دکتر علی مطهری
فرهنگ خاص شیعه که علاوه بر سیره نبوی، در سیره ائمه اطهار علیهم السلام تبلور یافته و عنصر تهاجم نسبت به ظلم و بی عدالتی و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد علیه غاصبان حکومت اسلامی را در خود دارد همواره نهضت آفرین و حرکت زا بوده است و اگر اصل امامت و رهبری در شیعه را به اینها اضافه کنیم، آنگاه سر تحولات شگفت انگیز اجتماعی که در طول تاریخ به دست شیعه رخ داده است و در روزگار ما انقلاب اسلامی ایران و پدیده حزب الله لبنان بهترین نمونه های آن هستند آشکار می شود. لذا دشمن به این منابع نیرو چشم دوخته است و چون نمی تواند آنها را از فرهنگ شیعی بزداید پس دست به کار تحریف می شود تا آنها را از اثر بیندازد و حتی آثار منفی داشته باشند و همین عناصری که باید محرک و نیروزا و نهضت ساز باشند تبدیل به عناصری مخدر و رخوت آفرین و سکون آور شوند. البته این تحریفات، گاهی علاوه بر عداوت دشمنان، ناشی از جهالت دوستان است.
در حادثه کربلا برخی تحریفات معنوی صورت گرفته است. مثلا گاهی این حادثه را یک حادثه استثنایی و ناشی از یک دستور محرمانه و خصوصی دانستند و گفتند امام حسین فدای گناهان امت شد، او کشته شد تا گناهان امت بخشیده شود. این فکر یک فکر مسیحی است که در میان ما نیز رایج شده است. آنها می گویند مسیح فادی امت است یعنی فدای گناهان امت خود شد و یکی از علل رواج فساد و گناه در میان مردم مغرب زمین همین تفکر است که گناهان خود را بخشیده شده می پندارند. به تعبیر شهید آیت الله مطهری این فکر است که امام حسین را مسخ می کند و او را به صورت سنگر گنهکاران درمیآورد.
اثر دیگر این طرز فکر این است که این واقعه تاریخی را از الگو بودن ساقط می کند و دیگر قابل پیروی نیست زیرا می گوییم امام حسین چون امام بود و دستور خصوصی داشت در مقابل ظلم و خطر از دست رفتن اسلام قیام کرد، ما که امام نیستیم. این اندیشه، امام را فوق انسان می داند و او را از اسوه و نمونه بودن خارج می کند در حالی که امام، انسان مافوق است نه مافوق انسان، زیرا اگر مافوق انسان باشد دیگر قابل پیروی نیست. برخی این جمله مولوی را که «کار پاکان را قیاس از خود مگیر» به همین صورت تفسیر کرده اند که البته تفسیری ناصواب است و مولوی می خواهد بگوید کارهای بزرگ پاکان را چون از عهده خودت برنمی آید محال و نشدنی تلقی نکن، و نمی خواهد بگوید آنها مافوق انساناند.
وقتی که این واقعه بزرگ تاریخی را براساس دستورات کلی اسلامی و نه یک دستور خصوصی دانستیم، آنگاه دارای پیام برای همه زمانها خواهد بود و باید به دنبال یزیدها و شمرها و ابن زیادها و عمرسعدهای زمان بود و باز به تعبیر شهید مطهری باید شمر امروز را شناخت، شمر هزاروچهارصد سال پیش مرد. در غیر این صورت یزیدها و شمرهای زمان نیز ابائی از شرکت در مراسم عزاداری امام حسین نخواهند داشت همچنان که شاه معدوم هر سال در روز عاشورا در مسجد سپهسالار حاضر می شد و در مراسم عزاداری شرکت میکرد.
تحریف معنوی دیگر این است که ماهیت این حادثه را انفجار بدانیم و برای حسابگری و محاسبه نتیجه سهمی قائل نباشیم. گویی امام علیه السلام در اثر غلیان احساسات و عواطف و به خاطر کینه های شخصی و خانوادگی، بدون توجه به نتیجه کار خود اقداماتی را صورت داده است! شکی نیست که این تحلیل از حادثه کربلا ارزش این قیام و طبعا اثرگذاری آن را به شدت پایین میآورد.
تحریف سوم آن است که مانند برخی نویسندگان معاصر عامل اصلی نهضت امام حسین را دعوت مردم کوفه معرفی کنیم، به این نحو که مردم کوفه امام را دعوت کردند و قول همراهی دادند اما خلف وعده کردند و امام حسین در این شرایط راه بازگشت نداشت و مجبور شد بجنگد. حتی چندبار پیشنهاد صلح داد و مقبول واقع نشد. بدیهی است که این تحلیل از این واقعه بی بدیل تاریخی نیز ارزش این قیام و اثرگذاری آن را تنزل می دهد زیرا جنگیدن اجباری در حالی که راه دیگری وجود ندارد ارزش زیادی ندارد.
اما تحلیل درست این حادثه، بطلان تحریفات مذکور را آشکار می سازد. عوامل مختلفی در قیام امام حسین دخالت داشته است. عامل اصلی، امر به معروف و نهی از منکر بوده، عامل درجه دوم امتناع از بیعت و عامل درجه سوم دعوت مردم کوفه بوده است، به طوری که حتی اگر عامل دعوت مردم کوفه و عامل بیعت نیز در کار نبود، امام حسین علیه السلام به خاطر شرایط خاص زمان خود که از آن جمله است موروثی شدن خلافت اسلامی و شخصیت خاص یزید، براساس اصل امر به معروف و نهی از منکر قیام می کرد، زیرا در غیر این صورت پس از چندی اثری از اسلام باقی نمی ماند. لذا نهضت حسینی نهضتی با محاسبه دقیق قبلی بوده است و امام حسین علیه السلام توجه داشته است که پیام خون خود را هرچه بیشتر به جهانیان برساند. از این رو اهل بیت خود را نیز همراه خویش می برد تا پس از شهادت او سفیران پیام او باشند، و همچنین در شب عاشورا با این که به کشته شدن خود و یارانش در فردا یقین دارد، یکی از اصحاب خود رابه سوی قبیله بنی اسد می فرستد تا کسانی داوطلبانه به او محلق شوند و پیام شهادت او و یارانش هرچه بیشتر انعکاس یابد و بدین وسیله پایه های حکومت بنی امیه متزلزل گردد.
اما تحریفات و انحرافاتی نیز در نحوه عزاداریهای ما رخ داده است که لازم است اصلاح گردد. همه کسانی که به اهمیت و ارزش نیروهای بسیج کننده یک ملت و سختی بسیج یک ملت در یک مسیر واقف اند، ارزش حادثه کربلا را به عنوان یک سرمایه بزرگ امت اسلام درک می کنند که چگونه این واقعه تاریخی بدون آنکه ستادی در کار باشد، از اول محرم هر سال تا چندین روز مردم را در جهت مبارزه با ظالمان و حق طلبی و شجاعت و مردانگی و مروت و جوانمردی بسیج می کند. لذا باید مراقب باشیم که مبارزه با انحرافاتی که در عزاداریهای ما پیدا شده منجر به تضعیف اصل و اساس عزاداری که مورد تأکید ائمه اطهار علیهم السلام بوده است نشود. از همین روست که امام خمینی«ره» پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرمودند عزاداریها باید به همان شکل سنتی انجام شود و ضمناً باید اصلاح شود، همچنان که شهید آیت الله مطهری در یک سخنرانی تحت عنوان «روحانیت و انقلاب اسلامی» که حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب ایراد شده می گویند: «مسجدها باید محفوظ بماند، امامت جماعت ها باید محفوظ بماند، منبرها باید محفوظ بماند، روضه ها باید محفوظ بماند، ذکر مصیبت ها باید محفوظ بماند اما باید اصلاح شود. تحریفات در ذکر مصیبت ها الی ماشاء الله است. جعل، دروغ، وضع در این قضایا الی ماشاء الله است و اینهاست که روضه ها و ذکر مصیبت ها را کم اثر کرده والا اصل روضه و ذکر مصیبت باید باقی بماند و مسئله امام حسین و اشک ریختن برای امام حسین و محرم عاشورا و تظاهرات برای محرم و دسته بیرون آمدن، تمام اینها باید محفوظ بماند ولی البته من نمی گویم حتماً باید به آن شکل که از زمان قاجاریه معمول شده که بیشتر از قفقاز به این طرف آمده انجام شود و حتماً اینها هم باید باشد. اینها کارهای جدیدی است که بیرون آمده، بسیاری از اینها درست نیست و باید عزاداریها را اصلاح کنیم. شیعه قسمتی از کیان خویش را با همین حنین ها و ناله ها و فریادها و شکایت کردن از ظلم ها حفظ کرده است.»1
آری، اصلاح عزاداریها امری حساس است و اندکی افراط یا تفریط، اثر معکوس می بخشد. اگر مانند برخی روشنفکران در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با هرچه روضه و گریه و اشک برای امام حسین است مبارزه کنیم دچار خطای فاحش شده و خود را از یک منبع عظیم نیروی اجتماعی محروم کرده ایم، و اگر مانند برخی عوام استفاده از هر وسیله ای برای عزاداری امام حسین را جایز بدانیم ولو از قفقاز وارد فرهنگ ما شده باشد (مانند علم و کتل) و صرفاً دنبال شور و واویلا باشیم این حادثه را از اثر انداخته و به صورت یک سرگرمی و عادت درآورده ایم. باید ضمن آن که به تحلیل این حادثه و جنبه عقلی و استدلالی آن می پردازیم از اشباع عواطف و احساسات نیز غافل نمانیم و خلاصه سهم عقل و دل از این واقعه عظیم و جامع تاریخی را به عدالت بدهیم.
اخیراً انحرافی در دسته های عزاداری و هیئت های مذهبی ما پدید آمده و آن استفاده از تصاویر و شمایل ائمه اطهار علیهم السلام است. قطع نظر از این که تصاویر موجود هیچ اصالتی ندارد و معلوم نیست چه مقدار شباهت وجود داشته باشد، اساساً این امر می تواند به حریم توحید آسیب برساند، زیرا به تدریج مردم با این تصاویر انس می گیرند و خود اینها موضوعیت پیدا می کند، احیاناً به روی آنها دست می کشند و حاجات خود را از آنها می خواهند و این یعنی شرک در عبادت و نوعی بت پرستی. آنگاه شیعه از سوی فرقه منحرف وهابیه مورد اعتراض قرار می گیرد که اینها امامان خود را در جایگاه خدا می نشانند و شرک می ورزند، و سپس آمریکا و انگلیس و اسرائیل در جهت تفرقه میان شیعه و سنی بهره برداری میکنند.
به تعبیر شهید آیت الله مطهری «اسلام شعار تصویری ندارد، همچنان که شعار عددی هم ندارد.» حتی هلال احمر شعار اسلامی نیست، تنها مسلمین برای آن که در مقابل صلیب سرخ شعار مستقلی داشته باشند آن را ابداع کردند. همه اینها برای آن است ک حریم توحید محفوظ بماند. چرا بزرگان ما مانند مرحوم آیت الله بروجردی تاکید می کردند که هنگام زیارت اعتاب مقدسه پیشانی بر ضریح نگذارید و حالت سجده به خود نگیرید؟ برای آنکه شائبه شرک پدید نیاید و حریم توحید محفوظ بماند.
خوشبختانه امسال دولت جمهوری اسلامی عزم مبارزه با تحریفات در عزاداریها کرده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ تصاویر ائمه را ممنوع اعلام کرد و نیروی انتظامی نیز اعلام کرد که اگر هیئت های عزاداری این تصاویر را نصب کنند یا در دسته های خود قرار دهند برخورد قانونی خواهد شد. از این بابت از دولت نهم که اتفاقاً متهم به عوام زدگی و پیروی از خرافات است تشکر می کنیم و امیدواریم که این قوانین جدی گرفته شود. چه مانعی دارد که دسته هایی برای عزاداری تشکیل شود که فقط از پرچمهایی با شعارهای اسلامی مانند الله اکبر ولااله الاالله و از پارچه نوشته هایی حاوی سخنان امام حسین علیه السلام یا سخنان بزرگان درباره حادثه کربلا استفاده کنند و از حمل علم و کتل که ریشه آنها معلوم نیست بپرهیزند و به سینه زنی و زنجیرزنی بپردازند و البته از نوحه های حیات بخش و نه مخدر بهره گیرند که علاوه بر جنبه مظلومیت و تراژدی این حادثه به جنبه حماسی و شورآفرینی و حرکت بخشی آن نیز نظر داشته باشد، آنگاه خواهیم دید که این واقعه بزرگ که یاد و بزرگداشت آن سال به سال تجدید می شود، اثری اعجاب انگیز در تهذیب نفس جامعه و در ایجاد نهضت ها و حرکت های عدالت خواهانه و ضدظلم خواهد داشت. البته شخصیت های موجه روحانی و دانشگاهی باید در راه اندازی این گونه دسته ها عزاداری پیشقدم شوند.
انحراف دیگری که در عزاداریهای ما پدید آمده، این است که در این ایام کمتر به تحلیل این حادثه بزرگ و درس آموز پرداخته می شود و گاهی فقط به عزاداری می پردازیم و از این فرصت طلایی که همه اقشار جامعه به مساجد روی می آورند استفاده درست نمی کنیم.
روحانیت باید برای این ایام سخنرانان زیادی را در سطح کشور بسیج کند تا کار به دست افراد کم سواد یا بی سواد نیفتد. با همتی که در سطوح مختلف جامعه از مراجع عظام گرفته تا هیئت های مذهبی در جهت زدودن تحریفات و انحرافات از عزاداریهای حسینی ملاحظه می شود امید زیادی به اصلاح عزاداریها در دل مؤمنان پدید آمده است.