حسین شاملو
تونی بلر نخستوزیر انگلیس چندی پیش جمهوری اسلامی ایران را در برابر دو گزینه همکاری با غرب برای ایجاد ثبات در منطقه خاورمیانه و یا انزوای بینالمللی قرار داد تا به قول معروف طرحی را برای برون رفت خاورمیانه از بحران داده باشد؛ اما با توجه به موقعیت وی در انگلیس این شبهه وجود دارد که آیا این طرح بلر وسیلهای برای نجات حکومتش است؟
تونی بلر نخستوزیر انگلیس در جدیدترین موضعگیری خود اعلام کرده که مناقشه اسرائیل و فلسطین، بحران داخلی لبنان، موقعیت سوریه، نا آرامی های عراق و پرونده هسته ای ایران با یکدیگر پیوند خوردهاند و حل هر یک از آنها بدون توجه به دیگری امکان پذیر نیست.
بلر در همین حال نقش ایران و سوریه را در حل بحران خاورمیانه حیاتی دانسته و از جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا خواسته است برای برقراری ثبات در عراق، با تهران و دمشق وارد مذاکره شود.
این در حالی است که وی در تغییر موضع آشکار جمهوری اسلامی را متهم کرده است که فشارهای جهانی مربوط به برنامه هستهای خود را به سمت کارشکنی در روند صلح خاورمیانه و نا آرامی در عراق منحرف میکند.
تغییر مواضع به یکباره تونی بلر که گرچه ایران را در میان انتخاب دو گزینهای قرار داده ، در این مقطع حساس قابل تامل است.
اتخاذ چنین مواضع رد شدهای از سوی آمریکا توسط تونی بلر متحد استراتژیک جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا که به قیمت از دست رفتن محبوبیت وی نیز تمام شده،حقیقی بودن این مواضع را دچار تردید میکند.
اکنون بلر در پایینترین سطح محبوبیت خود به سر میبرد و بر اساس نظرسنجی که در روزنامه دیلی تلگراف به چاپ رسیده ، حمایتهای مردمی از حزب وی (کارگر انگلیس) به 31 درصد کاهش یافته که البته چند ماه پیش در انتخابات محلی نیز این حزب تعداد کثیری از کرسیهای خود را از دست داد و در میان سایر احزاب رده سوم را به خود اختصاص داد.
از یک سو این تغییر رویکرد نخستوزیر انگلیس را میتوان تاکتیکی برای فرار از کنار کشیدن از قدرت و نجات حکومت خود دانست زیرا مخالفت مردم انگلیس با سیاستهای تونی بلر در حوزه داخلی و سیاست خارجی به اندازهای بالا گرفته است که بلر قول داده در سال 2007 یعنی دو سال زودتر از موعد به پایان رسیدن دوره نخستوزیری خود (سال 2009) ، از این پست کنارهگیری کند.
بلر در تلاش است که با مطرح ساختن افکار جدید و طرحها و راهکارهای متفاوت با آنچه که آمریکا ارایه داده است، آخرین تلاش را برای نجات حکومت خود صورت دهد.
بلر در طول دوران حکومت خود به گونهای بسیار واضح از سیاستهای دولت بوش دنبالهروی کرده است و به عنوان همپیمان اصلی دولت آمریکا در محافل بین المللی و مردم انگلیس مطرح شده است.
دنبالهروی بلر از سیاستهای آمریکا انتقادات گستردهای از جمله در داخل احزاب سیاسی انگلیس نسبت به عملکرد دولت وی را موجب شده است.
بلر در تغییر مواضع خود ضمن اینکه سعی میکند منتقدان خود را علیه خود تحریک نکند به گونهای عمل میکند که از سیاستها و خط مشیهای آمریکا نیز عدول نکرده و در تضاد با آن حرکت نکند.
البته در این میان کارشناسان بر این اعتقادند که نخستوزیر انگلیس واقعا به دنبال تغییر سیاست راهبردی خود است.
"پیتر شولاتور" شرق شناس آلمانی در گفتوگو با رادیو آلمانی برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در خصوص هدف بلر از طرح همکاری ایران و سوریه در خاورمیانه، عنوان میکند: این یک اعتراف است که نمیتوان در مقابل ایران کار زیادی از پیش برد و گزینه نظامی باید کاملا منتفی تلقی گردد و سوریه را نیز باید به طرف غرب کشید این یک تحول جدید در سیاست خارجی امریکا و انگلیس است اما سوال این است که برای اجرای یک چنین سیاستی دیر نشده است؟
همچنین پروفسور "ادو اشتاین باخ" رییس موسسه شرق شناسی هامبورگ در گفتوگو با رادیو آلمانی برون مرزی تصریح کرد: به نظر من صحبت بلر جدی است من خود می دانم که از مدتها قبل در اروپا سخن از یک تغییر سیاست در خاورمیانه می شود .برلین نیز به ایران و سوریه به عنوان کشورهای مهم منطقه نگاه می کند و معتقد است که این کشورها باید در تحولات منطقه ایفای نقش بیشتر کنند.
در هر صورت واقعی و حقیقی بودن تغییر سیاستهای خاورمیانهای بلر را گذر زمان مشخص خواهد کرد؛ اینکه آیا این سیاستها و مواضع برای نجات حکومتش است و یا واقعا به این نتیجه رسیده که در نقش کشورهایی همچون ایران در منطقه بازنگری صورت گیرد.