تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۰۱۴۳۸

نظام ایران بین دین و دنیا


فواز طرابلسی ـ السفیر
نشانه‌های فراوانی وجود دارد حاکی از این که پس از قطعی شدن قانونی بودن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر، تعامل رسمی ایران با اعتراض‌های مردمی مخالفان به سوی خشونت و تشدید پیش می‌رود؛ اگر چه هنوز زود است در باره رفتار جناح‌های موجود در قدرت و مخالفان در آینده پیش‌بینی کرد، زیرا هنوز وقت برای روشن شدن ماهیت منازعه کنونی بین نیروهای فعال انقلاب وجود دارد.
ویژگی نظام سیاسی در ایران از جهت اسلامی بودن آن مبتنی بر دو عامل متعادل و متوازن و مختلف است که نمی‌خواهم بگوییم متناقض هستند و یکی مبتنی بر مشروعیت دنیوی و دیگری مشروعیت اخروی است.
انقلاب اسلامی ایران از آغاز یک انقلاب مردمی بود. این انقلاب برخاسته از نهادهای موجود در جامعه دمکراتیک به الگوی غربی که تجسم اراده مردم است، مانند نهادهای قانون اساسی و ریاست جمهوری و مجلس شورا منتخب با رای مردم و سپس انتخاب نخست‌وزیر نبود؛ بلکه در مقابل ولایت فقیه است که اصل اساسی در سلطه اسلامی است که به موازات نهادهای نظام جمهوری، نهادهای ناظر بر نهادهای رسمی ایجاد کرد که منتخب نیستند و اداره آن با رهبران مذهبی است و وظیفه آنان تعیین چارچوب محدوده قانونگذاری و اداره امور قوه قضاییه بر اساس دین اسلام و کار تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس است که در صدر آنها آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران قرار دارد. بدون در نظر گرفتن دو عامل و ابزار یاد شده به عنوان عامل پویا در نظام ایران، نمی‌توان درباره حوادث ایران چیزی گفت.
در آغاز انقلاب و پس از آن اداره امور توسط آیت‌الله خمینی بین دو عامل دین و دنیا، مشکلات مهمی وجود نداشت و بین آن دو توازن و تعادل برقرار بود؛ اما پس از وفات آیت‌الله خمینی موسس و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و شروع دوره جدید، این توازن و تعادل به عنوان اجزای سیاسی نظام جمهوری اسلامی مختل شد به گونه‌ای که در آغاز زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بین سال‌های 1997 تا 2005 این کفه به نفع رییس‌جمهور بود که مردم وی را به قدرت رساندند که البته خاتمی بیشتر به رویاهای مردم برای اصلاحات دامن زد تا این که اصلاحات را تحقق ببخشد و در این زمان رییس‌جمهور به همتا و رقیبی برای ولایت فقیه تبدیل شده بود.
پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری موجب شد تا جهت امور به سوی عکس سوق داده شود، زیرا دو قدرت دینی و مدنی متحد و یکپارچه در سلطه واحدی شدند که انتخابات اخیر این وحدت را بیشتر نشان داد.
انتخابات اخیر ایران اختلاف داخل نخبه حاکم و جناح‌های نظام را نشان داد که منجر به اختلاف در داخل نخبه دینی شد و نشان داد که آنان متحد و یکپارچه پشت سر رهبری قرار ندارند. در این جریان دو شخصیت برجسنه از نخبه دینی مخالف در بحران کنونی خود را نشان دادند. یکی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگری آیت‌الله منتظری بود که پس از سکوتی طولانی فتوایی صادر کرد که مقابله با تظاهرکنندگان حرام است و آنان حق دارند که تظاهرات کنند.
هنوز ما اطلاعات جزیی درباره انتخابات در اختیار نداریم که وضعیت رای دادن قشرهای مختلف مردم چگونه بوده است، اما این که بگوییم جایگاه حمایت‌های مردمی از اصلاح‌طلبان محدود به شهرها و قشرهای میانه جامعه و احمدی‌نژاد نماینده فقرا و روستایان است، نوعی تحلیل شتاب‌زده و ساده‌انگاری است.
بیش از 35 درصد مردم ایران در مناطق روستایی زندگی می‌کنند که این جمعیت نمی‌تواند برای تفسیر و توجیه 63 درصد از آرا کافی باشد که احمدی نژاد کسب کرد. از سوی دیگر دشوار است تصور کنیم که رای طبقه میانی جامعه ایران 11 میلیون نفر بوده است در حالیکه ناظران از جایگاه مردمی ممتاز میرحسین موسوی میان فقیران و رزمندگان قدیمی مربوط به دوران جنگ ایران و عراق در زمان نخست وزیری وی بین سال‌های 1980 و 1989 حاکی است.
سزاوار است که به افراد و شخصیت‌هایی که در میدان تظاهرات و کشمکش‌های اجتماعی بزرگ پس از 30 سال از انقلاب و مشکلات اجتماعی ظاهر شدند نگاه کرد که در صدر آن نسل جدیدی است که تنها کشورشان را در سایه نظام جمهوری اسلامی شناخته و می‌شناسند.
اکنون 63 درصد از دانشجویان از قشر زنان هستند که در مقایسه با قبل از انقلاب و نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه میزان بسیار بالایی است. بخش وسیعی از آنان اکنون در خیابان‌ها حضور دارند و تظاهرات می‌کنند و همچنین جوانان نیز در صحنه تظاهرات حضور دارند که 35 درصد از جمعیت ایران را تشکیل داده و 70 درصد افراد بی‌کار محسوب می شوند. افزون بر آن طبقه روشنفکران و هنرمندان و ادیبان قرار دارند و به قول یکی از اساتید ایرانی مقیم خارج بهتر است که جنبش مخالفان در ایران را جنبش اجتماعی با ریشه‌های اقتصادی خواند.
از جنبه سیاسی می‌توان تظاهرات گسترده مخالفان را مخالفت گروه‌های مردمی منزوی و محروم از حق بیان پس از تجربه اصلاحات خواند.
اما در رد اتهام دخالت خارجی باید گفت که بهترین تعبیر و پاسخ به آن را تظاهر کنندگان دادند که عکس میر حسین موسوی را در کنار مصدق نخست‌وزیر اسبق ایران در دست دارند. پیام تظاهر کنندگان روشن است و آن تعمیق و باروری دموکراسی ایرانی بدون دخالت آمریکا است.
در حالی که تحولات ایران حماسه آفرین و حزن‌آور و عامل تحریکی برای پیگیری است، در عین حال ایران دارد الگوی دیگری که قابل اقتدا است را به دنیا صادر می‌کند مبنی بر این که حق با قدرت و در ازای پرداخت بهای سنگینی در خیابان‌ها گرفتنی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات