در دنیای کنونی، ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، نقش به سزایی در فرهنگسازی یا تخریب فرهنگی دارد. در واقع اگر از وسایل ارتباط جمعی به طور صحیح و براساس برنامهریزیهای دقیق استفاده نشود، به جای غنیسازی فرهنگ و حفظ و نگهداری آن، نقش منفی در جهت تخریب فرهنگ جامعه خواهد داشت.
رسانهها میتوانند تعیینکننده بسیاری از مولفههای موجود در جامعه باشند. تعیین باورها، نشان دادن هنجارها و ناهنجاریهای فرهنگی جامعه، و نیز جلب مشارکت مردم برای انجام پروژههای ملی، اجتماعی و حتی سیاسی، از جمله مولفههای موجود در جامعه است که همگی از رسانهها تاثیر میپذیرد.
در دنیای امروز که به عصر ارتباطات معروف است، انسانها در معرض هجوم انواع اطلاعات هستند. تخصصها با گونهگونی روزافزون از یک طرف، و گسترش فنون و دانشها از سوی دیگر، انفجار اطلاعات را به وجود آورده است. اطلاعاتی که به سرعت از ماهوارهها و اینترنت انتقال مییابد و مخاطبان خود را با بحران انتخاب روبرو میکند. برای برطرف ساختن این مشکل، باید اطلاعات گسترده در هر مورد را روزآمد کرد و همراه با جمعبندی و تحلیل ارائه نمود. این گزینهای است که بسیاری از صاحبنظران عصر ارتباطات به آن اذعان دارند. از جمله میتوان به نظریات مانوئل کاستلز در کتاب عصر اطلاعات اشاره کرد که مهمترین دغدغه عصر جدید را بمباران اطلاعاتی میداند. او بر این عقیده است که چون بمباران اطلاعاتی صورت میگیرد و اخبار زیادی منتشر میشود و مخاطبان نمیتوانند به درستی از صحت و سقم آن مطلع شوند، لذا باید اعتماد کنند.
تکنولوژیها و فناوریهای ارتباطی با سرعت بیشتری نسبت به سایر عرصههای فناوری، فراگیر شده و فارغ از ملاحظات و مرزهای ملی به درون کشورها راه پیدا میکند. پیشرفت در محاسبات و فناوری ارتباط زیربنای جدیدی را برای تجارت، تحقیقات علمی و کنشهای اجتماعی فراهم آورده است. اما این فناوریهای جدید، نگرانیهایی را نیز با خود به همراه آورده است، چرا که زیستن در دنیای اطلاعاتی، بدون فراگیری مهارتهای لازم، به غرق شدن در دنیای اطلاعات خواهد انجامید. هجوم سرد و خاموش اطلاعات، جنگهای امروز را به جنگهای فرسایشی تبدیل کرده است. جنگهایی که در آن نه سلاح گرمی وجود دارد و نه توپ و تانکی. انفجارها و بمبارانهای امروز، از نوع اطلاعات است.
دکتر فتاحی، انفجار اطلاعات را رشد ناگهانی و غیرقابل کنترل اطلاعات تعریف کرده است. دایرهالمعارف ویکی پدیا نیز در تعریفی مشابه، افزایش سریع انتشارات، انبوهی از اطلاعات و تاثیر فراوانی دادههایی را توصیف میکند که اداره و کنترل آنها مشکل شده است. به هر حال این اصطلاح متداول، بسیاری از نگرانیها را منعکس میکند. یک انفجار، خطرناک، وحشتناک و غیرمنتظره بوده و به جهانی خارج از کنترل اشاره دارد، نزدیک شدن به آن خطر نابودی را به همراه دارد و نادیده انگاشتن آن نیز به معنای وجود نداشتن آن نیست که بتوان از تاثیرات آن در امان بود.
انسان قرن ما به راستی در دهکده جهانی زندگی میکند، اما خودش هم نمیداند کیست؟ چه میخواهد؟ و به دنبال چه میگردد. از طرفی تمام گذشته بشری تلاشی برای یافتن پاسخ به این سئوالات بوده است؛ و این در حالی است که انسان در هر لحظه اهداف تعیین و تبیینشدهاش را پیش چشمانش مجسم میکند، کتابها را ورق میزند، مطبوعات را زیرو رو میکند، کانالهای تلویزیون را عوض میکند، به شبکههای مختلف جهانی پناه میبرد، امواج رادیویی را در مینوردد و دست آخر به کامپیوتر و دنیای مجازی اینترنت روی میآورد؛
وقتی چشم بر هم میگذارد، هجوم سنگین اطلاعات را مییابد، اما باز هم به دنبال منبع دیگر است تا بیشتر بگوید و این در حالیست که تولید اطلاعات تنها در سطوح و لایههای خاصی از جامعه صورت میگیرد و خاص است؛ نهان کردن در آشکاری تمام. انتشار روزمره و گسترده اخبار، به کسی مجال تامل و پرسش جدی نمیدهد. در چنین وقتی است که زیرکترین و مکارترین اشخاص بیآنکه حیرانی و سرگردانی شوند، بریده و جدا از دیگران که جملگی گیج و ماتند به کار و بار ویژه خود میپردازند و به حجم گسترده بمبهای خبری میافزایند و آنگاه در موضعی بلند، جنگ و جدال قبیلهها و اشخاص را تماشا میکنند و بر بلاهت جمعیتی کثیر میخندد. رگبار بیوقفه اطلاعات چون بارش گرمسیری، دید را محدود میکند، شتاب و عجله به جان میریزد و خیلی چیزهای ریز و درشت را از نظر دور میسازد.
در وقت بمباران و انفجار، برای هیچ کس مجال تامل و بردباری و تفکر باقی نمیماند و حتی در چنین وضعی آدمی امکان درک جایگاه و موقعیت استقرار خود را از دست میدهد تا چه برسد به امکان کشف علت و عامل انفجار یا بمباران، گستره ویرانی و یا میزان مرگ و میر افراد. بمباران اطلاعاتی نیز چنین وضعی را ایجاد میکند. انفجار و بمباران اطلاعات، سادهترین طریق سانسور و بیخبر نگه داشتن است. رگبار اطلاعات، ذهن را چنان مشوش میسازد که در آن میانه، خبری خاص و واقعهای ویژه مستور میماند. از قدیم گفتهاند: "بهترین محل اختفای اشیاء، آشکار نگه داشتن آنهاست".
با وجود حجم عظیم اطلاعات موجود در اینترنت، کارایی و اثربخشی و یافتن منابع دانش بسیار مشکل شده است. سرریز اطلاعات به معنای وجود اطلاعات زیادی و بیش از ظرفیت مخزن یا کانال ارتباطی است. اطلاعاتی اضافی است که شاید بخش اعظم آن به درد یک کاربر نخورد. این مفهوم زمانی به کار میرود که برای تصمیمگیریها و کسب اطلاع درباره موضوعی خاص با حجم عظیمی از اطلاعات (روزآمد و گذشتهنگر) روبرو میشویم و اطلاعات متناقض به دست آمده توانایی تشخیص مناسبترین اطلاعات برای تصمیمگیری در یک مسئله را مشکل میسازد.
در سالهای نه چندان دور، محیط دریافت و ارائه اطلاعات محدود به خانواده و احیانا محیط کار میشد، پدر خانواده بدو ورود به منزل، اطلاعات لازم را از طریق همسر، فرزندان، مبادله کرده و فردای آن روز اطلاعات دریافتی را در محیط کار (در جامعههای صنعتی) به دیگران انتقال میداد. در آن روزها سرعت گردش اطلاعات بسیار ضعیف بوده به طوری که حتی خبر درگذشت پادشاهان شاید بعد از گذشت زمان طولانی به اطلاع مردم شهرها و روستاهای رسیده و حتی بعضی از مردم را شنیدن چنین اطلاعاتی محروم بودند.
اما اکنون فرد در پایان ساعت کاری به منزل برمیگردد و در داخل محیط خانواده جدای از رد و بدل شدن اطلاعات با اعضای خانواده، خود را در مقابل وسیله ارتباط جمعی به نام "تلویزیون" قرار میدهد که با وسائل جانبی آن و با مشاهده کانالهای زیاد و متفاوت از کشورهای گوناگون، با تمام جهان ارتباط برقرار میکند.
علاوه بر این از تاثیرات و وجود وسایل دیگری چون تلفن همراه، با امکانات خاص خود چون MMS /SMS /GPRS و روزنامهها و مجلات گوناگون نیز نمیتوان چشمپوشی کرد.
در چنین شرایطی و در دنیای کنونی که به انفجار اطلاعات لقب گرفته و هجمههای گوناگون اطلاعات از طریق وسایل مختلف، بر افکار انسانی حملهورند، انسان چارهای جز انتخاب و گزینش اطلاعات مورد نیاز ندارد.
آری فرصت کم است و اطلاعات زیاد و وسایل ارتباطات جمعی و حتی خصوصی، مردم جامعه را هدف قرار داده و اطلاعات گوناگون را از جنبههای مختلف به آنها ارائه میدهند.
با این تفاسیر سوال اینجا است.
ـ رسانهها با وجود گستردگی و هجمههای گوناگون اطلاعات چقدر میتوانند بر افکار عمومی تاثیرگذار باشند.
ـ آیا مخاطبین رسانهها خاص هستند یا عام.
ـ آیا وجود اختراعت سریع و روزانه وسایل الکترونیکی و ارتباطی، کار رسانهها را آسان یا سخت مینماید.
ـ با وجود این همه اطلاعات، مخاطبین با پیام ما چطور ارتباط برقرار میکنند.
ـ با وجود فرصت کم مخاطب و گوناگونی اطلاعات دریافتی، چطور میتوانیم با مخاطب ارتباط برقرار نماییم.
خلاصه کلام با وجود "بمباران اطلاعات" توسط رسانههای مختلف و فراوانی پیامها، عقلانی و منطقی به نظر میرسد مخاطب تنها اطلاعاتی را دریافت نماید که مفید بوده و در زندگی و کار او تاثیرگذارباشد.
اینجاست که علم روابط عمومی به عنوان "هنر هشتم" در ارائه اطلاعات به "مخاطبین خاص" مطرح میشود. اطلاعاتی که میبایست دارای ویژگیها و خصوصیاتی باشد که مخاطب را با وجود مشکلات شدید روزمره و با وجود فراوانی اطلاعات گوناگون در زمان کوتاه به خود جلب نماید.
به نظر نگارنده، اطلاعات و پیامها میتواند شامل ویژگیهای زیر باشد:
1ـ پیامهایی انتخاب شود که نیاز اصلی و از دغدغههای مخاطب باشد:
روابط عمومی حتیالامکان پیامهایی را انتخاب نماید که مخاطب به آن نیاز اساسی دارد. اگر اطلاعات ارسالی، اطلاعاتی عادی و پیشپا افتاده باشد و سازمان بیشتر برای معرفی نام خود اقدام کرده باشد بعد از گذشت مدت زمانی در ارائه اطلاعات به مخاطبین دچار مشکل اساسی خواهد شد.
2ـ پیامها خلاصه و کوتاه باشد:
با وجود بمباران اطلاعات توسط رسانههای مختلف، روابط عمومیهایی موفق خواهند بود که پیامهای ارائه شده خود را کوتاه و مختصر بیان نموده بطوری که مخاطب با نگاه اولیه مفهوم پیام را درک نموده و نیاز به صرف وقت طولانی برای درک پیام نداشته باشد.
3ـ جذابیتهای بصری و کلامی در پیام:
هر اندازه پیامها دارای جذابیت بصری و کلامی باشد، مخاطب بیشتری را میتوان به خود جلب نمود، اطلاعاتی که بیروح و فاقد ریتم کلامی و بدون جذابیتهای بصری و هنری باشند، به جایی راه نمیبرند، و ما را در ارتباط با مخاطب دچار مشکل میسازد.
4ـ پیامها میبایست ساده و قابل فهم باشد:
هر چقدر پیامها عاری از کلمات پیچیده، تخصصی و غیرقابل فهم باشد پیامرسان را در رسیدن به مقصود یاری داده و میتوان در جهت رسیدن به هدف موردنظر امیدوارتر بود.
5ـ دقت در انتخاب نوع وسیله انتقال پیام:
نوع وسیله انتقال پیام و تاثیرگذار بودن آن بر مخاطب بر کسی پوشیده نیست. وسایل و کانالهایی باید انتخاب شود که مخاطبین بیشتری را در بر گرفته و برای مردم این نوع وسایل جذابیت داشته باشد.
به غیر از موارد فوق، موارد دیگری نیز وجود دارد که ما را در رسیدن به هدفمان یاری میدهد.