تحقق دولت اسلامی در بستر تغییرات اجتماعی و اعوجاجات گذار از دولت شبهمدرن به نمونه آرمانی ممکن است که در نهایت مقدمه دولت مصلح و کریمه حضرت صاحبالزمان(عج) قلمداد میشود.
در این الگوی ایدهآل تعادل و توازنی قابل پیشبنی ثبات و بنیان مرصوص دولت اسلامی با ضرورت تغییر و تکامل مداوم تا تشکیل دولت حکمت و عدالت حضرت بقیهاللهالعظم(عج) برقرار میگردد.
در واقع صورتبندی رفتار دولت اسلامی در چارچوب عینی و واقعگرا میگنجد که همگام با تکامل ساختاری و کارکردی اما از مبانی محکم و غیرقابل خدشهای برخوردار است.
در این پاردایم تغییرات اجتماعی که محصول انقلاب سلامی است هیچ وقت متوقف نمیشود. بخشی از این تغییرات اجتماعی شامل مهدویتگرایی، عدالتمحوری، مردمگرایی، سادهزیستی، استکبارستیزی، اعتقاد و افتخار به عزت و هویت ملی، وفاداری به گفتمان انقلاب اسلامی، شجاعت در تصمیمگیری برای حل مشکلات بزرگ، مقابله با فساد، تماس و انس مستمر با مردم و... میشود. به تعبیر آلوین استانفورد کوهن در کتاب تئوریهای انقلاب: "چنانچه انقلاب با دگرگونی اجتماعی مترادف تلقی شود، در این صورت با به قدرت رسیدن گروه جدید به پایان نمیرسد بلکه برعکس شاید جالبتوجهترین دوره انقلاب تازه با همین تسلط بر قدرت آغاز گردد."
از این منظر دولت اسلامی در یک دیالکتیک دوسویه محصول تغییرات اجتماعی انقلاب و در عین حال مولد و محرک تغییرات اجتماعی انقلابی است. بر این اساس مهمترین شاخص در تحلیل مبانی و چارچوبهای دولت اسلامی در ایران این واقعیت است که در این الگوی آرمانی باید تغییرات اجتماعی انقلابی تداوم داشته باشد و دولت اسلامی در حد و اندازه موتور محرک این تغییرات استعلایی ظاهر شود.
رهبر فرزانه انقلاب در همین زمینه سال گذشته در دیدار با خبرگان ملت شرط کافی حفظ نظام اسلامی را حفظ و تقویت محتوا و اصول اساسی نظام اسلامی برشمردند و خاطرنشان کردند: "اگر به محتوا و اصول توجه نشود ممکن است در زیر پوست شکل رسمی نظام، تغییرات تدریجی و بیسر و صدایی اتفاق بیفتد و نظام اسلامی را به سمت انحراف بکشاند که در برخی مواقع، خواص هم متوجه این انحراف تدریجی نمیشوند. معظمله شکل رسمی نظام اسلامی را بخش سختافزاری نظام دانستند و افزودند:
"بخشهای نرمافزاری نظام اسلامی که در واقع همان جهتگیریهای فکری، شاخصهای اصلی و شعارهای بنیادین نظام است، مهمترین مسئله برای حفظ نظام است."
یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی پس از قرنهای متمادی "بسط ید" مومنان برای اداره اسلامی جامعه بود. البته این بسط ید در بستر تغییرات اجتماعی مستمر و بطئی در ساحات مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به وقوع میپیوندد. تغییرات اجتماعی که محصول انقلاب اسلامی است شبیه یک بافت روحانی میباشد که حکومت اسلامی و مردم مسلمان ایران را به هم پیوند زده و پردهای آهنین در مقابل دشمنان انقلاب اسلامی میآویزد. تا زمانی که این تغییرات اجتماعی انقلابی تداوم دارد و دولت اسلامی خود را واقف و ملتزم به تحرک آن میدانند هیچ قدرتی نمیتواند اخلالی در فرایندهای سیاسی کلان نظام ایجاد نماید.
دولت اسلامی از آنجا که برداشت نوساختی از مفهوم "ولایتپذیری" در عصر غیبت است و یا اتکا به زیرساخت ولایت فقیه فیوضات و برکات رهبری را در تمام سپهرهای اجتماعی میگستراند مولد و موتور محرک تغییرات انقلابی است. بنابراین اولین و مهمترین شاخص قابل اندازهگیری برای دولت اسلامی هم گفتمانی با انقلاب اسلامی و تلاش برای استمرار و تداوم تغییرات (استعلایی ـ اجتماعی) انقلاب اسلامی است. ادامه دارد...