تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۰۱۴۲۲
امام خمینی(ره)، دین‌مداری که سیاست را مدیریت می‌کرد

سیاست در خدمت اخلاق

زهرا جاهد اشاره: سیاست همواره معادل رسیدن به هدف با هر وسیله‌ای و از هر طریقی ترجمه شده است و دین بر سر سجاده و محراب. اما در قرن بیستم مردی به دنیا معرفی شد که هر دو تصویر ذهنی را شکست و در چارچوب‌های دینی و اخلاقی حکومت کرد و سیاست را با عرفان و اخلاق در‌آمیخت. امام خمینی(ره) همان‌طور که سر ‌سجاده و نیمه شب مردی عابد است در عرصه جهانی و پای میز سیاست در عین سیاستمداری، معلم اخلاق است و مربی عرفان. ریشه بحران‌های سیاسی را در اخلاق می‌بینید و سیاستمداران را به اصلاح نفس فرا می‌خواند و این رویه در جهان تاثیر ژرفی می‌گذارد و پس از رحلت ایشان پرچم سازمان ملل متحد به مدت یک هفته نیمه افراشته می‌شود.

مرحوم شهید آیت‌الله مدرس جمله پر معنایی دارد: «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست». یعنی سیاست برای انسان‌هایی که با تعالیم دینی و ادیان الهی تربیت شده‌اند، مبتنی بر راستی و صداقت است. در حالی که در مکاتب مادی، سیاست یعنی اداره حکومت به هر نحو ممکن! تا جایی که اگر لازم باشد برای حفظ حکومت از هر گونه ظلم و ستمی دریغ نمی‌کنند، حاضرند پا روی شانه هر کسی بگذارند تا خودشان را بالا بکشند و در راس حکومت قرار بگیرند، بدون اینکه کمترین دغدغه خاطری داشته باشند. در مقابل این ادیان مادی، مکتب اسلام بر مبنای عدالت، اخلاق، راستی و درستکاری، تبعید و بندگی، توجه به حق و حقوق مردم و با اعتقاد به روز رستاخیز و ایمان به قدرت مطلق خداوند، انسان‌ها را تربیت می‌کند. انسانی که در این مکتب پرورش می‌یابد و تربیت می‌شود باید به طور طبیعی مراقب رفتار و اعمال خود باشد چرا که به گفته حضرت امام خمینی(ره) که خود تربیت‌شده این دین است: «علم محضر خداست». کسی که در همان حقه‌بازی و نیرنگ است برای او معنایی ندارد.
اخلاق در سیاست
در اندیشه سیاسی سردمداران غرب و شرق، اخلاق جایی در سیاست ندارد اما برخلاف تفکر آنان، در اندیشه ارکان سیاست است. امام خمینی(ره) عالمی اخلاقی و در عین حال اندیشمندی سیاسی است. محمد‌رضا صادقی، کارشناس فرهنگی، اخلاقی سیاسی امام خمینی(ره) را چنین توصیف می‌کند: «اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) در‌واقع همان اخلاق تربیت دینی اوست؛ رفتار، گفتار و اعمالش حتی خورد و خوراک زندگی‌اش همه مبتنی بر دین بوده است. خیلی از بزرگان و سیاستمداران صاحبنام دنیا وقتی از خانه امام(ره) در ایران بازدید می‌کردند، از سادگی زندگی رهبر یک انقلاب بزرگ که جهت تاریخ را تغییر داده است، متعجب و حتی دیده خود را انکار می‌کردند زیرا قدرت درک چنین وضعی را نداشتند. در حالی که آن سیاستمداران دغلکار، مادیات دنیوی و قرار گرفتن در قله قدرت در کنار حکومت برای‌شان حائز اهمیت است. رهبر کبیر انقلاب، در چنین شرایطی و با چنین دیدی و با نگاه غیر مادی و اعتقاد به آخرت با وجود اینکه تشکیل حکومت را سر لوحه کار خود قرار دادند ولی برای رسیدن به آن حاضر نمی‌شوند از صراط مستقیمی که برای‌شان تعیین شده است کوچک‌ترین تخلفی کنند».
حجت‌الاسلام دکتر احمد رهدار، کارشناس علوم سیاسی نیز درباره اخلاق سیاسی رهبر بزرگ انقلاب اسلامی به «وطن‌ امروز» می‌گوید: «به دستور امام خمینی(ره) ملاقات‌ها و برنامه‌های عمومی دفتر ایشان هر ساله در ایام مبارک ماه رمضان تعطیل می‌شد و اعلام می‌کردند که حضرت امام در این ایام مبارک می‌خواهند فقط قرآن بخوانند و عبادت کنند. این در حالی است که حضرت امام رهبر یک کشور در زمان جنگ بود و مرد دینی بزرگ دنیا محسوب می‌شد. حتی چند روز بعد از رحلت ایشان رادیو آمریکا اعلام کرد: «بزرگ‌ترین سیاستمدار قرن، آیت‌الله خمینی بود».
سیاستمدار بزرگ و با اخلاق قرن، برای خود این طور برنامه‌ریزی کرده بودند که یک ماه همه برنامه‌ها و ملاقات‌های کاری خود را تعطیل کنند تا به عبادت بپردازند. امام(ره) متوجه این موضوع بودند که اگر بخواهند جریان سیاست را درست مدیریت کنند باید پیشتوانه دینی، ایمانی و معنوی قوی‌ای داشته باشند. امام خمینی(ره) احساس می‌کردند که هر چه مسؤولیت اجرایی‌شان زیادتر شود به همان میزان رسالت ایمانی و معنویشان باید بیشتر و قوی‌تر شود. ایشان با وجود این همه دغدغه، هیچگاه از مسائل معنوی غفلت نمی‌کرند. امام سیاستمداری که اهل دین باشد نبودند بلکه دین‌مداری بودند که سیاست را مدیریت می‌کردند و می‌فرمودند: «والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفی کردند، سیاست مدرن از اسلام سر‌چشمه گرفته و می‌گیرد». ایشان هنگامی که وارد سیاست می‌شدند هیچ‌گاه از پشتوانه دینی ـ معنوی به عنوان موتور محرک سیاست غافل نبودند».
سیاست عین دیانت
در تعبیری از امام خمینی(ره) سیاست اینگونه تعریف شده است: «روابط بین حاکم و ملت، روابط بین حاکم و سایر حکومت‌ها، جلوگیری از مفاسدی که هست. همه اینها یعنی همان سیاست». در تفکر امام خمینی(ره) دروغ، فریب، دورویی و نفاق، گناه و جرم محسوب می‌شود. صادقی می‌گوید: «در دیدگاه امام خمینی(ره) سیاست عین راستی و صداقت عین چیزی که واقع می‌شود و عین چیزی است که باید به مردم گفته شود حتی اگر تلخ باشد. در زمان انقلاب، اطرافیانی که افکار و ایمان امام خمینی(ره) را نمی‌توانستند درک کنند و مانند امام ایمان قوی نداشتند، با دیدن ارتش تا دندان مسلح شاه جنایتکار که از حمایت‌های آمریکا بهره‌مند بود و نیز وجود ساواک که جزو مخوف‌ترین سازمان‌های امنیتی و شکنجه دنیا به حساب می‌آمد، به امام خمینی(ره) توصیه می‌کردند مقداری با شاه کنار بیایند، مثلا موافقت کنند شاه سلطنت کند، اما امام در جواب پاسخ منفی می‌دادند چرا که معتقد بودند دروغ گفتن جایز نیست حتی به شاه هم نباید دروغ گفت». سیاستی که می‌گوید عین دیانت است اینجا معنا پیدا می‌کند. مگر در دین دروغ‌گویی و حیله‌گری مجاز است؟! امام خمینی(ره) در دامن اسلام تربیت شده است. دروغ برایش نه معنا دارد و نه مجاز است. به همین دلیل امام(ره) از سیاست دورویی و ملاحظه‌کاری‌هایی که در اصل «اغفال» محسوب می‌شود، پرهیز می‌کردند.
این کارشناس فرهنگی، سیاست سردمداران غربی را با سیاست رهبر بزرگ انقلاب چنین مقایسه می‌کند: «سیاست برای رهبران و سیاستمداران بزرگ دنیا عین دغلبازی است. در سال‌های اخیر، سران آمریکایی با دادن وعده‌های دروغین به دولت کره شمالی توانستند آنان را متقاعد به تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای کنند اما با گذشت زمان هیچ کدام از آن وعده‌های رنگین تحقق نیافت! در اصل آنها به دنبال منفعت خودشان هستند اما منفعتی که در اسلام درباره کشورها تعریف شده از این جنس نیست. امام خمینی(ره) هیچگاه از حیله برای رسیدن به موقعیت برتر استفاده نمی‌کند. در زمان هشت سال دفاع مقدس، در غرب کشور رزمندگان سپاه ارتش سد «دربندی‌خان» عراق را کاملا شناسایی کرده بودند و با بررسی‌های لازمه به این نتیجه رسیدند که اگر آن را منهدم کنند بخش عظیمی از شمال عراق زیر آب می‌رود که موجب برتری در جنگ می‌شد. وقتی موضوع را با امام خمینی(ره) مطرح کردند، ایشان اجازه چنین کاری را ندادند چرا که سیاستی که عده‌ای از مردم بی‌گناه را از بین ببرد تا بر صدام مسلط شوند را سیاست‌ کثیفی می‌دانستند. ایشان حتی در جنگ حقوق مردم دشمن را رعایت می‌کردند. در اندیشه امام قدرت ابزاری است برای خدمت نه برای ریاست و کسب مقام و افزایش قدرت».
اخلاق سیاسی امام خمینی(ره)
از نظر امام خمینی(ره)، حتی احکام اخلاقی اسلام هم سیاسی است: «اسلام احکام اخلاقی‌اش هم سیاسی است، همین حکمی که در قرآن هست که مؤمنین برادر هستند، این یک حکم اخلاقی است، یک حکم اجتماعی است، یک حکم سیاسی است». امام خمینی(ره) با وجود بزرگ بودن و اعتبار فراملی‌ای که داشتند، وقتی احساس می‌کردند در حق مردم یا در امور برخی مسائل کوتاهی یا اشتباهی کرده‌اند، خیلی سریع و با صراحت آن اشتباه را بیان می‌کردند. امام خمینی(ره) وقتی احساس می‌کند در حرکت انقلابی خود نسبت به مردم عقب‌تر است، سریع اعلام می‌کند و در کنار آن از مردم شریف کشور عذر‌خواهی می‌کند.
دکتر رهدار در ادامه به نحوه برخورد حضرت امام خمینی(ره) با ادوارد شواردنادزه، وزیر وقت خارجه شوروی سابق اشاره می‌کند: «شواردنادزه، وقتی خدمت حضرت امام خمینی می‌آید، حضور او را به امام خبر می‌دهند، امام از در بیرونی اتاق خارج می‌شوند. شوارنادزه، وقتی وارد اتاق می‌شود، می‌بیند کسی داخل اتاق نیست! بعد از دقایقی انتظار، امام خمینی وارد اتاق می‌شوند. بعد از مدت زمان کوتاهی امام با او صحبت می‌کنند و می‌روند و وزیر وقت خارجه شوروی سابق نیز می‌رود. بعداً علت ترک کردن اتاق را از امام جویا می‌شوند که ایشان در پاسخ می‌فرمایند: «اگر من داخل اتاق بودم و ایشان وارد می‌شدند ادب حکم می‌کرد که من مقابل او بایستم. او یک کمونیست بود و من یک مسلمان و نیز رهبر امت اسلامی هستم. این برای اسلام ناپسند است که نماینده‌اش در برابر نماینده کفر از جا بلند شود. من آمدم بیرون و وقتی داخل اتاق شدم، نماینده کفر تمام قامت در مقابل نماینده اسلام ایستاد». سیاستمدار اسلامی، سیاستمداری است که حتی در نشست و برخاست خود دغدغه عزتمندی اسلام را داشته باشد. بنیانگذار بزرگ جمهوری اسلامی، با وجود مشکلات یک رهبر، آنقدر دقیق است که حتی از پتانسیل یک نشست و برخاست برای یاری کردن اسلام کمک می‌گیرد».
هدف وسیله را توجیه نمی‌کند
در آداب تربیت دینی و در رویه انسان‌های تربیت شده در دامان اسلام اگرچه انسان دارای اهداف بلند‌مدت و کوتاه‌مدت است ولی مکتب انسان‌ساز اسلام به او اجازه نمی‌دهد برای رسیدن به اهدافش از هر وسیله‌ای استفاده کند. بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب توصیه زیادی به رعایت اخلاق اسلامی بویژه به انقلابیون می‌کرد و آنها را از اینکه به اسم انقلاب کارهای خلاف اخلاق یا ظالمانه انجام دهند، منع می‌کرد. ایشان صدور انقلاب را به این معنا می‌دانست که اخلاق اسلامی، آداب اسلامی و اعمال اسلامی به گونه‌ای باشد که مردم به آن توجه کنند. ایشان در بعد سیاست خارجی و ارتباط با کشورها نیز اهداف و خطوط مشیی سازگار با اخلاق و شریعت اسلام در نظر می‌گرفت و هر ابزاری را برای رسیدن به اهداف مشروع و مجاز نمی‌دانست.
صادقی، کارشناس فرهنگی در این باره توضیح می‌دهد: «این اصطلاح از کمونیست‌های قبل از انقلاب بسیار شنیده می‌شد: «هدف وسیله را توجیه می‌کند.» یعنی شما برای دستیابی به هدف مجاز هستید از هر عاملی از جمله دروغ و نیرنگ، انواع و اقسام رندی‌ها، کلاشی‌ها و... برای فریب دیگران استفاده کنید، اما انسانی که در مکتب الهی تربیت می‌شود به هیچ‌وجه مجاز نیست حتی یک کلمه دروغ بگوید یا وعده‌ای بدهد که بعدا به آن عمل نکند، ظلم و تجاوز، قتل و غارت و امثال اینها ممنوع است و ملاک و معیار در این عرصه صداقت است. در سیره بزرگان دینی از جمله حضرت امام خمینی(ره) نیز همین‌گونه است، ایشان هم هدفشان کاملا الهی بود و هم در دامان اسلام تربیت شده بودند بنابراین هیچگاه در طول دوران مبارزات سیاسی با رژیم منحوس پهلوی و بعد از انقلاب با سردمداران ظلم و ستم در دنیا مانند آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل و حتی شوروی سابق سر سوزنی از آنچه که حق و عدالت بود فاصله نگرفتند و چیزی را بر زبان جاری می‌کردند که به آن ایمان و اعتقاد کامل داشتند چرا که در اسلام دستیابی به هدف، آرمان انسان محسوب نمی‌شد. جهت‌گیری به سوی هدف و تلاش برای رسیدن به آن در واقع نوعی وظیفه محسوب می‌شود، به همین دلیل انسان مکلف است به وظیفه‌اش عمل کند».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات