رشد ابتذال
اصلیترین نتیجه اجرای سیاستهای به اصطلاح باز فرهنگی اصلاحطلبان که به تساهل و تسامح معروف شد، رشد شدید ابتذال در سینمای ایران بود که امواج آن همچنان ادامه دارد.
مهمترین عواملی که موجب بروز اتفاقات تلخ در سینمای ایران در دوره اصلاحات شد را میتوان تضعیف برنامهریزی شده نظارت بر آثار تولید شده و حاکمیت و غلبه سرمایه بر فرهنگ دانست.
«سیفالله داد»، نخستین معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات در اسفند ماه سال 76 درباره سیاستهای سینمایی جدید ایران گفت: «اصلی که حالا مد نظر قرار گرفته است، حذف سلایق مدیران و حتی بالاتر از آن حذف امکان اعمال نظر از سوی مدیران، اعم از مدیران سینمایی یا مدیران کل است، و برای اینکه این سلایق و امکان مداخله آنها حذف شود، نیاز به مشارکت فعال و پویاست... صدور پروانه فیلمسازی بدون نیاز به تصویب فیلمنامه از جمله اقداماتی است که در راستای همین سیاست، در نظر گرفته شده است. ما اعتقاد داریم با اعمال این روش تهیهکننده و کارگردان، امکان بیشتری برای شناسایی آن دسته از سلایق که مورد پسند اعضا و مخاطبین سینمای ایران است، خواهند داشت.»
این رویکرد به حذف نظارت، در عمل فضا را برای سودجویان فراهم کرد و موجب حاکمیت و سلطه سرمایه بر سینما شد. سرمایهداران هم با این پندار که بهترین راه چاره برای کسب سود مادی بیشتر، به تصویر کشیدن تابوها، شکستن خط قرمزها و نمایش مسائل غیراخلاقی است، سینما را به ابتذال کشاندند.
دیدیم که پس سال 76 و از سال 77 که زمان نتیجه دادن سیاستهای تساهل و تسامح جو بود، اصلیترین موضوعاتی که در سینمای ما شیوع یافتند، دوستی پنهان دختر و پسر، عشق مثلثی، خیانت زن و شوهر به یکدیگر، فرار دختران از خانه، خشونت و... بود.
علاوه بر این موارد، آنچه که به سینمای روشنفکری و جشنوارهای معروف است در دوره حاکمیت اصلاحطلبان رشد کرد. فیلمهایی چون سفر قندهار، تختهسیاه، دایره، زمان مستی اسبها و... با حمایت دولت تکثیر یافتند که کارهایی جز تحقیر مردم ایران در چشم غربیها نبودند.
در این شرایط رفتهرفته، سینما و سینماگران ارزشی ما منزوی شدند. چون سرمایهداران بخش خصوصی به سراغ آنها نمیرفتند.
مدیریت دولتی سینما هم چون دیدگاههای آنها را قبول نداشت ـ علیرغم ادعای آزادی ـ فضا را بر این دسته از سینماگران بست به طوری که در طول سالهای وزارت ارشاد عطاءالله مهاجرانی (که امروز از حامیان مهدی کروبی است) و معاونت سینمایی سیفالله داد (که در صف طرفداران میرحسین موسوی است) دیکتاتوری سرمایه و ابتذال در سینمای ایران حاکم شد. عدالت فرهنگی ـ که امروز در اثر سیاستهای مهرورزانه دولت اصولگرا به طور نسبی ترمیم شده است ـ تبدیل به کیمیا و یک جنس کمیاب در سینما و به طور کلی عرصه هنری کشور شد.
در آن سالها، بیشترین ظلم به سینمای دفاع مقدس ـ که قطعا بخشی از حیات پویای سینمای بعد از انقلاب اسلامی ایران مدیون آن است، شد. در سالهای 77 و 78 که اوج اجرای سیاسـهای فرهنگی دولت اصلاحات بود، سینمای دفاع مقدس تقریبا تعطیل شد و دیگر هیچ فیلمی در این ژانر ساخته نشد.
این شرایط نه تنها موجب قهر به حق مردم مذهبی ایران با سینما شد، اعتراض کارگردانهایی که خود به کاروان اصلاحات پیوسته بودند را نیز برانگیخت.
از جمله اینکه «محمدعلی کشاورز» هنرمند فرهیخته و پیر خاکخورده تئاتر و سینما نیز فریاد اعتراض بلند کرد و گفت که اگر روزی دخترش بخواهد به حیطه سینما پای بگذارد سر او را خواهد برید! (به نقل از روزنامه کیهان 11/3/1383)
مجید مجیدی نیز در سال 1379 و در جنبش صد سالگرد سینمای ایران در انتقاد از وضعیت سینمای ایران در دولت اصلاحات گفت: «نگران حضور ویروسهایی که پیکره رنجور سینمای ما را به بیماری کشانده بود و روزی ما آنها را از در خانه سینما رانده بودیم و اینک از پنجره آمده و حضور دوباره خویش را اعلام میکنند. گوش بداریم که صدای پای ابتذال به راحتی به گوش میرسد. آنچه روزگاری درست یا به غلط با واژه فیلم فارسی میخواندیمش، دوباره سر و گوشی میجنباند، تابلوهای رنگارنگی که فقط در کار فریب چشمهایند و با اندیشه و آگاهی بیگانهاند، دوباره سر چهارراهها حاضر میشوند.»
ابراهیم حاتمیکیا نیز گفت: دوران چهار ساله آقای «داد» چیزی جز ابتذال به سینمای ایران هدیه نداد و رشد ابتذال را سریعتر کرد.
ابراهیم حاتمیکیا در جلسه نقد و بررسی فیلم «موج مرده» در فرهنگسرای مدرسه سخن میگفت، افزود: با آمدن آقای داد، ما منتظر دوران طلایی سینما بودیم ولی با عملکرد ضعیف ایشان، سینما دچار بدترین دوران خود شد. ای کاش ایشان به ساخت فیلمهای زیبای خود ادامه میدادند.
حاتمیکیا افزود: «عملکرد آقای داد سینمای ایران را به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم نمود که در بخش خارجی مانند جاسوسک فقط برای جشنوارههای خارجی فیلم میسازند و بالا بردن پرچم ایران در آنجا به افتخار ملی تبدیل شده است، حتی به قیمت خراب کردن وجهه ایران و در بخش داخلی نیز عنان سینما در کف سرمایهداران قرار گرفته است. و فیلم به سمت مسائل سطحی و مبتذل جامعه پیش میرود.» حاتمیکیا با اشاره به رشد ابتذال گفت: «متاسفانه من به عنوان یک فیلمساز دیگر تا فیلمی را نشناسم اجازه نمیدهم خانوادهام آن را ببینند.»
اصلاحطلبان سینما را نیمه جان کردند
نتیجه این سیاستها باعث شد که سینمای ایران تبدیل به بیماری رو به موت شود؛ به طوری که حتی مردم نیز از سینما فاصله گرفتند. تا آنجا که طبق آمار در دوران تساهل و تسامح و رشد ابتذال در سینما تعداد تماشاگران فیلمها به نصف میزان سالهای 74 و 75 رسید.
زمانی که اصلاحطلبان دولت را به دست گرفتند، میزان تماشاگران سینمای ایران، حدود 70 میلیون نفر در سال بود. این در حالی است که در پایان دولت اصلاحات این میزان به 13 میلیون رسید.
همچنین سالنهای سینما به دلیل عدم استقبال مردم از فیلمها یک به یک تعطیل میشدند.
در دولت اصولگرا، علیرغم تمامی نقائص و اشکالات حداقل این ورشکستگی تمام شد. به دلیل کاهش ابتذال در فیلمها، مردم بار دیگر از فیلمها استقبال کردند و با حمایت دولت نیز بیش از 70 سینما بازسازی شد.
به میدان آمدن لشکر طاغوتی
یکی دیگر از اتفاقاتی که در طول آن سالها رخ داد، بازگشت لشکر هنرمندان تاجر پیشه و انحطاططلب طاغوتی بود.
یکی از این افراد «بهمن فرمانآرا» بود؛ هنرمندی که در دوران حاکمیت دیکتاتوری سرمایهداری ـ سلطنتی پهلوی به جاه و مقامی دست یافته بود و پس از رهایی ملت ایران از شر سلطنت فرار را به قرار ترجیح داده بود. او بلافاصله پس از دوم خرداد ماه سال 76 به دعوت وزارت ارشاد دولت اصلاحات به ایران برگشت و مورد تکریم مدیران فرهنگی و سینمایی وقت قرار گرفت.
عمق فاجعه آنجا رخ داد که در بیستمین جشنواره فیلم فجر که در واقع بیستمین سالگرد سینمای انقلاب اسلامی بود، فیلم فرمانآرا (خانهای روی آب) به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره به نمایش درآمد. یکی دیگر از این فیلمسازان «نصرت کریمی» بود که قبل از انقلاب فیلمهایی ضد مذهب و به شدت غیر اخلاقی همچون «محلل»، «تختخواب سه نفره» ساخته بود. او نیز پس از دوم خرداد به همکاری دعوت شد و البته تنها در یک آموزشگاه به آموزش عروسکسازی مشغول شد.
دعوت از به اصطلاح هنرمندان طاغوتی که تمام آنها نیز پا به سن گذاشته بودند در حالی در آن زمان انجام میشد که بسیاری از هنرمندان جوان در محاق بیتوجهی به مدیران فرهنگی قرار گرفتند(!) بدون شک یکی از دورانهایی که فیلمسازان جوان در آن کمتر ظهور کردند، سالهای 76 تا 84 که اصلاحطلبان دولت و مدیریت کشور و فرهنگ را بر عهده داشتند اتفاق افتاد.
اما این رویه، پس از سال 84 و روی کار آمدن دولت اصولگرا تغییر کرد و این بار ورود پیدرپی فیلمسازان و هنرمندان جوان، جای برگشت عناصر مطرود و کهنسال را گرفت. البته در این دولت هم با سعهصدر مسئولان فرهنگی، فعالیت آن گروه از هنرمندان واپسگرا ادامه یافت که ما از این بابت شدیداً انتقاد داریم. بنابراین وقتی به تفاوت توجه به هنرمندان در دولتهای اصلاحطلب و اصولگرا میپردازیم، برخوردهای عادلانه دولت فعلی با دو دولت قبلی (هفتم و هشتم) غیر قابل مقایسه است.
دیدگاه کارشناسان
شفیعآقا محمدیان، کارگردان سینما و تلویزیون گفت: گونه (ژانر)های ارزشمند سینمایی در دوره اصلاحات نابود شد.
وی تصریح کرد: در آن دوره گونههای ارزشمندی همچون سینمای مقدس و اجتماعی نابود شد.
او توضیح داد: این امر باعث شد که نگاه سینماگران به سوی تولید فیلمهای سیاهنما و جشنوارهای سوق یابد و متاسفانه برخی سینماگران مولف نیز در جریان قرار گرفتند.
آقا محمدیان در ادامه، با انتقاد از تولید فیلمهای سطحی اجتماعی در دوره اصلاحات، یادآور شد: در این دوره، اکثر فیلمها با موضوع دختری و پسری و مثلثهای عشقی شکل گرفت و همچنان آسیبهای آن در سینمای ما مشهود است.
به عقیده این کارگردان، در دوران موسوم به اصلاحات عرصه فرهنگ و هنر با معضل رسوخ جریان به اصطلاح روشنفکری روبهرو بود که از این گذر سینما صدمه بسیار دید.
علیرضا سربخش هم به مقایسه وضعیت سینما در دولتهای اصلاحات و اصولگرا پرداخت و گفت: من دستآوردهای دولت نهم را در سینما موفقیتآمیز میدانم و اگر چه هنوز کامل نیست اما نسبت به سینمای دوم خرداد که نظام را با یک چالش جدی روبهرو کرده بود بسیار عمل کرده است.
وی ادامه داد: خوشبختانه در حال حاضر عرصه فرهنگ و هنر که در زمان دوم خرداد به فضای تیره و تار تبدیل شده بود به سمت روشنی و شفافیت در حال حرکت است.
وی با بیان اینکه در این دولت تجهیزات سینمایی و چند دوربین پیشرفته به امکانات سینمایی کشور افزوده شده گفت: متأسفانه در سینمای دوم خرداد علیرغم همه شعارهایی که در باب افزایش در سینمای دوم خرداد علیرغم همه شعارهایی که در باب افزایش امکانات سینمایی سر داده شد هیچگاه هیچ تجهیزاتی اضافه نگردید.
سربخش ادامه داد: در حال حاضر سینمای ایران با درک درست از سینمای جهان به سوی ساخت فیلمهایی با پروداکنشهای عظیم حرکت میکند در حالی که در دوره اصلاحات بیشتر فیلمها آپارتمانی ساخته میشد.
وی ساخت فیلم سینمایی «ملکسلیمان» اثر شهریار بحرانی را نخستین فیلم با بهرهگیری از پروداکشنهای عظیم ذکر کرد و گفت: فیلم سینمایی «راهآبی ابریشم» دومین فیلمی است که با این تکنولوژی ساخته میشود که امیدواریم این مسیر همچنان با موفقیت طی شود.
سربخش، کمک به جامعه هنری را به مراتب بهتر و بیشتر از دولتهای قبل عنوان کرد و گفت: این کمکها قبلاً معطوف به گروههای دوم خردادی بود اما اینک از موازنه بهتری برخوردار شده است.
سربخش، آمار تولید فیلمهای سینمایی در دولت فعلی را نیز بیشتر از دولت اصلاحات دانست و یادآور شد: در حالی که بسیاری معتقد بودند با روی کار آمدن دولت نهم، فشارها بر هنرمندان افزایش خواهد یافت، اما دیدیم که در این دولت تلاش شد تا هنرمندان را به سمت و سوی ارزشهای انقلاب اسلامی سوق دهند، به گونهای که برخی از فیلمسازان فعالیت در این دوره را بهتر از دوره اصلاحات اعلام کردند.
وی اضافه کرد: خوشبختانه دولت فعلی فضای بهتری در عرصه فرهنگ و هنر برای هنرمندان مهیا ساخت تا به دور از گرایشهای سیاسی و مطامع خاص گروهی، به فعالیتهای هنری بپردازند.
این هنرمند افزود: با جرأت میتوان اعلام کرد فضای فرهنگی کنونی صددرصد بهتر از فضای دوم خرداد بود که اجازه هیچگونه فعالیت هنری به مخالفین خود رای نمیداد.
وی با بیان اینکه دولت آقای احمدینژاد در عرصه فرهنگی پرونده درخشانی دارد به هنر نیوز گفت: اما تا رسیدن به فضای مطلوب و آرمانی هنوز فاصله داریم ولی گامهای خوبی در این مسیر برداشته شده است که جای قدردانی دارد.
حمید بهمنی کارگردان سینما نیز گفت: سینما در دوره اصلاحات، رها شده و از نبود نظارت و کیفیت در تولیدات رنج میبرد.
وی افزود: از نبود نظارت در حوزه تولید و نمایش فیلم در دوره موسوم به اصلاحات، سینما بسیار زیان دید.
به عقیده این کارگردان، این خلاء موجب شد که سینما دچار دگرگونی شده و در معرض آزمونی جدید در زمانی که نظارت وجود نداشت، قرار گیرد.
بهمنی توضیح داد: در این آزمون، سینما چندان موفق نبود و در آن زمان از فضای بوجود آمده استفاده مناسبی نشد و سینمای مبتذل که از آن به عنوان فیلم فارسی یاد میشود، توانست عرض اندام کند. این فیلمساز در ادامه تصریح کرد: در این دوران، فیلمهای مبتذل قابلتوجهی تولید و عرضه شد.