آمریکا با به کارگیری شیوههای ارزانقیمت در آسیای مرکزی، سعی در توسعه پایگاههای نظامی خود در این منطقه دارد. مشکلات خاص جمهوریهای نوظهور این منطقه ، موجب نگرانی رهبران کشورهای آسیای مرکزی شده بود. از سوی دیگر ناتوانی روسیه در تأمین نیازهای اقتصادی این جمهوریها و عطش روزافزون آنها برای به دست آوردن استقلال باعث شده بود تا به سوی قطبهای دیگرجهانی گرایش پیدا کنند.آمریکا تنها قدرتی بود که با دارا بودن امکانات وسیع مالی و نظامی، میتوانست جای خالی ابرقدرت پیشین را پر کند، به ویژه آنکه ایالات متحده به واسطه استراتژی نظامی و نفتی، انگیزههای قویتری برای این امر رادارا بود.مسأله عراق سبب شد تا آمریکا با طراحی یک استراتژی نفتی دراز مدت، به منطقه گام بگذاردو کشورهای آسیای مرکزی نیزپس از برخی تنشها با کشورهای منطقه، میتوانند جانشین مناسبی برای آمریکا تلقی شوند.بهرهبرداری از منابع نفتی، ایجاد تجهیزات و پالایشگاه و نیاز مالی جمهوریهای آسیای مرکزی به آمریکا فرصت دادهاست تا با استفاده از شیوههای ارزانقیمت و فریبنده کمک مالی، حضور خویش را در منطقه مسلمتر کند.درحال حاضر، سرتاسر آسیای مرکزی جولانگاه هزاران نظامی و کارشناس نفتی آمریکایی می باشد. همچنین ایالات متحده با طرح شعار مبارزه با تروریسم بینالمللی، عرصه یکهتازی خویش را در منطقه فراترازحد برده است.
اعطای 63 میلیون دلار برای مبارزه با تروریسم، 100 میلیون دلار کمک به توسعه گرجستان، کمک های میلیونی به کشورهای دیگر منطقه برای مبارزه با افراطگرایی نه تنها موجب ایجاد بازار مصرف برای آمریکا در منطقه شده، بلکه نفوذ سیاسی واشنگتن را نیز به دنبال داشته است. کمک به مخالفان دولت حاکم ترکمنستان و نخستوزیر سابق قزاقستان، باعث شده این افراد از آمریکا به عنوان ضرورتی برای استقرار دموکراسی در این منطقه یاد کنند. آمریکا توانسته، به خوبی جایگاه خود را به عنوان کشوری که دموکراسی و آزادی را برای کشورهای منطقه به دنبال خواهد آورد، تثبیت کند. "جامعه مدنی باز "، "احترام به حقوق بشر و آزادیهای فردی"، "نظام چندحزبی "، "انتخابات آزاد و عادلانه"، "تکثر سیاسی، تنوع آرا و آزادی بیان"، "استقلال رسانهها" و "استقلال قضایی"ازارزشهائی هستندکه همواره آمریکا آنها را ره آورد برقراری دموکراسی موردنظرخود برای کشورهای منطقه معرفی می کند.علاوه بر این، "کالین پاول" وزیر خارجه وقت آمریکا با ابراز رضایت از اصلاحات رو به رشد در کسورهای آسیای مرکزی، خواستار فعالیت هرچه بیشتر سازمانهای حقوق بشر آمریکا در این کشورها، تا به نتیجه رسیدن اصلاحات مورد نظر خودشده است.
اسلام نیز به عنوان مهمترین مسأله داخلی کشورهای آسیای مرکزی است. پیش از فروپاشی شوروی، این کشورها، به دلیل رویارویی مستقیم با روسیه، در برخورد با فرآیند اسلامگرایی، همواره تابع الگوی مسکو بودهاند.اما اینک ترجیح میدهند، نسخههای آمریکا را به عنوان سمبل مدرنیزاسیون برای مقابله با اسلامگرایان به کار گیرند. حضور نظامی آمریکا و استقرار پایگاههای آمریکایی، روسیه را تحریک کرده تا سلطه سنتی خود را در این منطقه تا حد امکان حفظ کند، به نحوی که نوعی همزیستی میان نظامیان آمریکایی و روسی ایجاد شده است.در کشورهایی نظیر ارمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان این امر بخوبی دیده میشود. در این کشورها آمریکاییها بیشتر به آموزش نظامی نیروها و بازسازی ساختار نظامی آنها مشغولند، در حالی که روسها بیشتر سلاحهای ارزانقیمت آنها را تأمین میکنند.به اعتقاد ناظران و کارشناسان سیاسی و نظامی، ساختار نظامی کشورهای منطقه در آینده، وابسته به آمریکا خواهد بود و قدرت نظامی روسیه کاهش مییابد. در تاجیکستان با وجود اینکه 2500 نیروی نظامی روس مستقر است، این کشور در جنگ آمریکا با عراق، سیاستی همسو با واشنگتن در پیش گرفته بود.اوضاع پیچیده آسیای مرکزی، نبرد قدرتهای محلی، نیازهای رو به گسترش اقتصادی، رواج فرهنگ متکثر و دموکراتیک و مهمتر از همه نفت کشورهای حوزه خزر، حضور نظامی و سیاسی آمریکا در این منطقه را برای مدت زمانی طولانی مسلم ساخته است. روسیه نیز مصرانه ولی ناامید، میکوشد تا با افزایش قدرت چانهزنی خود با اروپا و آمریکا، حضور و نفوذ خود در منطقه را افزایش دهد ولی همه تا رسیدن به وضع مطلوب راه زیادی پیش رو دارند.