نگین حسینی
چند روزی است که خبر انتشار فیلم خصوصی یک هنرپیشه خانم در جامعه، دهان به دهان میچرخد. ترجیح میدادیم سکوت کنیم در قبال آنچه که به اعتقاد ما، حریم خصوصی یک فرد قلمداد میشود اما این بار نیز، این موج، به جریانی قوی تبدیل شد تا هرکسی را با خود همراه کند. حالا چند نکته را در این ارتباط ضروری میدانیم:
1- آسیبپذیری یک جامعه از لحاظ ارزشی و اخلاقی، اغلب در مواجهه با چنین اتفاقهایی محک زده میشود. هرچند زندگی خصوصی هنرمندان در هر جامعهای همواره زیر ذرهبین عموم قرار دارد، اما این اتفاق در جامعهای مثل جامعه ما، علاوه بر آنکه نشانگر کنجکاویهای عمومی نسبت به افراد مشهور است، نشاندهنده تزلزل پایههای حریم خصوصی نیز هست که با آمدن تکنولوژیهای جدید، سستتر از گذشته هم شده است. این نکته قابل انکار نیست که جامعه امروز ایران، به لحاظ ترکیب جمعیتی جوان خود و سایر مولفههای تعیینکننده اجتماعی، به راحتی دستخوش بحران اخلاقی و ارزشی میشود.
نوجوانان و جوانان، بزرگترین مخاطب و مصرفکننده دستاوردهای تکنولوژیهای جدید هستند. نسلی که نمیتوان با غل و زنجیر کنترلش کرد، و وسایل جدیدی که قابلیتهایی فراتر از سیاستهای فیلترینگ و محدودسازی دارند، این واقعیت را به رخ میکشند که برای مواجهه با شوکهای اجتماعی، کنترلهای انسانی و فنی کارساز نیست؛ بلکه تنها و تنها مهار ممکن، "مهار درونی" است. حال اینکه این مهار درونی برای مواجهه با شوکهای اجتماعی، چگونه و از کجا باید صورت گیرد، خود مبحثی دیگر و پیچیدهتر است؛ اما بهرحال هنوز این "خانواده" است که در ساخت شخصیت فردی و اجتماعی افراد حرف اول را میزند. به همین دلیل، هر بحران ارزشی، این هشدار را میدهد که به راستی خانواده در جامعه امروز ما چه معنایی دارد؟ و یا چقدر از نقشهایش را ایفا میکند؟ و چرا ایفا نمیکند؟
2- موضوع دیگر، حریم خصوصی و آموزش رفتار عمومی در قبال حریم خصوصی است. اگر افراد جامعه از کودکی با مفهوم حریم خصوصی دیگران آشنا شوند و آموزشهای اخلاقی را در ارتباط با ضرورت احترام به چهاردیواری زندگی شخصی یکدیگر دریافت کنند، با شوکهایی که میتواند حاصل سرک کشیدن به حریم دیگران باشد، مواجه نمیشوند و اصل احترام اخلاقی به زندگی خصوصی دیگران را در هرحال رعایت میکنند. ضمن اینکه باید دید قانون در مورد حریم خصوصی چه اندیشیده؟ و آیا همانطور که اخیرا مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اعلام کرده، نیاز به تدوین قانونی حمایتی در این باره حس نمیشود؟
3- این روزها نه فقط این فیلم، که فیلمهای دیگری از این دست نیز به سرعت از طریق موبایل، ای میل، و سی دی دست به دست میشود و در کمترین زمان، میان همه قشرهای جامعه انتشار مییابد. تکنولوژیهای جدید امروز بیش از آنکه در خدمت گرهگشاییهای زندگی عادی و علمی باشند، به ابزار تسویه حساب شخصی، انتقامجویی و کینهورزی تبدیل شدهاند. یعنی بار دیگر علم و پیشرفت آن، در خدمت اهداف غیرانسانی قرار گرفته است. تردیدی نیست که اگر جامعهای، فقط مصرفکننده تکنولوژی نباشد و فرهنگ و اخلاقیات لازم آن را نیز بداند، در استفاده از ابزار جدید، کمتر خطا میکند.
از طرف دیگر، دامنه حقههای گرافیکی آنقدر گسترده شده که تشخیص واقعی از غیرواقعی، و اصلی از بدل، غیرممکن شده است. این است که دیگر انواع کاستها و سیدیهای صوتی و تصویری نمیتواند ملاک و شاهد قابل اطمینانی باشد.
4- حالا کمتر کسی پیدا میشود که از این فیلم حرف نزند. بحث ما این نیست که در زندگی خصوصی این هنرپیشه، چه اتفاقاتی افتاده و یا اینکه آیا فیلم منتشر شده، ساختگی است یا واقعی. بحث این است که ما چقدر حق داریم بیننده یک فیلم خصوصی باشیم؟ چرا به خود حق میدهیم که ماجراهای خصوصی را دنبال کنیم و از پستوی روابط خصوصی افراد سر در آوریم؟ بیایید لحظهای صادق باشیم باهم؛ و ببینیم آیا خود ما آدمها، دلمان می خواهد که جزییات زندگی و احوال شخصیمان، در معرض دید ـ و قضاوت ـ دیگران قرار گیرد؟ کدامیک از ما بیتفاوتیم نسبت به اینکه سقف حریم خصوصی زندگی از سرمان برداشته شود و دیگران نظارهگر کارهای ما باشند؟
راستی هرگز از خود پرسیدهایم که اگر بر فرض، هنرپیشهای، مرتکب عملی شده که از نظر ما غیراخلاقی و محکوم است (که البته این نوع قضاوت هم، از نظر شرعی و اخلاقی کار ما نیست)، اگر بر فرض کسی هم خلافی کرده، آیا دیدن صحنههایی که کاملا شخصی است و در چهاردیواری خصوصی یک فرد بزرگسال اتفاق افتاده، خطایی به مراتب بزرگتر نیست؟ واضح است که این فیلم، فیلمی نیست که برای عموم ساخته شده باشد. فیلمی است در حیطه زندگی خصوصی کسی که برفرض هر قدر هم که مجرم و گناهکار باشد، هنوز آنقدر حق دارد که نخواهد هر کسی بیننده فیلم باشد. این موج هم بهرحال می گذرد، و این سوال همچنان باقی میماند که جامعه ما که این روزها سخت در حال قضاوت در مورد این اتفاق است، خود باید مورد چگونه قضاوتی قرار گیرد؟!