یک پایگاه خبری آمریکایی در گزارشی تاکید کرد نومحافظه کارها گروه سیاستگذاری خارجی جدیدی ایجاد میکنند.
سازمانی که به تازگی از سوی نو محافظهکارها و در حوزه سیاست خارجی تأسیس شده است، گروهی را به یاد ناظران سیاسی میآورد که در دهه 1990 ایجاد شد و مسئول بررسی و تدوین سیاست خارجی تهاجمـی و یک جانبهای بود که در دوران زمامداری جرج بوش(پدر) به ثمر نشست.
این سازمان که با اسم «ابتکار عمل در سیاست خارجی» (اف.پی.آی) تشکیل شد، زاییده افکار سردبیر نشریه «ویکلی استاندارد»، «ویلیام کریستول»، معلم معنوی سیاست خارجی نو محافظهکاران، «رابرت کیگان» و یکی از اعضای سابق دولت جرج بوش، «دان سنور» بوده و تا کنون سابقه فعالیتی بسیار ناچیز داشته است. این سازمان فقط یک بار حامی مالی کنفرانسی درباره حضور آمریکا در افغانستان بود.
اما برخی سازمان «اف.پی.آی» را خلف سازمانی میدانند که توسط کریستول و کیگان تأسیس شده بود. این سازمان که با نام «پروژه قرن جدید آمریکایی» (پناک) شناخته میشود، در سال 1997 تأسیس شد و به سبب تلاش تبلیغاتی برای بیرون راندن صدام حسین از صحنه قدرت قبل و بعد از حملات یازده سپتامبر، مشهور شد.
بیشتر اعضای سازمان «پناک» افرادی بودند که در دولت جرج بوش به مقامات بالایی دست یافتند، افرادی مانند دیک چنی، معاون رئیسجمهوری، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع دولت بوش و معاون رده بالای رامسفلد، «پل ولفوویتز».
«اف.پی.آی» اوایل امسال تأسیس شد، اما تاکنون اطلاعات بسیار کمی در مورد این گروه که توجه رسانهها را هم جلب نکرد، منتشر شده است. وب سایت رسمی این سازمان، کیگان، کریستول و سنور (سخنگوهای مقامات آمریکایی در عراق اشغالی) را بهعنوان هیأت مدیره سازمان معرفی میکند.
دو نفر از سه کارمند اف.پی.آی
یعنی «جیمی فلای» و «کریستین وایتون» از اعضای دستگاه سیاست خارجه جرج بوش بودند، و نفر سوم یعنی «راشلهاف»، در کمیته ملی جمهوری خواهان کنگره مشغول بهکار بود. خبرگزاری «آی.پی.اس» با دفتر گروه تماس گرفت. فلای پاسخ دادن تمامی سؤالات مطرح شده را به سنور ارجاع داد، اما وی به تلفنها جواب نداد.
درباره اهداف سازمان اینگونه گفته میشود: «ایالات متحده بزرگترین ملت جهان باقی مانده است،» و هشدار داده میشود که: «مشکلات کنونی مالی و استراتژیک آمریکا، ناشی از تندروی زیاده از حد است و راه حل آن ایستادن و مستحکم سازی استحکامات نیست.» این بیانیه اعلام میکند که: «آمریکا باید در جهان به طور مداوم، تعهدات اقتصادی، سیاسی و نظامی را تقبل کند و سیاستهایی را که به انزواطلبی ختم میشود، کنار گذارد.»
بیانیه اهداف سازمان، لیستی آشنا از تهدیداتی را که پیش روی آمریکا قرار دارند، را نام میبرد که عبارتند از: «دولتهای شرور»، «دولتهای شکست خورده»، «حکومتهای استبدادی» و «تروریسم». همچنین به «چالشهایی» اشاره میکند که از سوی قدرتهای سرکش و در حال توسعه ایجاد میشوند که در این میان تنها از چین و روسیه نام میبرد.
در بیانیه این سازمان، نفوذ فکری کیگان مشهود است. وی معتقد است که قرن بیست و یکم عرصه رویارویی بین دموکراسی (تحت هدایت آمریکا) و استبداد (به رهبری چین و روسیه) خواهد بود. وی پیشنهاد کرده است که اتحادیهای از کشورهای دموکراتیک تشکیل شود تا بهعنوان مکانیزمی برای تقابل با قدرت چین و روسیه فعالیت کنند، در بیانیه اف.پی.آی بر حمایت قوی از متحدین دموکراتیک آمریکا نیز تأکید شده است.
اینها نشان میدهند که احتمالا اف.پی.آی رویارویی با چین و روسیه را اساس تحلیل خود در سیاست خارجی قرار داده است. اگر این احتمال واقعیت داشته باشد در اینصورت به روزهای ابتدایی بعد از حملات یازده سپتامبر برگشتهایم. در آن زمان نشریه ویکلی استاندارد به سردبیری کریستول، واشنگتن را بهعلت اتخاذ سیاست دلجویی در قبال چین، مورد انتقاد قرار داد.
از نقطه نظر رسمی، اف.پی.آی تصمیم دارد در راستای افزایش فعالیتهای نظامی آمریکا در افغانستان تلاش کند. نخستین فعالیت سازمان که در 31 مارس آغاز شد عبارت از برگزاری نشستی با عنوان «افغانستان، برنامه ریزی برای موفقیت» بود.
سخنران اصلی این کنفرانس سناتور «جان مک کین» نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری بود. کیـــگان و کریستول در انتخابات از وی حمایت کردند. مک کین در ماه فوریه سخنرانی عمومی در مؤسسه نومحافظه کار «اِی.ای.آی» ایراد و اعلام کرد که آمریکا نمیتواند تعهدات نظامی خود را در افغانستان کاهش دهد، بلکه باید به منظور پیروزی در جنگ، فعالیتهایش را دو برابر کند.
دیگر سخنرانان عبارت بودند از کیگان، عضو مؤسس اِی.ای.آی سرهنگ «جان نگل» یکی از حامیان استراتژی افزایش نیرو در عراق و نماینده دموکرات «جینهارمن» که از سیاستمداران دسته بازها محسوب میشود.
اف.پی.آی شباهتهای زیادی با «پناک» را به ذهن متبادر میسازد. کریستول و کیگان بعد از انتشار مقالهای با نام «بسوی سیاست خارجی نو ریگانی» در نشریه «فارین افرز» این سازمان را بنا نهادند. در این مقاله، نویسندگان از کاخ سفید واشنگتن دعوت کرده بودند که «هژمونی برتر و جهانی» خود را اعمال نماید و هشدار داده بودند که حزب جمهوریخواه بعد از جنگ سرد و بعد از واگذاری کاخ سفید به بیل کلینتون به «نئو انزواطلبی» روی آورده است.
استیون کلمونس، مدیر «برنامه استراتژی آمریکایی» در «مؤسسه آمریکای جدید» میگوید: «این سازمان مرا به یاد پروژه قرن جدید آمریکایی (پناک) میاندازد. این سازمان نیز به مانند پناک مکانی خواهد شد برای افرادی که میخواهند ماشین نظامی آمریکا هرچه بیشتر بزرگ شود و دوست دارند دنیا را به حامیان شیطان و طرفداران خوبی تقسیم کنند.»
اعضای پناک نو محافظهکاران و بازهایی بودند که در آینده وارد دولت جرجبوش شدند. این سازمان علاوه بر چنی، رامسفلد و وولف ویتز شامل فرماندار وقت فلوریدا جب بوش نیز بود که در آن زمان احتمال نامزدی وی برای تصدی پست ریاست جمهوری را بیش از برادرش میدانستند. دیگر اعضا عبارت بودند از لوویز اسکوتر لیبی، رئیس دفتر دیک چنی، که در سال 2005 و در پی شهادت دروغ مجبور به تـــرک دولت شد و الیوت آبرامز که تبدیل به مشاور ارشد بوش در حوزه خاور میانه در شورای امنیت ملی شد. در این سازمان افراد دیگری نیز خدمت کردند که بعدها به سمتهای مهمی در دولت بوش دست یافتند.
بیانیه اصول این سازمان (پناک) در ژانویه 1997 از دولت دعوت میکرد تا دوباره به سیاستهای ریگانی - تقویت توان نظامی و شفافیت اصول اخلاقی - روی آورد، سیاستهایی که عبارت از افزایش چشمگیر مخارج نظامی و رویارویی با رژیمهایی که با ارزشها و منافع آمریکا دشمن بودند.
در ژانویه 1998 پناک نامهای سرگشاده به رئیسجمهور وقت بیل کلینتون نوشت و از وی خواست که حتی اگر لازم باشد با نیروی نظامی صدام را وادار به کناره گیری از قدرت کند. این نامه توسط افرادی امضا شد که بعدها و در سال 2003، از طراحان و حامیان اصلی حمله به عراق شدند؛ افرادی چون رامسفلد، ولفوویتز، آبرامز، ریچارد آرمیتاژ معاون وزیر امور خارجه و «جان بولتون» نماینده آتی آمریکا در سازمان ملل.
در سپتامبر 2001 درست چند روز بعد از حملات 11 سپتامبر، سازمان پناک طی نامهای سرگشاده از رئیسجمهوری، بوش خواست که جنگ علیه ترور را گستردهتر سازد و علاوه بر حمله به عاملان مستقیم این وقایع، به عراق و حزب الله لبنان نیز حمله کند.
این گروه در آوریل 2002 یاسر عرفات و تشکیلات خودگردان را چرخ دنده تروریسم در خاورمیانه نامیدند و عرفات را با رهبر القاعده، اسامه بن لادن، هم مسیر دانستند و از دولت آمریکا خواستند تا حمایت از تشکیلات خود گردان و مذاکرات صلح اسرائیل- فلسطین را قطع کند.
آنها در این نامه اعلام کرده بودند نبرد اسرائیل علیه تروریسم، نبرد ماست، و از بوش خواسته بودند تا به اجرای نقشههای سرنگونی صدام حسین سرعت بخشد.
نخستین واکنش عمومی اف.پی.ای در مورد دلایل افزایش نیروی آمریکا در افغانستان است، بسیار کنایهآمیز بود، زیرا پناک و دیگر بازها در داخل و خارج دولت، نقش مهمی در سوق دادن کشور به جنگ عراق، بلافاصله بعد از حملات آمریکا به افغانستان و سرنگونی طالبان، ایفا کردند. بسیاری از متخصصین بر این باورند که تغییر جهت منابع نظامی و اطلاعاتی به عراق، به طالبان و اعضای القاعده امکان داد که به حیات خود ادامه دهند و به بازسازی نیروهای خود بپردازند.
اولویت اساسی دولت بوش که توسط پناک و حامیانش بهشدت حمایت میشد، عراق بود. عراقی که آن را «جبهه مرکزی جنگ علیه تروریسم» میدانستند. همین امر باعث شد که دولتهای غربی حمایتهای لازم را از دولت حامد کرزی به عمل نیاورند.
پناک فعالیتهای خود را در دوره دوم ریاست جمهوری بوش کاهش داد. این امر بیشتر بهعلت بدنامی بود که به خاطر حمایت این سازمان از جنگ عراق، گریبانگیر آن شده بود.
تأسیس اف.پی.آی این امید را به مؤسسان آن داده است که بار دیگر و در دورانی که از کاخ سفید به دور ماندهاند، سیاست خارجی تهاجمی دیگری را تدوین و آن را آماده اجرا برای زمانی کنند که بار دیگر به صحنه قدرت باز میگردند.