* بیش از چهار سال از حمله آمریکا و انگلیس به عراق میگذرد. همان طوری که میدانید این حمله با وعده و وعیدهای زیادی از طرف واشنگتن و لندن همراه بود. فکر میکنید واشنگتن و لندن تا چه اندازه در تحقق وعدههایشان موفق بودهاند؟
** آن وعده و وعیدها فقط برای توجیه جنگ و برای تحریف افکار عمومی بود. دولتهای بوش و بلر در جنگ عراق شکست خوردهاند و شکست آنها هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند. هر روز وضعیت امنیتی عراق بدتر از روز گذشته شده و بر تعداد مخالفین جنگ افزوده میشود. تعداد زیادی از مردم عراق و سربازان آمریکایی هر روز کشته و یا مجروح میشوند و متاسفانه دولت بوش و نیروهای ائتلافی دیگر نمیتوانند صلح و ثبات را به عراق بازگردانند و آزادی و دموکراسی را در این کشور احیاء کنند. تنها کاری که دولتهای بوش و بلر توانستهاند در عراق بکنند، این بوده است که شرایط و وضعیت عراق را بدتر از گذشته کنند. واشنگتن و لندن در ابتدای حمله به عراق ادعا کردند که برای نابود کردن سلاحهای کشتار جمعی عراق به این کشور حمله کردهاند و زمانی که نتوانستند چنین سلاحهایی را در عراق پیدا کنند، وانمود کردند برای نجات مردم عراق و رها کردن آنها از دست یک دیکتاتور وارد خاک عراق شدهاند و تا زمانی که اختلافهای قومی را حل نکنند و آزادی و دموکراسی را در این کشورها احیاء نکنند، به کشور خود باز نخواهند گشت. عدهای از مردم عراق نیز تصور میکردند پس از این، زندگی راحتی خواهند داشت اما اینک هر روز این دغدغه را دارند که ممکن است طی یک حمله تروریستی یکی دیگر از بستگان آنها در این حمله جان خود را از دست بدهد و شاید دوباره یک مدرسه، بیمارستان و یا زیرساختارهای کشورشان توسط بمبهای شرکتهای آمریکایی و انگلیسی نابود شود.
* دولت بوش به مردم آمریکا و دنیا دروغ گفت تا حمله به کشور عراق را توجیه کند؛ ولی بسیاری از دروغهای آنها تاکنون افشا شده است و همانطور که شما هم گفتید آنها نتوانستند هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق پیدا کنند و وعدههای آنها مبنی بر احیای آزادی و دموکراسی نیز محقق نشده است. حال چهار سال پس از حمله، دولت بوش چگونه میتواند مردم کشور خود یا دیگر کشورها را متقاعد کند که حضور آنها در عراق توجیهپذیر است؟
** طبق نظرسنجیهای زیادی که تاکنون انجام گرفته است اکثر مردم آمریکا و اکثر مردم دیگر کشورها متوجه دروغهای دولت بوش و ماهیت سیاستهای خارجی آن شدهاند و میدانند که حمله نیروهای اشغالگر به کشور عراق توجیهناپذیر بوده است و دولت بوش برای فریب مردم و برای این که شروع جنگ را توجیه کند، این دروغها را گفته است.
از طرفی هم، نحوه عملکرد دولت بوش طی چهار سال گذشته بخوبی نشان میدهد که منافع مردم عراق برای واشنگتن و نومحافظهکاران کاخ سفید، هیچ اهمیتی ندارد. همه مردم آمریکا شاهد هستند که دولت بوش برای بازسازی این کشور و یا برای رفاه حال مردم عراق هیچ تلاشی نکرده است. بنابراین بعید میدانم که مردم آمریکا و یا دنیا دوباره فریب دروغها و یا وعدههای دروغین دولت بوش را بخورند و بتوانند تداوم حضور نیروها را در عراق موجه جلوه دهند.
بوش تمامی تلاش خود را میکند و بهانههای مختلفی میآورد تا بتواند تداوم اشغال عراق را توجیه کند از جمله آموزش سربازان و نیروهای امنیتی عراق، سرکوب شورش، با ثبات کردن عراق، برقراری کامل آزادی و دموکراسی و غیره ولی این که تا چه حد مورد قبول مردم آمریکا و یا دنیا قرار بگیرد، بحث دیگری است و همان طوری که گفتم احتمال پذیرش آن توسط افکار عمومی کمی بعید است. نظرسنجیهای به عمل آمده نیز نشان میدهد که اکثریت مردم آمریکا معتقدند این جنگ نباید شروع میشد. جنگ عراق پایه و اساس قانونی و توجیهپذیر نداشته است و هرچه سریعتر آمریکا میبایستی خاک این کشور را ترک کند تا جلوی تلفات و خسارت را بگیرد.
برخی مردم آمریکا هم هستند که معتقدند سربازان آمریکا وارد خاک عراق شدهاند تا به آنها کمک کنند و نباید آنها را در این شرایط تنها بگذارند. البته خوشبختانه تعداد این افراد بسیار کمتر از منتقدین جنگ است.
* چگونه است که این گروه از مردم متوجه دروغهای دولت بوش نشدهاند و چگونه است که با وجود برگزاری تظاهراتهای ضدجنگ و فعالیتهای زیادی که برای بالا بردن سطح آگاهی مردم در آمریکا انجام میشود، مثل ساخت فیلمهای مستند توسط افرادی مثل مایکل مور و غیره، هنوز این دسته از مردم پی به حقایق نبردهاند؟
** این دسته از افراد عمدتا افرادی هستند که به شبکههایی مثل فاکس نیوز، سی.ان.ان و شبکههای مشابه آنها نگاه میکنند و از شبکههای مستقل غافل هستند و یا این که چندان خود را وارد مسائل سیاسی نمیکنند. اینگونه شبکهها نیز عمدتا از سیاستهای دولت حمایت میکنند و جرات ندارند از خط قرمزی که توسط دولت کشیده شده است، عبور کنند. البته همانطور که گفتم تعداد حامیان جنگ و کسانی که از سیاستهای خارجی بوش حمایت میکنند، بسیار کاهش یافته است. بلافاصله پس از حملات 11 سپتامبر که جو ترس و وحشت در میان مردم آمریکا حکمفرما بود، حمایت از بوش و جنگ عراق به بالاتر از 80 درصد رسید ولی به تدریج که دروغهای دولت بوش افشا شد حمایت از جنگ و همچنین سیاستهای بوش کاهش یافت تا جایی که این حمایت در حال حاضر به کمتر از 30 درصد رسیده است و این امر به دلیل برگزاری تظاهرات ضدجنگ و کنفرانسهایی است که هدف از آنها بالا بردن سطح آگاهی مردم است.
افرادی که منطقی با این مساله برخورد میکنند به هیچوجه از جنگ و سیاستهای دولت بوش حمایت نمیکنند؛ چرا که پایان اشغال عراق نه تنها راهحل این جنگ غیرمشروع است و اشغال عراق نه تنها کمکی به پایان دادن خشونتها و ناآرامیها در عراق نمیکند بلکه باعث تشدید این خشونتها میشود. بنابراین مردم آمریکا در حال حاضر وظیفه خطیری دارند و نباید تنها به این مساله فکر کنند که چه چیزی درست و چه چیزی اشتباه بوده است، بلکه باید به فکر این باشند که چگونه دولت بوش را وادار کنند تا به اشغال عراق پایان دهد.
* آیا افرادی که معتقدند نباید مردم عراق را تنها گذاشت، از سیاستهای بوش حمایت میکنند؟
** خیر، تعدادی از افراد هم هستند که معتقدند نباید مردم عراق را تنها گذاشت و این لزوما به معنای حمایت از سیاستهای بوش نیست، بلکه آنها بر این باور هستند که نیروهای نظامی باید عراق را ترک کنند و تنها نیروهایی در کنار مردم عراق باقی بمانند که بتوانند در بازسازی کشور و تامین شرایط رفاهی برای مردم عراق به آنها کمک کنند. آنها میگویند بهتر است نیروهای نظامی و جنگافزارهای نظامی از عراق خارج شوند و به جای آن شرکتهای بینالمللی وارد عراق شوند و همراه با مردم عراق و شرکتهای عراقی بازسازی این کشور را شروع کنند. این افراد میگویند دولت بوش وظیفه و مسوولیت بزرگی را به دوش دارد و آن همان بازسازی عراق و کمک به بهبود وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم عراق است ولی وظیفه آن دخالت در امور داخلی عراق و یا به قتل رساندن شهروندان عراقی و بمباران مکانهای عمومی نیست. وظیفه آن پیشبرد سیاستهای امپریالیستی و تسلط بیشتر بر منطقه و چاههای نفتی عراق نیست بلکه وظیفه آن کمک به مردم عراق است و باید تمامی تلاش خود را برای تحقق این امر به کار ببندد. دولت آمریکا به مرم عراق بسیار مدیون است و علاوه بر بازسازی این کشور باید خسارت وارده به آنها را نیز جبران کند.
* تعدادی از منتقدان دولت بوش معتقدند که جورج بوش بسیاری از مفاد قانون اساسی آمریکا را نقض کرده است و سیاستهای آن مغایر با سوگندی است که هنگام به دست گرفتن قدرت ادا کرده است. آیا شما با نظر آنها موافق هستید؟
** بله کاملا. جورج بوش با اتخاذ سیاستهای غیرمنطقی نه تنها مفاد قانون اساسی آمریکا را نقض کرده بلکه باعث خدشهدار شدن وجهه آمریکا نیز شده است.
شکنجه زندانیان یا انتقال آنها به کشورهای اروپایی، زندانی کردن مظنونین تروریستی در داخل کشور به مدت نامحدود و بدون محاکمه، تصویب قانون استراق سمع داخلی و کشتن شهروندان بیگناه در کنار دیگر ناعدالتیها در جنگ عراق، همگی مغایر با قانون اساسی آمریکا هستند، ولی بوش و اطرافیان وی تصور میکنند که بالاتر از قانون هستند و میتوانند در مواقعی قانون را نادیده بگیرند. برخی اعضای دموکرات کنگره و تعدادی از جمهوریخواهان خواستار استیضاح وی شدهاند. رئیسجمهور موظف است از قانون اساسی آمریکا و همچنین مردم حفاظت کند.
ولی وی نه تنها چنین کاری را نمیکند بلکه مغایر با آن هم عمل میکند. بوش میتواند به جای این که بودجه کلان را در راه جنگ و کشتار مردم عراق و کشته شدن سربازان آمریکایی مصرف کند، آن را در داخل کشور و برای رفاه عمومی و خدمات اجتماعی مردم آمریکا هزینه کند.
از طرفی هم، بوش ادعا میکند که میخواهد کشور آمریکا را برای مردم امنتر کند و همچنین منطقه خاورمیانه را برای مردم این منطقه امن کند ولی متاسفانه چنین اتفاقی نیفتاد بلکه خشونت و ناآرامی و بیثباتی در عراق بیشتر شد. حتی آمریکا هم امنتر نشده است.
هر روز حملات تروریستی در عراق به وقوع میپیوندد و نه تنها از میزان خشونتها کاسته نمیشود بلکه افزایش هم مییابد و به قول برخی تحلیلگران عراق تبدیل به منشاء تروریسم شده است.