تهیه و تنظیم گزارش: شیوا بهروزه
آمریکا با هدف کاهش اعمال فشارهای داخلی و خارجی و کم کردن تبعات فاجعه بار جنگ عراق بر اقتصاد و وجههی سیاسیاش، سرانجام قصد دارد روز سهشنبه (سیام ژوئن 2009 برابر با 9 تیر 1388) در راستای اجرای توافقنامهی عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق، این نیروها را از شهرها و روستاهای عراق خارج سازد؛ هر چند که هنوز سیاستمداران عراقی، ملت عراق و حتی بسیاری از کشورهای جهان نسبت به حقیقت این عقب نشینی مطمئن نیستند. عراق پایگاه استراتژیک مهمی برای آمریکا در منطقه محسوب میشود و باید دید که آیا این کشور به سادگی و به طور حقیقی از چنین پایگاه مهم و ارزشمند اقتصادی و استراتژیک چشم پوشی خواهد کرد یا خیر؟
به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فردا (سهشنبه) بنا بر مفاد توافقنامهی امضا شده بین عراق و آمریکا قرار است نیروهای آمریکایی عقب نشینی از شهرها و روستاهای عراق را آغاز کنند و کنترل امنیتی این مناطق را به نیروهای عراقی واگذار نمایند.
این در حالی است که شش سال جنگ و اشغالگری آمریکا در عراق تبعات زیادی را برای این دو کشور به دنبال داشته است. دولت نومحافظهکار آمریکا در دورهی حکومت جورج بوش، رییس جمهور سابق این کشور به بهانهی واهی وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و در راستای ادامهی جنگ علیه تروریسم که پس از حملات 11 سپتامبر در آمریکا آغاز شد، به یکی از کشورهای مهم منطقه یعنی عراق حمله کرد. این جنگ ویرانگر نه تنها اهداف اعلام شدهاش را محقق نساخت، بلکه به جای تحقق امنیت و ثبات، این کشور را دستخوش ناامنیها و چالشهای زیادی کرد که قربانی شدن دهها هزار غیرنظامی و حتی بنا به گزارشهای غیررسمی بیش از یک میلیون تن، یتیم شدن پنج میلیون کودک عراقی، ویرانی ساختارهای زیربنایی و بر افروختن آتش جنگ طایفهیی و مذهبی را باید از برجستهترین نتایج ویرانگر این جنگ دانست.
آمریکا به واقع با حمله به عراق این کشور را دستخوش دو جنگ ویرانگر کرد؛ جنگ اول، جنگ گروههای مقاومت و بویژه سنیها بود که به کشته و زخمی شدن بیش از 35 هزار سرباز آمریکایی منجر شد و دیگری جنگ طایفهیی که کشته شدن دهها هزار عراقی و آوارگی حدود میلیونها تن دیگر را به دنبال داشت.
تاثیر منفی این جنگ بر وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عراق تا حدی بود که آمار و ارقام منابع رسمی از متزلزل شدن کانون خانوادهها، ترس و نگرانی از ازدواج در بین جوانان، بیوه شدن هزاران زن عراقی، یتیم شدن میلیونها کودک و شرایط سخت و دشوار معیشتی برای کودکان و نوجوانان عراقی در داخل و خارج از این کشور حکایت دارد.
بر اساس این آمار، بیش از یک سوم کودکان عراقی قادر به ثبت نام در مدارس و ادامهی تحصیل نیستند. این گزارشها همچنین نشان میدهد که بیش از نیمی از یتیمهای به جای مانده از جنگ آمریکا علیه عراق بدون سرپناه هستند و دو میلیون کودک نیز از سوء تغذیه و مشکلات آموزشی رنج میبرند. تبعات منفی جنگ عراق همچنین موجب روان پریشی ناشی از تعرضات جنسی در کودکان شده است.
این آمار و ارقام همچنین نشان میدهد که بیش از یک میلیون کودک و نوجوان عراقی وارد بازار کار شدهاند که بیشتر آنها قربانی خشونت و آزارهای جنسی هستند. با توجه به این آمار و ارقام، چگونه میتوان ادعا و وعدهی آمریکا پیش از حمله به عراق را مبنی بر برقراری آزادی و دموکراسی در این کشور که به همین بهانه پا به عراق نهاد، پذیرفت در حالی که این جنگ تاکنون دهها هزار غیر نظامی عراقی را به کام مرگ فرستاده است.
علاوه بر پیامدهای اجتماعی، در عرصهی اقتصادی نیز عراق با چالشهای زیادی روبهرو شد. صنعت نفت به عنوان مهمترین منبع درآمدزایی برای کشور نفت خیزی همچون عراق به دلیل ناامنیهای ناشی از جنگ آمریکا علیه این کشور با رکود روبهرو شد و عدم ادارهی صحیح و کاهش سرمایهگذاریها در بخش نفتی، موجب کاهش میزان استخراج نفت از چاههای این کشور شد و مسلما تبعات مستقیم این امر گریبانگیر اقتصاد عراق و اخلال در خدمترسانی صحیح به شهروندان عراقی شد. ناامنیها در عراق و ادامهی خطر حملات و عملیاتهای تروریستی در این کشور که زاییدهی شش سال اشغالگری آمریکاست، همچنین موجب شده که سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در این کشور دچار تردید شوند و هنوز به رغم تاکید مکرر مقامات امنیتی و دولتی عراق مبنی بر بهبود اوضاع این کشور، جلب سرمایهگذاریها جهت بازسازی ویرانیهای جنگ که بنا به گزارشها تاکنون بیش از 117 میلیارد هزینه دربرداشته است، با اقبال چندانی روبهرو نشود.
درعرصهی سیاسی نیز با وجود تصویب قانون اساسی، تشکیل پارلمان و دولت منتخب و تلاش دولتمردان عراقی جهت نزدیکتر ساختن احزاب سیاسی این کشور به یکدیگر از طریق طرحهایی همچون طرح آشتی ملی، شاهد نوعی از هم گسیختگی سیاسی در عراق هستیم که با توجه به تعدد قومی و مذهبی در این کشور، قانونگذاران آن هنوز نتوانستهاند در خصوص تصویب قوانین مهمی همچون قانون نفت و گاز به توافق برسند.
از سوی دیگر، جنگ آمریکا مشکلات زیادی را نیز گریبانگیر اقتصاد و سیاست خود این کشور به ویژه در عرصهی سیاست خارجی کرده است؛ به طوری که شاهد بودیم شدیدترین مخالفت مردم آمریکا با سیاستهای جنگ طلبانهی نومحافظهکاران جمهوریخواه، در انتخابات ریاست جمهوری این کشور و با گرایش به دموکراتها تجلی یافت. مردم آمریکا به رغم گرایشهای نژادپرستانه در غرب، حتی حاضر شدند برای اثبات این مخالفت و انزجار برای اولین بار در تاریخ سیاسی آمریکا، کلید کاخ سفید را به دست رییس جمهوری سیاه پوست بسپارند.
گزارشهای منتشر شده از سوی مرکز مستقل تحقیقاتی امور دفاعی آمریکا، حاکی از آن است که جنگ عراق برای آمریکا حدود 678 میلیارد دلار هزینه در برداشته و این مبلغ بیش از هزینههای تمامی جنگهای قبلی آمریکا به جز جنگ جهانی دوم بوده است. تاثیر منفی این امر بیش از هر چیز موجب بحران اقتصادی شدید در آمریکا شده است که بالطبع اقتصاد جهان را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است.
علاوه بر آن، نارضایتی مردم آمریکا از حضور فرزندانشان در مناطق ناامنی همچون عراق موجب شد که در دوران جورج بوش اعمال فشارها و تظاهراتهای ضد جنگ علیه دولتمردان کاخ سفید افزایش یابد و به یکی از مهمترین دلایل پیروزی دموکراتها به عنوان مخالفان جنگ عراق در انتخابات ریاست جمهوری این کشور تبدیل شود. باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا از همان دوران مبارزات انتخاباتیاش دریافت که رمز پیروزی در انتخابات، جلب نظر مردمی است که از ادامهی جنگ افروزیهای بوش به ویژه جنگ در عراق به تنگ آمدهاند لذا با مبارزات داغ انتخاباتی و تاکید بر ضرورت عقب نشینی هر چه سریعتر نیروهای آمریکایی آراء اکثریت آمریکا را به خود جلب کرد.
در عرصهی سیاست خارجی نیز شاهد هستیم که آمریکا بودجهی هنگفتی را به دلیل ترمیم وجههی مخدوشش متحمل شده است. امروز انزجار مردم منطقه از سیاستهای آمریکا به دلیل جنگهای این کشور در عراق و افغانستان و کشاندن منطقه به بحران و چالش بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد تا جایی که اوباما نیز دریافت برای ترمیم این وجههی مخدوش چارهای جز عمل کردن به توافقنامهی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و ایراد سخنانی در جلب اعتماد مردم منطقه ندارد. هر چند تا زمانی که شعارهای اوباما به مرحلهی عمل نرسد آمریکا شانسی برای بهبود وجههاش در خاورمیانه نخواهد داشت.
عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق میتواند تا حدودی موجب جلب اعتماد عراقیها و برخی از کشورهای منطقه به آمریکا شود؛ هر چند که هنوز شک و تردیدهای زیادی نسبت به تحقق جدی این امر وجود دارد.
از سوی دیگر، با توجه به این که اخبار و گزارشهای زیادی مبنی بر احتمال حضور نیروهای آمریکایی در عراق به عنوان نیروهای مشورتی و حمایتی منتشر شده است، حتی دولتمردان عراقی نیز به رغم تاکید بر اجرای طرح عقب نشینی نیروهای آمریکایی و تواناییشان برای پر کردن شکاف به وجود آمده بر اثر این عقب نشینی، نسبت به حقیقت این امر تردید دارند زیرا مسلما همه دریافتهاند که دلیل اصلی حملهی آمریکا به عراق برقراری دموکراسی در این کشور و نجات آن از حکومت دیکتاتوری نبوده است، بلکه موقعیت استراتژیک عراق و سرمایههای نفتی آن مهمترین دلیل برای انتخاب این گزینه از سوی آمریکا بوده است.
اکنون با توجه به این حقایق باید دید آیا آمریکاییها حقیقتا از عراق خارج میشوند و یا به نحوی دیگر برای ادامهی حضورشان در این کشور بهانه تراشی خواهند کرد. پیش از این بیثباتی امنیتی و عدم وحدت سیاسی بزرگترین بهانهی آمریکا برای این حضور بود، اما اکنون با توجه به تاکید دولتمردان عراقی اعم از رییس جمهور، نخست وزیر، وزیران دفاع و کشور و دیگر رهبران سیاسی این کشور بر آمادگی جهت پذیرش مسوولیتهای امنیتی و نزدیکی موضعگیریهای سیاسی، بهانهی چندانی برای حضور آمریکا در عراق وجود ندارد.
از سوی دیگر، عراقیها باید از فرصت به وجود آمده استفاده کنند و با حفظ وحدت داخلی و کنار گذاشتن گرایشهای حزبی و طایفهیی و اختلافات سیاسی، کشورشان را از یوغ اشغالگری خارج سازند. بزرگترین شانس برای عراقیها جهت ترمیم ویرانیهای به جای مانده از حکومت دیکتاتوری صدام و شش سال جنگ و اشغالگری و حمایت از رشد و توسعهی دموکراسی نوپا در این کشور، تحکیم وحدت ملی و حمایت از تمامیت ارضی این کشور است. عراقیها باید این فرصت را برای تحقق آرمانهای ملتشان که پیامدهای فاجعه بار و دشواری را از این جنگ متحمل شدهاند، به غنیمت بشمارند.