تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۰۱۴۲۱

کاریزمای رهبران در لبنان


قرار است روز 7 ژوئن، حدود 3 میلیون و 460 هزار لبنانی در 26 حوزه انتخاباتی، نمایندگانی را برای ورود به پارلمان انتخاب کنند. انتخابات در لبنان با محوریت حزبی ـ جریانی است یا فردی ـ شخصیتی؟ آیا لبنان دارای ساختار حزبی ـ سیاسی واقعی است؟ چه نوع پارامترهایی برای رای‌دهنده لبنانی تاثیر‌گذار است؟
پل ‌سالم، مدیر مرکز آمریکایی خاورمیانه‌شناسی «کارنگی» در تحلیل خود از صحنه انتخابات لبنان معتقد است که ساختار حزبی واقعی در این کشور وجود نداشته یا بسیار نادر است.
به اعتقاد این کارشناس «ما در لبنان دارای رهبران و نوعی شخصیت‌های پیشوا هستیم که خود را مستقیما به بستر اصلی جامعه مرتبط کرده‌اند. اکثر این ارتباطات هم براساس طایفه‌ای یا خدماتی ایجاد شده و شکل می‌گیرد. در‌ واقع، می‌توان گفت که با گذشت 80 سال از برگزاری انتخابات و آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن در لبنان، دموکراسی واقعی و به معنای تعریف شده آن در کتب جامعه‌شناسی سیاسی در لبنان وجود ندارد. برای تفسیر جمله فوق، همین بس که بگوییم لبنان دارای قانون شفاف و واضح یا حداقل اختصاصی برای احزاب نیست.
آنچه که اکنون در لبنان به عنوان نظام‌نامه یا قانون تشکیل احزاب وجود دارد، قانون موسوم به جمعیت‌هاست که در دوره حکومت امپراتوری عثمانی در سال 1909 تصویب شده است و اکنون به عنوان مرجع اصلی تأسیس احزاب در این کشور محسوب می‌شود. براساس ماده ششم این قانون، احزاب نیازی به اجازه فعالیت نداشته بلکه فقط باید کتباً وزارت کشور را نسبت به تشکیل و اعلام موجودیت خویش مطلع سازند.
این فضای بسیار باز باعث شد تا ساختار حزبی و شکل‌گیری احزاب در لبنان، چهار‌چوبی بسیار فراخ پیدا کند. از سوی دیگر، اکثر آنها نیز به رغم تمامی شعارها و حتی توافقات صورت گرفته همچنان احزاب طایفه‌ای ـ مذهبی هستند. به طور مثال، حزب‌الله و جنبش امل با وجود آنکه اعضا و هوادارانی از همه طوایف در خود دارند اما احزابی شیعه شناخته می‌شوند. جریان مستقیم هم حزبی کاملا سنی است. در حالی که حزب ترقی‌خواه آزاد به رهبری ولید جنبلاط یک حزب دروزی است و اینگونه معروف بوده و به همین شکل هم با آن تعامل می‌شود.
به نمایندگی از مسیحیان نیز احزابی همچون حزب ملی‌گرای آزاد به رهبری میشل‌عون، نیروهای لبنانی، کتائب و‌المرده به چشم می‌خورند. اما آنچه که در این میان بسیار جلب توجه می‌کند، شخصیت‌محوری در این تشکیلات است. به نحوی که اگر رهبری را از تشکل حذف کنیم تا زمان شکل‌گیری رهبری جدید، تشکل بار سیاسی خود را به مقدار بسیار زیادی از دست می‌دهد. با نگاهی کلی‌تر به صحنه سیاسی لبنان، شاهد دسته‌بندی کلی در آن هستیم: گروه مارس، گروه8 مارس و جریان کوچک‌تر مستقل که نشان چندانی در صحنه سیاسی از آن دیده نمی‌شود.
گروه 14 مارس:
گروه 14 مارس، با توجه به قدرت مالی بسیار قدرتمند و حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی موفق شده است در صحنه سیاسی لبنان به جایگاه بارزی دست یابد. گرچه این جریان متشکل از چند تشکل از چند طایفه و مذهب مختلف است اما عملا آن را سعد حریری، رهبر جریان‌المستقبل لبنان هدایت و رهبری می‌کند.
سعد حریری با توجه به توان مالی از یک سو و حمایت منطقه‌ای از سوی دیگر، یک سر و گردن از دیگر رهبران ائتلاف 14 مارس بالاتر است و با وجود آنکه تجربه چندانی در سیاست ندارد اما با مدد گرفتن از نام پدر و نیز حمایت عربستان و کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس سعی بر ادامه این رهبری دارد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، ترور پدرش رفیق حریری در مرکز لبنان مهم‌ترین دلیل و عامل دستیابی جریان تحت رهبری‌اش به کسب اکثریت پارلمانی در انتخابات 2005 بود. تحلیلگران امور لبنان بر این باورند حریری پسر و اصولا خانواده حریری با توجه به پول‌هایی که در میان اهل تسنن خرج کرده‌اند، از محبوبیت‌ خاصی در میان طایفه سنی لبنان برخوردارند اما این به آن معنی نیست که آنها خواهند توانست تمامی این طایفه را پشت سر خود بسیج کنند.
طایفه سنی لبنان که روزگاری از چند دستگی و تشتت آرا رنج می‌برند، گر چه بعد از حضور قدرتمند رفیق حریری سر و سامان گرفته و تقریبا یک دست شد اما تحولات سیاسی و بخصوص جنگ 33 روزه، نقش عمده‌ای را در تغییر رویکرد بسیاری از رای‌دهندگان اهل تسنن ایفا کرد؛ به نحوی که اکنون مسأله جست‌وجو برای یافتن رهبر جدیدی برای سنی‌های لبنان به بحث روز این طایفه مبدل شده است. یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف سعد حریری که صحنه سیاسی اهل تسنن لبنان را بر آن داشته تا او را واجد صلاحیت جانشینی پدرش برای رهبری تسنن نیابند، هم‌پیمانی‌اش با نیروهای لبنانی به رهبری سمیر جعجع است.
برای اهل تسنن هم‌پیمانی سعد حریری که داعیه رهبری اهل سنن را دارد، با سمیر جعجعی که دستش به خون هزاران سنی آغشته بوده و هست و تاریخ، کشتار مسلمانان اهل سنت به دست نیروهای سمیر جعجع را در جای‌جای صفحه جنگ داخلی این کشور به ثبت رسانده، مسأله‌ای غیر قابل هضم است.
بسیاری از سیاستمداران و مردم عادی سنی، پیمان سیاسی حریری را با جعجعی که سردمدار کشتارهای هویتی بود، گناهی نابخشودنی می‌دانند. گناهی که آنان را بر آن داشت تا با خروج از جریان واحد و یکپارچه سنی عملا به سوی حزب‌الله گرایش پیدا کرده و با آن همسو شوند. این پدیده بخصوص در شهرهای صیدا، عکار و طرابلس مشهودتر بود.
همانگونه که ذکر شد در کنار‌المستقبل، نیروهای لبنانی قرار گرفته است و تلاش می‌کند تا نفوذ خود را در صحنه مسیحیان افزایش دهد. این گروه هم همانند المستقبل به صورت فرد‌محوری و با محوریت سمیر جعجع هدایت می‌شود. سمیر جعجع که بعد از گناهکار شناخته شدن در ترور رشید کرامی به زندان ابد محکوم شده بود، پس از 11 سال زندان و بعد از فرآیندهای ترور رفیق حریری از زندان آزاد شد تا جان دوباره‌ای به نیروهای لبنانی ببخشد و این تشکل مسیحی را از انزوار، بار دیگر به سطح صحنه سیاسی لبنان بازگرداند.
نیروهای لبنانی اکنون به رقیب جدیدی برای حزب کتائب لبنان به رهبری بشیر ‌جمیل، رئیس‌جمهور اسبق این کشور تبدیل شده است و گر چه هر دو در ائتلاف 14 مارس قرار دارند اما در صحنه سیاسی مسیحیان لبنان خود را رقیب یکدیگر می‌دانند. این رقابت به حدی است که گفته می‌شود ترور پیر جمیل، پسر بشیر جمیل نیز در راستای تقویت جایگاه نیروهای لبنانی و به دست آنها صورت گرفته است. در صحنه مسیحی لبنان، شخصیت قدرتمندی هم به چشم می‌خورد که تلفیق دو تشکل فوق هم، توان شکست وی را ندارند.
حزب ملی‌گرای آزاد به رهبری ژنرال میشل عون یکی از مهره‌های بسیار قدرتمند سیاسی، نه تنها در صحنه مسیحی بلکه کل صحنه سیاسی لبنان محسوب می‌شود که حضور واقعی‌اش در صحنه باعث می‌شود جعجع و بشیر جمیل حرفی برای گفتن نداشته باشند. جریان میشل عون یکی از اهرم‌های قدرت جریان 8 مارس است که به آن خواهیم پرداخت. حزب یا تشکل میشل‌المر که از جریان ملی‌گرا منشق شده و پایگاه 14 مارس پیوسته نیز یکی از بخش‌های پازل تشکیل‌دهنده احزاب مسیحی جریان 14 مارس است. ضلع سوم جریان 14 مارس را باید ولید جنبلاط دانست. او که تقریبا رهبر بلامنازع دروزی‌ها بود، حزب ترقی‌خواه آزاد را رهبری می‌کند.
روزگاری او در منطقه الجبل یکه‌تازی می‌کرد اما به خاطر ضربه سختی که در جریان درگیری‌ها و بخصوص از حزب‌الله در 7 مارس سال گذشته دریافت کرد، جایگاهش را در این منطقه بشدت از دست داد. لغزش جایگاه جنبلاط در این منطقه به معنای قدرت گرفتن طلال ارسلان، مرد شماره 2 دروزی‌ها محسوب می‌شود که به تبع آن، قدرت گرفتن جریان 8 مارس معنی می‌گیرد. گرچه ولید جنبلاط در پایگاه 14 مارس حضور بالقوه دارد اما سخنان متغیر و حتی متناقض‌اش بارها و بارها رهبران این جریان را دچار مشکل ساخته است. به اعتقاد کارشناسان، رهبر دروزی‌ها از شم سیاسی بالایی برخوردار است به نحوی که سعی می‌کند با خوانشی که از تحولات داخلی، منطقه‌ای و جهانی دارد، همیشه راه بازگشتی برای خود باقی نگه دارد.
گروه 8 مارس:
بی‌تردید بارزترین شخصیت گروه 8 مارس، سید‌حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان است. او که بعد از جنگ 33 روزه در معرض شدیدترین حملات تخریبی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گرفته است، همچنان محبوب‌ترین چهره لبنان محسوب می‌شود. سید‌حسن نصرالله گرچه به عنوان نامزد در این انتخابات شرکت نکرده است اما حضور تقریبا شبانه‌روزی‌اش در صفحه تلویزیون بخصوص در سالگرد آزاد‌سازی جنوب لبنان، نشان می‌دهد که جریان 8 مارس به خوبی از کاریزمای بالای این شخصیت محبوب آگاهی داشته و به بهترین نحو، سعی در استفاده از آن برای شکست محور منطقه‌ای ـ بین‌المللی تاثیر‌گذار بر انتخابات دارد.
نبیه‌بری، رهبر جنبش امل لبنان هم به عنوان شخصیت شماره 2 شیعیان به شمار می‌رود. او گرچه با توجه به درایت سیاسی‌اش، صحنه مبارزاتی و سیاسی را به طور شبه کامل در اختیار حزب‌الله قرار داده است اما در مقابل صحنه رهبری سیاسی شیعیان را حزب‌الله به وی واگذار کرده تا وی به طور کاملا سنتی، رئیس پارلمان لبنان باشد. میشل ‌عون، ژنرال ارتش لبنان که از پایگاه مردمی گسترده‌ای در میان مسیحیان برخوردار است، دیگر ضلع ائتلاف 8 مارس را تشکیل می‌دهد. در کنار این سه شخصیت، تعدادی از شخصیت‌های دیگر نیز از احزاب کوچک‌تر در این جریان حضور دارند.
خاتمه:
به اعتقاد کارشناسان امور لبنان، رأی‌دهنده لبنانی به شکل سنتی، خود را وابسته به یک جریان و تشکل خاص دانسته و عملاً با یکی از رهبران ارتباط فکری ـ سیاسی و حتی احساسی دارد.
این ارتباط به حدی است که تنها می‌توان روی کمتر از 10 درصد از کرسی‌ها پارلمان برای وقوع تغییر، شرط‌بندی کرد در حالی که بقیه این آرا به طور کاملا سنتی به سوی قطب‌های سیاسی می‌روند. به تعبیری واضح‌تر، گرچه رأی‌دهنده لبنانی سرنوشت انتخابات لبنان را تعیین می‌کند اما سرنوشت‌سازتر از رای‌دهنده، شخصیتی است که در راس لیست کاندیداها قرار می‌گیرد و گرچه ممکن است او جزء نامزدها هم نباشد، اما قدرت و جذابیتش از هر حیث، نقش اصلی را در آنچه که از درون صندوق‌های رای خارج می‌شود، ایفا می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات