پژمان کریمی
اعلام و تأکید بر آمادگی ارتش ایالات متحده و یا تکاپوی رژیم صهیونیستی به منظور هدف قرار دادن ایران، از محورهای خبری و تحلیلی برخی رسانههای غربی است.
به نظر میرسد- آنچنان که مقامات ارشد امنیتی ایران اعلام کردهاند- سخن از تهاجم احتمالی به ایران صرفا اجرای جنگی روانی در آستانه شروع دور دیگری از مذاکرات هستهای میان ایران و اروپاست.
واشنگتن و مقامات رژیم صهیونیستی گمان دارند با ایجاد شبهه در صلحآمیز بودن فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران و همزمان با آن دامن زدن به شایعه حمله احتمالی به تهران، نه فقط ایران را به انعطاف در مذاکرات سوق میدهند بلکه کشورهای دیگر را ترغیب میسازند با فشار آوردن به ایران در مسیر گذشت از خواستهای خود، از بروز بحران تازهای در منطقه خاورمیانه جلوگیری کنند!
واشنگتن و رژیم صهیونیستی شاید نسبت به دیگر کشورها آگاهترند که در صورت وقوع کوچکترین برخورد نظامی میان تهران و آمریکا و اسراییل، بحرانی دامنگیر آنان و غرب خواهد شد که به سادگی نمیتوان آن را تحت کنترل قرار دهند! کارشناسان اقتصادی جهان میدانند این رویکرد کافی است تا قیمت نفت به حدی غیرقابل پیشبینی افزایش یابد. این چیزی نیست که جهان تحمل آن را داشته باشد. از طرفی، آمریکا هنوز نتوانسته است امنیت دلخواهش را در عراق برقرار سازد! مفهوم این رویداد آن است که آمریکا اگر بخواهد جنگ دیگری آغاز کند باید از "چاه" عراق به "دره" ایران سقوط کند.
جمهوری اسلامی ایران کشوری است در اوج مقبولیت و مشروعیت سیاسی با حکومتی متحد و منسجم. این چیزی نیست که آمریکاییها و اسراییلیها آن را نفهمند. بنابراین تهدید نظامی علیه ایران، یک ماجراجویی احمقانه است و از این احمقانهتر، ایجاد جنگ روانی بیثمر و تهدید غیرقابل تحقق است.