییر حمایتها دارد به طوریکه آراء این شهرها که پیشتر از احمدینژاد و یا هیچ اصولگرایی حمایت نکرده بودند( شکل 5)، گرایش چشمگیری به سود احمدینژاد پیدا کرده است. در همان زمان، اطلاعات رسمی حاکی از آن دارد که آراء مهدی کروبی که در این شهرها بسیار محبوب است به طور کلی در این شهرها کمتر شده است.
به طوریکه آراء کروبی از 460 هزار و 247 رای ( 55.5 درصد) در سال 2005 به 44 هزار و 36 رای ( 4.6 درصد) در سال 2009 کاهش یافته است. این در حالی است که در آن سو 50.9 درصد در این مناطق به احمدینژاد گرایش پیدا کردند به طوریکه نتایج رسمی نشان میدهد که احمدینژاد حمایت 47.5 درصد از آنهایی که در سال 2005 به کاندیدای اصلاحطلبان رای دادند را کسب کرده است. این بیشتر از هر موضوع دیگری باعث به راه افتادن مشاجرات در ایران شده است.