تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۰۱۲۴۰

فرهنگ استعمار در عراق

ترجمه: نیلوفر قدیری اشاره: توسعه ژئواستراتژیک آمریکا حقیقت پذیرفته شده تاریخ معاصر است. در برابر این توسعه سلطه‌گرانه مطالب بسیاری گفته و نوشته شده اما دنیای امروز نمونه‌های جالب توجه و نه چندان مشهودی از این پدیده را شاهد است. یکی از این نمونه‌ها اکنون در عراق در حال وقوع است. یک نویسنده آمریکایی با اشاره به این پدیده در عراق می‌نویسد: قصد من نوشتن درباره تاثیر اشغال آمریکا بر زندگی مردم عراق در مفهومی فراتر از استعمار سخت است که اف16‌ها و تانک‌ها، بمب‌های 2هزار تنی و فسفر سفید و بمب های خوشه‌ای با مردم عراق کرده‌اند.

ابتدا پیشنهاد می‌کنم به طور خلاصه به مفهوم نه چندان مشهود اما مهم پدیده استعمار نرم نگاهی کنیم. استادان علوم سیاسی و متفکران این رشته به تفصیل درباره این روند سخن گفته‌اند و این موضوع این حقیقت را ثابت می‌کند که تاریخ با همه زشتی‌‌اش خودش را تکرار می‌کند مگر اینکه تمدن بشری تلاش هماهنگی را برای حذف استفاده از زور در امور انسانی به کار گیرد. گاندی که نماد مقاومت غیرخشونت‌آمیز است در این‌باره می‌گوید: نمی‌خواهم خانه‌ام رفت و آمد داشته باشد. اما این را هم نمی‌خواهم که در خانه دیگران مانند یک متجاوز یا گدا یا برده زندگی کنم.
عکس این سناریو را اکنون یکی از قدرتمندترین‌های دنیای امروز برنامه کار خود قرار داده برای تهاجم بی‌رحمانه به هر جامعه و کشوری تا منابع آنها را مورد استفاده قرار دهد. مهاجمان دنیای مدرن برخلاف گذشته با پرچم‌ها و انگیزه‌های جدید حمله می‌کنند.
در این دنیا مقاومت شورش به حساب می‌آید و دفاع از کشور اقدامی غیرمیهن‌پرستانه.
آنها که مورد تهاجم قرار می‌گیرند نمی‌توانند میان تبدیل شدن به گدا یا برده یکی را انتخاب کنند. فرهنگ در روند تقلای آنها برای زنده ماندن، آخرین چیزی است که در ذهنشان می‌آید. اما در نهایت این فقدان فرهنگ است که باعث از هم پاشیدن این جوامع می‌شود که این البته به سود فاتحان است.
می‌گویند که تاریخ را فاتحان می‌نویسند. اما آنچه گفته نشده اینکه نابودی دشمن تنها نیمی از هدف یک فاتح است. نیمی دیگر، تغییر و دستکاری برداشت عمومی از دشمن است تا به راحتی بتوان به مردم و منابع آن کشور دست یافت و به گفته فرانس فانون فیلسوف و روانشناس و نویسنده قرن بیستم، کار غارت و چپاول به راحتی پیش رود.
در یک سطح ما نظام عملیات انسانی را که براساس آن، واحدهای جنگی درون جوامع نفوذ می کنند تا به اشغالگران در درک بهتر فرهنگ جامعه اشغال‌شده کمک کنند. هدف از این کار سوءاستفاده از ساختارهای موجود جوامع به سود اشغالگر و از طریق سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.
ادوارد سعید در کتاب شرق‌شناسی خود نوشته است: میان دانش مردمان دیگر و دوران‌های دیگر که نتیجه درک و مطالعه دقیق و تحلیل خودشان است با دانشی که در نتیجه جنگ به دست می‌آید تفاوتی هست. به هر حال میان اراده برای فهمیدن با هدف همزیستی و توسعه افق‌های انسانی و اراده برای تسلط با هدف کنترل و توسعه خارجی افق‌ها و همچنین اراده برای تسلط با هدف کنترل و سلطه خارجی تفاوت زیادی وجود دارد.
بدون شک سیستم قطار انسانی به همین دسته دوم تعلق دارد.
در سطح دیگر، دمکراتیزه کردن و مدرن کردن جامعه بربری پیش می‌رود.
دانشمندان نفوذ کرده در سیستم عملیات انسانی هیچ نشانه‌ای از اینکه این فرهنگ‌ها در مقابل دهه‌ها تهاجم انزوا مقاومت کرده‌اند اما تمامیت ارضی خود را با توسل به آموزش و فرهنگ و ساختار متنوع اجتماعی حفظ کرده‌اند نمی‌یابند. به همین دلیل آمریکا مجموعه‌ای از برنامه‌های دولتی برای قدرت دادن به زنان و جوانان جامعه هدف و البته در مسیر دمکراسی و تمدن مدرن طراحی می‌کند. این هدف محقق بشود یا نه، ناخودآگاه مردم مورد تهاجم قرار گرفته که به دلیل درگیری و خسارات ناشی از آن جراحت برداشته شروع به تسلیم شدن در برابر هنجارهای رفتاری نسخه‌پیچی شده توسط طرف فاتح می‌کنند؛ حتی اگر این هنجارها در تضاد با هنجارهای معمول جامعه اشغال شده باشد.
انتقال
قانون می‌گوید: فرهنگ ملی که تحت سلطه استعماری است یک فرهنگ مورد اعتراض است که همه به دنبال نابودی آن هستند. او می‌گوید: همه تلاش می‌کنند تا فرد تحت استعمار را به اعتراف به پست بودن فرهنگ و تلاش برای تحول در رفتارش و به رسمیت شناختن واقعیت کشور جامعه‌اش و در نهایت ساختار بیمار خودش و جامعه‌اش وادارد.
سخنان فانون در کنگره نویسندگان سیاه‌پوست در سال 1959 در حقیقت توضیح وضعیت غم‌انگیز امروز عراق است. او گفت: سلطه استعماری از آنجا که همه‌گیر است و می خواهد خود را ساده جلوه دهد، خیلی زود به شیوه‌ای خاص به زندگی فرهنگی مردم تحت سلطه نفوذ می‌کند. این امحای فرهنگی با نفی واقعیت ملی و با ایجاد روابط حقوقی که توسط قدرت اشغالگر اعمال می‌شود، با نفی واقعیات و رسوم جامعه هدف با برده‌داری سیستماتیک ممکن می‌شود. فرهنگ بیش از هر چیز بیان یک ملت و بیان ترجیحات و تابوها و الگوهای آن است. فرهنگ ملی در حقیقت برآیند کلی همه نکات مطلوب جامعه و نتیجه رفتارهای آن جامعه در هر سطحی است. در شرایط استعمار، فرهنگ که از حمایت ملت، کشور و دولت محروم می‌شود، دچار سقوط شده و می‌میرد.
در عراق ما در مواقعی می‌بینیم که بسته‌هایی با پرچم آمریکا میان کودکان توزیع می‌شود. نمونه دیگر، توزیع سرم‌ها و کرم‌های سفیدکننده پوست است که با مارک تجاری شرکت‌های مختلف میان مردم توزیع می‌شود. روی همه این محصولات از شرکت‌های مختلف نوشته شد: سفید‌کننده.
پیام پنهان توزیع چنین محصولی است که مردم جوامع مختلف از جمله جامعه تحت اشغالی مانند عراق باید پوست تیره و آفتاب‌سوخته خود را که نشان از فرهنگ و هویت قومی‌شان دارد بپوشانند و به فرهنگ و نفوذ فرهنگ سلطه تسلیم شوند.
یکی دیگر از نمونه‌های استعمار فرهنگ عراق عروسک‌های باربی است که در دست دختران عراقی دیده می‌شود.
در عراق و افغانستان فرهنگ غالب برای مدتی فرهنگ نظامیان آمریکاست زیرا آنها اسلحه و قدرت دارند و به همین دلیل هنجارها و استانداردهای خود را اعمال می‌کنند. این کار از طریق تبلیغاتی انجام می‌شود که در آن گفته می‌شود مردم بومی کمتر از اشغالگران ارزش دارند.
رفتار مادی جامعه ویژگی‌‌های فرهنگ آن را در خود دارد و هویت یک ملت به همین فرهنگ وابسته است. سنت‌های اجتماعی و نظام تولید و آموزش و هنر و معماری نمودهای از این فرهنگ هستند. وقتی یک ملت در مقابل یک قدرت نظامی قرار می‌گیرد و در معرض خطر مرگ و نابودی این قدرت نظامی است، سنت و رفتارهای اجتماعی، نخستین چیزی است که آسیب می‌بیند. یک جامعه تهدید شده هرچه را که اشغالگر پیشنهاد می‌کند می‌پذیرد و آن را شیوه بهتر زندگی می‌داند.
با نابودی زیرساخت‌های آموزشی، بهداشتی و منابع زندگی هر چیزی که پیشنهاد شود پذیرفته خواهد شد.
ادبیات، هنر و معماری بیشتر از دیگر اجزا در معرض خطر نابودی هستند. کسانی که از بغداد گزارش می‌دهند می‌گویند که نیروهای اشغالگر، شورشی‌ها را به غارت موزه‌ها تشویق می‌کردند. تاریخ و هنر 5 هزار ساله عراق طی یک ساعت غارت شد و از میان رفت. این برای دنیا یک خسارت بزرگ است.
ساختمانها را می‌توان دوباره ساخت و برق را دوباره وصل کرد اما چطور می‌توان یک اثر تاریخی و معماری را دوباره احیا کرد. مردم کوچه و خیابان در عراق می‌گویند که به هنر و فرهنگشان نیاز دارند زیرا آنها را به گذشته‌شان متصل می‌کند. دکتر سعد اسکندر اکنون رئیس آن چیزی است که از آرشیو و کتابخانه ملی عراق باقی مانده است. او می‌گوید: این ساختمان دو بار آتش زده و غارت شد. 60 درصد از آرشیو ملی نابود شده و نقشه‌ها و سوابق تاریخی و عکس‌ها دیگر وجود ندارد. 25 درصد از کتاب‌ها نابود شده‌اند. فرهنگ عراق فلج شده و از بین رفته است.
به راحتی می‌توان دریافت که خسارت جنگ عراق فقط کشته‌ها و زخمی‌ها و ویرانی‌های آن نیست. ریشه‌های فرهنگی و تاریخی این ملت نابود شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات