صالح اسکندری
گروه سیاسی
"دولت در خدمت به مردم مصمم است، نباید با طرح مطالعات زودرس آن را تحت فشار قرار داد. اگر خدای ناکرده در کارها کوتاهی دیده شود بنده اولین مدعی دولت خواهم بود."
این جملات مقام معظم رهبری چند روز پیش تیتر تعداد زیادی از روزنامههای کشور بود که در خطبههای نماز جمعه هفته گذشته مطرح شد.
آن روزی که رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار با اعضای هیات دولت با تاکید بر فرصت کوتاه 1450 روزه برای رییسجمهور و کابینهاش، از آنها خواستند که لحظه لحظه این مجال را غنیمت بشمارند تصور نمیکردم روزهای دولت جدید به این سرعت سپری شود. اما به هر حال این رسم روزگار است و برنده آن است که بداند در هنگامه پیروزی و شکست چه رفتاری از خود نشان دهد. هر گردشی اصطکاکی دارد مگر این که در خلاء صورت بگیرد. تئوری گردش نخبگان ویلفر دویارتو جامعهشناس ایتالیایی نیز با کمی تساهل از این قانون پیروی میکند. یعنی بیشک در جوامع انسانی کنونی که به بلوغ نهایی دست نیافتهاند در فرآیند گردش نخبگان نوعی نارضایتی ضعیف یا شدید بین کاستها، گروهها و یا حتی افرادی که از قدرت محروم شدهاند به وجود میآید.
علیالخصوص اگر این افراد و گروههای ذینفوذ خود را در این فرآیند صاحب نقش بدانند، در واقع در چگونگی توزیع قدرت همواره چون و چرا وجود داشته است. اگر این نارضایتی نمود عینی بیابد به نوعی گپ انتقادی بین نخبگان همراه و غیر همراه منجر میشود. این مدل انتقادی در درجه اول چه در بین الیت ارگانیک و چه از سوی الیت غیر ارگانیک سازنده است. یعنی به زبان ساده باعث میشود که دولت به ضعفها و کاستیهای خود واقف گردد. اما اگر این انتقادات در بین نخبگان همراه ادامه و گسترش بیابد و به سوی پایین جهت پیدا کند یعنی این گپ انتقادی از بین نخبگان همراه به سوی پایگاه اجتماعی این طیف و سپس عموم مردم سوق یافته منجر به نوعی بدبینی سیاسی میشود. البته این فرآیند در مورد نخبگان غیر همراه صدق نمیکند یعنی انتقاد سازنده از فعالیتها و اقدامات صاحبان قدرت از وظایف این طیف غیرارگانیک است تا هم بتوانند در دورههای بعد ارگانیسم را تصاحب کنند و هم در دوره فعلی باعث پویایی و سازندگی شوند.
پیشتر گفتیم که هر غروب، یک روز از 1450 روز دولت کاسته میشود و فرصت آنقدر کوتاه است که همه چیز منوط به لحظههاست. اما آیا برای دولتی که هنوز 100 روزه نشده، زود نیست که در معرض انتقادات نخبگان همراه و غیر همراه و طرح مطالبات زودرس قرار بگیرد. درست است، عمده فرآیند توزیع قدرت در این چند روزه اتفاق افتاده است اما آیا هدف نهایی خدمت و عدالت در پرتو دولتی مصمم و حفظ پایگاه اجتماعی و در نهایت افزایش اعتماد عمومی را باید فراموش کرد. در واقع شعار جذاب توسعه سیاسی ما را دچار نوعی جوزدگی انتقادی نکند که به واسطه پرستیژ فرهنگ انتقادی هر فعلی را با علت یا بدون علت به باد انتقاد بگیریم. دولت در خدمت به مردم مصمم است و باید ضمن کمک به دولت فرصت لازم را برای تحقق شعارهای مطرح شده ایجاد کرد.