تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۰۱۶۸۳
عقلانیت و معنویت

شالوده‌شکنی انفسی


ماهنامه خردنامه در شماره پنجم خود گزارشی از سخنرانی مصطفی ملکیان منتشر کرده که چندی پیش در محفلی فرهنگی در قزوین ارائه شده است. ملکیان در این سخنرانی کوشیده است مهمترین وجوهی را که نواندیشان دینی باید با سنت ارتباط برقرار کنند، مورد توجه قرار دهند. بخشی از این سخنرانی در زیر می‌آید:
از من خواسته اند که وضع روشنفکری دینی را نسبت به پدیده ای به نام سنت تعیین کنم و در چند و چون ارتباط روشنفکری و سنت سخن بگویم. پیش از این که به اصل مسئله بپردازم، باید برای این که در فضایی مه آلود و دستخوش ابهام و ایهام سخن نگفته باشم و کاملا مشخص باشد که مدعایم چیست و ادله ام کدام است، الفاظی را که در این عنوان به کار رفته است، ایضاح مفهومی بکنم. موضوع سخن روشنفکری دینی و سنت است و بدون تردید، برای این که واقعا بدانیم درباره چه چیز بحث می کنیم، ابتدائا شرح مفهومی الفاظ شرط لازم است، اگرچه شرط کافی نیست. بنابراین، به سنت و مراد خودم از آن در این جلسه اشاره می‌کنم.
معنایی که در این بحث از سنت در نظر می گیرم، مجموعه اموری است که افراد یک جامعه، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، به طور مسلم و بدون چون و چرا پذیرفته اند. همیشه گزاره هایی هستند که ما بدون این که در باب آنها چون و چرا کنیم، آنها را قبول کرده ایم. این گزاره هایی که بدون چون و چرا مورد قبول ما واقع شده اند و ما نه فقط در باب آنها چون و چرا نمی کنیم بلکه نزاع های دیگر را هم که با یکدیگر پیدا کنیم با رجوع به این گزاره ها فیصله می دهیم را سنت می نامیم. سنت یک جامعه همیشه بر آرا و عقاید، احساسات و عواطف و اعمال مردم آن جامعه و بر هر سه ساحت تاثیر می گذارد. وقتی ما یک سلسله امور سنتی را پذیرفته باشیم، خواه علت پذیرفتن، تلقینات دوره کودکی پدران و مربیان باشد، خواه القائات محیط آموزشی و پرورشی سال های بعدی زندگی مان و خواه به علت عشق ها یا نفرت ها، بیم ها یا امیدها، منافع فردی، منافع جمعی و یا به هر علتی دیگر، به هر حال وقتی که این امور سنتی را پذیرفتیم، این امور هم بر آرا و عقاید ما تاثیر می گذارند و هم بر احساسات و عواطف مان و هم بر اعمال ما اثر می نهند. سنت به این معنا که مجموعه امور چون و چرا ناشده مردم یک جامعه است، خود در درونش به اقسام مختلفی قابل تقسیم است.
نواندیش دینی کیست؟
ما سنت های مختلفی در هر جامعه ای داریم، یعنی مجموعه این سنت را می توانیم به چند قسم تقسیم کنیم. در این جا من فقط بخشی از سنت را مورد بحث قرار می دهم که آن سنت برخاسته از دین است. به این دلیل که بحث ما درباره ارتباط سنت و روشنفکری دینی است و طبعا روشنفکری دینی بیشترین مواجهه اش با بخش سنت دینی است، نه سنت های غیردینی جامعه. بنابراین موضوع سخن در واقع این است که روشنفکری دینی با سنت دینی نه با سنت هایی که ولو مخالف دین نباشند ولی به هر حال غیردینی اند، مانند آداب و رسوم غیردینی جامعه چه ربط و نسبتی دارد نکته دوم این است که روشنفکر دینی اگرچه من از تعبیر روشنفکری دینی معمولا در گفته ها و نوشته هایم استفاده نمی کنم و به جایش از تعبیر نواندیشی دینی بهره می گیریم کیست
در این بحث، نواندیش دینی کسی است که سعی دارد دین را که طبعا مراد از دین، دین خودش و جامعه ای است که در آن زندگی می کند برای مردمش قابل فهم و حتی المقدور قابل قبول کند. مشغله یک نواندیش دینی، از آن حیث که نواندیش دینی است، همین است. اینکه می گویم از آن حیث که نواندیش دینی است، یعنی اینکه ممکن است یک نواندیش دینی، استاد دانشگاه و یا رجل سیاسی و... باشد. این عناوین را به کنار می نهیم و نواندیش را از آن حیث که نواندیش دینی است، بدون توجه به سایر جهاتی که ممکن است داشته باشد، مورد ملاحظه قرار می دهیم. در این صورت، نواندیش دینی تمام هم و غمش مصروف به این است که دین را برای مردم روزگارش قابل فهم و حتی المقدور قابل قبول بسازد، یعنی گزارشی از دین به دست دهد که این گزارش با ذهنیت مردم زمانه اش، به لحاظ حد ادراکی و ظرفیت های ذهنی شان، قابل فهم باشد و تا آنجا که ممکن است علاوه بر این که قابل فهم است، قابل قبول هم بشود. نکته سومی که در مقدمه بحث می خواهم بگویم این است که وقتی می خواهیم نواندیشی دینی را در ربط و نسبتش با سنت دینی بررسی کنیم، باید به این نکته توجه کنیم که سنت دینی سه بخش دارد و نباید این سه بخش را به هم بیامیزیم. البته در باب هر دین و مذهبی می توان این سه ساحت را از هم جدا و تفکیک کرد، اما در اینجا بیشتر مرادمان دین اسلام است و فرض ها این است که در محیطی صحبت می کنیم که مرادشان از دین، اسلام است. پس سنت دینی به سه قسم قابل تقسیم است: 1 مجموعه متون مقدس دینی و مذهبی. این دین 1 است. مثلا در مورد اسلام، اسلام 1 یعنی قرآن و مجموعه روایات معتبر. بخشی از سنت دینی ما همین اسلام 1 است.
2 مجموعه همه شرح ها، تفسیرها، بیان ها و تبیین هایی که درباره اسلام 1 در 1400 سال پیش ظهور کرده است. این دین 2 است. شکی نیست که در 1400 سال گذشته، عالمان دین از اسلام یک یعنی از مجموعه متون مقدس دینی و مذهبی اش شرح ها، تفسیرها، بیان ها و تبیین هایی ارائه کرده اند. به مجموعه این شرح ها، تفسیرها، بیان ها و تبیین هایی که از اسلام 2صورت گرفته، می گوییم اسلام 2 این اسلام دو را از کجا باید سراغ گرفت در همه کتاب ها، رسایل و مقالاتی که در طول این 1400 سال، فقیهان، عالمان اخلاق، متکلمان، فیلسوفان، حکما و عارفان نوشته اند. مجموعه همه این میراث فرهنگی دینی، اسلام 2 است. این اسلام 2همیشه دور محور اسلام 1 چرخیده است. اگرچه مدعی است که اسلام 1 را معرفی می کند، ولی به هرحال معرف همیشه غیر از معرف است: معرفی کننده غیر از معرفی شده است.
3 مجموعه کارهایی که مسلمانان در طول تاریخ انجام داده اند. به آثار و نتایجی که بر این کارها مترتب شده است، می گویند دین 3. در واقع این سنت 3 یعنی تحقق عملی اسلام یا تحقق اسلام در ظرف تاریخ. حال وقتی گفته می شود نواندیش دینی ربط و نسبتش با سنت دینی چیست، باید گفت ربط و نسبتش با سنت دینی اول، دوم و سوم چیست ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات