اصول بسیار مهم "عزت ـ خدمت و کارآمدی" موضوع بحث همیشگی جریانات سیاسی است. اگر چه در حزب مردمی و ولایی موتلفه نوع مباحثه پیرامون چنین اصولی با در نظر گرفتن هویت دینی و انقلابی انجام میگیرد.
احزاب در همه کشورها خود را نماد و نماینده مردم میدانند. حجم عظیم تبلیغات سیاسی در همه کشورها معطوف به خدمت کردن به مردم است. البته منشا تشکیل احزاب به لحاظ تاریخی اشاره به اجتماع و گردهمآیی تعدادی از انسانها برای محقق کردن بخشی از اهداف صنفی و یا گروهی خود است در نتیجه یک حزب با تاکید بر انواع تبلیغات و ضمنا با در پیش گرفتن فعالیتهای گوناگون سعی دارد در عرصههای گوناگون جامعه به فعالیت بپردازد. اما مسئله آن است که علیرغم آن که این احزاب با خط مشیهای خاص و در واقع به هدف خدمت به منافع گروهی محدود ایجاد شدهاند در طول زمان وارد فعالیتهایی میشوند که اساسا به آنها مربوط نیست و در این مسیر خود را نماینده همه مردم معرفی نموده و سعی دارند با در پیش گرفتن تبلیغات و شیوههای گاه نادرست همه مردم را به سمت خود جلب کنند.
نمونه بارز چنین احزابی را به ویژه در جهان غرب میتوان دید: از جمله در آمریکا دو حزب عمده "جمهوریخواه" و "دموکرات" به لحاظ تاریخی به منظورهای خاص و برای خدمت به منافع گروههای ویژهای تشکیل شدند. جریان محافظهکار جامعه آمریکا که امکان تداوم تسلط سیاسی خود را اتکا به مسئله امنیت و سنن آمریکایی میدیدند و از سوی بخشی از سرمایهداران و نظامیان نمایندگی میشدند بهتدریج و با در پیش گرفتن انواع شیوههای تبلیغاتی به عضوگیری پرداختند در دیگر سو گروههای دیگری از قدرتمندان و نخبگان سیاسی آمریکایی که تداوم قدرت خود را از سوی رقیبان در خطر میدیدند اقدام به تشکیل حزب دیگری نمودند و آن را حزب دموکرات نامیدند.
با این حال سیر تحولات در آمریکا نشان میدهد که این احزاب با داعیههای مردمی سعی در جلب آرا به هنگام انتخابات و یا همهپررسیهای و سایر مقاطع حساس سیاسی مینمایند. روند عملگرایی سیاسی و سیاسی کاری در این احزاب گاه به وسعتی میرسد که در روند آن تمام اصول انسانی فراموش میشود. تحمیق مردم و استفاده از روشهای کاملا غیر اخلاقی در سیاست شیوهای معمول است. سرمایههای عمومی از سوی احزاب در اشکال گوناگون . در خدمت منافع جزئی سردمداران و نخبگان مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. در این مورد تجربه انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا پیش روی ماست. حزب دموکرات که از میزان نفرت مردم آمریکا از شکستهای پی در پی در جنگ افغانستان و عراق مطلع بود و از میزان تنفر جهانیان از سیاستهای جنگافروزانه بوش و جمهوریخواهان به خوبی اطلاع داشت با شعار فریبنده "تغییر" وارد عرصه شد. حجم عظیم تبلیغات ضد جنگی و ترفندهای سیاسی دموکراتها در خصوص در پیش گرفتن سیاسی گفتگو و صلح با جهان به گونهای موثر افکار عمومی آمریکائیان را تحت تاثیر قرار داد و نتیجه این انتخابات به نفع اوباما و در واقع به سود لابیهای صهیونیست و تعدادی از نخبگان نظامی؛ سیاسی تمام شد. اما تنها صد روز پس از انتخابات اوباما به روشنی مشخص شد که او توان و چارهای جز تداوم روندهای نهادینه شده سیاسیون و نخبگان حزبی و نظامی و اقتصادی را ندارد و از جمله در مورد زندان گوانتانامو با عقبنشینی آشکار به اعتماد آمریکائیان لطمه اساسی وارد آورد و بدین شکل مشخص شد که دروغ تا چه اندازه در میان احزاب بسیار بزرگ سرایت کرده است.
ایران در طول تاریخ معاصر تجربیات گرانبهایی را در مورد ایجاد؛ شکلگیری و ضمنا افتادن احزاب سیاسی شاهد بوده است.
میدانیم که پس از مشروطیت احزابی چون اعتدالیون و اجتماعیون شکل گرفتند. اما این احزاب خاستگاههای واقعی و ملی و مردمی نداشتند چرا که از سوی برخی نخبگان و منورالفکرها تشکیل شده بودند. در نتیجه این احزاب تنها در خدمت همان گروه خاص بودند و برای کسب آرا ناچار بودند که به شیوههای نادرست تبلیغاتی روی آورده و با پشت پا زدن به اصول ارزشمند عزت و خدمت "تبدیل به نهادهایی شدند که کارایی خود را در خدمت صاحبان قدرت قرار میدادند.
دیگر تجربه موجود در تاریخ معاصر کشورمان تجربه حزب توده است.
این حزب که اساسا با گرایشهای کمونیستی شکل گرفت به دلیل فقدان پایگاههای اجتماعی در عمل تبدیل به عقبه و پیاده نظام شوروی در ایران شد. به ویژه در پیش گرفتن ایدئولوژی مارکسیستی و لائیک و بیتوجهی به فرهنگ اسلامی مردم ایران باعث شد که رهبران آن برای ادامه حیات سیاسی خود با پشت کردن به مردم هر روز بیشتر از گذشته به روسها و بیگانگان متمایل شده و به صورت خدمه کمونیسم جهانی درآیند.
پس از انقلاب و با تاثیر شگفتآور ایدئولوژی اسلام ناب و با رهبری داهیانه امام خمینی کل جهت گیریهای سیاسی و حزبی در جامعه نیز دگرگون شد. به زودی افکار و اندیشههای التقاطی که در کسوت احزاب لیبرال و چپ مارکسیستی و یا نوعی اسلام التقاطی خود را نمایان ساخته بود مسیر قهقرا پیمودند و از بین رفتند.
در واقع حقانیت مسلم اسلام در ایران و جایگاه رفیع ولایت فقیه معیار اساسی همه جهتگیریهای سیاسی شد. در نتیجه هر جریانی که نمیتوانست در این مسیر قرار گیرد چارهای جز انشعاب و یا ورشکستگی سیاسی نداشت. جریانی چون نهضت آزادی؛ جبهه ملی، فدائیان خلق، مجاهدین خلق و سای گرهها که داعیهدار مردم بودند با بی اقبالی اساسی مردم مواجه شده و ورشکست شدند و آنچه ماند خط راستین اسلام ناب محمدی بود. اما مهمترین عامل ماندگاری این جریان را ـ به رغم تهدیدهای گوناگون ـ موارد زیر تشکیل میدهد:
عزت؛ خدمت؛ کارآمدی
عزت
این عوامل را باید با دقت بررسی و تحلیل کرد. در واقع عامل "عزت" و سربلندی و اتکا به فطرت پاک انسانی مبین این واقعیت است که هواداران احزاب ولایی به هیچ عنوان ماندن در عرصه قدرت را جز برای رضایت خداوند نمیخواهند. ایدئولوژی دینی و الهی این امکان را به احزاب ولایی میدهد که با تمام وجود در مسیر حق و حقانیت و رضای الهی قدم بردارند. عاملی که در هیچ یک از احزاب بشری دیده نمیشود. چرا که بشر با همه امکانات و رزق و برقش هرگز نمیتواند برآورنده نیازهای پاک فطری بشری باشد.
عامل عزت که بارها از سوی مقام عظمای ولایت در کنار حکمت و مصلحت جزو اصول و ارکان سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی است در مورد احزاب نیز مصداق راستین خود را پیدا میکند به این معنا که کاری که برای رضای خدا انجام گیرد هرگز در خدمت مطامع سیاستورزان نخواهد بود.
شهید مظلوم انقلاب اسلامی دکتر بهشتی به عنوان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی نیز در خصوص کار کردن در احزاب ولایی و با اشاره به حزب جمهوری اسلامی گفت: حزب معبد من است.
عامل عزت به آن معناست که ما در احزاب به گونهای عمل کنیم که ذره ذره فعالیتهای ما عبادت محض خدا باشد نه عبودیت به نزد بندگان او.
خدمت
دومین عامل در مسیر فعالیت احزاب دینی و ولایی عامل خدمت است. از سویی در پرتو توجهات الهی و دینی احزاب ولایی میباید که دقیقا در مسیر خدمت به بندگان خدا عمل نمایند. تنها این نوع خدمت است که میتواند به راستی توقعات مردم را برآورد و یک حزب را به نماینده راستین مطالبات مردمی تبدیل کند. چرا که وقتی رضایت الهی مدنظر باشد خدمت به مردم به دقیقترین و خالصانهترین شکلی انجام میپذیرد و خدمت حالت عبادت پیدا میکند. رفتار امیر مومنان علی(ع) هنگامی که سکان رهبری و سیاستگزاری امت اسلامی را در دست داشتند خدمت خالصانه به مردم بود و دقیقا به خاطر همین خدمت خالصانه بود که از کینهتوزی دشمنان نمیترسیدند. آن بزرگوار سیاست و حکومت را وسیلهای برای نزدیکی به خداوند و خدمت به بندگان میدانستند و به همین دلیل آماج دشمنیهای مارقین و ناکثین و قاسطین واقع شد و در این مسیر به شهادت هم رسیدند.
امروزه نیز دستجات التقاطی در مسیر برخورد با احزاب ولایی به همین دستههای نفاقآلود تقسیم میشوند.
کارآمدی
بارها شنیدهایم که میگویند "به عمل کار برآید به سخندانی نیست"
اگر حزبی نتواند به کارآیی واقعی دست یابد و نتواند وعدههای خود را عملی کند دچار بطالت شده و در خدمت ضد خود در میآید. حزب فاقد کارآمدی به تدریج به جریانی فاقد و جاهت تبدیل شده و کمکم از رونق میافتد.
میزان واقعگرایی و قدرت تحلیل رهبران حزبی میتواند احزاب را به جریاناتی کارآمد تبدیل نموده و آن را به نهادی نیرومند برای تبیین و حتی عملی کردن مطالبات عمومی تبدیل نماید.
حزب موتلفه اسلامی و عزت، خدمت و کارآمدی
اینک که درآستانه نهمین مجمع عمومی حزب به عنوان چارچوب حرکت و راهنمای تصمیمگیریهای سه ساله آینده قرار گرفتهایم تحقق اهداف سه گانه فوق میتواند عاملی مهم برای موفقیت حزب برای آینده باشد.
تصمیمگیری و تصمیمسازیهای کلان حزبی از جمله از طرف مجمع عمومی خود متاثر از شناخت دقیق شرایط زمان مکان است.
یعنی در چنین شرایطی و در برابر چنین تصمیمگیریهای کلان است که میباید اهداف راهبردی یک جریان سیاسی مورد مداقه قرار گرفته و براساس تعالیم و اصول ناب آن و با اتکا به اصل "عزت" "روند" "خدمت" به بندگان صالح خدا مدنظر قرار گرفته و با همرایی، مشورت و مدیریت عملی اصل بسیار مهم "کارآمدی" نیز مورد توجه قرار میگیرد.
امروزه بحمدالله حزب موتلفه اسلامی میتواند این افتخار را داشته باشد که به عنوان حزبی ولایی و با اتکا به فرهنگ دینی ـ انقلابی در مسیری حرکت میکند که همان راه خدمت صادقانه به مردم است.
موتلفه اسلامی امروزه نشان داد که در فراز و فرود دیگر جریانات با اتکا به مردم دینمدار و با پیروزی درست از خط امام و رهبری برای چندین دهه جایگاه راستین خود را حفظ نموده است. در واقع حزب با اتکا به همین اصول به عنوان نماد بارزی از یک حزب مردمی شناخته شده و مورد تایید مردم نیز میباشد. با این وجود همچنان ضرورت دارد همه ارکان حزب به تقویت عوامل فوق بپردازند.
یعنی با اتکا به عزت، خدمت و کارآمدی خود را بیشتر از گذشته نماینده مطالبات راستین و فطری امت اسلامی بدانند. این امر محقق نمیشود مگر با پیروی درست از احکام انسانساز اسلام و قرآن و اتکا به شعار قرآنی "اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم"
باشد که در پرتو عنایات امام زمان عجاله اینگونه باشد.
معاون تبلیغات و روابط عمومی استان گلستان