دکتر محمود محمدی
بدون تردید، راه اندازی دومین آبشار غنی سازی اورانیوم را باید در راستای فعالیتهای عادی جمهوری اسلامی ایران برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ارزیابی کرد.
این فعالیتها از گذشته تحت نظارت بازرسان آژانس انرژی اتمی بوده و در چارچوب معاهده ان پی تی قرار دارد. البته در مقطعی ما توافق کردیم که به طور داوطلبانه فرایند غنی سازی را متوقف کنیم تا به یک توافق جامع با کشورهای اروپایی برسیم تا هم حق استفاده ایران از انرژی صلح آمیز هسته ای تضمین شود و هم دغدغه امنیتی آنها که پیوسته از فعالیت ما ابراز نگرانی می کردند برطرف گردد. اما از آنجا که فشارهای سیاسی آمریکا مانع از این شد که گفت و گوهای ایران و اروپا به یک نتیجه مرضی الطرفین برسد، ایران هم به طور طبیعی فعالیتهای عادی خود را در غنی سازی پیگیری کرد.
این فعالیتها به معنای تحریک اروپا و آمریکا یا لجاجت با خواست آنها نیست، بلکه در چارچوب معاهده NPT است که حق کشورهای عضو برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را پیش بینی کرده و حتی باید آن را تضمین و تأمین کند، لذا تا زمانی که ما در گفت و گوهای خود با گروه 1+5 و کشورهای اروپایی به یک توافق نرسیده ایم لازم است فعالیت غنی سازی خود را دنبال کنیم؛ اما چنانچه در آینده به یک توافق از طریق گفت و گو دست پیدا کنیم، آن وقت اگر قرار باشد تغییری در روند فعالیتهای خود ایجاد و یا آنها را محدود کنیم می توانیم تصمیمات جدیدی اتخاذ نماییم.
لیکن در شرایط کنونی، به موازات فعالیتهای غنی سازی خود، نیازمند توجه بیش از پیش به فضای بین المللی هستیم. نباید اجازه بدهیم آمریکا از فضاسازیهایی که علیه ما انجام می دهد سوء استفاده کرده و قطعنامه ای را در شورای امنیت تصویب کند که فعالیتهای صلح آمیز اتمی ایران را به صورت تهدیدی برای صلح جلوه دهد. در حال حاضر هدف و مقصد آمریکا این است که بتواند دومین قطعنامه را براساس اصل 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل در شورای امنیت به تصویب برساند تا مفهوم صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران را زیر سؤال برده و ماهیت نظامی و امنیتی به آن بدهد. باید اذعان کرد، این رفتار سیاست خطرناکی است که آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت پیگیری می کند و حتی حاضر است انعطاف بیش از حدی نسبت به چین، روسیه و همپیمانان اروپایی خود نشان دهد تا از یک سو مقاصد خود را پیش ببرد و از سوی دیگر کشورهای مورد اشاره تصور نکنند برای تحریم ایران تحت فشار قرار گرفته اند. آمریکا درصدد است به کشورهای مذکور این تفکر را القا کند که برای یک تصمیم جمعی به یک تفاهم برسند، لذا بیش از آنکه به آثار مخرب تحریم علیه ایران فکر کند، به یک اجماع فکر می کند تا بتواند از این اجماع هم در انتخابات پارلمانی آینده خود بهره برداری نماید و هم قطعنامه ای را تصویب کند که بتواند ایران را از حق خود در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای محروم سازد. بنابراین، در شرایط کنونی که در برابر سیاستهای دوگانه آمریکا قرار داریم و دولتمردان این کشور گامهای موقتی را برای تبدیل سیاست خود به یک قطعنامه در شورای امنیت برداشته اند، باید به لحاظ دیپلماسی در سطح سازمانهای بین المللی و بخصوص سازمان ملل متحد و همچنین با مجموعه کشورها در ابعاد پارلمانی و دیپلماسی رسمی مراودات مثبت و اقدامهای مؤثری را انجام دهیم و باب گفت و گوها را با کشورهای 1+5 باز نگه داشته، حل و فصل مسالمت آمیز مسایل موجود را دنبال کنیم.
در واقع باید این طرز تلقی را که ایران به دنبال گفت و گو و تفاهم نیست از بین ببریم و نشان دهیم که جمهوری اسلامی ایران هم در صحنه دیپلماسی و هم در روابط خارجی خود یک عضو جامعه جهانی است که هم می خواهد از حقوق خود براساس قواعد بین المللی استفاده کند و هم روابط مناسب و سازنده ای را با دیگر کشورها داشته باشد.
اگر استراتژی ما براساس مقابله و افشاگری علیه آمریکا باشد ممکن است دارای نتایج کوتاه مدتی نباشد؛ حال آنکه پرونده ما در شرایط کنونی نیازمند یک استراتژی است که نتیجه مثبت در پی داشته باشد.
به نظر نگارنده، استراتژی کوتاه مدت مورد اشاره را باید در استفاده از ظرفیتهایی که در روابط ایران با کشورهای مهمی مثل روسیه و چین وجود دارد، پیگیری کرد.
باید به طور فعالتر با این کشورها وارد گفت و گو و مذاکره شویم، ضمن اینکه از ظرفیتهای منطقه ای خودمان نیز می توانیم استفاده های خوبی را ببریم.
اکنون انگلستان و آمریکا با حضور نامعقول خود در منطقه خاورمیانه، این قسمت از جهان را دچار بحران امنیت کرده اند. ما برای کمک به تثبیت امنیت و مشارکت در ثبات منطقه ای دارای نفوذ و نقش فعالی هستیم که هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند.
کما این که آمریکایی ها نیز هر وقت در منطقه دچار مشکل شده یا خواسته اند سیاست موفقی را در افغانستان و عراق داشته باشند، از جمهوری اسلامی ایران یاری خواسته اند. بنابراین، باید از همه ظرفیتهای ملی و منطقه ای خود برای یک گفت و گو، همکاری و استراتژی کوتاه مدت استفاده و فضایی را ایجاد کنیم که برای ما و کشورهای 1+5 قابل تفاهم باشد.
حتی می توانیم در استراتژی کوتاه مدت خود چانه زنیهای دیپلماتیک را با در نظر گرفتن حقوق مسلم خود مدنظر قرار دهیم؛ لذا با اتخاذ یک سیاست روشن و مشخص می توانیم هم از دستاوردهای علمی و حقوق مسلم خود دفاع کنیم و هم فضای جدیدی را برای تفاهم با جامعه جهانی و به خصوص کشورهای 1+5 ایجاد نماییم.