تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۰۱۰۶۱

پیشرفت با کارگردانی انقلاب


مردم سعی کنند صالح‌ترین را انتخاب کنند. آن کسانی که نامزد ریاست جمهوری می‌شوند و در شورای نگهبان صلاحیت آنها زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد و شورای نگهبان صلاحیت آنها را اعلام می‌کند، اینها همه‌شان صالحند. اما مهم این است که شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‌ترین را پیدا کنید. این جا، جائی نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفا کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید. بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‌گونه نظری ابراز نمی‌کنم؛ اما شاخص‌هایی وجود دارد.
بهترین، آن کسی است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمی ‌باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگری خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگری و تجمل‌پرستی است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگری باشد، مردم را به سمت اشرافیگری و به سمت اسراف سوق خواهد داد. این را که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف است، یعنی امسال سالی است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. نمی‌گوییم به کلی و یکباره و در طول یک سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‌بین‌تر از این هستیم؛ می‌دانیم این کار مال سالیان پی در پی است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم؛ باید این کار را شروع کنیم.
تبلیغات باانصاف
نامزدهای محترم در تبلیغات و اظهارات با انصاف عمل کنند. اثبات و نفی‌شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهایی را که انسان می‌شنود، باور نمی‌کند که از زبان نامزدها و آن کسانی که دنبال این مسئولیت‌ها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد. گاهی انسان حرفهای عجیب و نسبتهای عجیبی می‌شنود. این حرفها مردم را نگران می‌کند؛ کسی را هم به گوینده این حرفها دلبسته و علاقه‌مند نمی‌کند! نامزدهای محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومی ‌را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب‌کننده اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می‌دانم و بهتر خبر دارم، می‌دانم که بسیاری از این مطالبی که به عنوان انتقاد درباره وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها می‌گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می‌کنند. ان‌شاءاللّه اشتباه است. امیدواریم که خداوند متعال برای این ملت خیر و صلاح و آبادانی کامل را مقدر فرموده باشد.
تشخص واقعی و شرف واقعی
نامها و عنوان‌ها و جایگاه‌ها و کرسی‌ها به انسان تشخص نمی‌دهد؛ تشخص واقعی و شرف واقعی در معانی دیگری است؛ همچنانی که در روایت داریم که « اشراف امّتی حملۀ القران و اصحاب اللّیل». اشرافیت در نظامهای مادی معنایی دارد ولی در نظام اسلامی ‌اشرافیت معنای دیگری دارد. آن کسانی که اصحاب اللیل‌اند ـ کسانی هستند که برای خدا در شب قیام می‌کنند ـ یا کار دشوار را برای مردم در شب انجام می‌دهند یا آن کسانی که حمله‌القرآن هستند و با قرآن انس دارند و با نور قرآن و هدایت قرآن حرکت می‌کنند «اشراف» اینها هستند. کسانی که پول دارند ثروت دارند و جایگاه اجتماعی دارند آنها در منطق و در نظام ارزشی اسلامی‌ «اشراف» محسوب نمی‌شوند.
خدمت خستگی‌ناپذیر
دولت در هر دوره‌ای دولت مردم است نشان‌دهنده خواست مردم و جهت‌گیری مردم است این دولتی که تقریبا شش ماه است مشغول به کار شده، دولت جدید، شاخصه‌اش عبارت است از :تصمیم قاطع بر خدمت، خستگی‌ناپذیر به مردم، به میدان آوردن تمام توان خود و پررنگ کردن هدف‌های بلند انقلاب. اینها مشخصه‌های این دولت است. این دولت با تکیه بر شعارهای انقلاب و شعارهای امام بزرگوار، بر آن است که همه توان خود را به میدان بیاورد با همه وجود کار کند گره‌های زندگی مردم را باز کند زیرساخت‌های کشور را هر چه زودتر و بهتر و جامع‌تر به وضعیت مطلوب برای پیشرفت آینده بسازد و در عرصه بین‌المللی بر استقلال ملی و عزت ملت ایران تکیه کند.
شعار و گفتمان
شعار و گفتمان دولت است که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان‌هاى انقلاب است؛ این خیلى چیز باارزشى است. این را هیچکس نمى‏تواند ندیده بگیرد. هر دلبسته‏ به انقلاب، این را قدر مى‏داند؛ هر کسى که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب و با کارگردانى انقلاب تصور مى‏کند، باید این را قدر بداند. عدالت‏خواهى در این دولت پررنگ شد. شعار عدالت‏خواهى به صورت جدى بر روحیه‏ مسئولان، دولتمردان و برنامه‏ها، پرتو افکند.
حفظ عزت و استقلال ملى
در عرصه‏ بین‏المللى، بازیگران سیاسى، یکى از ابزار عمده‏شان، مکر است و یکى تهدید. اگر دولتى در مقابل مکارى و تهدید آنها خود را نبازد و به ملت خود تکیه کند، موفقیت‌هاى بسیارى خواهد داشت. مى‏بینیم و حس مى‏کنیم که این دولت بنا دارد عزت و استقلال ملى را آن‏چنان که در شأن ملت ایران است، حفظ کند.
اعتقاد به هویت و عزت
استقلال این است که یک ملت به هویت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهمیت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و کار کند و در مقابل متعرضین و مستهزئین، شرمنده‏ اظهارات و جایگاه خود نباشد. ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، می‌دیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولین بودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، که از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده‏اند و خجالت می‌کشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرى کنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است.
روحیه‏ تهاجم در مقابله‏ با زورگویان بین‏المللى
روحیه‏ تهاجم در مقابله‏ با زورگویان بین‏المللى. یک وقت هست که زورگویان بین‏المللى مى‏آیند و می‌گویند که آقا شما فلان کار را کرده‏اید و ما رفع و رجوع مى‏کنیم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى یک وقت هست که تهاجمش، تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعى هجوم است. زورگویان بین‏المللى، نقاط ضعف زیادى دارند: جنایت می‌کنند، فساد می‌کنند، به حقوق بشر تجاوز می‌کنند، به حقوق ملت‌ها تعدى می‌کنند، انسانها را لگدمال می‌کنند و همه‏ کارهاى زشت را انجام می‌دهند؛ آخر هم طلبکار همه‏اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى ‌و با حالت طلبکارى، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما براى تهاجمات سیاسى بین‏المللى، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتى از بنده ـ سالهاى اوایل ـ می‌پرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابى دارید؟ می‌گفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعى اینها هستیم؛ در قضیه‏ زن مدعى هستیم؛ در قضیه‏ حقوق بشر مدعى هستیم؛ در قضایاى حقوق اساسى انسانها مدعى هستیم. ما مدعى اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویى نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بى‏جا می‌کنند سوال و ادعا می‌کنند. این روحیه، روحیه‏ خوبى است؛ روحیه‏ انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان می‌کند.
مردمى ‌و ساده‏زیست باشد
یکى از اساسى‏ترین کارها براى اینکه ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگرى نباشند. چطور می‌توانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوییم اسراف نکنید؛ «أتأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم»؛ «یا أیّها الّذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عنداللَّه ان تقولوا ما لاتفعلون». اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى‌ باشند، ساده‏زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى ‌است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آنچه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد.
کم کردن فاصله طبقات
ساده‏زیستى چیز باارزشى است؛ در مسئولین هم ـ کما بیش؛ یک جایى کمتر، یک جایى بیشتر ـ بحمداللَّه هست. ساده‏زیستى چیز بسیار باارزشى است. ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگرى و اسراف و زیاده‏روى را ـ که واقعاً بلاى بزرگى است ـ از جامعه‏مان ریشه‏کن کنیم، با حرف و گفتن نمی‌شود؛ که از یک طرف بگوییم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل کنیم. عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اینکه اثر بکند. این خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعیف کم کرده‏اید و کم نگه دارید و هر چه که ممکن است آن را کمتر کنید.
توجه به مقوله‏ فرهنگ
یکى هم توجه به مقوله‏ فرهنگ است که خیلى مهم است. البته خب، کارهایى شده؛ گزارشى هم که دادند، اشاره‏اى به این معنا داشت؛ بنده هم در جریان بسیارى از کارها هستم؛ اما در عین حالا مقوله‏ فرهنگ، بسیار مقوله‏ مهمى ‌است؛ همان‌طور که بارها گفتیم مثل هوایى است که انسان در آن تنفس می‌کند. همه ـ بزرگ، کوچک، بالا، پایین، قشرهاى مختلف، مسئول، غیرمسئول ـ در فضا تنفس می‌کنند. این فضا را درست کنید، تا همه سالم تنفس کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات