علی تتماج
انتخابات پارلمانی مصر پس از برگزاری سه دوره به پایان رسید.
در این انتخابات که برای تصاحب 445 کرسی پارلمان برگزار شد اخوانالمسلمین با 88 نماینده، 20 درصد کرسیها را به دست آورد. هر چند این مساله پیروزی بزرگی برای اخوانالمسلمین محسوب میشود، اما نکته قابل تامل در این امر گرایش آمریکا به برقراری روابط با این گروه میباشد، چنانکه مقامات کاخ سفید اعلام کردهاند که با اعضاء این گروه حاضر به مذاکره هستند. این امر در حالی صورت میگیرد که از یک سو از سال 1982 تاکنون این گروه از سوی دولت مصر غیرقانونی اعلام و همامنون نیز دارای مشروعیت دولتی نیست از سوی دیگر آمریکا تاکنون اخوانالمسلمین را جزء گروههای تندروی اسلامی معرفی میکند. بر این اساس این رویکرد که تا حدودی با موافقت اخوانالمسلمین نیز همراه بوده و از دو بعد قابل بررسی است:
الف) مواضع اخوانالمسلمین: براساس گزارشات منتشره رهبران اخوانالمسلمین پس از کسب 88 کرسی پارلمان، از ابراز تمایل برای برقراری ارتباط با آمریکا به شرط پایان دادن سیاستهای خصمانه این کشور خبر دادند، بر این اساس هدف این گروه از این پیشنهاد را میتواند به دلایل زیر دانست:
1) در طی چند دهه حضور اخوانالمسلمین، همواره کشورهای غربی به دلیل سیاست اسلامی اخوانالمسلمین با آن مخالفت و شرایط را برای انزوای آن فراهم آوردهاند. با توجه به حضور فعال این گروه در انتخابات اخیر، آنها سعی دارند تا به نحوی از فشارهای خارجی کاسته و نوعی فضای امنیتی برای خود ایجاد نمایند.
2) اخوانالمسلمین که همواره از سوی دولت تحت فشار بوده است، امروز این موقعیت را یافته تا در سایه طرح خاورمیانه بزرگ در صحنه سیاسی حضور یابد، لذا همسویی با طرحهای آمریکا حتی در حد ظاهر میتواند وزنه قدرت اخوانالمسلمین در برابر دولت را سنگینتر و فعالیت بلندمدت آن برای انتخابات ریاست جمهوری فراهم آورد. (آنها به خوبی از نقش آمریکا در تصمیمگیریهای مبارک در عرصه داخلی و بینالمللی آگاهند).
ب)مواضع آمریکا: آمریکا که براساس طرح اصلاحات خاورمیانه، به توسعه سیاستهای به اصطلاح دموکراتیک خود در این منطقه ادامه داده و توانسته کارکردهایی نیز داشته باشد سعی دارد با گرایش به اخوانالمسلمین:
(1) آمریکا با عملکرد خصمانه در سالهای اخیر علیه مسلمانان، جایگاه خود را در کشورهای اسلامی از دست داده است، بر این اساس با گرایش به گروههای اسلامگرا سعی میکند تا حدودی مواضع خود را تعدیل یافته نشان دهد تا از موج مخالفتها با خود کاسته تا بیش از این شاه از دست دادن منافع خود در خاورمیانه و کشورهای اسلامی نباشد.
2) آمریکا که طرح اصلاحات را در خاورمیانه ایجاد کرد، با تردیدهای بسیاری از سوی جامعه جهانی مواجه شد چنانکه بسیاری از ناظران این اقدام را بلفی سیاسی و غیر واقعبینانه ارزیابی نمودند. بر این اساس گرایش به اخوانالمسلمین که در اصلاحات مصر توانسته در صحنه حاضر گردد میتوانند از یک سو بیانگر واقعیت تلاش آمریکا برای ایجاد دموکراسی و مردمسالاری در خاورمیانه باشد ثانیا این امر میتواند در سایر کشورها نیز تکرار و گروههایی که در حاشیه قرار دارد در راستای سیاستهای آمریکا برای اصلاحات در کشور به تحرک وا دارد.
3) با توجه به اینکه آمریکا از برقراری روابط با اعضاء مستقل اخوانالمسلمین سخن به میان آورده، میتوان گفت که آنها سعی دارند تا با ایجاد انشعاب در اخوانالمسلمین که امروز به شاخههای سنتگرا و میانهرو تقسیم شدهاند، از اتحاد آن که میتواند اسلامگرایی را در منطقه گسترش دهد جلوگیری کنند، از سوی با این اقدام، به نوعی گروههای اخوانالمسلمین در کشورهای دیگر را که با استناد و همگرایی با اخوانالمسلمین مصر فعالیت میکنند، به تعدیل مواضع وادار سازند. (این امر میتواند بر گروههای حاضر در سرزمینهای اشغالی نیز تاثیرگذار باشد).
4) نقش مصر در تحولات خاورمیانه، سبب گردیده تا همواره از سوی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای مورد توجه قرار گیرد. با توجه به عملکرد این کشور در تحولات سرزمینهای اشغالی و خاورمیانه از یک سو و نارضایتی مبارک از عملکرد اخوانالمسلمین، گرایش آمریکا به این گروه را باید سیاستی در راستای تعدیل مواضع مبارک و استمرار همسویی آن با اهداف آمریکا ارزیابی نمود. بویژه اینکه واشنگتن برای تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و اهداف منطقهای رژیم صهیونیستی به قاهره به عنوان یکی از مراکز تصمیمگیری در جهان عرب نیازمند است (مبارک به خوبی آگاه است که در صورت عدم تحقق خواستههای واشنگتن حضور وی در عرصه قدرت با مشکل مواجه خواهد شد).
در نهایت با توجه به تحولات منطقه و سابقه رفتار آمریکا و غرب با اخوانالمسلمین، رویکردهای اخیر را باید تنها سیاستی موقت از سوی طرفهای این مذاکرات (آمریکا اخوانالمسلمین) دانست. چرا که اخوانالمسلمین به خوبی آگاه است که مذاکره با آمریکا به معنی از دست دادن آراء مردمی و جایگاه خود به عنوان گروهی اسلامگرا در عرصه کشورهای اسلامی است که میتواند موجب انشعاب و خدشهدار شدن جایگاه آن در جهان اسلام گردد. از سوی دیگر آمریکا نیز همواره از قدرتیابی گروههای اسلامی در هراس بوده و سیاست خود را بر تضعیف و انحلال آنها تدوین نموده است. بر این اساس آنها هرگز حاضر به قدرتیابی اخوانالمسلمین مصر نخواهند بود. بر این اساس نمیتوان این اظهارات را پایان تنش میان آمریکا و اخوانالمسلمین دانست لذا احتمال تحقق این ارتباط در شرایط کنونی چندان قابل پذیرش نمیباشد..