تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۰۱۵۹۱

حکومت استثنایی


سیروس غفاریان
31اوت 9 شهریور روز استقلال و به عبارت دیگر روز ملی کشور مالزی است.
31 اوت 1957 در اثر کوشش های خستگی ناپذیر یکی از رجال میهن دوست این کشور یعنی «تنکوعبدالرحمان» حقوق دانی که فارغ التحصیل کمبریج انگلستان بود مالزی به استقلال کامل نائل شد. عبدالرحمان را می توان در واقع گاندی مالزی نامید. او نیز با اعمال خشونت مخالف بود. زمانی که این کشور به استقلال رسید فدراسیون مالایا نامیده می شد. از این رو پس از پایان جنگ جهانی دوم در اول آوریل 1946ایالت خودمختار شبه جزیره مالایا اتحادیه ای تشکیل دادند که به اتحادیه مالایا موسوم گشت. دولت انگلستان که از  1895 تسلط کامل بر این منطقه را داشت با تشکیل این اتحادیه موافقت کرد. این اتحادیه در اول فوریه 1968به فدراسیون مالایا تبدیل شد. در پی مذاکرات مفصلی که میان فعالان سیاسی مالایا به ویژه حزب «آمنو» اتحادیه ملی مالایا به عمل آمد موافقت نامه ای امضا شد که طبق آن فدراسیون مالایا در 31 اوت 1957به صورت یکی از کشورهای مشترک المنافع به استقلال رسید. در 17 سپتامبر 1957 به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در 16 سپتامبر 1963 از فدراسیون مالایا و بندر سنگاپور واقع در منتهی الیه شبه جزیره مالایا و دو ایالت صباح و ساراواک واقع در شبه جزیره برنئو کشور جدیدی به نام فدراسیون مالزی به وجود آوردند. بندر سنگاپور در 16 اوت 1965 از اتحادیه مذکور خارج شد و به استقلال رسید. اما فدراسیون مالزی همچنان به حیات سیاسی خود ادامه داد. مالزی کشوری است پادشاهی دارای حکومت پارلمانی و دو مجلس قانونگذاری. مالزی تنها کشوری است که در آن بر طبق قانون اساسی اش، هر پنج سال یک بار مجمع حکمرانان و پادشاهان موروثی ایالات مختلف شبه جزیره مالایا تشکیل می شود و سلاطین ایالات مختلف از میان خود یک نفر را برای احراز مقام پادشاهی کل کشور به مدت پنج سال انتخاب می کنند. پادشاه جنبه تشریفاتی دارد و فاقد اختیار است و در واقع نخست وزیر دارای اختیارات وسیع و نزد پارلمان مسئول است.
کشور مالزی را می توان از نظر حکومت، یکی از استثنایی ترین کشورهای جهان دانست زیرا سیستم پادشاهی انتخابی با نظارت پارلمان و نخست وزیر به مدت پنج سال را می توان در حکم یک جمهوری دانست که فقط نام آن پادشاهی است.
تنگه مالاکا از نظر استراتژیک آن قدر اهمیت دارد که در موقع استقلال مالزی، دکتر احمد سوکارنو رئیس جمهور اندونزی تهدید کرد که این تنگه را به روی مالزی خواهد بست. زیرا تنگه مالاکا برای اندونزی اهمیت نظامی زیادی داشت. ثانیا روی بعضی از مستندات تاریخی که حاکی از حکومت، حاکمان جزیره سوماترا بر شبه جزیره مالزی در روزگاران باستان بود، نسبت به اعطای استقلال به مالزی از جانب انگلستان به طوری اعتراض کرد که خواهان الحاق مالزی به اندونزی شد و چون در سازمان ملل متحد با این خواسته اندونزی مخالفت شد، دکتر سوکارنو در هفت ژانویه 1965 دستور داد که نماینده این کشور در سازمان ملل آن سازمان را ترک کند. اندونزی به طور کلی از سازمان ملل خارج شد تا آنکه در 1966 وقتی که ژنرال سوهارتو قدرت را در اندونزی به دست گرفت، اندونزی مجددا به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در جریان اختلافات شدید بین اندونزی به رهبری سوکارنو و کشور تازه استقلال یافته مالزی که در آن موقع تنکوعبدالرحمان نخست وزیر آن بود، دکتر احمد سوکارنو به ارتش این کشور برای اشغال خاک مالزی دستور آماده باش داد. اما سیاست صلح جویانه و روش همزیستی مسالمت آمیز تنکوعبدالرحمان که بارها اعلام کرد که حاضر است در هر موقع و در هر جا، حتی در جاکارتا با دکتر سوکارنو ملاقات و گفت وگو کند، قدم بزرگی در راه تشنج زدایی بین اندونزی و مالزی برداشته شد. علت طمع ورزی اندونزی به مالزی ثروتی است که از نظر کشاورزی و معدنی در این کشور وجود دارد.
نظری به تاریخچه مالزی
از ابتدا تا استقلال
مردم مالزی از نژاد ماله هستند که بخشی از نژاد خاکستری را تشکیل می دهند که در اثر مخلوط شدن با نژاد زرد در طول تاریخ با چشمانی مورب و صورتی گندمگون مایل به تیره، نمایانگر اختلاط نژادی با مردم سیلان، هند و چین است. بخشی از مردم مالزی با مائوری های ساکن جزایر اقیانوسیه نیز مخلوط شده اند. مورخین این نژاد را که اکثرا از جزایر اقیانوسیه تا اندونزی و مالزی زندگی می کنند، «نگریتو» سیاهگونه نیز می گویند ولی بر اثر اختلاط بیش از حد با نژاد زرد، رنگ پوست آنان بین زرد و خاکستری است زیرا در قرن اول قبل از میلاد اقوام کامبوجی و سپس تای ها اجداد تایلندی هاوارد این سرزمین شده اند. بر اثر مهاجرت هندی ها و سیلانی ها به این منطقه در ابتدای قرون بعد از میلاد ادیان بودایی و هندو در این سرزمین رواج یافت ولی از قرن سیزدهم میلادی به بعد بر اثر مسافرت تجار مسلمان از مناطق عربی و جنوب ایران، دین اسلام بین ساکنین مالزی گسترش یافت، چون در 1414یکی از احکام مالایا به نام «یارامسوارا» دین اسلام را پذیرفت و خود را «محمد اسکندرشاه» نامید. از این نظر اسلام در سراسر منطقه گسترش یافت. در ابتدای قرن شانزدهم جنوب شرقی آسیا جولانگاه استعمارگران انگلیسی، هلندی و پرتغالی شد. در 1511آلبوکرک دریانورد پرتغالی در سواحل مالایا پایگاه های دریایی ساخت. در 1595هلندی ها بخشی دیگری از مالایا را گرفتند. بعد از آنکه کمپانی هند شرقی انگلیس در 1593 در کشور هند نفوذ کرد، کشتی های انگلیسی برای ایجاد تجارتخانه و عقد قراردادهای تجاری وارد این منطقه شدند و بعد از آنکه پرتغالی ها را از خلیج فارس اخراج کردند توانستند که مناطق اندونزی و مالزی را بین خود و هلند تقسیم کنند به طوری که در 1619 هلندی ها شهر جاکارتا در اندونزی را اشغال کردند و سپس انگلیسی ها مالزی و جزایر اطراف آن را در اشغال خویش درآوردند و در 1895 تمام مناطقی را که هم اکنون مالزی گفته می شود، زیر سلطه خویش درآوردند.
در جریان جنگ جهانی دوم، دولت ژاپن برای تهیه مواد اولیه برای کارخانه های خود به اندونزی و مالزی هجوم برد و ضمن شکست قوای انگلیسی در 15 فوریه 1942 ژاپنی ها تمام مالزی و جزایر اندونزی را اشغال کردند. پس از شکست ژاپن در 1945انگلیس دوباره این کشور را اشغال کرد. اما سلاطین مناطق مختلف در امور داخلی استقلال داشتند ولی در سیاست خارجی و اتخاذ خط مشی اقتصادی تابع انگلیس بودند و اکثر منابع زیرزمینی و کشاورزی مالزی توسط شرکت های انگلیسی به کشورهای جهان صادر می شد چون استعمارگران هلندی زودتر این منطقه را ترک کرده و در 17 اوت 1945 دکتر احمد سوکارنو به صورت یک جانبه استقلال اندونزی را اعلام کرد که عاقبت منجر به این امر شد که در 27 دسامبر 1949دولت هلند رسما استقلال اندونزی را بپذیرد. احزاب استقلال طلب در مالایا مالزی به رهبری حزب «آمنو» UMNO اتحادیه ملی مالایا به رهبری تنکو عبدالرحمان فعالیت استقلال طلبانه خویش را از 1950 میلادی آغاز کردند. علاوه بر این در 1955حزب کنگره هندوهای مالایایی نیز خواستار استقلال از سلطه انگلیس شد و این حزب نیز تنکو عبدالرحمان را به ریاست خویش قبول کرد. بالاخره همان طور که می دانیم مالزی در 31اوت 1957 به استقلال رسید و اولین پادشاه در زمان استقلال اسماعیل نصیرالدین شاه بود. از آن زمان تاکنون9 نفر به اسامی زیر به سلطنت تشریفاتی مالزی رسیدند: اسماعیل نصیرالدین شاه، عبدالحلیم معظم شاه، سلطان یحیی، سلطان حاجی احمدشاه، تنکو محمداسکندر، سلطان اصلان شاه، سلطان جعفربن عبدالرحمن، صلاح الدین عبدالعزیزشاه و بالاخره کوناکو سیدسراج الدین شاه که در 20 دسامبر 2001 به سلطنت رسید. همان طور که ذکر کردیم پادشاهان در جریان تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی نیستند و لذا وضع مالزی را در زمان تنکوعبدالرحمن تا نخست وزیری احمد بداوی بررسی می کنیم زیرا اختیار قوه مجریه مالزی اصولا در دست نخست‌وزیر است.
مالزی از تنکوعبدالرحمان تا احمد بداوی
تنکوعبدالرحمن که در واقع ایجاد کننده استقلال مالزی است، پس از تحقق استقلال این کشور سعی کرد که در کابینه هایی که تشکیل می دهد تکنوکراسی را با بوروکراسی درهم آمیزد. بدین معنی که متخصصین مختلف را در کادر هیات وزیران کشور مصدر کار نماید. او که ایجادکننده حزب آمنو UMNO بود در مکتب خویش افرادی چون «تون عبدالرزاق»، داتوک حسین بن عون و بالاخره دکتر ماهاتیر محمد که به معمار بزرگ اقتصاد مالزی معروف است تربیت کرد. تنکو عبدالرحمن در 67 سالگی در 22 دسامبر 1970 استعفا کرد و پس از او «تون عبدالرزاق» که سال ها معاون و مشاور تنکو عبدالرحمان بوده اقتصاددان ورزیده ای بود به نخست‌وزیری رسید.
او تنها نخست وزیری بود که در زمان صدارت خویش، چندین وزارتخانه را به خوبی اداره می کرد. محافل سیاسی معتقد بودند که تون عبدالرزاق تنها نخست وزیری بود که طولانی ترین دوره کارآموزی را گذرانیده بود. زیرا فقط در دوره زمامداری دوستش تنکوعبدالرحمان به مدت 15 سال وزارتخانه های فرهنگ و دفاع را نیز اداره کرده بود.
زیرا از زمان قبل از استقلال مالزی یعنی از 1952 که مالزی زیر نظر انگلیسی ها قرار داشت مسئولیت های مختلف را پذیرفته بود و در 15 ژانویه 1976در سن54سالگی به علت یک بیماری صعب العلاج در یکی از بیمارستان های لندن درگذشت و قائم مقام او یعنی داتوک حسین بن عون در لندن ضمن مصاحبه ای می گفت که :«عبدالرزاق بر اثر سرطان خون و مغز استخوان درگذشته و من از فردا عهده دار وظایف او خواهم بود.»
در 26ژانویه 1976 در شهر «کوالالامپور» پایتخت مالزی در حضور نمایندگان مجلسین سوگند یاد کرد و رسما نخست وزیر کشور شد. او 54 سال نخست وزیر بود و راه ترقی کشور مالزی را هموار کرد و زمینه را برای انتخاب دکتر ماهاتیرمحمد فراهم کرد تا آنکه دکتر «داتوک سری ماهاتیر محمد» به نخست وزیری رسید. از آنجایی که زمامداری دکتر ماهاتیرمحمد برای کشور مالزی بسیار سرنوشت ساز بود به بررسی بیوگرافی او می پردازیم. دکتر ماهاتیرمحمد سیاستمدار و پزشک مالزییی متولد 20دسامبر 1925و فارغ التحصیل دانشگاه مالایا در رشته پزشکی است. او فعالیت سیاسی خود را با عضویت در اتحادیه ملی مالایا آمنو آغاز کرد و مدت ها وزیر آموزش و پرورش بود. سپس به وزارت تجارت، صنعت و دفاع رسید. مدتی نیز مسئول تهیه مواد غذایی مالایا بود. او معاون نخست وزیر در زمان داتوک حسین بن عون بود.
در 20 ژوئیه 1981به نخست وزیری رسید. دکتر ماهاتیرمحمد در 1983قانون اساسی را به نفع مسیر دموکراسی در کشور تغییر داد به طوری که قدرت پادشاه را که مقامی تشریفاتی بود، تشریفاتی تر کرد به طوری که انحلال مجلس بدون اجازه نخست وزیر امکان پذیر نگردید.
او با اتخاذ سیاست نگاه به شرق با کشورهای شوروی و اروپای شرقی و چین کمونیست مناسبات حسنه برقرار کرد. ضمنا با ژاپن و کره جنوبی رابطه حسنه برقرار کرد. او دنباله سیاست اقتصادی تون عبدالرزاق را دنبال کرد به طوری که لقب «گربه های آسیا» را که در مورد کشورهای شرق آسیا به کار می رفت تبدیل به «ببرهای آسیا» کرد. در سپتامبر 1999به دلیل آنکه معاونش «انور ابراهیم» به اتهام فساد مالی و اخلاقی به شش سال زندان محکوم شد بحرانی فزاینده کشور را فرا گرفت به طوری که ماهاتیرمحمد با توجه به اختیاراتی که در مورد انحلال پارلمان داشت به پادشاه تکلیف کرد که پارلمان را منحل کند. با این حال در انتخابات 29 نوامبر 1999حزب دکتر ماهاتیرمحمد یعنی حزب «آمنو» به پیروزی رسید و بار دیگر دکتر ماهاتیرمحمد نخست وزیر شد. او پس از 25 سال وزارت و نخست وزیری در سن 78 سالگی داوطلبانه در نوامبر 2003خود را بازنشسته کرد و با آنکه از محبوبیت او کاسته نشده بود، اظهار داشت که باید نیروی جوان تری مملکت را اداره کند. او به معمار بزرگ اقتصاد مالزی معروف شد. بعد از او در دوم نوامبر 2003 احمد بداوی به نخست وزیری رسید و هم اکنون مشغول کار است. مالزی به کمک ماهاتیرمحمد بعد از هندوستان بهترین دموکراسی های شرق آسیا را داشته و از نظر اقتصادی بسیار شکوفا است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات