مجید انصاری
«نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» امامخمینی(ره)
30 سال از انقلاباسلامی ایران میگذرد، در تمام این سه دهه روزهای دشوار بسیاری بر ملت ایران گذشته است و در کنار آن لحظههای خوشی هم بود که سبب شد مردم بیش از پیش این انقلاب و نظام را از آن خود بدانند. روزهای سختی هم تجربه شد که میتوانست هر نظامی را مایوس کند، اما به مدد پایههای مستحکم انقلاب، میراث امام و پشتوانه مردمی همه آن روزهای سخت را پشت سر گذاشته بودیم.
اما اخیرا ردپای یک جریان مشکوک در عرصه سیاسی دیده میشود. این جریان مشکوک بیش از هر چیز تمام توان خود را برای ترور شخصیت یاران امام و ارکان انقلاب به کار بسته است و در این راه بدون هیچ پنهانکاری شمشیرها را از رو بسته است، گویی که از هیچ قانون و مرجع قانونی نیز هراسی به دل راه نمیدهد. به عنوان فردی که در جریان تمام این 30 سال، شاهد و ناظر آنچه بر مردم و انقلاب گذشته است بودهام، میتوان بیتردید گفت که این جریان خطرناک درصدد است با تخریب نیروهای انقلاب و چهرههای شاخص، جریان دیگری را روی کار بیاورد، جریانی که از افرادی فاقد هویت روشن و بدون درایت سیاسی و روحیه ملیگرایی حمایت میکند، در واقع تفکری که این جریان به حمایت از آن برخاسته است بیش از هر چیز خلاف اندیشههای سیاسی حضرت امام(ره) حرکت میکند و درصدد است خط فکری دیگری را جایگزین آن کند. این طیف با در دست داشتن رسانههایی که بیش از هر چیز کمر به تخریب بستهاند، کار خود را پیش میبرد، آنها به هر دروغ و افترایی متوسل میشوند و در مقابل خود را پشت سنگر ولایتمداری پنهان میکنند. از مولفههای اصلی این طیف باید به برخورد خشونتآمیز، ادبیات تحکمآمیز، دروغپردازی، خدانترسی و... اشاره کرد، در واقع سنگر گرفتن این طیف در پشت ویترین ولایتمداری، بیش از هر چیز به اصل ولایت فقیه آسیب میزند.
در این میان هر شنوندهای که اندکی به تاریخ معاصر نگریسته باشد، به این نتیجه قطعی میرسد که این جریان ریشه در اندیشههای انجمن حجتیه و به تعبیر امام خمینی اسلام آمریکایی دارد. تخریبهای رسانههای آنها دیگر آنقدر بیاعتبار شده است که حتی چهرههای انقلاب واکنشی نسبت به آن نشان نمیدهند، زیرا این اتهامات چنان بیاساس است که جای بحث ندارد. اما نکته نگرانکننده در این جریان ایجاد فرهنگ دروغ و افترازنی آن هم در رسانههای دولتی است، این دوستان حتی لحظهای فکر نکردهاند که ممکن است این ماری که در آستین پرورش میدهند یک روز بازوی خودشان را نیش بزند؟ آنها همچنان براین خیال واهی سوارند که با به زمین زدن نیروهای انقلاب عرصه را برای ورود چهرههای بیهویت و یک شبه برآمده از پستوی نهان فراهم میکنند. اما گلهای از این رسانهها نیست زیرا ذات غیراخلاقی آنها بر هیچکس پوشیده نیست، حرف بر سر جریانهای اصولگرایی است که خواهان آشتی ملی هستند و به راحتی اجازه میدهند رسانههای اینچنینی که منتسب به اصولگرایان است، بیمحابا همه ارزشها را در هم بکوبد. اما اگر واقعا میخواهند به وفاقی نیمبند برسند، در قدم اول چرا تکلیف رسانههای هتاک را روشن نمیکنند، چرا از این رسانهها اعلام برائت نمیکنند و چرا نمیگذارند صدای چهرههای انقلابی که حالا با اتهامهای غیرقانونی و غیرشرعی به گوشهای رانده شدهاند به گوش ملت برسد؟ اول برادریتان را ثابت کنید، دوستان تا بعد برسیم به وفاق، توافق یا حتی آشتی…